طرح ناواهو (ناواجو): ناواهو (ناواجو) نام قبیلهای سرخپوست میباشد.
طرح لاما: لاما گونهای شتر است که در مناطق کوهستانی آمریکای جنوبی (به خصوص در پرو) یافت میشود. سرخپوستان این منطقه همانند عشایر ایران برای بافت قالیچههایی نظیر گبه از محیط اطراف خود الهام میگیرند.

طرح مار: این طرح به صورت تجرید یافته و به شکل حرف S ، در اکثر فرشهای عشایری ایران نیز قابل مشاهده است که به گفته برخی از منابع، در اصل تجرید یافته طرح سواستیکا یا همان گردونه مهر (خورشید آریایی) میباشد.
طرح معبد آزتک: آزتک نام یک از اقوام باستانی سرخپوستان بوده است که دارای تمدن پیشرفتهای در زمان خود بودهاند.
زین- پتوی ناواهو (ناواجو): همانطور که پیشتر نیز گفته شد، ناواهو (ناواجو) نام قومی از اقوام سرخپوست است.
قالیچه کروگبراگد (Krokgbragd): کروگبراگد، نام منطقهای در نروژ میباشد.
بقايي، فرنشين سازمان ميراثفرهنگي، صنايعدستي و گردشگري به همراه كاظم شفقي، از توليدكنندگان فرش دستباف ايراني،
نخستين گره اين قاليچه را زدند.
به گفتهي اكبر شفقي، از ديگر دستاندركاران فرش شفقي تبريز، بافت فرش شاخابفارس(:خليجفارس)، ٧ ماه به درازا خواهد انجاميد. گرههاي اين فرش را، هنرمندان، نمايندگان و سفراي خارجي به دعوت سازمان ميراث، قرار است، بزنند. اين فرش در ١١٧ رنگ تلفيقي و در اندازهي ٧٠ در ٥٠ سانتيمتر، بافته خواهد شد.
تار و پور اين قاليچه بر پايهي كهنترين نقشهي جغرافيايي جهان كه شاخابفارس را به نمايش گذاشته، بافته ميشود و آرمان از بافت آن، آشنايي ايرانيان و جهانيان با شاخابفارس است اما اينبار بر روي يك فرش.
در اين آيين، حاجيبابايي، هموند هياترييسهي مجلس و تهمينه دانيالي، معاون صنايعدستي و هنرهاي صنعتي سازمان ميراث نيز گرههايي ديگر از اين فرش را زدند.
هشتم مهرماه در کنار گرهزنی نمادین این قالیچه، نمایشگاهی از تابلوفرش و فرشهاي شفقي تبريز نيز برپا بود. اين نمايشگاه تا ١٠ آبانماه همهروزه از ساعت ١٠ تا ٢٢، پذيراي دوستداران است.
نمایشگاه «گرههاي صبور، نقشهاي ماندگار» به ياري سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، مجموعه فرهنگی – تاریخی نیاوران و فرش شفقی تبریز برگزار شدهاست.
با سلام خدمت خانم دکتر دریایی، در گذشته شما صحبت هایی داشته اید در مورد دانشجویانی که علاقه ای به رشته ی فرش نداشته اند و به اجبار خدمت سربازی و یا هر دلیل دیگری این رشته را انتخاب کرده اند و در حال تحصیل می باشند؛ شما اشاره کردید به اینکه کسانی که موسیقی کار کرده اند، می توانند در این زمینه هم فعالیت داشته باشند، در غیر این صورت به عمر دیگری نیاز دازیم که به هدف اصلیمان برسیم. با توجه به این مطلب، موضوع مصاحبه ی ما با شما درباره ی رابطه ی موسیقی و فرش است، به عنوان پرسش نخست آیا عبارت موسیقی فرش صحیح است و یا موسیقی در فرش؟
قبل از اینکه وارد بحث اصلی شویم باید بگویم که آدم ها می روند و صداها می مانند، پس بهتر است تا زمانی که از نعمت زنده بودن برخورداریم حرف هایمان را از طریق شمایی که با ما در ارتباط هستید به گوش دیگران برسانیم- اگر فکر می کنید که می توانید مثمر ثمر و مفید باشید- . روی سخن من در اساس با نیروی جوان این مملکت است که ارزشمندترین نیروست که ظرفیت های بالقوه ای در وجودشان هست که گاهی باعث می شود نسبت به شناخت توانمندی های خود بیگانه بمانند. در واقع این حقیقت فی البداهه ی طبیعت است، ما یک زمان هایی در عالم سرگردانی هستیم و گاهی فراموش می کنیم که این زمان های سرگردانی ما جزء بهترین قسمت های زمان عمر ماست که از دست می روند؛ و آنهایی پیروزند که در این زمان های سرگردانی بدانند برای چه آمده اند؟، بدانند بار مسؤولیتی که روی دوششان است چیست؟ در حال حاضر ناله ی هماهنگ این موج جوان شنیده می شود که می گویند «من رشته ام را دوست ندارم!» گاهی مواقع ما باید هوشیار باشیم و از بین نشانه ها توانمندی های خودمان را پیدا کنیم و به کمک این نشانه ها بتوانیم از بین فرصت هایی که به طور تصادفی به وجود می آیند جهت خود را بیرون بکشیم. بنابر این جوانان ما که یکی به موسیقی علاقه مند است، یکی به فیلم و ... نباید به این فکر کنند که رابطه ی آنها با فرش چگونه برقرار می شود، ما باید خودمان جستجو کنیم و دریابیم که این توانایی ها و علایق را به چه صورت می توانیم منطبق کنیم بر نشانه و فرصتی که ناخودآگاه در اختیارمان قرار گرفته است؛ این جستجو کار ماست.
این فرش به مناسبت سال 2001 میلادی که به نام سال گفتگوی تمدن ها نامگذاری شده بود بافته شد. ابعاد آن 94x134 سانتی متر است. تعداد گره های آن 920 هزار گره با رجشمار 60 در 195 رنگ می باشد. 58 درصد الیاف به کار رفته در آن از نوع مرینوس و 42 درصد باقی مانده از جنس ابریشم است. در چهار گوشه ی این فرش نقش های مقبره ی کورش در ایران، آکروپولیس یونان، اهرام ثلاثه ی مصر و مترو پولیتن ایتالیا به نشانه ی 4 تمدن باستانی بافته شده است. نقش پرچم های 4 کشور یاد شده هم در فرش وجود دارد و کره ی زمین در مرکز فرش قرار دارد. در بالای نقش کره ی زمین عدد 2001 و زیر آن عبارت گفتگوی تمدن ها به زبان انگلیسی به زیبایی جلوه می کند. طراحی این فرش، 7 ماه به طول انجامیده و بافت آن در مدت 8 ماه توسط خانمها افسانه و سمانه طاهری از اهالی روستای دوزه ی جهرم فارس انجام شده است.
از آنجا که با پیدایش خط، انسان در هنرهای دستی خود از این هنر (به شکل تزئینی) کمک گرفته است، می توان حدس زد که در فرشبافی نیز مورد استفاده داشته است.
اما به علت کم بودن عمر مفید پشم و پنبه در مجاورت هوا و غرسودگی سریع مواد اولیه، هیچ اثری مبنی بر این فرضیه باقی نمانده است. اولین نمونه ی خوشنویسی به جای مانده در فرش، خط کوفی است. البته ابداع این خط، قبل از ظهور اسلام بود؛ اما رواج آن در هنرهای دیگر و نیز در دیگر کشورها (از جمله ایران) در قرن های ابتدایی ظهور اسلام شکل گرفت.
پس از چندی خط نسخ ابداع شد و از رواج خط کوفی کاست. چون نوشتن با آن ساده بود؛ لذا اکثراً قرآن را با آن تحریر می کردند و کم کم به نام خط قرآنی مشهور شد. حالت خشک و محکم خط نسخ در مقابل خط کوفی که انواع بسیار و دلپذیری را در فرم تشکیل می داد، از یک طرف و متعادلتر بودن خط کوفی تزئینی با تکنیک بافت فرش از طرف دیگر، باعث شد این خط نتواند جای خط کوفی را در فرش بگیرد؛ ولی کم کم خط کوفی نیز به تزئینات صرف، معطوف شد و با نفوذ نقش گره (که هنوز در چین با نام گره سرنوشت مورد استفاده قرار می گیرد) در خط کوفی، این خط کاملاً با این نوع تزئین آمیخته شد و فقط همراه با فرم ها و تزئینات زیبا ( که بیشتر شبیه نقش بود تا خط) به شکل واگیره ای در حاشیه ها و متن فرش معمول شد. احتمالاً در دوران سلجوقیان و خوارزمشاهیان و بعد از حمله ی مغول و حتی تا اواخر دوره ی تیموریان، رونق داشت و به ترتیب در طول دوران های ذکر شده به جنبه ی تزئینی آن اهمیت بیشتری داده شد؛ تا آنجا که با ظهور بهزاد، در اواخر دوره ی تیموری، تقریباً تزئینات صرف از آن به جای مانده بود.، به حالت های قوس های اسپیرال وار و چرخش ها و پیچش های خاص تبدیل شد و از فرم خط های شکسته و مورب با پیچش های اندک خارج شد و زمینه ای فراهم شد تا کم کم به جای خط کوفی از گل ها و پیچش های ختایی و اسلیمی در حاشیه استفاده شود. از طرفی خط کوفی بنا به همنشینی کاملی که با گل و بته و دیگر اشیاء و طرح های تزئینی پیدا کرده بود، برای فرش مناسب تر به نظر می رسید. البته در فرش ایران از خطوط دیگری هم استفاده شد که بارزترین آن در دوره ی معاصر، خط نستعلیق است.
به طور کلی می توان نقش فرش های هر منطقه را در هنرهای زمان خود – به خصوص در تزئینات معماری، گچ بری، کاشیکاری و آجرکاری، نقاشی، خوشنویسی و ... و نیز نوع برخورد فرهنگی مردم هر منطقه با هنر زمان خویش را مورد تحقیق قرار داد. مثلاً تزئینات مساجد دوره ی صفویه را با فرش های این دوره مقایسه کرد.
هرگاه به هر دلیلی رنگ های طرح به زمینه ی سفید و کرم فرش های پشمی و کرکی سرایت کند و اصطلاحاً بدود، می توان آن را به کمک ماده ی شیمیایی هیدرو سولفیت دو سود
با کمی حوصله و دقت از زمینه ی فرش پاک کرد. بدین صورت که مقدار کمی از این ماده را در یک فنجان ماست ترش و آب گرم حل وسپس با یک قلموی نقاشی نسبتاً زبر، تمام قسمت های رنگ دویوه را به این محلول کاملاً آغشته می کنیم. مقدار هیدرو سولفیت به کار رفته تقریبی بوده و به تجربه بستگی دارد. ولی آنقدر باید به محصول اضافه شود که از آن بوی زننده ای استشمام شود و برای کاستن از زنندگی این بو می توان مقدار کمی جوش شیرین به محلول اضافه نمود. برای مطمئن شدن از قدرت رنگـبری محلول، ابتدا قسمت کوچکی از فرش را آزمایش می کنیم. در صورتی که نتیجه رضایت بخش بود، کار را به تمام قسمت های رنگ دویده توسعه می دهیم. در غیر این صورت با افزودن تدریجی مقادیر دیگری از هیدرو سولفیت، قدرت رنگـبری محلول را آنقدر افزایش می دهیم تا به نتیجه ی مورد نظر برسیم.
برای از بین بردن آب میوه، شیر، قهوه و چای و شکلات از آب ولرم و سرانجام برای محو کردن لکه های روغن و چربی از صابون و پاک کننده های خنثی (شامپو بچه) و سرکه ی سفید استفاده می شود. باید در نظر داشت که فرش ابریشمی را در منزل نباید لکه زدایی کرد، بلکه باید این امر مهم را به کارگاه های شستشوی حرفه ای و با تجربه سپرد. قبل از تمیز کردن لکه ها یا حتی شستشوی فرش در منزل می توان با یک آزمایش ساده به ثابت بودن یا نبودن رنگ فرش پی برد. به این صورت که یک پارچه ی پنبه ای (رنگ نشده) را خیس می کنید و به یک گوشه ی فرش آهسته می مالید. اگر پارچه آغشته به رنگ فرش گردید و رنگی شد توصیه می شود شستشوی فرش را به قالی شویان حرفه ای وا گذارید تا از در هم آمیختگی رنگ ها جلوگیری شود.
موادی که برای تمیز کردن فرش لازم است و معمولاً در هر خانه یافت می شود عبارتند از: پودرهای غیر قلیایی مانند شامپو بچه، شامپو فرش، سرکه ی سفید، برس نرم یا مودار، حوله یا پارچه ی پنبه ای بدون رنگ، سشوار، اتو، کاغذ لکه گیر و قطره چکان. در خاتمه یادآور می شود که باید روغن ریخته شده بر روی فرش را ابتدا با قاشق جمع آوری کرد، سپس پارچه ی سفیدی روی محل روغنی گذاشت و اتوی نیمه گرمی ررا بر روی پارچه کشید. بدین ترتیب روغن موجود، جذب پارچه خواهد شد. سپس باید با شامپو و آب ولرم لکه زدایی و به کمک سشوار و یا به کمک نور غیر مستقیم خورشید، پشت و روی فرش را خشک کرد.
«فرش باد» فیلم عجیبی است. شاید از آن رو كه پس از مدتها دست روی نكاتی گذاشت كه دیگر داشتیم آنها را فراموش میكردیم، و چیزهایی را یادآوری كرد كه بهشدت از یاد برده بودیم؛ اینكه فرهنگ بزرگ ایرانی چقدر مورد توجه دیگران است
و اینكه اراده و تصمیم ایرانی هر ناممكنی را ممكن میكند، و اینكه عشق ایرانی و دیگرخواهی خاص ایرانیها چقدر ممكن است لطیف و كارساز باشد.
«فرش باد» تماشاگر را درگیر خود میكند. گرچه قهرمان رویینتن ندارد، یك فیلم حماسی و غرورآفرین است. قهرمان «فرش باد»، یك فرش است؛ فرشی كه با بسیجشدن عده ی زیادی در زمان بسیار كمی بافته میشود تا روح همسر مرد ژاپنی كه طراح فرش بوده، در فرش بینظیر ایرانی جاودانه شود. قطعاً تماشاگر «فرش باد» پس از دیدن فیلم احترامی عمیق برای این محصول فرهنگی قایل خواهد بود و این در وانفسای فرهنگی امروز ایران دستاورد بزرگی است.
«فرش باد» فیلم عشق است؛ عشق همسر ماكاتو به فرش، عشق ماكاتو به همسر فقیدش، عشق اكبر و زنش، عشق روزبه به ساكورا، عشق مرد همسایه به ماهباجی، عشق روزبه به اسبش كیمیا، و بالاخره عشق همه ی اینها به فرش. روزبه گرفتار عشقی كودكانه و معصومانه به ساكورا دخترك كمحرف ژاپنی میشود. این رابطه ی عاشقانه بهتدریج پررنگ میشود و به موازات بافتهشدن فرش اوج میگیرد. روزبه میداند كه فرش هر چقدر زودتر بافته شود و بافت آن بهپایان رسد او زودتر ساكورا را از دست خواهد داد، ولی او نیز برای اتمام این كار تلاش میكند چون میداند جداییاش از ساكورا محتوم است، و میداند آنچه ساكورا را خشنود میكند بافتهشدن فرشی است كه مادر از دسترفته ی ساكورا طراح آن بوده است.
«فرش باد» فیلمی است در تكریم محبت ایرانی. ساكورا كودك ژاپنی كه تازه مادرش را از دست داده است در مقابل هر ابراز محبتی مقاومت میكند و گارد میگیرد. او از اینكه دیگران به او محبت كنند و او را ببوسند ابا دارد. او در دامن جامعه ی خشك و تكنولوژیك امروز ژاپن رشد كرده؛ جایی كه پدران و مادران فرصت ابراز محبت به فرزندانشان را ندارند. و اینك ساكورا به جمع خانوادهای سنتی در شهری سنتی پیوسته است. بهتدریج ساكورا با فریبا همسر اكبر ارتباطی لطیف برقرار میكند و به تدریج مقاومتش در قبال محبت دیگران میشكند. او حتی پس از آنكه بازی شورانگیز اكبر را با كودكان میبیند، بههنگام خواب از پدرش میخواهد كه برای او اسب شود، و سپس سرش را روی پای پدر میگذارد. پدر نیز او را میبوسد؛ چیزی كه شاید پیش از این میان آن دو اتفاق نیفتاده بود، و این یعنی پیروزی محبت ایرانی بر جامعه ی تكنولوژیك ژاپنی و پیداشدن یك عنصر گمشده در فرهنگ ملت ژاپن.
«فرش باد» یك فیلم كاملاً ایرانی است. نه فقط به خاطر هشتی و پنجدری و بهارخواب و حوض و تاق و پتوی مخملی و حیاط بزرگ و اتاقهای دلباز، كه بهخاطر روح بلند و خیرخواه آدمهایش، به خاطر حمیت و همت و پایمردی قهرمانانش، و بهخاطر بزرگی حماسهای كه آفریدند.
در «فرش باد» آدمهای منفیتر داستان هم وقتی پای فرش به میان میآید، دل و دین و عقل و هوش به باد میدهند. مرادخان كه آثار باستانی را خراب میكند و میراث فرهنگی را به خارجیها میفروشد، در لحظهای كه برای وضو به حیاط میآید و میبیند كه بافنده قالی به خواب رفته است، خود ادامه ی كار را برعهده میگیرد.
«فرش باد» حكایت مراوده ی فرهنگی است میان دو ملت. دو فرهنگ كاملاً متفاوت برای مدتی كوتاه كنار هم قرار میگیرند و ناخودآگاه میان آدمها تبادل فرهنگی اتفاق میافتد. آنها با مقایسه ی تفاوتها و گاه تضادها و توجه به نقاط اشتراك فرهنگهایشان به تعامل فرهنگی میرسند و گویی فرهنگی تازه برای آنان پا میگیرد. این به هم رسیدن دو فرهنگ در فیلم، در ارتباط میان روزبه و ساكورا نمود بیرونی و عینی پیدا كرده و شكوفا شده است.
«فرش باد» گهگاه دچار اضافهگویی هم میشود و گاه قصههای كوچك، قصه را چندخطی میكنند. فصلهایی نظیر بیماری پدر روزبه، فصل عروسی، حضور روحانی، نازایی فریبا، و بیتوجهی مرادخان به میراث فرهنگی، بیش از حد لازم رنگ و لعاب پیدا كردهاند و با داستان محوری چندان مرتبط نیستند، و از آنجا كه گرهی از داستان باز نمیكنند، تأكید روی آنها زاید بهنظر میرسد.
ولی در لحظاتی، بهخصوص در فصول آغازین، ایجاز دلپذیری بهچشم میآید. مثلاً دخترك كه پس از مرگ مادرش مات و مبهوت نشسته است، با یك حركت كوچك دست مانع میشود كه پیرمرد نقشه ی قالی را ببرد، و سپس تصویر به چهره ی ماكاتو كات میشود و بعد ماكاتو و ساكورا را در فرودگاه مهرآباد میبینیم.
«فرش باد» به طنز توجه ویژهای كرده است و این ستودنی است. فیلم در لحظات بسیاری تماشاگر را به خنده وامیدارد و لحظات هوشمندانهای نیز در این میان خلق شده است. تلفیق گاهبهگاه جملات ایرانی و ژاپنی توسط ماكاتو و اكبر و همچنین ابراز عشق عجیب و غریب روزبه به ساكورا كه با كنار هم گذاشتن چند كلمه ی ژاپنی پدید آمده طنز نابی را بههمراه دارد؛ آنجا كه روزبهبه خیال خود به ساكورا میگوید «دوستت دارم» ولی بهواقع با شیطنت اكبر در یاد دادن كلمات به روزبه، جمله به «من تو رو میخورم» تبدیل شده است. لحظات شیرین دیگری نیز با كمك شخصیتهای مرادخان، پیرمرد عاشقپیشه ی همسایه، روحانی و به خصوص اكبر خلقشده كه فیلم را خوشایندتر كرده است. فیلم لحظات تكاندهنده ی بسیاری هم دارد: آنجا كه ماكاتو برای خشككردن كلافهای خیس نخ رنگشده با حالتی مصمم همچون شمایلی اسطورهای، صلیبوار پشت وانت ایستاده است؛ صحنهای كه ساكورا با دیدن بیماری پدر روزبه ،برای شفای او نیز درنای كاغذی درست میكند (كاری كه برای مادر خود انجام داده بود)؛ و صحنه ی بریدهشدن حاشیه ی فرش به نشانه ی اتمام بافت قالی و پیدا شدن ساكورا از پشت آن، كه از برجستهترین لحظات فیلماند. ولی شاهكار «فرش باد» در لحظات آخر فیلم رقم میخورد. صحنهای كه دوربین روی دو گره عاشقانه ی ساكورا و روزبه در حاشیه ی فرش، زوم میكند، از تكاندهندهترین و مؤثرترین صحنههایی است كه من تاكنون در فیلمهای عاشقانه دیدهام. آن لحظه ی ناب و شورانگیز به تمام درامهای عاشقانه و پرآب و رنگ این روزها میارزد. نمیدانید چرا؟!
نمیدانم چرا در لحظاتی احساس كردم چشمان متعجب و شگفتزده ی ماكاتو و ساكورا برایم آشناست. خودمانایم، از این نگاهها ترسیدم چون گاه خودم هم نگاهم به آنها شبیه بود. گاه خود ما ایرانیها آنقدر با فرهنگ سنتی و ملیمان غریبه میشویم كه از دیدن بعضی چیزها كه روزگاری در كوچه و بازار و در میان مردم ما فراوان به چشم میآمد، شگفتزده میشویم. داریم چهار نعل از بعضی چیزها دور میشویم. افسوس!
ناحیه ای در غرب ایران وجود داشته كه شامل دو شهر بوده است، یكی در ساحل چپ و دیگری در ساحل راست دجله. شهری كه در ساحل چپ بنا شده بود سلوكیه نامیده می شد و نقطه ی مقابل آن را در ساحل راست دجله، تیسفون یا تیسبون می گفتند. این شهر وسیع پایتخت ساسانیان و مجموعه ای از كاخ های عظیم بود كه توسط انوشیروان ساخته شده كه خود شامل هفت شهر آباد و نزدیك به هم بوده این مجموعه را به زبان پهلوی شهر یستان می گفته اند سریانی ها آن را «ما حوزه ملكا» یعنی بعضی از شهرهای شاهنشاه می نامیدند و عربها پس از شكست ایرانیها به آن مدائن نام دادند مدائن جمع مدینه و به معنی عام شهر است.
مطمئناً در كاخ هایی با این عظمت، وسایلی هم ساخته و تدارك داده می شد كه در خور عظمت این كاخ ها باشند؛ از جمله فرشی برای سر سرای كاخ سفید كسری - كه یكی از كاخ های پر شكوه و مشهور آن بوده كه به روایت فردوسی ساختمان آن قریب به هفت سال طول كشید و برای ساختن آن از مهندسین و معماران ایرانی و رومی استفاده شده بود - به دستور خسرو انوشیروان سفارش داده شد. ابعاد و مساحت این فرش عظیم را مورخین در اندازه های مختلف ذكر كرده اند. برای مثال: در فرهنگ دكتر معین آمده است كه بیش از 350متر طول داشته است. در تاریخ طبری سه روایت بیان شده كه طول این فرش 45 قدم و عرض آن 90 قدم بوده است؛ دومی روایت شصت ذراع در شصت ذراع و در روایت سوم مساحت آن را یك جریب ذكر می كنند. در مقالات گوناگون و میرخواند در روضه الصفا و در كتاب فرش ایران اثر شیرین صوراسرافیل و نیز در كتاب ادواردز و درمقاله ای درمجله میراث ایران، مساحت این فرش 900 مترمربع ذکر شده است. تورج ژوله معتقد است كه شصت گز در شصت گز گسترده یك گریب بوده. بلعمی می گوید 300 رش بالا اندر و شصت رش پهنا داشته و پروفسور كاراباسك نیز مساحت آنرا شصت متر مربع ذكر می كند. با توجه به ابعاد گوناگون از این فرش، فرم این فرش مطمئناً تغییر خواهد كرد! هم مستطیل و هم مربع.
جنس نخ های آن از ابریشم، پشم، گلابتون، طلا و نقره ذکر شده که با هزاران قطعه جواهر مرصع تزئین شده بود. این فرش را از آن نظر بهارستان می گویند که شكل باغ داشته و در زبان فارسی نقشه آن به بهارستان و گلستان و گلزار و امثال آن مشهور است كه با توجه به اسنادی كه وجود دارد این فرش را می توان اولین فرش چهار باغی دانست كه بیانگر چهار قسمتی آن است. در توصیف این فرش كه نظریه های متفاوتی وجود دارد این گونه آمده كه ترنج این فرش حوض آبی بوده و مرغابی در وسط حوض نشسته و در متن آن خیابان ها و جدول های آب با آب نماهایی بافته شده بود و شهرها از میان باغستان های خرم می گذشتند كه كشتزار های سرسبز و باغچه هایی پر میوه آنرا فرا گرفته بودند. شاخ و برگ درختان سرسبز و با انواع غنچه و شكوفه و گلهای بی خار و پرندگان تزئین شده بوده كه همه از زر و سیم ناب و گوهر های رنگارنگ متناسب با فصل بهار بودند. در تهیه این چنین تابلوی بدیع و بی نظیری، برای هر طرحی متناسب با رنگش گوهری انتخاب شده بود به طوری كه مروارید جهت نشان دادن سنگ ریزه های ته جوی های آب، از طلا جهت نشان دادن خاك و از جواهرات بلورین برای نمایاندن رنگ آب استفاده شده. تنه و شاخه ی درختان از طلا و نقره و برگها از زمرد و گلها از ابریشم و میوه ها را با سنگهای قیمتی و گرانبها و رنگارنگ نشان داده بودند. به نوشته ی دهخدا، هجده ارش (9متر) از آن فرش به جواهر غیر مكرر، مزین بود. از ویژگی های آن فرش بی نظیر و بی مانند و گرانبها این بوده كه 24 استاد و هنرمند به مدت 8 سال روی آن كار می كردند و دیگر اینكه با توجه به این گفته ها وزن این فرش را بیش از 2 تن تخمین زده اند. از طرفی دیگر می گویند داری برای فرشی با چنین خصوصیاتی نمی توانسته وجود داشته باشد چون از نظر ادواردز درختی با این ارتفاع وجود نداشته است (كه با توجه به بودن تخت جمشید و تاج محل و غیره... برای این گفته ها جای شک نیست)...
برای مشاهده ی متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید
آریش : نخ تار ، چله ، ریشه
ارقاج یا ارقج : نخ پود ضخیم
اریش کش : کسی که کار چله کشی را انجام می دهد
دارچرخان : کسی که فرش بافته شده را می گرداند
اوستا (استاد) : کسی که کار کارگردانی را انجام می دهد.
کوُجو : چوبی که برای جداسازی نخهای زیردار در تارها به کار می رود ( گُرد)
پشت گرد- دال آقاجی : تخته باریکی که بالای کوجو بین تارهای زیرورو قرار می گیرد و کار آن جلو وعقب بردن تارهاست
دار وکل (دارکول) : دستگاه دار قالی بافی
قلاب : وسیله برای گره زدن و بریدن اضافات نخ پشمی
قیچی : وسیله ای برای گرفتن پرزهای اضافی
دفه – دفتین (کرکت) : وسیله ای برای کوبیدن ارقاج و پود نازک بر روی گره ها ( معمولاً دو نوع دفه سبک و سنگین استفاده می شود.)
ایلمه : گره
سیخ : وسیله ای برای کشیدن پود در بین تارها
شانه : برای باز کردن پیچ نخهای پشمی بعد از گره زدن
وینه (اورنگ): تکه ای از قالی که به عنوان نقشه مورد استفاده قرار گرفته و نقش آن در قالی در حال بافت تکرار می شود.
سیخ- سیرکَ (کیه،سیرک): سفت و شل شدن قسمتهائی از قالی
سره داشتن : افقی نبودن بالا و پائین قالی اهل شده ، باشِ دار
شان : شانه داشتن ، کج بودن قالی از بندها
چاله پرکن : بافنده بهتری که قسمتهای بدون نقش را می بافد
نقشه خوان : کسی که نقشه را برای سایر بافندگان می خواند
گِلِنگ – رگ – رج : ردیفهای ایلمه در یک چارک (26 سانتی متر معادل ¼ رج)
لوپیچ – قراق : ناحیه کناری فرش به تعداد 10 ایلمه که معمولا به رنگ زمینه فرش بافته می شود
وره – گوه : تکه ای چوب که برای سفت کردن تارها در دار چوبی به کار می رود
دست : بافتن یک ردیف گره در عرض قالی
یک پو(پود) : قالی یک پود
دوپو : قالی دو پود
هردست پود : در هر ردیف یک پود مستقیم (ارقاج) و یک پود نازک عبور داده می شود
خرسک : فرش ضخیم و بدون نقشة اصلاح شده
پرداختچی : کسی که فرش تمام شده را پرداخت می کند
میخ کشی – قالی سیخ کنی : مرحله ای ترمیمی در فرش که برای رفع جمع شدگی و سره فرش صورت می گیرد
گلیم عنبران یکی از زیباترین هنرهای بشری است که از پیشینیان به یادگار مانده و کانون این هنر دیرین جزیره تالش نشین عنبران در استان اردبیل می باشد
که با گذر تولیدات آن از مرزهای کشور نامی شایسته در اقصی نقاط جهان بدست آورده است. ماده اولیه ی این محصول هنری پشم خالص اکریلیک و نخهای پنبه ای بوده که با دستان هنرمند زنان و دختران عنبرانی ضمن رعایت الزامات فنی، ذوق و خلاقیت هنری برگرفته از محیط اطراف را در خود منعکس می نماید. آنچه مهم است اینکه هنر مردمان تالش زبان، جنبه ای کاملاً خود جوش داشته و از مرحله ی تهیه ی مواد اولیه، بافت تا فروش کاملا به صورت سنتی انجام می گیرد که جذابیت آنرا در عصر صنعت و رایانه دو چندان می نماید؛ تا جایی که در کنار خیابانها و جاده های آستارا به تالش شاهد نمایش زیبای این دستبافته های هنری هستیم.
انواع گلیم عنبران:
مسند: این نوع گلیم در اندازه های 1 متر در 2 متر و 100 سانتی متر در 50 سانتی متر بافته می شوند که نوع بزرگتر آن برای روفرشی، رومبلی و نیز تزیین اتاق کاربرد داشته و اندازه ی کوچکتر آن برای جانمازی و نیز روی صندلی یا رومیزی به کار میرود. ویژگی متمایز انواع فوق، داشتن دیدی دو طرفه می باشد که برخلاف فرش و تابلو فرش، هنگام آویختن در هر جایی پشت و روی آن معلوم نشده و زیبایی هایش از هر دو سو قابل رویت است. همین ویژگی منحصر به فرد توجه اساتید فن را به سوی مسند عنبران جلب نموده و تحقیقات زیادی بر روی این محصول هنری انجام گرفته است.
مفرش: در روزگاران گذشته که کوچ یکی از ضروریات زندگی انسان به شمار میرفت برای بسته بندی لحاف و تشک و نیز سایر اثاثیه ی منزل، مفرشهایی بافته میشد که کمک بسیاری به جریان حمل اثاث می نمود. به جهت تغییرات شیوه زندگی این محصول از گردونه ی تولید خارج شده اما ماندگاران گذشته با علاقمندی و شوق تمام به یادگاری نزد اهل عنبران مورد احترام و عزت هستند.
در حال حاضر گلیم های عنبران به شکل محصولاتی نظیر زیر تلفنی، کیف دخترانه، وسایل آشپزخانه، دستیگره ی آشپزخانه، دمکش برنج، جای سیخ و جامدادی هم تولید می شوند.
ویژگی های خاص گلیم عنبران:
سادگی: در دنیای پر تلاطم امروزی که پیچیدگی های فراوانی بر زندگی مردم مستولی شده، سادگی آن هم مبتنی بر اصالت وطنی جذابیت های زیادی را برای گلیم عنبران قلم زده است.
ارزانی: هنرمندان کم توقع و عاشق هنر اصیل آباء و اجدادی خود، گلیم عنبران را با قیمتی ارزان به بازار مصرف عرضه می دارند که تولید خانگی و داشتن حالت سرگرمی، هرگونه هزینه ی بالا سری را از این محصول مبرا ساخته و مشتری می تواند با هزینه ای مورد قبول به این بافته ی هنرمندان عنبران دست یافته و زینت بخش خانه ی خود باشند.
زیبایی: ترکیب رنگ های نشأت گرفته از طبیعت زیبای عنبران، دلربایی خاصی را به زمینه های گلیم عنبران بخشیده. گاه گل های وحشی کوه های تالش، هستل و سبلان و زمانی دیگر سبزه ها و درختان باغ های این باغشهر را به نمایش گذاشته؛ گهگاهی حیوانات اهلی و وحشی را به تصویر کشیده و سنتهای زندگی تالش را یادآور می شود.
بومی بودن و خودکفایی: استقلال زیباترین و خوشایندترین کلمه ایست که هر ایرانی آرزوی دست یابی به آن را در دل داشته و خودکفایی و عدم وابستگی، دروازه ی رسیدن به این آرزوست گلیم عنبران به عنوان کالایی با ارزش و جهان پسند می تواند بدون کوچکترین وابستگی به خارج در مقابل غول بیکاری قد علم کرده و ادامه ی حیات دهد.
ترکیب عاطفه و هنر: زنان هنرمند عنبران ضمن اشتغال به این کار، وظیفه ی مادری را نیز به عهده دارند که هنگام بافت گلیم و مسند، زمزمه هایی از محبت را به زبان زیبای تالشی به نو باوگان خود عرضه میدارند. زیباترین جلوه ی این شکوه هنگامیست که مادر، با دستان خود گلیم بافته و با پاهایش گهواره ی بچه را تکان داده و لالایی های تالشی را بر زبان جاری می سازد.
چكيده:
افغانستان كشوري است آسيايي كه بيش از 300 سال از تاريخ استقلال آن نميگذرد.كشوري كه در آن فقر بيداد ميكند.بيش از 55/. از مردم اين كشور زير خط فقر زندگي ميكنند.در اين بين در حالي كه بسياري از مردم اين كشور به كشت تنباكو مشغولند عده اي ديگر در زمينه فرش گام برداشته اند كه البته با سرعت چشم گيري نيز در حال رشد در زمينه صادرات هستند.پرداختن به مسائل و دلايل فزوني صادرات فرش در اين كشور ، براي توليد كنندگان ايراني بسيار مهم ميباشد.
مقدمه:
شكي نيست كه افغانستان از لحاظ اقتصادي از فقيرترين كشورهاي دنيا محسوب ميگردد.مردم اين كشور در حالي با زندگي دست و پنجه نرم ميكنند كه سالها ناامني را تجربه كرده اند.اينك تحت تاثير فضاي جديد ايجاد شده توسط استعمارگران ، كارشناسان و روشنفكران با ايجاد انگيزه سعي در برقرار كردن آرامش و ايجاد توانمندي در ميان افغانها هستند.در اين فضاي ايجاد شده اقتصاد نقش مهمي ايفا نموده است به عقيده كارشناسان صنعت فرش در افغانستان كليدي است در احياي اقتصاد اين كشور. بررسي فرش افغانستان بدون در نظر گرفتن توليدات افغاني در پاكستان كه در سالهاي اخير توانسته است بخشي از بازارهاي جهاني را تسخير نمايد براي ايرانيان مهم مينمايد.
ايران كه در سالهاي اخير با حضور رقباي جديدي آشنا گشته اينك شايد بايد در انتظار قدرتمند ترين رقيب خود در آينده نزديك باشد.
آشنايي با فرش افغانستان و داستان صادرات :
گرچه به دلايل متعددي كه بر كسي پوشيده نيست در صورت بررسي تاريخ فرش افغانستان بايد از تاريخ فرش ايران بهره جست ميتوان با توجه به صفحات تاريخ از تاريخي كه به هر حال از ايران جدا نيست از آغاز تاريخ فرش افغان چنين گفت:
در كتاب تاريخ بيهقي چنين آمده كه به دستور سلطان محمود غزنوي براي برگزاري بزمي در غزنين آن مكان را با فرش پوشاندند.
نگارگري هاي مكتب هرات كه در آن زمان جزء قلمرو ايران بود نيز منبع موثقي براي آشنايي و بررسي صنايع دستي به خصوص فرش افغان است ، هنرمندان عرصه فرش در زمان گوركانيان هند به اين كشور مهاجرت ميكنند ، در دوران صفويان به دليل در گيري شاهان اين سلسله منطقه ي افغان از ياد ميرود.
پس از يورش نيروهاي شوروي و به دنبال آن هجوم هزاران آواره افغاني به سمت پاكستان افغانيهاي مهاجر به توليد فرش در اين كشور رو آوردند. پس از آن امروز همه توليدكنندگان و صادر كنندگان عمده در پاكستان فرشهاي طرح افغان را در برنامه هاي خود منظور نموده اندكه اين توجه باعث گشته تا امروزه 30% از صادرات فرش پاكستان مربوط به همين طرحهاي افغاني گردد.
زبان رسمي اين كشور فارسي دري است. مساحت اين كشور 652090 كيلومتر است كه در جهان مقام چهلم و در قاره آسيا جايگاه يازدهم را دارا ميباشد.44% از مردم افغانستان را افراد زير 14 سال تشكيل ميدهند.*
براساس سرشماري مقدماتي كميته ملي احصائيه كشور، جمعيت افغانستان در سال 85 24 ميليون نفر بوده است.
99% مردم افغانستان را مسلمانان تشكيل ميدهند كه حدود 80% آنان مسلمانان سني و 19% آنان شيعه هستند.
اساس اقتصاد مرد مردم افغانستان كشاورزي و دامداري است. عمده ترين محصول صادراتي اين كشور مرفين و ترياك است.
شكي نيست كه كشور مذكور از لحاظ اقتصادي يكي از فقير ترين كشورهاي جهان محسوب ميگردد كه عوامل مختلفي مانند جنگهاي داخلي و هجوم بيگانگان از آن جمله است اقتصاد افغانستان با روي كار آمدن حامد كرزي به عنوان رئيس جمهور اين كشور رو به جاده رشد قرار گرفته است. 55% مردم افغانستان زير خط فقر هستند.*
صنعت فرش در افغانستان كليدي است در احياي اقتصاد اين كشور حدود 3 درصد كل جمعيت اين كشور در حال بافت قالي هستند كه اين رقم زماني كه صنايع وابسته مانند توليد پشم ، پنبه ، طراحي فرش ، شتشو و ... را به آن بيفزائيم قابل افزايش است.
در سالعاي اخير حمايت دولت افغانستان را در اين هنر شاهد هستيم بيشترين در آمد صادرات فرش در سال 2005 ميباشد كه به 140 ميليون دلار رسيد.
براساس مطالعه انجام شده توسط آژانس توسعه بين المللي ايالات متحده اگر افغانستان ميتوانست آن بخش از صنعت خود را كه از اين كشور به پاكستان انتقال يافته را بازگرداند گسترش اين صنعت 2 برابر ميشد. براي سالها ميزان توليد فرش در افغانستان داراي بالاترين رتبه از لحاظ متراژ بوده است.با ورود طالبان به عرصه قدرت و شروع جنگها و خون ريزيهاي داخلي بافندگان فرش افغانستان به پاكستان هجوم آوردند. البته پس از دوره قدرت طالبان كه مصادف با سال 2001 ميلادي است حدود 60 % از افرادي كه در صنعت فرش حضور داشتند به افغانستان بازگشتند.
برگزاري نمايشگاه تخصصي فرش افغانستان در ژانويه 2007 در آتلانتاي ايالت متحده كه منجر به فروش 3 ميليون دلا در 3 روز ابتدايي نمايشگاه گشت از پر سر و صداترين اخبار اقتصادي دنيا در آن روزها بود.همين روزها يكي از منتقدين رسانه اي درباره اين نمايشگاه چنين نوشت: من هرگز چيزي شبيه آنچه در نمايشگاه فرش ژانويه هفته گذشته در آتلانتا ديدم را نديده بودم.چون اين نمايشگاه گروهي از مردم كه ميخواهند يكسري محصول را به فروش برسانند نبود،نمايشگاه گروهي از مردم بود كه ميخواهند دنيا را تغيير دهند. منتقد نمايشگاه افغان در ادامه نقد خود آورده است : نيازي نيست يك اقتصاد دان باشيد كه متوجه شويد كه اگر به دليل اينكه ما بيشتر محصولات توليد افغانستان را ميخريم موقعيت تجاري اين كشور بهبود يابد.شايد افغانها به جاي چيزهايي كه طي 25 سال گذشته اين كشور را دچار از هم گسيختگي كرده است به تجارت بيشتر توجه نشان دهند.توليد فرش بسيار ساده تر آسان تر و سودآورتر از توليد دارو يا درگيري در جنگ است.
كارلس گاتي يرز،وزير بازرگاني كه رياست هيات ايالت متحده را به عهده دارد ميگويد:«انتظار ميرود كه اين صنعت طي سالهاي آينده رشدي اساسي داشته باشد و رويداد ظهور مجدد افغانتان در بازار فرش جهاني حقيقتا لحظه اي تاريخي خواهد بود.»
سوزان همراك مان مير بخش اجراي عمليا بازسازي و سرمايه گزاري عراق و افغانستان در وزارت بازرگاني ميگويد:«ما درصدد كمك به افغانستان براي بازيابي هويتش هستيم تا كل توليد اين محصول را به آنجا بازگردانيم به طوري كه آنها بتوانند مهر كردن فرشها را بنام محصول افغانستان آغاز كنند.»
طبق اضهارات مشاور امور تجاري و نمايشگاهي افغانستان در ايران كه در نمايشگاه فرش كيش سال جاري در كيش سخن ميگفت سنتي بودن و خود رنگ بودن فرش هاي دستبافت افغان ، از مهمتري دلايل موفقيت فرش افغانستان در بازارهاي جهاني است.
وي در ادامه دليل صادرات فرش افغانستان را به علت ضعف در فرش ايران نميداند بلكه آن را نتيجه آرامش نسبي در چند سال اخير در افغانستان ذكر ميكند. مشاور امور تجاري و نمايشگاهي افغانستان در كيش كه گويا از وضعيت اين نمايشگاه بسيار خرسند بود با افتخار در گفتگوي خود چنين اضهار داشت كه فرش هاي افغاني با رنگهاي گياهي در بازارهاي خارجي مشتريان زيادي دارد و از سال 82 كشورهاي آمريكا ، كانادا و اتحاديه اروپا در اين زمينه امتيازاتي را براي افغانستان در نظر گرفتند كه معافيت مالياتي صدور هر كالايي از افغانستان از آن جمله است. شايد او كه با ديدن غرفه هاي كشورهاي ديگر در مقايسه با غرفه هاي افغاني به وجد آمده بود از حال خود بي خود گشته و در صحبتهاي خود با توليدكنندگان ايران چنين ميگفت:« قطعنامه هاي اخير بر عليه ايران و تحريم يكي از مهمترين كالاهاي صادراتي (فرش) باعث شده كه شما نتوانيد به آساني به امر صادرات بپردازيد ، از طرفي ماليات سنگين 40 درصدي يراي صادرات براي شما مقرون به صرفه نمي باشد. شما ميتوانيد از طريق افغانستان فرش هاي خود را صادر نماييد و به بازارهاي جهاني دست يابيد.»
البته صحبتهاي وي با توليد كنندگان حاكي از آن بود كه در نهايت برند افغانستان بر روي فرش هاي ايران نصب گردد ، اما گفتگوي وي با خبرنگار سايت خبري شركت سهامي فرش ايران خواننده را دچار تفكر ميكن كه آيا افغانستان ميخواهد به اصلي ترين رقيب خود در زمينه فرش به اين سادگي كمك نمايد؟ و يا افغانيها ميخواهند بلايي كه بر سر فرش خود پس از ورود به پاكستان مي آيد را بر سر فرش ما ويران نمايند.*
فرامرز خوشاب يكي از دانشجويان رشته فرش در تحقيقي با عنوان افغانستان ، چالش يا فرصت در چكيده تحقيق خود چنين ميگويد:«پاكستان با استفاده از فرشبافان افغان ، در حال بهره برداري از آنها در هنر_صنعت فرش دستبافت خود ميباشد. با توجه به كمك مادي و معنوي كشور ايران به كشور افغانستان در سالهاي قبل و بعد جنگ و دوران سازندگي ، اين پتانسيل و جود دارد كه با عقد يك قرارداد بلند مدت ميان دولت با كشور افغانستان اقدام به فعاليت در اين هنر- صنعت نمود و آن را تحت كنترل خود درآوريم و از سوء استفاده كشورهاي رقيب جلوگيري نماييم.»
حال اين سوال مطرح ميگرد كه آيا نويسنده در اين بخش از تحقيق خود شعار فرش ايران را فراموش كرده است ؟
مگر غير از اين است كه كالاي فرش ايران در دنيا با شعار هنر ايراني ، فرش ايراني به تبليغ و فروش دست زده است. حال بايد به همين سادگي شعار خود را كه بيانگر اصل و ريشه هنرمان است را زير پا گذاريم.پيشنهاد نويسنده در فضايي مطرح ميگردد كه متاسفانه بعضي از توليدكنندگان قمي دست به چنين كاري زده اند كه جاي بسي تامل دارد!
با نگاهي اجمالي به نظرات كارشناسان اقتصادي و همچنين كارشناسان امور صادرات فرش افغان و در نهايت بعضي از ايرانيان در ميابيم كه افغانها راهي بزرگ را در پيش گرفته و با سرعت سرسام آوري پا در جاده صادرات فرش گذاشته اند. حال به بررسي دلايل رشد صادرات فرش افغان خواهيم پرداخت.
مهمترين وارد كننده فرش افغان از نظر مقدار آسيا و از نظر ارزش اروپا است كه نشاندهنده آن است كه فرش هاي گران قيمت به سمت اروپا و فرشهايي با قيمت پائين تر به آسيا روانه شده است . آلمان ، سوئيس ، عربستان سعودي و كويت عمده وارد كنندگان فرش افغان ميباشند . سالانه شاهد افزايش تقاضاي مشتريان اروپايي از فرشهاي افغان هستيم .به عقيده كارشناسان انتظار روند تساعدي براي اين حجم از تقاضا و جود دارد. به راستي چه دلايلي باعث اين مهم گشته است؟
1.قيمت هر متر مربع فرش افغان بين 35 تا 100 دلار است . در واقع مهمترين دليل فروش فرش افغان قيمت پائين آن محسوب ميشود كه به عوامل زير مربوط ميگردد:
1-1 . پائين بودن قيمت بافنده مهمترين عامل كاهش قيمت فرش افغان ميباشد همان طور كه قبلا هم گفته شد 44 درصد از جمعيت افغانستان را افراد زير 14 سال تشكيل ميدهن . حجم انبوه بافندگان را در افغانستان كودكان و زنان تشكيل ميدهند. گفته ميشود دستمزد كودكاني كه به دليل فقر مشغول به بافت قالي هستند بسيار نا چيز و در بسياري از موارد بدون اجرت ميباشد. زنان نيز بخش عمده بافندگان هستند.با توجه به عقايد بومي و عدم توجه به نقش زن در جامعه فرش يكي از تنهاترين صنايعي ميباشد كه زنان در آن به امر توليد دست زده اند. استفاده از زنان بافنده كه البته تحت تاثير عوامل مختلف اجتماعي به بافت مشغولند يكي از دلايل كاهش قيمت فرش افغان ميباشد.
2-1 .آب و هواي مناسب در افغانستان موجب كشاورزي و دامداري پر رونق در اين كشور شده است . افغانستان از معدود كشورهايي است كه محصور در كوهستانها و خشكي ها است . مناطق مختلف اين كشور اغلب پوشيده از كوه است اما در جنوب و جنوب غربي مناطق پستي نيز وجود دارد. به همين دليل از مهمترين مشاغل افغانستان دامداري و كشاورزي است.پرورش انواع دام مانند گوسفند و بز بسيار رواج دارد و تعدادگوسفندان آن نزديك به 18 ميليون راس تخمين زده شده است. پشم توليد شده در اين كشور سالانه بيش از 27000 تن پشم نشسته و 14000 تن پشم شسته بوده است.پشم قره گل بهترين پشم افغان است.
پنبه نيز جزء كالاهاي صادراتي افغانستان است گر چه افغانستان از وارد كنندگان نخ هاي پنبه اي است اما ميزان پنبه تصفيه شده در سال 1980 در اين كشور 23000 تن بوده است.
ابريشم : اين الياف نيز در گذشته نه چندان دور در شهر مزار شريف توليد مي گشت اما با حضور طالبان در اين منطقه از رشد و توليد آن كاسته شد. به هر حال فرشهاي ابريشمي در افغانستان بسيار كم ديده ميشود.
3-1.رجشمار فرش افغانستان پايين بوده است . فرش هاي توليدي اكثرا بين رجشمار 15 تا 25 ميباشند ، اما بافندگان توان بافت فرشهايي با رجشمار بالاتر را نيز دارند. توليد فرشهايي با رجشمار پايين نيز نهايتا به كاهش قيمت مي انجامد.
4-1.پايين بودن سطح توقع توليد كنندگان و همچنين واسطه ها
2.استفاده از طر حاي اصيل افغاني
3. به كار بردن طر حهاي معروف ايراني كه البته به ندرت ديده ميشود.
4.استفاده از طرحهاي ابدايي و تلفيقي هم سو با نياز بازار مصرف
5.توليد فرشهايي با ابعاد كوچك ، فرشهاي افغان به ندرت از ابعا 69/3*50/3 بالاتر ميرود.
6.شركت در نمايشگاهها
1-6 . نمايشگاههاي معتبر بين المللي فرش مانند: دموتكس المان و دبي
2-6 . نمايشگاههايي كه منحصرا براي فرش افغان در نقاط نختلف دنيا برپا ميگردد.
7.امتياز معافيت مالياتي كشورهاي آمريكا،كانادا و اتحاديه اروپا كه در اين زمينه براي كشور افغانستان قائل شده اند.
8.برنامه ريزي و سازماندهي كل از طريق مسئولان كشوري ، در حال حاضر 30% از كالاها در قالب يك برنامه سازمان دهي شده تهيه ميشوند.
9.استفاده از رنگ و صداقت در گفتار . افغانها هنگام فروش فرشهايشان حتي اگر فرشي را كه قصد فروش آن را دارند اگر از رنگ شيميايي استفاده شده باشد حتما اين مطلب را به مشتري متذكر ميشوند.
1-9.در سالهاي اخير اوج استفاده از رنگهاي گياهي و سنتي در رنگرزي الياف افغاني مشاهده ميشود.پوست گردو ، رناس و نيل از عمده ترين رنگزاهاي اين كشور ميباشد.
2-9.استفاده از رنگهاي متنوع ،قرمز ، آجري ، آبي تيره و سبز كه خاص علاقه كشورهاي عربي و تا حدودي اروپايي ميباشد.
10.برگزاري كلاسهاي آموزشي براي بافندگان و ديگر افراد شاغل در زمينه فرش و استفاده از مدرسين اغلب ژاپني
11.حمايت دولت افغانستان از توليد كنندگان در جهت كاهش توليد ترياك
12.حضور بخش خصوصي به صورت عمده كه اكثرا پاكستاني ميباشند.
فرش افغانستان در 10 سال آينده:
خاطرمان آوريم سال 74 را كه سود صادرات فرش ايران در آن سال بالغ بر يك ميليلارد و هفتصد ميليون دلار شد.پس از آن با روند نزولي شديد صادرات هر سال بيش از سال گذشته مواجه شديم. علت اصلي اين امر را كارشناسان مربوطه عدم توجه به كيفيت فرش دانستند با توجه به پايين بودن قيمت فرش افغان و مستهلك بودن آنها و در نتيجه دارا بودن تاريخ مصرف پايين به نظر ميرسد فرش افغانستان با توجه به پيشرفت كشورهاي ديگر نتواند از جايگاه فعليش بالاتر رود چه بسا با حضور كشورهاي ديگر از جايگاه فعليش نيز پايين تر رود .از طرفي با توجه به عدم منابع مهم صادراتي مانند نفت ، در مقابل كشاوزي و دامداري بسيار مفيد به نظر ميرسد.صنعت و هنر فرش به شدت از سوي دولت آقاي حامد كرزي كه از مخالفان اصلي كاشت ترياك ميباشد مورد حمايت قرار ميگيرد.به عقيده عبدا... احراري توليد فرش در افغانستان توليدي بدون هدف و تفكر است و تحولي در آن وجود ندارد و بدون ارزش افزوده كه از آن به فله بافي ياد ميكند. احراري معتقد است كه اگر فرش افنستان بخواهد در آينده حداقل جايگاه خود را در بين توليد كنندگان حفظ نمايد بايد از فله بافي بپرهيزد.
نتيجه گيري:
با نگاهي بر مقاله شناخت سلايق و نيازهاي بازار جهاني فرش نوشته عبدا... احراري در ميابيم آلمان ، سوئيس از بزرگترين وارد كنندگان فرش ايران ميباشند از طرفي يشترين صادرات فرش افغان به همين دو كشور بوده است. اين مسئله زنگ خطري بزرگ براي فرش ايران است. توليد كنندگان بايد با درنظر گرفتن طرح و نقش ، اندازه ، مواد اوليه مناسب و بافت صحيح سعي در به دست آوردن كل اين بازار به نفع خود باشند كه در اين راه توليدكنندگان و كارشناسان محترم را به مطالعه مقاله اين جانب با عنوان دلايل افت صادرات فرش ايران توصيه مينمايم.
فرش افغانستان در صورتي كه بخواهد در دسته توليد كنندگان بزرگ فرش ايران قرار بگيرد بايد استراتژي توليد فرش خود را تغيير دهد و كالاهاي با كيفيت بالاتر و متمايز توليد نمايد چرا كه كشور پاكستان نيز از طرحهاي فرش افغان نسبتا با همان قيمت و كيفيتي بالاتر توليد مينمايد.
با توجه به مشكلات فراوان اقتصادي در افغانستان چنانچه روند صعودي امروز فرش افغان در سالهاي آينده نيز مشاهده گردد فرش افغان مي تواند به عنوان اولين كالاي سود آور اقتصادي اين كشور محسوب گردد و كشور مذكور را از پايين ترين ميزان ممكن خط فقر نجات دهد!!!
ورتهايم جمعيت شناس هلندي پس از مطالعات خود در اندونزي و مقايسه آن با ساير كشورها به اين نتيجه رسيد كه در جمعيت كشورهاي توسعه نيافته نسبت افراد كمتر از 15 سال به كل جمعيت حدود 40 % يا بيشتر از آن است.به موجب اين تست هر كشوري كه لااقل 40% افرادش كمتر از 15 سال داشته باشند جزو كشورهاي توسعه نيافته اقتصادي محسوب ميشوند.
*افغانستان يكي از 5 كشور اول زير خط فقر در جهان است.
* بيش از 90% فرشهاي افغاني براي برش ، شست و شو و كارهاي پاياني به پاكستان ارسال ميشوند.اين فرشها با برچسب محصول پاكستان به بازارهاي جهاني صادر ميگردند.
· فهرست منابع:
1. گفتگو با عبدا... احراري/خرداد 87
2. خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران
3. درسنامه جامع بهداشت ، منوچهر كريمي ، حسين انصاري
4. سايت شركت سهامي فرش ايران
5. روزنامه سرمايه
6. فرش و فرش بافي در افغانستان ، امير سليماني و مهديه مذهب راد
7. ماهنامه قالي ايران
8. تحقيق درسي اسكندر قاسم نژاد با عنوان : فرش افغانستان
9. تحقيق درسي فرامرز خوشاب با عنوان : افغانستان ، چالش يا فرصت
11. www.warrug.eu
13. www.rugart.org