تکنیک رورنگرزی یا تاپینگ
رورنگرزی، رنگرزی مجدد یک کالای رنگرزی شده با رنگینه دیگری است که معمولاً جهت افزایش درخشندگی انجام میشود. رنگرزی کالای پشمی
رنگرزی شده با رنگینههای متالکمپلکس فلزی که از درخشندگی برخوردار نمیباشد با رنگینههای اسیدی، نمونهای از رورنگرزی است. رورنگرزی ممکن است همچنین برای افزایش ثبات شستشویی پارچههای رنگرزی شده با رنگینههای مستقیم انجام شود.
رنگرزی باتیک
به کمک چند تکنیک که از سالهای بسیار زیادی در شرق آسیا بهکار گرفته شده است، میتوان طرحهای مختلفی را توسط این روش رنگرزی بهروی پارچه آورد و به آن ظاهر چاپ شدهای داد. یکی از این روشها رنگرزی باتیک نام داردکه از هنرهای دستی کشور اندونزی میباشد. در این روش رنگرزی، ابتدا به کمک واکس مخصوص طرحی روی پارچه نقاشی شده و سپس پارچه رنگرزی میشود. وجود واکس روی پارچه از جذب رنگینه جلوگیری میکند. برای زدودن واکس پس از رنگرزی، پارچه در آب جوش قرار داده میشود. به همین ترتیب میتوان مواضع دیگری از پارچه را بهکمک واکس پوشش داد و مواضع باقیمانده را با رنگینههای دیگر رنگرزی کرد.
رنگرزی گرهای
تکنیک رنگرزی دیگری که بهکمک آن میتوان به پارچه ظاهر نایکنواخت و نزدیک به چاپ شده داد، رنگرزی گرهای میباشد. در این روش قسمتهای مختلفی از پارچه به فرمهای مختلف گره زده میشود. فشرده شدن پارچه در مواضع گره زده شده، نفوذ رنگینه را مشکل و یا غیر ممکن میسازد. بعد از گره زده شدن، پارچه رنگرزی شده و در آخر گرهها باز میشود. اثرات گره بهصورت طرحی روی پارچه باقی میماند. روشهای Ikat و Plangi هم مشابه رنگرزی گرهای است.
رنگرزی بخشی
منظور از رنگرزی بخشی، رنگرزی نخ بهصورت منقطع در مقایسه با نخی که مثلاً روی بوبین تماماً رنگرزی شده است میباشد. از نخهای رنگرزی شده با این روش برای پارچههای کشباف، نخ کفپوش تافتینگ و غیره استفاده میگردد. برای انجام این رنگرزی که بیشتر به چاپ شباهت دارد به دو روش عمل میشود:
الف. بافت و شکافت: در این روش نخ بهصورت پارچه کشباف، توسط ماشینهای ویژهای که به رنگرزی بخشی معروف میباشد، بهطرحهای متفاوت چاپ میگردد. بعد از تثبیت رنگینه، پارچه کشباف شکافته شده و نخ روی بوبین پیچیده میشود.
ب. چاپ چله: در این روش، چله از غلتک باز شده و توسط ماشینهای چاپ ویژه با طرحهای مختلف چاپ میگردد.
ابریشم همیشه در فرم کلاف رنگ می شود و شیوه ی رنگرزی اش Weighting Process نامیده می شود. ابریشم به مقدار زیادی دارای نمک های متالیک جاذب و دیگر اجزا (تانن، گلوکز و...)
با خواصی ویژه می باشد، در حالی که این اجزا هیچ آسیبی به درخشندگی لیف نمی رسانند. با این عمل مناسب در این روش می توان آن را تا چنان درجه ای سنگین کرد که از یک پوند (تقریباً نیم کیلوگرم) ابریشم خام 2 تا 3 پوند ابریشم رنگ شده و سنگین تولید کرد. این فرآیند سنگین سازی خیلی رایج است و 25 تا 50درصد وزن اضافه شده عادی است. با این وجود با انجام این عمل مخالفت های زیادی می شود. چون به خواص استحکامی لیف آسیب می رساند. ابریشم خالص دارای خاصیت ماندگاری بالایی است در صورتی که ابریشم سنگین شده با انبار شدن به تدریج پوسیده می شود.
ابریشم وحشی یا زمخت به سختی رنگرزی می شود و یک رنگ سیاه زیبا را فقط رنگرزهای معدودی می توانند روی لیف رنگ کنند. این نوع از ابریشم با رنگ های بازی به طور سریع و با رنگ های اسیدی هم نسبتاً خوب رنگ می شود. ابریشم پیچیده شده یا Mulberryاز نظر خواص رنگرزی شبیه به پشم عمل می کند، مخصوصاً این لیف با رنگ های اسیدی یا بازی بدون دندانه رنگ می شود و مشکلی برای ایجاد رنگ های متنوع و درخشان روی لیف وجود ندارد.
در حمام رنگرزی در دمای جوش، پشم پر رنگتر از ابریشم رنگ می شود، اما در دمای پایین افینیته ی نسبی معکوس است در دمای متوسط معمولاً دیده می شود که هر دو لیف (در مقایسه با سایر رنگ ها) مشابه عمل می کنند. ابریشم جز در مورد رنگ سیاه به ندرت با نیل یا رنگ های دندانه ای رنگرزی می شود. رنگرزی ابریشم سیاه شاخه ی خاصی از رنگرزی تجاری را تشکیل می دهد و نیازمند مهارت خاصی می باشد.
رنگرزی ابریشم مصنوعی (ویسکوز)
رنگرزی ابریشم مصنوعی که ذاتاً ساختمانی سلولزی دارد، شبیه به رنگرزی پنبه است اما تنوع ابریشم مصنوعی در این رابطه تفاوت قابل توجه ای با پنبه دارد. قدرت کششی بسیاری از ابریشم های مصنوعی وقتی خیس می شوند، پایین می آید. این موضوع امر مهمی در رنگرزی این الیاف محسوب می شود، اما در حرارت کم این دسته الیاف با رنگهای بازی بدون دندانه یا رنگ مستقیم به خوبی رنگ می شود.
الیاف پنبه در مرحله ای که تبدیل به پارچه می گردند، ابتدا به جهت آماده نمودن و برای به دست آوردن سلولز خالص و خارج کردن مواد زائد آن اقدام به پخت آن می نمایند
که این عمل در ماشین سر بسته یا سر باز انجام می گردد. در این مرحله با جدا شدن چربی و پکتین و همی سلولز از الیاف پنبه، قدرت جذب رطوبت و رنگ آن بالا می رود و در مرحله ی سفیدگری پنبه، پروتئین موجود در پنبه به صورت کلرانین در آمده و از آن جدا می گردد و برای جدا نمودن مواد کانی از ماشینی که عمل مکانیکی انجام می دهد، استفاده می شود. نا گفته نماند که در اثر پخت پنبه، حدود 5 تا 7 درصد از وزن آن کاسته می شود. بعد از پخت، پنبه با آب گرم و سپس با آب سرد به خوبی شستشو داده می شود و آنگاه برای خنثی نمودن مواد قلیایی اضافی سلولز با استفاه از اسید استیک این عمل انجام می گردد.
از عملیات دیگری که روی الیاف پنبه به جهت ایجاد درخشندگی و استحکام بیشتر انجام می شود، عمل مرسریزه یا مرسریزاسیون می باشد که از سود 28 تا 32 درجه استفاده می گردد. نخ مرسریزه شده از نظر ظاهری به جز درخشندگی تفاوتی با نخ معمولی ندارد. این عمل که به دو شکل مرسریزاسیون بدون کشش انجام می پذیرد برای اولین بار در سال 1844 میلادی به وسیله ی «جان مرسر» ابداع گردید. از دیگر خصوصیاتی که عمل مرسریزاسیون به دست می دهد، عبارتند از: استقامت بیشتر و استحکام و جذب رطوبت و رنگ بیشتر و همچنین تاب طبیعی الیاف که به صورت استوانه ای شکل در می آید، می باشد. دلیل این خاصیت این است که هر چه سطح جانبی الیاف صاف باشد، نور را بیشتر منعکس و متمرکز می نماید که در نتیجه به درخشندگی آن می افزاید. از دیگر دلایل خوب عمل مرسریزاسیون، می توان بالا رفتن قدرت جذب رنگ و رطوبت را نام برد (عملی که در مرحله ی رنگرزی الیاف پشمی به عنوان دندانه کردن از آن نام می برند). مرحله ی سفید نمودن پنبه به سه گونه انجام می گردد:
اهمیت عمل سفیدگری بدان جهت می باشد که پنبه هایی که رنگ طبیعی دارند، در برابر شستشو با محلول های قلیایی سفید می گردند. ماده ی مومی که در الیاف پنبه یافت می شود با موم و روغنی که رشته های پنبه در بر دارند، از نفوذ آب به داخل الیاف جلوگیری می کند و یکی از دلایلی که پنبه به دشواری آب خور شده و به سختی رنگ را جذب می نماید، وجود موم و چربی الیاف پنبه می باشد و مقدار رنگی هم که جذب الیاف می شود، پایا و ثابت نخواهد ماند. بنابراین قبل از عمل رنگرزی می بایست عمل سفیدگری را انجام داد.
به نام دوست وبه یاد دوست ، به نام خدا
آخه این چه وضعی هر کی بخواد کارشو مهم جلوه بده می گه" مگه خم رنگرزیه؟"
نمونش این گروه نویسندگان مجموعه ی مرد هزار چهره. مسعود شصتچی کارمند دون پایه ی بایگانی اداره ثبت احوال شیراز بخواتر زیادی خواهی پدر زن آینده اش! برای دریافت خودرو جایزه ی بانک که حساب پس انداز به نام برادر زن آیندش است بر اساس شباهت اندکی که با برادر زن آینده اش دارد با شناسنامه ی او به تهران می آید و آن داستان همیشگیه ی اغفال داهاتی ساده دل فیلم فارسی های دهه ی پیشین {آقای ها لو} برایش پیش می آید ودر این هین و بین گرفتاری های متعدد به دلیل اشتباه گرفتن او با دیگران. هر گاه با اداره دریافت جایزه ی بانک تماس می گیرد با یک جمله مواجه می شود،" مگه خم رنگرزیه".
برادران،آقایان نویسنده این مجموعه "خشایار الوند، مهران قاسم خانی، امیر مهدی ژوله و سرپرست نویسندگان پیمان قاسم خانی، ننویسید این حرفهارو . اون هایی که این ضرب المثلُ راه انداختن یا از سر کینه بوده یا از سر ندانستن و مطمئن هستم از سر ندانستن بوده. چون استاد کاران گذشته چَمُ خَم کارشونو به هر کسی نمی گفتند. مردم میدیدن کلاف نخ میره تو پاتیل رنگ کامل که خیس خورد در میارن یواش یواش رنگی میشه.
اما نمی دونن تا گوساله گاو شود دل صاحابش آب شود، برادران.
در ایران فقط یه رنگه که خمیه اونم رنگ نیلِ. تازشم مابقی اون رنگ ها دست کم به شیوه ی سنتی دست کم یه روزی طول میکشه تا کلاف ها رنگ بشن، مابقیش بماند اسرار مگوِ.
اما رنگ خمی ، اولندش نیل در آب نامحلولِ باید به کمک سود سوز آور حل بشه بعد با هیدرو که بهش تعاون هم گفته میشه بشکفه بعدش کلاف ها رو تو پاتیل میریزن. تازشم باید حواست باشه نه بیرون از آب بیاد نه حرارت زیاد بهش بخوره، هی همش هم بزنی آسته بری آسته بیای ، رنگ رو لیف (کلاف) بشینه تازه می رسی به جای مشکل داستان نقطه ی مرگزا اون سی دقیقه ی پایانی داستان که قهرمان داستان در کشاکش مرگ هست . باید کلاف ها رو بیرون بیاری ( بالا گفتم اولش رنگ نداره) یه دست باید بهشون هوا بخوره تا رنگ خودشو نشون بده تازشم یکنواخت (نیل به حالت نامحل که بود برمی گرده:اکسید میشه!). حالا خودتون کلاهتونو قاضی کنید ، یعنی چی : مگه خم رنگرزیه؟
مهران مدیری میخواد سرگذشت خودشو بگه، بگه. چشم حسود بابا قوری. به ما چیکار دارین.
عبدالحسین قاسم نژاد