الف - قیمت نخ، پشم، ابریشم، خامه، چله و پود:
ب - قیمت مواد رنگزا و دندانه:
ج - دستمزد رنگرزی:
|
نام فارسی یا هندی |
نام علمی |
با دندانهی زاج سفید |
با دندانهی کات کبود |
با دندانهی زاج سیاه | |||
|
پوست انار |
Punica granatum |
|
|
| |||
|
نیل |
Indigofera tinctoria |
|
|
| |||
|
چوب ساج |
Tectona grandis |
|
|
| |||
|
Sarvan |
Dipterocarpaceae spp. |
|
|
| |||
|
Harda |
Terminalia chebula |
|
|
| |||
|
پوست بلوط (جفت) |
Quercus infectoria |
|
|
| |||
|
Cutch |
Acacia catechu |
|
|
| |||
|
Arjun ۱ |
Terminalia arjuna |
|
|
| |||
|
Arjun ۲ |
Terminalia arjuna |
|
|
| |||
|
Malabar nut |
Adhatoda vasika |
|
|
| |||
|
Babool |
Acacia nilotica |
|
|
| |||
|
قرمز دانه |
Karria lacca |
|
|
| |||
|
Kapik ۱ |
Dolichos Falcatus |
|
|
| |||
|
Kapik ۲ |
Dolichos Falcatus |
|
|
| |||
|
Himalayan rubhada |
Rheum Emodi |
|
|
|
منبع: SIR Naturals
ششم زرشکی : که مثل لاکی یا رناسی با چهار و نیم کیلو پوسته ی گردو ، و کمی بز غنج ( پوست پسته ی کوهی) جوشانیده و پشم را در همان آبِ رنگ ، باید قرار داد تا خوب به خود رنگ بگیرد .
هفتم عنابی : که مثل رناسی باید با چهارو نیم کیلو پوست گردو و بدون استفاده از بزغنج جوشانده شود و پشم را در آبِ رنگِ به دست آمده قرار داد تا رنگ عنابی را کاملا به خود جذب کند .
هشتم انواع صورتی ها : پس از این که لاکی عمل آمد ، در مرحله ی آخر آب کرم که به رنگ صورتی در آمده ، پشم های لاکی را در آورده و پشمی را که می خواهید به رنگ صورتی عمل بیاورید، در آن ریخته تا رنگ دلخواه صورتی شما عمل آید. توجه داشته باشید هر مقدار پشم در آب مانده ی لاکی بماند ، رنگ صورتی پررنگ می شود و بالعکس .
نهم انواع پیازی : برای به دست آوردن این رنگ پشم را باید در آب پس مانده ی رناس بخوابانید تا به رنگ پیازی در آید .
دهم یاسی یا بنفش : عمل به دست آوردن این رنگ مشابه صورتی است ، با این تفاوت که اگر پشم را در آب نیلی کم رنگ مدت کمی بخوابانید رنگ یاسی حاصل می شود ، اگر مدت زمان زیادتر باشد بنفش حاصل
می شود .
یازدهم قهوه یی و انواع آن : پشم را با یک و نیم کیلو رناس و یک کیلو پوست انار، با یک و نیم کیلو پوست گردو بپزید .
به جای پوست گردو از « جَفت » که ماده ی پوست درخت بلوط لرستان است می شود استفاده کرد . از جفت رنگ شتری را نیز می توان به دست آورد اگر به مقدار این گیاهان کمی « اسپرک » اضافه کنید پشم به رنگ بیدی در می آید ، اگر مقدار رناس بیشتر شد و اسپرک زیادتری به کار برده شد ، پشم رنگ شکلاتی به خود می گیرد.
دوازدهم قهوه یی سوخته : پشم را با یک و نیم کیلو رناس به همراه یک کیلو پوست انار و یک و نیم کیلو پوست گردو و پنجاه گرم زاج سیاه بپزید ، یا پشم را با یک و نیم کیلو جفت و یک کیلو پوست انار مخلوط کرده بپزید ، تا قهوه یی سوخته حاصل شود.
سیزدهم نارنجی و طلایی : پشم را با دو کیلو زاج سفید جوشانیده ، بعد بشویید . سپس با دو کیلو اسپرک پشم شسته را باز بجوشانید ، و بعد آن را ، از پاتیل بیرون آورده تا سرد شود دوباره اگر همین پشم را با مقداری رناس بجوشانید ، رنگ طلایی حاصل می شود ، اگر پشم را با مقدار رناس بیشتری بجوشانید رنگ نارنجی به عمل می آید .
توجه داشته باشید به عمل آوردن رنگ طلایی یا نارنجی ، بستگی دارد به مقدار کم و یا زیاد استفاده کردن از رناس. همچنین اگر پوست انار خشک شده را کوبیده و مورد استفاده قرار دهید رنگ زرد تیره ای به دست می آید و اگر با یک و نیم کیلو اسپرک مخلوط کرده بجوشانید رنگ زرد نارنجی حاصل می شود ، و چنانچه با مقداری رناس مخلوط شود رنگ های مختلفی از قبیل قهوه یی سرخ تا خرمایی حاصل می شود .
منبع : کتاب مجنونی ها
چهارم روناسی : این گیاه خودرو است و در بسیاری از نقاط ایران می روید . کشت این گیاه هم بسیار ساده و امکان پذیر است . برای عمل آوردن رناسی باید ریشه ی گیاه را بخشکانید و پس از کوبیدن در آب بپزید . بعد از پخته شدن ماده ی رنگی حاصل می شود .
این رنگ را ممکن است از گیاه یکساله تا نه ساله بدست بیاورید . اما ، عموما بعد از نه سال گیاه قدرت رنگ دهنده ی خود را از دست می دهد . بنابر عمر گیاه ، حاصل رنگ ممکن است قرمز آجری ( رنگ باز یا قرمز تیره ) باشد .
طرز و ترکیب رنگ کردن پشم به نسبت یک به یک است . یعنی چهار و نیم کیلو پشم با چهار و نیم کیلو رناس به علاوه ی یک و نیم کیلو قارا و یک و یک چهارم کیلو زاج سفید .
پشم باید مدت بیست دقیقه در آب بماند و جوشانیده شود و بعد شش ساعت در آن آب بماند تا سرد بشود . سپس پشم را از آب رنگ خارج کنید و بلا فاصله بشویید . بعدا دو مرتبه پشم رنگ شده را با چهار و نیم کیلو رناس و سه و نیم کیلو رناس مغز ( بدون پوست ) پانزده دقیقه بجوشانید بعد ، پشم را شسته در سایه بخشکانید .
توجه داشته باشید اگر مقدار رناس زیاد شد ، رنگ رناس تیره یا خفه تر می شود و اگر کمتر شد پشم به رنگ رناس باز در می آید .
پنجم رناس ( دوغی ) : پشم را سه روز و سه شب در دوغ بسیار خوابانیده بعد آنرا شسته با چهار و نیم کیلو رناس در آب سرد ریخته و پشم را به دفعات مدت سه روز ، زیر و رو کرده و بعدا لازم است پشم را چند روز در چشمه یا آب سرد چاه قرار داده و هر از چند گاهی زیرو رو کنید . هر چه پشم در آب سرد بیشتر بماند رنگ آن مخملی تر می شود و در نتیجه فرش دارای مو زیادتری می شود .
باید توجه داشته باشید ، اگر پشم در ادرار گا و ماده سه روز و سه شب خوابانده شود و بعدا در آب سرد بماند، رنگ مورد نظر ، به مراتب قوی تر شده و در اصطلاح مغزدار می شود . به طوری که بعد از تمام شدن بافت فرش ، اگر آن را تماشا کنیم از بالا فرش موج و جلای مخصوصی دارد و کم رنگ نشان داده می شود ، حال آن که پایین فرش ، رنگ ها تیره تر شده و مغز دار تر می شود و هیچ برق و جلایی ندارد .
منبع : کتاب مجنونی ها
طرز تهیه رنگهای گیاهی به ترتیب نوشته می شود:
اول سفید : پشم را در ظرف بزرگی با سه سطل آب بیست و پنج درجه گرما با ده گرم روغن آب کوهی باید خوابانید تا تمام جرم و چربی پشم گرفته شود . اگر روغن آب کوهی در اختیار نداشتید می توانید پانصد و پنجاه گرم سودا مصرف کنید .
دوم سرخی ( لاکی ) : پشم وقتی این رنگ را به خود می گیرد که از قرمزدانه ، که به آن لاکی هم می گویند استفاده می شود. قرمزدانه به کرم هم شهرت دارد.
کرم لاشه ی حشره یی است که اکثراً روی شاخه های درخت انجیر و درختانی از این گونه زندگی می کند. این کرم پس از مکیدن شیره ی گیاه از خود صمغی ترشح می کند که بعد از صاف کردن آن ، قرمزدانه حاصل می شود.
پشم را به ترتیب با یک کیلو آهک آب دیده در مقدار زیادی آب که در آن غلط بخورد یک روز و یک شب خوابانده ، بعد از آن در چشمه یا آب جاری و زلال آن قدر بشوئید که دیگر اثر و آثاری از آهک در آن نباشد ، بعد پشم را با یک و نیم کیلو زاج در آب بجوشانید ، دوباره در چشمه و آب روان خوب بشویید. بعد از آن با یک کیلوگرم کرم ِ شراب کش کوبیده و غربال شده یعنی کاملا ً پخته شده پشم را خوب جوشانیده تا رنگ به خود بگیرد. بعداً دو کیلو لیمو عمانی کوبیده را در آب گرم قبلی مخلوط کرده و پشم را دوباره بجوشانید تا آب گرم به رنگ صورتی در بیاید.
بعد پشم را از پاتیل بیرون آورده ، دوباره خوب بشویید و در سایه برای خشک شدن پهن کنید.
یادتان باشد کم رنگ یا پر رنگ بودن لاکی بستگی دارد به مقدار مصرف کرم و مقدار لیمو عمانی و عمل خشک کردن پشم در آفتاب یا سایه.
سوم لاکی دانه اناری یا شرابی : توسط بزغنج که پوست پسته ی کوهی است و رنگ قرمزدانه را ثابت می کند تهیه می شود. لاکی دانه اناری ( تورکه اناری ) وقتی تهیه می شود که به ترتیب تهیه ی سرخ ( لاکی ) عمل نمود. دست آخر باید پشم را در آب چشمه یی که قبلا ً پشم آهکی در آن شسته شده ، شستشو کرد. به عبارت دیگر با تجربه ی زیاد، دست آخر باید پشم را در آب زیاد و سرد، که دارای مقدار کمی آهک خوب حل شد، باشد قرار گیرد و بعداً در سایه خشکانید.
منبع : کتاب مجنونی ها.
محمد کاظم مجنونی ، بعد از ذکر نام خدا و ستایش خالق می نویسد:
فرزندان من، قبل از هر چیز ، به شما وصیت می کنم، تا هنگامی که دل و جانتان در گرو منزلت و آبروی قالی ایران است، هیچ رنگی جز رنگ گیاهی را در قالی بکار نبرید. رنگ جوهری قالی ایران را به ورطه ی سقوط و نابودی می کشاند. دوام ندارد. جلا و درخشش ندارد. خداوند یک عالم رنگ شناخته و نشناخته را در طبیعت نثار کرده ، تا امثال ما ، از این رنگها سود جوئیم ، ما اگر بی اعتنا به این رنگها باشیم کفران نعمت کرده ایم . به قالی ِ خاکمان خیانت کرده ایم.
همیشه وقت ِ ساختن ِ رنگ ، توفیق را از خدا طلب کنید، و همت را از مولا علی (ع) بخواهید. و تشخیص ِ رنگ را هم بر اساس ِ " علم مرتضی علی " که در آسمان بعد از بارش ِ باران بهار و آفتاب شدن بر افراشته می شود و دارای هفت رنگ به ترتیب : سرخ ، نارنجی ، زرد ، سبز ، مینایی ، آبی و بنفش است قرار دهید.
در خاطر داشته باشید که هفت رنگ ِ – علم مرتضی علی – اصل ِ تمام رنگهاست و مابقی رنگها از مشتقات ِ این رنگها به حساب می آیند.
در نوشتن دستورالعمل ساخت ِ رنگهای گیاهی ، مقدار پشم را جهت هر رنگی یک " بغچه " تغریبا ً 4.5 کیلو گرم در نظر داشته ام.
همچنین ، پیش از شرح دادن ِ طرز ، تهیه ی رنگها گیاهی ، توصیه می کنم که ، در پاتیل رنگرزی باید مقدار آب در پاتیل به اندازه ای باشد که پشم در آن باصطلاح رنگرزها خوب غلط بخورد. یعنی پشم کاملاً آزاد و رها باشد و در آب پاتیل بچرخد . حتماً باید توجه داشته باشید که اصولا ً مدت زمان جوشانیدن پشم می باید دست کم از بیست دقیقه کمتر نباشد.
منبع : کتاب مجنونی ها .
چکیده: در این بررسی تعدادی از تركیبات مهم گیاهی مانند تاننها، فلاونوئیدها، آنتراكینونها، كارتنوئیدها، پورفیرینها و بتالانینها مورد بررسی قرار گرفتند، سپس براساس حضور این تركیبات رنگده 130 نمونه گیاهی از 99 گونه گیاهی جمع آوری و در شرایط بهینه خشك گردیدند. از روش رنگرزی الیاف همزمان الیاف طبیعی با پودر یا جوشانده اندام گیاه، در حضور دندانه طبیعی در محیط اسیدی بهره گرفته شد، پس از پایان رنگرزی الیاف در سایه خشك و پایداری الیاف در برابر شستشو با آب معمولی، محیط بازی و اسیدی در دمای 50 درجه سانتیگراد به مدت یكساعت مورد بررسی قرار گرفت، پایداری الیاف در برابر نور براساس استاندارد ISO-150-B01:1989E) انجام شد. نتایج نشان داد از 1040 طیف حاصله از گیاهان مورد بررسی تمامی طیف ها در برابر شستشو پایداری بسیار خوبی داشتند. باتوجه به پایداری نوری الیاف در حدود 83% طیف های حاصله در این پژوهش را می توان در صنایع فرش بافی مورد استفاده قرار داد، مجموع ثبات رنگهای حاصله بر روی الیاف ابریشمی نسبت به الیاف پشمی بیشتر بود، با ثبات ترین طیفها با گیاهان حاوی تانن و آنتراكینون بخصوص در حضور حاصله برروی الیاف ابریشمی نسبت به الیاف پشمی بیشتر بود، فلاونوئید، پورفیرین و كارتنوئید رنگدهی چندانی نداشتند و در حضور دندانه سولفات مس و آهن ثبات بهتری نسبت به دندانه سولفات آلومینیوم و دی كرومات پتاسیم داشتند و بی ثبات ترین طیفها با گیاهان حاوی بتالانین حاصل شد، جلای رنگهای حاصله و یكنواختی رنگ الیاف با جوشانده اندام گیاهی محسوس تر از پودر گیاه رنگده بود.
برای مشاهده ی اصل مقاله با فرمت PDF اینجا کلیک کنید.
اکثر رنگرزخانه های سنتی شهر کاشان از یک یا چند چهار طاقی متصل به هم تشکیل شده است.وسعت کارگاه ها و همچنین نوع آرایش داخلی آن اعم از دیوار چینی معمولی
(به صورت سفت کاری) با کاهگل و یا سفید کاری و یا سقفهای تزیین یافته به کاربندی و غیره، رابطه ی مستقیم با بضاعت و توانایی مالی صاحب رنگرزخانه دارد. به این معنی که یک رنگرز ساده با بضاعت مالی اندک به یک کارگاه با سفت کاری معمولی اکتفا کرده و دیگری که متمول تر بود تا حد توانایی به آرایش داخل کارگاه خود پرداخته است.قدمت بنای کارگاه های رنگرزی همزمان با قدمت بازار کاشان یعنی از حدود حکومت زندیه است که البته تغییر و تبدیل هایی در دوران های مختلف در آن رخ داده است. وجود چاه نیمه عمیق قدیمی و حوضچه های شست وشوی مواد رنگ شده و همچنین حیاط مانندی فضای بدون سقف در کنار کارگاه ها از دیگر ویژگی های محل فعالیت رنگرزان است. فرورفتگی های میان هر دو ستون در اکثر کارگاه های رنگرزی که امروز جای اجاق و پاتیل مسی رنگرزی خامه است ، در گذشته جای قرار گرفتن خمره های رنگرزی با نیل طبیعی (غیر آماده) بود. علت جایگزین شدن اجاق و پاتیل رنگرزی به جای خمره های سفال قدیمی تحولی است که حدود نود سال قبل در ابزار حرفه ی رنگرزی به وجود آمد.(کارگاه های رنگرزی خامه ی قالی در گذشته ، کارگاه های رنگرزی اجناس شعر بافی بودند که تغییر کاربری دادند). از دیگر قسمت های کارگاه ، پلکان قدیمی متصل به پشت بام است که در انتقال خامه ی رنگ آمیزی شده به پشت بام و خشک کردن آن (در فصل سرما و اعتدال) نقش به سزایی دارد. در فصل تابستان و گرما خامه های رنگ شده را در حیاط مجاور کارگاه خشک می کنند.
رنگرزخانه های شهر کاشان در محدوده ی بافت قدیمی آن و اکثرا در کنار بازار اصلی شهر قرار دارند. علت تمرکز رنگرزی ها در محدوده بازار و مرکز داد و ستد شهر به آن علت است که رنگرزان نباید از مرکز اصلی مراجعین بازار که عموما دست اندر کار امر تولید قالی هستند؛ دور باشند. مراکز تجمع کارگاه های رنگرزی به ترتیب اهمیت عبارت اند از : «بازارچه صباغ ها»، «بازارچه درب زنجیر»، «بازار مسگرها»، «بازار یانخل»، «بازارچه ضرابخانه»، «محله قبرستان درب باغ»، «بازار گذرنو»، «بازارچه میانچال»، «محله درب یلان»، «کوی سر پله»، «کوچه دمقاچی ها»، «گذر بابا ولی»، «محله طاهر و منصور» و «کوی پاقپان».
ابزار و مواد مورد نیاز در رنگرزی سنتی عبارتند از :

مكانیزم جذب و نگهداری مواد رنگزای طبیعی توسط لیف
در استفاده از رنگینه های طبیعی از آنجایی كه در این رنگینه ها گروه های فعال جهت تشكیل پیوند با لیف در هنگام رنگرزی كالای پشمی و ابریشمی یا وجود ندارد یا اثرشان ضعیف می باشد، در اكثر مواقع جهت جذب بیشتر و تثبیت بهتر رنگینه روی كالا نیاز به یك ماده واسط می باشد و آن را اصطلاحاً دندانه یا Mordant گویند. یك دندانه در واقع یك فلز با ظرفیت حداقل دو می باشد كه در تشكیل پیوند شیمیایی بین رنگینه و لیف نقش بسیار مؤثری را ایفا می كند. دو نوع پیوند اساسی بین رنگینه- دندانه از یك طرف و دندانه- لیف از طرف دیگر به طور همزمان به وقوع می پیوندد كه این دو نوع پیوند در مقایسه با پیوندهای یونی، واندروالس و هیدروژنی بسیار محكم تر می باشند.
یكی از این پیوندها، پیوند كووالانسی می باشد كه دندانه با گروه های هیدروكسیل كه هم در لیف (پشم و ابریشم) و هم در ماده رنگزای طبیعی وجود دارد، برقرار می كند و دیگری پیوند كئوردینانس می باشد كه از طریق گروه های الكترون دهنده چون اكسیژن متصل به كربن از طریق پیوند دوگانه (گروه كربونیل) ایجاد می گردد. در نتیجه تشكیل این پیوندها كمپلكس رنگی حاصل می شود كه اصطلاحاً آنرا لاك (Lake ) گویند. مجاور بودن گروه های مذكور جهت تشكیل حلقه های پنج و شش ضلعی كه از ثبات بالایی برخوردارند، به پایداری كمپلكس حاصله كمك كرده و در نتیجة این مهم، رنگینه دارای ثبات شستشویی بالایی در روی لیف خواهد بود.
از تركیبات متداولی كه به عنوان دندانه استفاده می شود می توان به سولفات مضاعف پتاسیم و آلومینیوم (زاج سفید)، سولفات آهن (زاج سیاه)، سولفات مس (زاج سبز)، كلرید قلع و دی كرومات پتاسیم اشاره نمود.
بر حسب تقدم و تأخر عمل رنگرزی و عمل دندانه دادن، رنگرزی با مواد رنگزای طبیعی به سه طریق ممكن است صورت پذیرد:
مراحل رنگرزی
خیساندن كلاف: كلاف پشمی یا ابریشمی را در حمام یا پاتیل آب گرم (30 تا40 درجه) برای 2 ساعت خیس می كنند، سپس آب كلاف را گرفته و در آب 30 تا 35 درجه همراه با مقدار كافی پاك كننده می شویند. پس از آن مجددا آبگیری كرده و با آب معمولی می شویند و پس از مرحله آبگیری خشك می كنند.
دندانه كردن پشم: ظرف حمام را گرم كرده و در آن آب می ریزند و در دمای 70 درجه سانتی گراد دندانه را اضافه كرده، بعد از 20 دقیقه كلاف شسته شده و نمدار را داخل حمام كرده و یك ساعت با دمای 80 درجه سانتی گراد ( برای ابریشم 70 درجه سانتی گراد ) قرار می دهند. قابل ذكر است كه زمان لازم برای دندانه های مختلف، متفاوت است. مثلا" دندانه كردن با زاج سیاه وقت كمتری لازم دارد.
رنگرزی: حمام رنگ را آ ماده كرده و كلاف های شسته و دندانه شده را به حمام رنگ وارد می كنند. دمای حمام را به تدریج به جوش رسانده و به مدت یك ساعت كلاف ها در رنگ می جوشند و هر 5 دقیقه كلاف را با چوب همزن در رنگ غوطه می دهند. بر اثر تبخیر حجم محلول رنگ كم می شود، بنا براین با اضافه كردن مقداری آب جوش محلول را همواره در 20 تا 30 برابر وزن كلاف نگه می دارند.
پس از اتمام زمان ( یك ساعت )، جوشاندن را متوقف كرده و می گذارند تا حمام رنگ به مرور سرد شود سپس كلاف ها را خارج كرده، اول با آب نیمه گرم و سپس با آب معمولی و سرد شسته و آبگیری می كنند و در مجاورت هوای خشك قرار می دهند.
ثبات رنگ
بنابه تعریف ثبات رنگی یک رنگینه عبارتست از: مقاومت رنگی خامه قالی رنگرزی شده در مقابل عوامل مختلف چون شستشو، نور، سایش و حلال های شیمیایی که در طول عمر مفید خود با آن مواجه می شود. هنگامی که یک خامة قالی رنگ شده در معرض عوامل مذکور قرار می گیرد، یک یا چند تغییر ممکن است، اتفاق افتد. از نقطه نظر کالای رنگرزی شده به تنهایی ممکن است اختلاف در عمق رنگی، در فام رنگی و یا در شفافیت صورت پذیرد. علاوه بر این تحت شرایط مشخص مثلاً شستشو، بخش های سفید کالا ممکن است رنگی شده و بخش های رنگی نیز به دلیل مهاجرت رنگینه از نقاط دیگر به آنها دارای رنگ جدیدی گردند. این پدیده تحت عنوان لکه گذاری شناخته می شود. لذا ثبات رنگ خامه فرش دستباف به مقاومت این قبیل تغییرات تحت شرایط مشخص شناخته می شود.
اکثر رنگینه های طبیعی دارای ثبات نوری از ضعیف تا متوسط هستند و این در حالی است که رنگینه های شیمیایی دارای محدوده وسیعی از ثبات ها یعنی از ضعیف تا عالی می باشند.
ثبات نوری یک خامه رنگرزی شده به عوامل داخلی چون ساختار شیمیایی رنگینه، حالت فیزیکی رنگینه، غلظت رنگینه، ماهیت خامه رنگرزی شده و خلاصه نوع دندانه مورد استفاده بستگی دارد.
ساختار شیمیایی یک مولکول رنگینه به دو بخش تقسیم می شود: بخش اصلی یا کروموفور رنگینه که رنگین بودن ملکول رنگینه به آن بستگی دارد و بخش دوم که خصلت کاربردی و یونی بودن رنگینه را باعث می گردد که به عنوان گروه های آکسوکروم شناخته می شوند. به طور کلی کروموفور و بخش اصلی رنگینه ثبات نوری یک رنگینه را تعیین می کند و گروههای آکسوکروم بمراتب اثرات کمتری را در این مهم ایفا می نمایند. آنالیز مواد رنگزای طبیعی فهرست شده در کتاب مرجع رنگ نشان می دهد که تقریباً 50 درصد از کل مواد رنگزای طبیعی از خانواده فلاونوئیدها بوده و مابقی از خانواده آنتراکینون، نفتوکینون و ایندیگوئیدها می باشند. ترکیبات فلاونوئیدها دارای ثبات نوری بالایی بوده ولیکن رنگینه های آنتراکینون و ایندیگوئیدها دارای ثبات های نوری عالی هستند. البته قابل ذکر است که ثبات نوری رنگینه های آنتراکینون با افزایش استخلاف گروه های هیدروکسیل در ملکول رنگینه کاهش می یابد. همچنین بزرگی ساختار می تواند ثبات نوری را بهبود بخشد.
حالت فیزیکی رنگینه معمولاً مهتر از ساختار شیمیایی می باشد و به طور کلی هر چه تجمع ملکولی رنگینه در لیف بیشتر باشد، ثبات نوری رنگینه بیشتر است. در مطالعاتی که Cox - Crews در سال 1987 روی سرعت رنگ پدیدگی بعضی از رنگینه های طبیعی انجام داد مشخص گردید که سرعت رنگ پریدگی روناس و اسپرک دندانه داده شده با فلزات آلومینیوم و قلع مشابه بیشتر رنگینه های شیمیایی در ابتدا زیاد ولی بعد از مدتی با شیب کمتر به صورت ثابت ادامه دارد. همچنین مشاهده شد که سرعت رنگ پریدگی ایندیگو و قرمزدانه دندانه داده شده با فلزات آلومینیوم و قلع با سرعت ثابت اتفاق می افتد.
ثبات نوری خامه فرش دستباف رنگرزی شده معمولاً با افزایش غلظت رنگینه در لیف افزایش می یابد.
ساختار شیمیایی و پارامترهای فیزیکی لیف می تواند روی ثبات نوری خامه رنگرزی شده تأثیر گذار باشد. به عنوان مثال کومینگ و همکارانشان رنگ پریدگی روی الیاف پنبه را به اکسید شدن سلولز نسبت می دهند، در حالی که الیاف پروتئینی مثل پشم، کرک و ابریشم خاصیت احیائی دارند.
نیل (ایندیگو) روی پشم نسبت به پنبه دارای ثبات نوری بیشتری است در حالی که روناس رفتاری برعکس دارد.
ثبات نوری رنگینه های دندانه ای همچنین به نوع دندانه و روش دندانه دادن بستگی دارد. زیرا در هنگام دندانه دادن کمپلکس های متفاوتی با انواع دندانه ها ممکن است تشکیل شود که اینها از نظر مقاومت نسبت به نور با یکدیگر متفاوت هستند. همچنین خود فلز می تواند اثرات کاتالیزوزی مثبت یا منفی روی تخریب نوری رنگینه داشته باشد. در مطالعاتی که Cox - Crews روی 18 نوع رنگینه زرد طبیعی انجام داد مشخص گردید که تاثیر دندانه حتی از ساختار خود رنگینه روی ثبات نوری مهم تر است. همچنین او نتیجه گرفت که تغییرات رنگی (رنگ پریدگی) نمونه های پشمی رنگرزی شده و دندانه شده با فلزات قلع و آلومینیوم نسبت به فلزات مس، کروم و آهن خیلی بیشتر است.
عوامل خارجی همچون منبع نوری، شدت نور، دما، رطوبت و آلودگی محیط نیز می تواند روی رنگ پدیدگی یک کالای رنگرزی شده مؤثر باشد.
ماهیت نور تابیده شده و نوع منبع نوری عامل خیلی مهم در رنگ پدیدگی می باشد. رنگینه های بی ثبات با تابش نور مرئی کم رنگ می شوند در حالی که رنگینه های با ثبات نوری بالا تحت تابش اشعه ماورای بنفش رنگ خود را از دست می دهند. اشعه ماورای بنفش فاکتور بسیار مهم در رنگ پدیدگی بوده که تأثیر آن روی رنگینه های زرد و نارنجی بیشتر است.
تحت شرایط عادی تابش نور، دما و رطوبت هر دو می توانند روی سرعت رنگ پدیدگی کالای نساجی (خامه فرش دستباف) تأثیر داشته باشند. به عنوان مثال کاهش درصد رطوبت از 65 به 25 باعث کاهش شدید در رنگ پریدگی می گردد.
آلودگی محیط چون حضور دی اکسید گوگرد و اکسیدهای نیتروژن و ازون در هوا می توانند با رنگینه ها حتی در غیاب نور واکنش دهند.
حضور بعضی مواد کمکی در لیف که هنگام رنگرزی یا قبل و بعد از رنگرزی روی خامه فرش آورده شده اند ممکن است روی رنگ پریدگی موثر باشند. به طوریکه وجود موادی چون نشاسته فرآیند رنگ پریدگی را تشدید میکند. و بالعکس عملیات بعدی ابریشم با اسید تانیک خواص ثباتی بعضی از رنگینه های طبیعی را بهبود می بخشد.
در مطالعاتی که Cristea و همکارش به منظور بهبود ثبات نوری رنگینه های طبیعی روی پنبه انجام دادند مشخص شد که استفاده از ویتامین C و اسید گالیک که به عنوان مواد آنتی اکسیدان و جاذب اشعه ماورای بنفش هستند می توانند ثبات نوری رنگینه های روناس، اسپرک و وسمه را بهبود بخشند.
ای رنگرز بزرگ عالم
صنعتگر جنّ و دیو و آدم
گویند که سرخ و آبی و زرد
در رنگ بود دوای هر درد
این هر سه تو کرده ای پدیدار
در رونّاس و نیل و برگ هر دار
رونّاس تو قرمزیست زیبا
زینتگر نقش فرش و دیبا
بس زرد که کرده ای تو پنهان
در برگ گیاه های الوان
نیل تو که هست آبی نغز
با زرد گیاه می دهد سبز
این هر سه که رنگ های اصلیست
در دفتر رنگ هات فصلیست
ترکیب نموده ای بسی رنگ
در جانور و گیاه و هر سنگ
لعل و شبق و زمرّد و یشم
گردد خیره، ز دیدنش چشم
قرقاول و کبک و ببر و طاووس
با رنگ تو بر فلک زند کوس
با زرد تو ای جناب باری
گنجشک حقیر شد قناری
در جَفت بلوط و پوست گردو
صد رنگ نهاده ای چو جادو
در پوست انار یکّه و فرد
از سرخ و سیاه هست تا زرد
در کرم ضعیف ناتوانی
هشتی به ودیعت ارغوانی
قرمزدانه ایست نام آن کرم
یک گندم و بیش باشدش جرم
اما در رنگ فرش و قالی
خود دنیایی است فرد و عالی
تا رنگ پذیرد هر سپیدی
دندانه ی زاج آفریدی
در وصلت رنگ و پشم چون عاج
دلال محبت است این زاج
پس پایه ی آفرینش رنگ
نرمی گیاه و سختی سنگ
وین بلعجب اندرین نمایش
جان مایه ی رنگ و آب و آتش
ما را تو به هر طرف کشاندی
هر روز به مشغلی نشاندی
یک روز بز و الاغ تعلیف
یک روز کتاب و درس و تألیف
امروز که پیری است و سستی
رنگم کردی به چیره دستی
با عشق به رنگ زنده ام من
این هم کلکی ز توست ذوالمن
شعر از: سید عباس سیاحی
هنر رنگرزی در اروپا با شروع دوران مسیحیت به طور چشمگیری گسترش یافت. راهبان در طی قرون وسطی فرهنگ کاربرد رنگهای گیاهی را به زیبایی ثبت کردند. در این زمان تقریباً تعداد محدودی رنگزا وجود داشت و رنگرزان اروپایی نیازهای خود را از خاور دور و نزدیك تامین می كردند. « ونیز ... مرکزی برای ورود کالاهای رنگی شرق گردید... مواد رنگی، که تجارتش رونقی روز افزون داشت، به شهرهای مدیترانه ای فلورانس، پیزا و جنوا صادر می شد... شهرت رنگرزان اروپایی که از قرن دهم شروع به شکوفا شدن کرده بود، در قرن سیزدهم به اوج خود رسید.» ۱
بین سالهای « 1153- 1124» رنگرزان در اسکاتلند تحت قوانین مستقیم «دیوید اول» قرار داشتند. رنگرزی فرانسه در قرن سیزدهم و انگلستان در قرن چهاردهم با گسترش صنعت نساجی ، از اهمیت ویژه ای برخوردار گشت. «ژنو»، «باسل» و «فرانکفورت» از بازارهای بزرگ برای تجارت مواد رنگی در اروپا طی این دوران بودند.
طی قرون پانزدهم و شانزدهم با كشف یك نوع رنگزای طبیعی در آمریكا این كشور نیز به منابع تأمین مواد رنگزا اضافه شد و درست در همین دوره بود كه اسپانیا و پرتقال به دلیل كشف یك درخت در آمریكای جنوبی كه می شد از آن رنگ قرمز خیلی عالی به دست آورد در كار رنگرزی زبانزد شدند. البته این درخت در قرن سیزدهم برای اهالی جزایر «Anderman» آشنا و به نام «Sappon» معروف بود كه در آمریكای جنوبی «Brazil» نامیده می شد؛ به همین دلیل پرتقالی ها این منطقه را كه محل كشت «Brazil» بود به همین نام، نامیدند و بعدها این كشور به نام برزیل معروف شد.
«شگردهای رنگرزی ترکیه که سالیان سال به عنوان راز حرفه ای نگه داشته می شد، در سال 1747 به اروپا رسید.» ۲
استفاده از مواد رنگرزی طبیعی حاصل از گیاهان (ریشه, ساقه, برگ, گل, میوه و دانه) و حشرات و صدف های دریایی در دربارهای سلطنتی تا قرن نوزدهم ادامه داشت. در سال 1856، یک دانشجوی شیمی به نام «ویلیام هنری پرکین William Henry Perkin» روش جدیدی در رنگرزی، با استفاده از «آنیلین Aniline» را کشف کرد. در این زمان با گسترش یافتن علم شیمی رنگ، رنگهای طبیعی به تدریج جای خود را به رنگهای شیمیایی دادند.
منابع و مآخذ
اوکتایی - ناصر - « هنر رنگرزی با گیاهان » - دفتر نشر خودکفایی - تهران - 1363.
جهانشاهی افشار - ویکتوریا - « فرایند و روشهای رنگرزی الیاف با مواد طبیعی » - انتشارات دانشگاه هنر - تهران - 1380.
ژوله - تورج - « پژوهشی در فرش ایران » - انتشارات یساولی - تهران - 1381.
نصیری - محمد جواد - « سیری در هنر قالیبافی ایران » - ناشر: مؤلف - تهران - 1372.
Cannon - John, Margaret - "Dye Plants and Dying" - Herbert Press -
عبدی، یمینی مهر - امیر، احسان - پایان نامه « رنگرزی الیاف پشم و ابریشم با قرمزدانه » - جهاد دانشگاهی اردکان- 1383
توفیقی - روفیا - « گیاهان رنگزا - اسپرک » - صنعت نساجی - شمارهﻯ 267.
از 1700 سال قبل از میلاد مسیح، ساکنان اطراف مدیترانه از پوست تنه بلوط، رنگ تهیه می کردند. تعداد مواد رنگزای طبیعی در دسترس خیلی وسیع نبوده است و برای به دست آوردن تنوع، رنگرزان از املاح فلزات استفاده می كردند. مصریان و یونانیان علاوه بر رنگزاهای متداول، از ریشه گیاهی به نام «آلکانت» برای ایجاد رنگ قرمز استفاده می کردند که در 1300 سال پیش از میلاد از جزیره قبرس خریداری می شده است.
پاپیروسهایی متعلق به قرن سوم پیش از میلاد یافت شده اند که یکی از قدیمی ترین نسخ رنگرزی است که از آنها به عنوان دائرة المعارف رنگرزی یاد شده است. همچنین در نزدیکی اهرام مصر هم بقایای یک کارگاه رنگرزی به جا مانده است؛ « این کارگاه دو اتاق جداگانه داشته که یکی برای رنگرزی و دیگری جهت شستشوی الیاف استفاده می شده و کلاف های رنگ شده را در پشت بام خشک می کرده اند.»۱
از نوشته های کهن هند چنین پیداست که رنگرزان آن دوره، طبقه و صنف معینی بوده اند و کار رنگرزی و شستشوی پارچه و لباسهای مستعمل را به عهده داشته اند. آنها از انواع رنگ زرد استفاده می کرده اند و چگونگی به دست آوردن رنگ قرمز از پوست درخت های خاص را می دانستند. در این نوشته ها، توضیحاتی در مورد تثبیت رنگ آبی به دست آمده از «نیل» بر روی پنبه هم آمده است.
در حفاری های شهر «پمپی» و «هرکولانیوم» تعدادی کارگاه رنگرزی متعلق به سال 79 میلادی کشف شده است. دو نفر که در همین زمان می زیسته اند اطلاعات مهمی از رنگزاهای آن دوران را به ثبت رسانده اند، یکی از آنها « دیوس کوریدس Dioscorides » فیزیکدان یونانی و دیگری « پلینی Pliny » طبیعی دان رومی است. طبق نوشته های این دو نفر، از روناس و قرمزدانه برای رنگ قرمز، زعفران و اسپرک برای رنگ زرد، وسمه و نیل برای رنگ آبی استفاده می شده است. همچنین از گیاهان و موجودات فراوانی همچون حلزون ارغوانی، پوست گردو، پوست بلوط، گل پر طاووس، گل انار، گل گاوزبان و ... نام برده اند.
تاریخ رنگرزی به طور دقیق مشخص نیست ولی «مرتضی راوندی» عقیده دارد انسانهای اولیه « پس از تهیه لباس، از خاک های رنگین یا عصاره گیاهان و میوه ها موادی به دست آوردند و جامه ها را با آن رنگ کردند و به این ترتیب لباس رنگی مخصوصی برای فرمانروایان درست شد و هنر رنگرزی نیز در خدمت بشر قرار گرفت۱.» نساجی و بافندگی در هر منطقه نشان از وجود الیاف خودرنگ و یا رنگ شده دارد و در هر جا اثری از نساجی باشد رنگرزی هم انجام می شده است.
عقیده دانشمندان بر این است که : «شناخت انسان از رنگ حداقل به سه تا چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح بر میگردد. شاید انسانهای نخستین هنگام غارنشینی و استفاده از میوه ها و گیاهان به رنگ بعضی از میوه های وحشی - همچون آلبالو و شاه توت- پی برده و از آن برای رنگ کردن نقش و تصویر جانوران مورد علاقه یا دیوار محل سکونت و بدن خود استفاده کرده باشند.»۲
«سومری ها در 3500 سال قبل از میلاد مسیح در آشور ساکن شدند. یکی از لوحه های سفالی کشف شده متعلق به آن دوره فهرستی از احتیاجات یک کدبانوی خانه، به لباس را در بردارد که نشان می دهد، پارچه های آن دوره به رنگهای گوناگون رنگ می شده است.»۳
در آثار مکتوب به دست آمده از چین چگونگی رنگرزی ابریشم در 2600 سال پیش از میلاد مسیح بیان شده است و توضیح داده شده که چگونه رنگ های زرد، قرمز و سیاه را روی ابریشم بیاورند.
گفته می شود که پارچه های رنگ شده كه از مكان های مقدس در مصر بدست آمده مربوط به 2500 سال قبل از میلاد مسیح است. طبق مطالعاتی كه شده معلوم گردیده است كه این هنر از مناطق باختر و از هند به سایر نقاط جهان كشانده شده و انگیزه آن لكه های بجا مانده از آب میوه روی پارچه كه بطور تصادفی پیش آمده بوده است.
شواهدی نشان می دهد که عملیات رنگرزی در 2000 سال پیش از میلاد مسیح در اطراف دریاچهﻯ «زوریخ» انجام می شده است. در برخی از نقاط اطراف دریای مدیترانه كه احتمالاً مسكونی بوده آثاری از تور، طناب، نمد و نخ های تابیده پرزدار عمدتاً كتانی با رنگ آبی رنگ شده یافت شده است. قطعه ای از پارچه ای ضخیم مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد در دست است كه احتمالاً متعلق به چادری مقدس (معبد) بوده و زرد رنگ است. در منطقه ای كه این پارچه یافت شده (در سواحل مصر) مقادیری پارچه كتانی و بافته های دیگر به دست آمده است كه نشان از تجاری بودن منطقه دارد. از 1700 سال قبل از میلاد مسیح، ساکنان اطراف مدیترانه از پوست تنه بلوط، رنگ تهیه می کردند.
دارایی از جمله پارچه های ابریشمی است که ایجاد نقشمایه ها به کمک رنگرزی و برروی چله (تار) پارچه صورت می گیرد. نقشمایه هایی که در دارایی استفاده می شوند عبارتند از: لوز،سرو،مرغک(انواع پرندگان)، لوز و سرو، اسلیم، صلیب (چلیپا). در این پارچه علاوه بر نقشمایه هایی که با رنگرزی ایجاد می شوند، به کمک پود گزاری نیز طرح هایی چون بیرقی (چهار خانه) کار می شود.
برای رنگرزی و ایجاد نقشمایه ها برروی مجموعه چله هایی که مساحت آن نقشمایه را در بر می گیرند واحدی به نام اَرده استفاده می شود که مجموعه ی 40 تار است. در رنگرزی پارچه دارایی فقط بخش هایی از اَرده وارد حمام می شود که قرار است بر روی آن ها نقشمایه ایجاد شود. در این حال اگر زمینه ی پارچه، رنگی به جز سفید در نظر گرفته شده باشد نخست چله ها را برای رنگ زمینه رنگرزی می کنند.
در ابتدای عملیات رنگرزی (نقشمایه) آن بخشهایی از اَرده که نمی بایست رنگ شوند را به کمک روده ی گوسفند و یا تیوپ لاستیک خودرو اندود نموده و سپس عملیات رنگرزی را انجام می دهند.
روش رنگرزی که برای دارایی استفاده می شود رنگرزی "کرومی هم زمان" و خمی می باشد.روش "کرومی هم زمان" به این دلیل انتخاب می شود که بخش بسیار کوتاهی از لیف درون حمام قرار می گیرد و شکل نقشمایه ها به صورت ذهنی می باشد و دو مرحله ای شدن عملیات رنگرزی باعث برهم خوردن نظم قرار گیری( شکل پذیری) نقشمایه ها می شود. هر تکه از اَرده بنا بر نقشمایه و رنگ مورد نظر یک یا چند بار درون حمام قرار می گیرد و بر همین اساس پس از نشاندن هر رنگ، اَرده را خشک کرده و برای ایجاد رنگ جدید، رنگ های پیشین را اندود می نمایند. در حالتی که تکرار نقشمایه ها در اندازه های مساوی باشد هر بخش از اَرده که می بایست رنگ مورد نظر را جذب کند، بر روی هم قرار داده و به صورت کلی اندود نموده و درون حمام رنگ قرار می گیرند.
دمای رنگرزی بر اساس سنت دمای جوش بوده (به استثنای نیل) و ظرف حمام کاسه ای مسین کوچکی است که حجم آن حد اکثر یک لیتر می باشد. زمان رنگرزی، زمان کوتاهی در حدود چند دقیقه است.
رنگ های استفاده شده در دارایی : زرد، قرمز، سبز، آبی خمی، سبز خمی، سورمه ای،قهوه ای، نارنجی، شیری و سفید می باشد که هر کدام از این رنگ ها با رنگزا های طبیعی چون: اسپرک - روناس ، قرمز دانه - اسپرک، پوست انار، برگ مو - نیل- پوست گردو - روناس – اسپرک به دست می آیند.
* رنگزای قرمز دانه به دلیل زمان طولانی رنگرزی اش بیشتر در متن پارچه استفاده می شود.
* رنگ های قرمز ، زرد و سبز در دارایی با کاربرد پرده ای استفاده می شوند به دلیل آنکه حشرات در محیطی که با این سه رنگ روشن شده باشند وارد نمی شوند بر همین اساس شیشه هایی درب های اُروسی نیز با این سه رنگ کار می شوند.
استفاده از رنگ های گیاهی نتایج اقتصادی و اجتماعی متعددی در پی خواهد داشت که مهمترین آنها عبارتند از:
1. توسعه و احیای زمین های بایر و کشت گیاهانی که مصارف صنعتی دارند:
پهنه اقليمي ايران ، كه به عبارتي به سرزمين چهار فصل موسوم است، و گوناگوني طبيعت و آب و هوا زمینه ای را فراهم آورده است که گونه های مختلفی از گیاهان می تواننددر آن رشد و نمو یابند. پشتوانه دانش استفاده از مواد طبیعی، به عبارت دیگر گنجینه های اطلاعات در زمینه مصارف گوناگون دارویی، خوراکی و صنعتی گیاهان از منابع ارزشمند دیگری است که می تواند امکان بهره مندی ما را از نعمت های طبیعی این سرزمین پهناور گسترش دهد.
2. ایجاد اشتغال:
در جامعه ایران به دلیل رشد و فراوانی نیروی جوان می توان، با اتخاذ روش های اصولی، از این نیروی فعال در احیای زمین های بایر و یا کاشت گیاهان صنعتی بهره مند شد. تولید و برنامه ریزی به نیروی فعال و کارآمد نیازمند است و سیاستگذاران می توانند با ترویج و تشویق کشت گیاهان صنعتی عرصه ای برای اشتغال جوانان فراهم آورند.
3. جلوگیری از آلودگی های ناشی از کاربرد مواد شیمیایی:
گسترش کاشت گیاهان صنعتی، علاوه بر مزایای افزایش فضای سبز و کاهش آلودگی هوا، در کاستن از مصرف مواد شیمیایی آلاینده نیز به نحوی مستقیم مؤثر است و می تواند به عامل مهمی در حفظ سلامت محیط زیست مبدل شود. از نظر بهداشت فردی نیز کار با مواد طبیعی از بروز بیماری های پوستی و تنفسی ناشی از مواد شیمیایی پیشگیری می کند و خطر سرطان زایی را به حداقل می رساند.
4. صرفه جویی ارزی و ارزش صادراتی:
فرش و سایر دستبافت های ایرانی، بعد از نفت مهمترین اقلام صادراتی کشور ما را تشکیل می دهند. از این رو، گسترش تولید مواد اولیه ی آن ها در داخل کشور، با توجه به کیفیت مرغوب رنگ های طبیعی، از یک شو می تواند از خروج ارز برای تهیه ی رنگ های شیمیایی تا حدود زیادی بکاهد. و از سوی دیگر بازار جهانی فرش ایرانی را دوباره پررونق کند.
نغمه صفوی