طرح ناواهو (ناواجو): ناواهو (ناواجو) نام قبیلهای سرخپوست میباشد.
طرح لاما: لاما گونهای شتر است که در مناطق کوهستانی آمریکای جنوبی (به خصوص در پرو) یافت میشود. سرخپوستان این منطقه همانند عشایر ایران برای بافت قالیچههایی نظیر گبه از محیط اطراف خود الهام میگیرند.

طرح مار: این طرح به صورت تجرید یافته و به شکل حرف S ، در اکثر فرشهای عشایری ایران نیز قابل مشاهده است که به گفته برخی از منابع، در اصل تجرید یافته طرح سواستیکا یا همان گردونه مهر (خورشید آریایی) میباشد.
طرح معبد آزتک: آزتک نام یک از اقوام باستانی سرخپوستان بوده است که دارای تمدن پیشرفتهای در زمان خود بودهاند.
زین- پتوی ناواهو (ناواجو): همانطور که پیشتر نیز گفته شد، ناواهو (ناواجو) نام قومی از اقوام سرخپوست است.
قالیچه کروگبراگد (Krokgbragd): کروگبراگد، نام منطقهای در نروژ میباشد.
|
ردیف |
گیاه |
نام گیاهشناسی |
سن رنگزایی |
قد |
رنگ گل |
زمان گلدهی |
بخش رنگزا |
دندانه |
رنگ روی پشم |
|
1 |
غغافث (چای جنگلی) |
Agrimonia eupatoria |
چندساله |
90 تا 120 سانتیمتر |
زرد |
مرداد ماه |
برگ و ساقه |
زاج سفید |
زرد برنجی |
|
2 |
آلکانت |
Anchusa offinicinalis |
دوساله |
30 تا 90سانتیمتر |
آبی |
اواسط تابستان |
ریشه |
|
رنگ قرمز (برای غذا) |
|
3 |
عرقالدم |
Sanguinaria canadensis |
چندساله |
15 تا 30 سانتیمتر |
سفید |
بهار |
ریشه |
بدون دندانه |
نارنجی |
|
|
|
|
|
|
|
|
ریشه |
زاج سفید |
زنگی |
|
|
|
|
|
|
|
|
ریشه |
کلرید قلع |
صورتی مایل به قرمز |
|
4 |
رازیانه |
Foeniculum vulgare 'Purpurascens' |
سالانه |
90 تا 180 سانتیمتر |
زرد |
تابستان |
تمام قسمتها |
زاج سفید |
زرد روشن |
|
5 |
گل ژاپنی |
Rudbeckia fulgida 'Goldstrum' |
چندساله |
60 تا 90 سانتیمتر |
طلایی |
تابستان |
برگ و ساقه |
زاج سفید |
طلایی و نارنجی کدر |
|
|
|
|
|
|
|
|
گلهای نو رس |
زاج سفید |
سبز زیتونی روشن |
|
6 |
گل اشرفی |
Coreopsis grandiflora |
چندساله |
30 تا 60 سانتیمتر |
زرد |
اوایل تابستان |
گل و ساقه |
زاج سفید |
زرد |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کات کبود |
قهوه ای |
|
7 |
گل کوکب |
Dahlia spp. |
tender per. |
25 تا 150 سانتیمتر |
تمام رنگها جز آبی |
تابستان تا اواخر پاییز |
گل |
زاج سفید |
رنگ زرد تا نارنجی |
|
8 |
گل طاووسی |
Genesta tinctoria |
درختچه |
60 تا 90 سانتیمتر |
زرد |
خرداد ماه |
تمام قسمتها |
زاج سفید |
زرد |
|
9 |
گل بابونه |
Anthemis tinctoria |
چندساله |
60 سانتیمتر |
زرد |
اواسط تابستان |
گل |
زاج سفید |
زرد |
|
|
(مارگریت طلایی) |
|
|
|
|
گل |
کلرید قلع ، دی کرومات پتاسیم |
طلایی، نارنجی |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
برگ |
زاج سفید |
سبز |
|
10 |
گل اشرفی طلایی |
Coreopsis tinctoria |
سالانه |
30 تا 60 سانتیمتر |
طلایی، خرمایی، دو رنگ |
اواسط تابستان |
گل ، تمام بوته |
زاج سفید |
طلایی، نارنجی، قرمز زنگی |
|
11 |
وسمه |
Isatus tinctoria |
دوساله |
30 سانتیمتر |
زرد |
بهار |
برگ |
|
آبی |
|
12 |
Woodruff |
Asperula tinctoria |
چندساله |
30 سانتیمتر |
سفید |
اوایل تابستان |
برگ |
زاج سفید |
قرمز |
|
13 |
زنجبیل شامی |
Inula helenium |
چندساله |
120 تا 180 سانتیمتر |
زرد |
تابستان |
ریشه |
؟ |
آبی، بنفش |
|
14 |
رویینه |
Solidago species |
چندساله |
30 تا 150 سانتیمتر |
طلایی |
اواخر تابستان |
گل و ساقه |
زاج سفید |
زرد روشن، طلایی |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
chromeدی کرومات پتاسیم |
brown قهوه ای |
|
15 |
Heather |
Calluna vulgaris |
درختچه |
30 تا 45 سانتیمتر |
بنفش مایل به صورتی |
اواسط تابستان |
برگ و جوانه گل |
زاج سفید |
نارنجی طلایی |
|
16 |
ختمی |
Alcea rosea |
چندساله |
120 تا 240 سانتیمتر |
سرخ تیره، قرمز، سیاه |
تابستان |
گلهای با رنگ روشن |
زاج سفید |
زرد، طلایی، قهوهای |
|
|
|
|
|
|
|
|
گلهای با رنگ تیره |
زاج سفید |
بنفش یاسی، ارغوانی، بنفش مایل به ارغوانی سیر |
|
17 |
نیل |
Indigofera tinctoria |
درختچه |
90 سانتیمتر |
بنفش |
تابستان |
برگ |
|
آبی نیلی |
|
18 |
شیر پنیر (غالیون) |
Galium verum |
چندساله |
60 تا 90 سانتیمتر |
زرد |
اوایل تابستان |
ریشه |
زاج سفید |
قرمز، آجری، مرجانی |
|
|
|
|
|
|
|
|
گل |
زاج سفید |
زرد ، طلایی کدر |
|
19 |
Lady's Mantle |
Alchemilla vulgaris |
چندساله |
25 تا 240 سانتیمتر |
زرد |
اوایل تابستان |
|
زرد |
|
|
20 |
روناس |
Rubia tinctoria |
چندساله |
60 سانتیمتر |
------- |
|
ریشه |
زاج سفید |
فامهای قرمز |
|
21 |
گل همیشه بهار |
Tageles erecta, T. patula |
سالانه |
30 تا 90 سانتیمتر |
زرد ، نارنجی |
تابستان را به فراست |
گل |
زاج سفید |
زرد، طلایی، پرتقال |
|
22 |
Purple Perilla |
Perilla fructescens |
سالانه |
90 سانتیمتر |
برنزی |
|
برگ |
|
قرمز (برای غذا) |
|
23 |
گل همیشه بهار گلدانی |
Calendula officinalia |
سالانه |
30 تا 90 سانتیمتر |
نارنجی، زرد |
تابستان تا اواخر پاییز |
گل |
|
زرد (برای غذا) |
|
24 |
باسیل بنفش |
Ocimum basilicum purpurescens |
سالانه |
60 سانتیمتر |
صورتی |
تابستان |
بخشهای بالایی گیاه |
زاج سفید |
قهوهای تیره |
|
25 |
Rose Mallow |
Hibiscus moscheutos 'Lord Baltimore' |
چندساله |
90 تا 180 سانتیمتر |
قرمز |
تابستان |
گل |
زاج سفید |
قهوهای، سیاه |
|
26 |
Russian Sage |
Perovskia atriplicifolia |
شاخه فرعی |
90 تا 120 سانتیمتر |
آبی |
اواسط / اواخر تابستان |
گل |
|
آبی |
|
27 |
زعفران |
Crocus sativus |
پیاز |
20 سانتیمتر |
سفید |
پاییز |
کلاله |
|
زرد (برای غذا) |
|
28 |
سیتیزوس |
Cytisus scoparius |
درختچه |
180 سانتیمتر |
زرد |
اواخر بهار |
گل / ساقه سبز |
زاج سفید |
زرد، زرد تا سبز |
|
29 |
آفتابگردان |
Helianthus annuus |
سالانه |
120 تا 180 سانتیمتر |
طلایی |
تابستان / پاییز |
گلهای نو رس |
زاج سفید |
زرد / سبز |
|
30 |
Tansy Tansy |
Tanacetum vulgare |
چندساله |
90 سانتیمتر |
طلایی |
تابستان |
گل و ساقه |
زاج سفید |
زرد، طلایی، سبز زیتونی روشن |
|
31 |
اسپرک |
Reseda luteola |
دوساله |
60 تا 120 سانتیمتر |
زرد |
اواخر بهار |
گل و ساقه |
زاج سفید |
زرد |
|
|
|
|
|
|
|
|
گل و ساقه |
کات کبود |
زرد مایل به سبز |
|
32 |
بومادران هزار برگ |
Achillea millefollium |
چندساله |
60 تا 90 سانتیمتر |
زرد |
اوایل تابستان |
گل و ساقه |
زاج سفید |
زرد |
|
33 |
Yellow Comos |
Cosmos sulphureus |
سالانه |
30 تا 90 سانتیمتر |
زرد |
تابستان |
گل و ساقه |
زاج سفید |
نارنجی |
|
34 |
ریشه زرد |
Xanthorrhiza simplicissima |
چندساله |
60 سانتیمتر |
|
|
ریشه و ساقه |
|
زرد |
|
35 |
گل آهاری |
Zinnia elegans |
سالانه |
30 تا 90 سانتیمتر |
قرمز ، نارنجی صورتی |
تابستان تا اواخر پاییز |
گل |
زاج سفید |
بژ، قهوهای مایل به زرد |
بقايي، فرنشين سازمان ميراثفرهنگي، صنايعدستي و گردشگري به همراه كاظم شفقي، از توليدكنندگان فرش دستباف ايراني،
نخستين گره اين قاليچه را زدند.
به گفتهي اكبر شفقي، از ديگر دستاندركاران فرش شفقي تبريز، بافت فرش شاخابفارس(:خليجفارس)، ٧ ماه به درازا خواهد انجاميد. گرههاي اين فرش را، هنرمندان، نمايندگان و سفراي خارجي به دعوت سازمان ميراث، قرار است، بزنند. اين فرش در ١١٧ رنگ تلفيقي و در اندازهي ٧٠ در ٥٠ سانتيمتر، بافته خواهد شد.
تار و پور اين قاليچه بر پايهي كهنترين نقشهي جغرافيايي جهان كه شاخابفارس را به نمايش گذاشته، بافته ميشود و آرمان از بافت آن، آشنايي ايرانيان و جهانيان با شاخابفارس است اما اينبار بر روي يك فرش.
در اين آيين، حاجيبابايي، هموند هياترييسهي مجلس و تهمينه دانيالي، معاون صنايعدستي و هنرهاي صنعتي سازمان ميراث نيز گرههايي ديگر از اين فرش را زدند.
هشتم مهرماه در کنار گرهزنی نمادین این قالیچه، نمایشگاهی از تابلوفرش و فرشهاي شفقي تبريز نيز برپا بود. اين نمايشگاه تا ١٠ آبانماه همهروزه از ساعت ١٠ تا ٢٢، پذيراي دوستداران است.
نمایشگاه «گرههاي صبور، نقشهاي ماندگار» به ياري سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، مجموعه فرهنگی – تاریخی نیاوران و فرش شفقی تبریز برگزار شدهاست.
رنگ سبز
در آیین زرتشتی و فرهنگ ایرانی، رنگ سبز نشانه زندگی، بالندگی و سربلندی است. در دین زرتشت، رنگ سبز بسیار سپند(:مقدس) است تا جایی که عروس بیشتر لباس سبز میپوشد
و پارچهی توری سبز رنگ روی سر میاندازد و داماد، کلاه به رنگ سبز بر سر دارد و روی شانهی راست، دستمال سبز میاندازند و روی آن کشتی قرار میدهند. حتی سفرهای که در برابر عروس و داماد گسترده میشود سبز رنگ است.
رنگ سفید
در آیین زرتشتی، رنگ سفید نشانهی پاکی است و در اوستا نیز به عنوان رنگ وهومن و نماد دین بدان اشاره شده است. در اسطورههای ایرانی آمده است که زمانی زرتشت سرگرم اجرای آیین دینی بهار بود و در کنار رودخانه داینی به نیایش میپرداخت، پس از چهارمین بار که از آب بیرون آمد، بهمن را از سمت جنوب دید که به سوی او میآید و شاخه سفیدی در دست داشت که نماد دین بود. موبدان لباس سفید بر تن دارند. در سوگواریها همگان لباس سفید میپوشند.
رنگ سرخ
در آیین زرتشتی، رنگ سرخ نماد ایزد مهر و دمیدن خورشید است. از سویی رنگ آتش است که آتش در نزد زرتشتیان سپتد است.
محققان با آزمایش روی ذرات کوچک رنگدانههای قرمز یک تیردان باستانی دریافتند مصریان در حدود 4000 سال پیش از رنگ روناس برای رنگآمیزی تجهیزات نظامی خود استفاده میکردند.
به گزارش سایت میراث آریا، این اکتشاف درحالی به دست آمده است که تا پیش از این فرضیات در مورد استفاده از این گونه رنگدانهها به 1200 سال قبل از میلاد مسیح نسبت داده شده بود.
به گفته محققان، نحوه جدید آزمایشات انجام شده که به طیف نگاری رامان مشهور است، این امکان را برای دانشمندان به وجود میآورد تا بدون صدمه وارد آوردن به اجزای آثار قدیمی قدمت و نوع رنگ به کار رفته در آنها را شناسایی کنند. این تیردان که قدمت آن به سال 2124 تا 1918 قبل از میلاد میرسد نزدیک به 700 سال قدیمیتر از نمونههای یافت شده پیشین بوده و به عقیده محققان نشانه جدیدی از نحوه تجارت و دیگر فعالیتهای اجتماعی مردمان این عصر را به تصویر میکشد.
|
رنگ پشمهای خودرنگ | |
|
سفید |
|
|
سفید شکری |
|
|
سفید مایل به خاکستری |
|
|
گلبهی |
|
|
قهوهای مایل به زرد |
|
|
قهوهای روشن |
|
|
قهوهای |
|
|
قهوهای مایل به مشکی |
|
|
مشکی |
|
|
خاکستری |
|
|
خاکستری پررنگ |
|
در خراسان به پشمهای سفید خالص را صوف مینامند. پشمهای بهرنگ سفید شکری و گلبهی از شتربچههای کم سن و سال به دست میآید. هنرمندان قالیهای خودرنگ، در بعضی موارد برای تهیه رنگهای خاصی از سایه روشنهای مورد نیاز، مانند نقاشان، زمینه مخلوط کردن پشمها را فراهم و با روش ریسندگی سعی میکنند نخهایی با رنگهایی روشنتر یا تیرهتر و خامههایی رنگینتر یا ملایمتری بهدست آورند که کاری بسیار پرزحمت و وقتگیر است.
تکنیک رورنگرزی یا تاپینگ
رورنگرزی، رنگرزی مجدد یک کالای رنگرزی شده با رنگینه دیگری است که معمولاً جهت افزایش درخشندگی انجام میشود. رنگرزی کالای پشمی
رنگرزی شده با رنگینههای متالکمپلکس فلزی که از درخشندگی برخوردار نمیباشد با رنگینههای اسیدی، نمونهای از رورنگرزی است. رورنگرزی ممکن است همچنین برای افزایش ثبات شستشویی پارچههای رنگرزی شده با رنگینههای مستقیم انجام شود.
رنگرزی باتیک
به کمک چند تکنیک که از سالهای بسیار زیادی در شرق آسیا بهکار گرفته شده است، میتوان طرحهای مختلفی را توسط این روش رنگرزی بهروی پارچه آورد و به آن ظاهر چاپ شدهای داد. یکی از این روشها رنگرزی باتیک نام داردکه از هنرهای دستی کشور اندونزی میباشد. در این روش رنگرزی، ابتدا به کمک واکس مخصوص طرحی روی پارچه نقاشی شده و سپس پارچه رنگرزی میشود. وجود واکس روی پارچه از جذب رنگینه جلوگیری میکند. برای زدودن واکس پس از رنگرزی، پارچه در آب جوش قرار داده میشود. به همین ترتیب میتوان مواضع دیگری از پارچه را بهکمک واکس پوشش داد و مواضع باقیمانده را با رنگینههای دیگر رنگرزی کرد.
رنگرزی گرهای
تکنیک رنگرزی دیگری که بهکمک آن میتوان به پارچه ظاهر نایکنواخت و نزدیک به چاپ شده داد، رنگرزی گرهای میباشد. در این روش قسمتهای مختلفی از پارچه به فرمهای مختلف گره زده میشود. فشرده شدن پارچه در مواضع گره زده شده، نفوذ رنگینه را مشکل و یا غیر ممکن میسازد. بعد از گره زده شدن، پارچه رنگرزی شده و در آخر گرهها باز میشود. اثرات گره بهصورت طرحی روی پارچه باقی میماند. روشهای Ikat و Plangi هم مشابه رنگرزی گرهای است.
رنگرزی بخشی
منظور از رنگرزی بخشی، رنگرزی نخ بهصورت منقطع در مقایسه با نخی که مثلاً روی بوبین تماماً رنگرزی شده است میباشد. از نخهای رنگرزی شده با این روش برای پارچههای کشباف، نخ کفپوش تافتینگ و غیره استفاده میگردد. برای انجام این رنگرزی که بیشتر به چاپ شباهت دارد به دو روش عمل میشود:
الف. بافت و شکافت: در این روش نخ بهصورت پارچه کشباف، توسط ماشینهای ویژهای که به رنگرزی بخشی معروف میباشد، بهطرحهای متفاوت چاپ میگردد. بعد از تثبیت رنگینه، پارچه کشباف شکافته شده و نخ روی بوبین پیچیده میشود.
ب. چاپ چله: در این روش، چله از غلتک باز شده و توسط ماشینهای چاپ ویژه با طرحهای مختلف چاپ میگردد.
تهیه و تنظیم: پریسا محمدزاده
سالهاست که رشته فرشی در دانشگاهها و مراکز آموزشی فعال شده و این هنر- صنعت را به سوی علمی بودن سوق میدهد تا هر روز بیشتر از دیروزها سندی باشد بر معجزهی آدمی بودنش.طی این فرآیند علمی شدن بهتر است که دانشآموختگان عاشق فرش، حرف و کلامشان را یکی و مستند کرده و تجربهی گذشتگان را با علم امروز همسو کنند. در این راستا بین دانشجویان و حتی برخی مقالهها و کتب، دوگانگی اندکی وجود دارد که زیبا نباشد و آن تفاوت زاج سبز با کات کبود است.
از آنجایی که این مطلب را افراد آشنای فرش میخوانند، نیازی به توضیح لزوم مصرف دندانهها در رنگرزی سنتی نیست و بهطور خلاصه یادآور میشویم که دندانهها به دو صورت گیاهی و کانی (معدنی) هستند که مورد بحث، دندانههای معدنی یا همان املاح فلزات قابل ترکیب هستند که گاه رنگی و گاه بیرنگند. گروهی از این املاح، زاجها هستند که در واقع زاجها، نمکهای دوگانهی سولفاتند به فرمول شیمیایی عمومی Mal(SO3)3.12H2O که در آن M عملاً هر کاتیون یک اتمی و یک والانسی غیر از +Li آنقدر کوچک است که چنانچه در ساختمان بلور قرار گیرند سبب ناپایدار شدن میشود. در واقع زاجها از یونهای M(H2O)6++ و [Al(H2O)6]3 و در یون (SO4)2- ساختهشدهاند. زاجهای رنگی، نامهایی است که برخی از نمکهای سولفات فلزات (به علت رنگ آنها) نسبت میدهند؛ بهعنوان نمونه زاج سفید، سبز، سیاه و سرخ که عموماً بلوری شکل هستند و بهترین دندانه طبیعی بهشمار میروند. شیمیدانان قدیم، زاج سفید را زاج سوری و سرخ و سیاهش را زاج کفشگران و رنگرزان مینامیدند و از بین زاجها، سپید را لطیفترین، سبز را قویترین و سرخ را غلیظترین میخواندند. هدف از این مطالب و مقدمه، تمیز دادن کات کبود از زاج سبز است که در برخی مقالات و کتابها و بین عدهای از عزیزان، یکی شناخته میشود؛ در صورتی که متمایز از هم هستند.
الف) زاج سفید یا ابیض (Alum Mordant)
با فرمول شیمیایی KAl(SO4)2.12H2O هستند که در حقیقت سولفات مضاعف پتاسیم و آلومینیم میباشد و بهشکل بلوری شفاف با طعمی شیرین و قابض است و اگر در اثر حرارت، چند مولکول آب خود را از دست بدهد (تبلور یابد) زاج خشک به دست میآید. مقدار آلومین آن نسبت به سایر سولفاتهای آلومینیم کمتر است و وزن مخصوصش 1.61 است و علاوه بر رنگرزی، در چرمسازی، ضد آب و ضد آتش کردن پارچه و غیره مصرف دارد. در الکل حل نمیشود و در معادل یک یا دو برابر خود، آب سرد و همچنین در معادل 4/1 تا 4/3 خود، آب جوش حل میشود. زاج سفید اغلب در نقاط ویژه محدود طارم زنجان یافت میشود.
ب) زاج سیاه یا اسود (Ferrous Sulfate)
به آن زاج کفشگران نیز میگویند. با فرمول شیمیایی Fe2(SO4)2.7H2O و در واقع سولفات آهن سهظرفیتی است و در طبیعت بهصورت مواد معدنی وجود دارد. در ساخت ترکیبات آهن دیگر سولفاتها بهکار میرود و مصارف زیادی دارد از جمله بهعنوان ماده رنگزا برای چرم، دندانه در رنگرزی الیاف طبیعی و در مواردی که بخواهیم رنگ دلخواه تیره باشد استفاده میکنیم. مدت زمان و مقدار مصرف آن در حمام باید کوتاه باشد.
پ) زاج سبز یا اخضر
به آن زاج فریک نیز میگویند و فرمول شیمیایی آن FeSO4 است؛ یعنی سولفات آهن دوظرفیتی.به این زاج آهن یا سولفات آهن، بهعلت رنگ سبزی که دارد و برای تهیه رنگهای سبز بهکار میرود –نه لزوماً- زاج سبز میگویند. بهترین نوع آن، زاج سبز قبرسی است و در برخی موارد حاج ترخانی مینامند.
ت) زاج کبود یا زاج ونوس (Copper Mordant)
ترکیب وصفی کات کبود که نام سولفات مس است که به آن آبی زنگاری نیز میگویند. فرمول شیمیایی آن CuSO4.5H2O است که ترکیبی از جوهر گوگرد و مس است. این ماده برای سبز نگاه داشتن سبزیها و ترشیها، تصفیه آب (باعث جلوگیری از رشد جلبک میشود)، دفع آفات در کشاورزی و نگهداری چوب کاربرد دارد و برای رنگرزی پشم نیز نباید زیاد استفاده شود زیرا از مقاومت الیاف میکاهد. این دندانه یکی از دندانههای رنگی است و برای تهیه رنگهای بنفش کمرنگ از آن استفاده میشود. این ماده که از واکنش اسید سولفوریک با اکسید مس طی عمل تبلور تهیه میشود، در معادن شاهرود و بعضی نقاط خراسان و آذربایجان یافت میشود.
هدف از ذکر این مطلب، عنوان نمودن قسمتهای «ب» و «ت» بوده است.
تهیه و تنظیم: پریسا محمدزاده
منابع:
وسمه (Isatis Tinctoria) یک گیاه بومی مدیترانهای است و متعلق به خانواده Cruciferae (brassicas) میباشد، همانگونه که بروکلی و کلم به این خانواده تعلق دارند.
گلهای زرد آن در ماه می [اردیبهشت] ظاهر شده و رایحه و عطر فوقالعاده آن باعث جذب بسیاری از زنبورها میگردد. دانههای سیاه آن بالدارند، شبیه به زبانی کوچک و می تواند رنگی روغنی تولید کند.
وسمه گیاهی دو ساله است؛ یعنی پس از دو سال از بین میرود. در سال اول، برگهای آن به شکل خوشهای که رشد کمی داشته است میباشد مانند اسفناج. برگها در این مرحله (سال اول) برای تولید رنگ برداشت میشوند، چون در سال دوم رنگ زیادی نخواهند داشت. در سال دوم، طول ساقههای آن به پنج یا شش فوت [1.5 تا 1.8 متر] میرسد که توسط گلهای زرد کوچک پوشیده میشود. برگها بلندتر و نازکتر شده و چهره گیاه کاملاً متفاوت میگردد. پس از تولید بذر، گیاه از بین میرود.
زمانی که برداشت به پایان رسید، یک جفت از گیاهان قوی برای تولید بذر دست نخورده باقی میمانند. بهتر است سایر گیاهان هرچه زودتر و قبل از بزرگتر شدن بیش از حد کنده شوند، زیرا بعداً کندن آنها بسیار مشکل خواهد بود. دانههای رسیده باید در اسرع وقت جمعآوری شوند. ساقههای دارای دانه میتوانند برای تزیین گل نیز مورد استفاده قرار گیرند.
نام حشره کوچکی است بیضی شکل به اندازه عدس یا نخود شبیه به حشره «کفشدوز» که نام علمی آن «کوکوس» میباشد، نوع ماده آن پر ندارد اما نر این حشره بال دار است
رنگش سرخ بوده و به مرور زمان سرختر میگردد. قرمزدانه انواع گوناگون دارد که از آن جمله است قرمزدانه مکزیکی، قرمزدانه مدیترانهای (کرم ورمیلو )، قرمزدانه آرارات، قرمزدانه هندی (لاک) و قرمزدانه لهستانی. قرمزدانه بهترین ماده رنگزای حیوانی است که به تنهایی، یا با ترکیب با رنگهای گیاهی، انواع سایه روشنهای رنگی را، به خصوص برای قالی بافی، از آن به دست می آورند (رنگ لاکی معروف در فرش ایران از این جمله است).
بشر از آغاز تاریخ با این حشره و موارد استفاده از آن آشنا بوده است و رنگ قرمز و خود واژه قرمز از این حشره گرفته شده است. عقیده بر این است که در ایران بیش از دو هزار سال از این رنگ استفاده میکردهاند. در کارگاههای سنتی ایران قرمزدانه را به دو نام شرابکش و نمککش می شناسند. در فرهنگ معین زیر مدخل «قرمز» چند نوع قرمزدانه آمده است: «قرمزدانه شراب کش: قرمز دانهای که در شراب جوشیده کشته شده باشد» و «قرمزدانه گچ کش: قرمزدانهای است که به وسیله گرد گچ کشته شده باشد»
این ماده در اصل حشرهای است به همین نام که معمولاً در گروهای بزرگ (حدود سیصد عدد) زندگی میکنند معروفترین آن قرمزدانه نپال و منطقه ای به نام (gacil)در مکزیک است که در اوایل قرن نوزدهم اسپانیاییها آن را در مکزیک پرورش می دادند و به نقاط دیگر صادر میکردند ولی درسال1810 نمونه زنده آن را روی درخت انجیر هندی واقع در باغ کشاورزی جزیره قناری گذاشتند جالب اینکه با تمام توجهی که مقامات محلی به عمل آوردند چون این حشره آفت گیاه انجیر هندی محسوب میشود، ساکنان بومی منطقه به آنها توجهی نکردند و تنها عدهای معدود به پرورش آن پرداختند. در اواسط قرن نوزدهم وقتی که تاکستانها بر اثر هجوم آفتهای گیاهی از بین رفت تجارت قرمزدانه آنان را نجات داد و این امر باعث حیرت ساکنان جزیره شد.
شکل ظاهری آن تقریباً به نخودی فشرده شبیه است که به اشتباه به آن کفشدوز میگویند غذای این حشره شیره گیاهانی است که روی آن زندگی می کند اما پس از مکیدن شیره گیاه از خود صمغی ترشح میکند که همان باعث مرگ حشره میشود. پرورش این حشره در گذشته در جنوب ایران، اهواز، کنارههای خلیج فارس و بلوچستان مرسوم بود و جنوب ایران و به خصوص بلوچستان برای پرورش آن مناسب است. در حال حاضر نیز این حشره به صورت وحشی و پراکنده پیدا میشود که در برخی از نواحی بومی از وجود آن برای رنگرزی استفاده می کنند در کتاب چگونه قالیهای شرق را بشناسیم آمده است: «در هندوستان رنگ لاکی قرمز را از یک نوع اینگوم میگیرند بدین ترتیب که حشره ای که زیر پوست درخت انجیر هندی زندگی میکند که به صورت اینگوم بر درخت میچسبد و از همین لعاب است که لاک میسازند و لاک قرمزدانه از آن تهیه میگردد در هندوستان این قرمز لاکی را کجیل یا لاک میگویند و به احتمال قوی در ایران هم برای زمینه لاکی از همین رنگ استفاده میشود». در همین کتاب آمده است: «در ترکیه حشرهای شبیه به ساس به رنگ قرمز تهیه میشود که آن را قرمزدانه ارمنی میگویند. هر دوی این حشرات از خانواده قرمزدانه محسوب میشوند و همان طور که اشاره شد این رنگ در تمام قالیهای شرقی و برخی دیگر از دستبافها مورد استفاده قرار میگرفته است. بنابر کتب قدیمی این رنگ به وسیله اسکندر از هند و ایران به یونان قدیم برده شده است»
قرمزدانه را پس از جمع آوری در دستگاه مخصوص به وسیله آب یا حرارت خفه میکنند و سپس در آفتاب یا کوره خشک مینمایند رنگهای معروف قرمزدانه که برای رنگ کردن پشم به کار میرود از آن تهیه میشود. قرمزدانه در الکل، اتر، بنزین، آب که مقدار کمی اسید در آن ریخته باشند حل میشود. قرمزدانه را در فارسی «کرم رنگرزان» نیز مینامند این حشره پس از آماده شدن برای بهره برداری 70 تا 90 درصد «صمغ» و 2 تا 10 درصد ماده رنگی دارد.
قرمزدانه از دیرباز در استانهای کرمان و خراسان به نام «لاک» یا «قرمزدانه لاکی» شناخته میشود و «لاکی» همان رنگی است که از قرمزدانه به دست میآید. در قدیم این ماده رنگی از هندوستان وارد میشد اما پس از آمدن قرمزدانه مکزیکی و جزایر قناری که جنس آن بهتر است قرمزدانه هندی از رواج افتاد. قرمزدانه در هوای آزاد فاسد نمیشود و طول مدت نگهداری به قدرت رنگی آن لطمه نمیزند آب سرد مقداری از قرمزدانه را در خود حل میکند و آب گرم مواد چربی و رنگ آن را حل مینماید محلول آن پس از مدتی در اثر تأثیر اکسیژن هوا رسوبی پدیدار میکند این ماده به صورت گرد نرم، خمیر تهیه میشود.
قرمزدانه را با «بیکربنات پتاسیم، زاج سفید، قلع، مس، آهن» دندانه میدهند. این ماده دارای خاصیت چند رنگی جالبی است و از آن با دندانههای گوناگون رنگهای مختلف به دست میآید.
چون قرمزدانه در ایران گران قیمت است لذا سودجویان در آن تقلباتی مینمایند این تقلبات شامل افزایش وزن قرمزدانه از طریق مخلوط کردن آن با شن و گچ و گرد سرب انجام میگردد تشخیص مواد خارجی و میزان آن در قرمزدانه به دو گونه میسر است :
الف- آزمایشات شیمیایی: مثلاً تأثیر اسیدها که رنگ آن را زرد می کند و رسوبی نیز به جای میگذارد یا زاج سیاه و سولفات مس هر دو بر روی قرمزدانه رسوب بنفش میدهند.
ب- آزمایش فیزیکی: و آن حل نمودن رنگ در آب است به دفعات و دور نمون محلول قرمز تا آنجا که قرمزدانه به کلی با آب از ظرف خارج میگردد و مواد تقلبی در ته ظرف باقی بماند.
الف - قیمت نخ، پشم، ابریشم، خامه، چله و پود:
ب - قیمت مواد رنگزا و دندانه:
ج - دستمزد رنگرزی:
طی برگزاری نمایشگاه فرش کیش، با استاد احراری دیداری داشتم و وبلاگ هنر رنگرزی رو به ایشون معرفی کردم، استاد هم اظهار داشتند که قبلاً با وبلاگ آشنا شدهاند؛ ولی به محض اتمام نمایشگاه، وبلاگ رو در سایت اطلاعرسانی فرش ایران معرفی خواهند کرد. اتفاقاً دو روز پیش طی مطلب کوتاهی این کار رو انجام دادند که باعث شد افراد مختلفی از جمله آقای خسرو سبحه از وبلاگ بازدید کنند و در بخش نظرات وبلاگ، دیدگاههاشون رو در اختیار ما بگذارند. بنده هم با یک ایمیل از آقای سبحه تشکر کردم که ایشون در پاسخ ایمیل، مطالب جالبی رو در قالبی بسیار صمیمی ذکر کردند که بد ندیدم شما هم از این مطالب استفاده کنید. در پایان ایملشون هم به تمام دوستان دانشجو و مهندس برزگری سلام رسوندهاند. خلاصه متن ایمیل ایشون به شرح زیره:
رنگ در اینجا یعنی آمریکا در فرش و وسایل منزل بسیار بسیار مهم است. ما در حقیقت اینجا فرش فروشی نداریم؛ رنگ فروشی داریم. هر چقدر روی رنگ کار کنید باز جای کار دارد. مؤسسه Pantone که یکی از بزرگترین مؤسسات رنگ در جهان است، رنگ زرد را بهعنوان رنگ سال 2009 انتخاب کرده است. لینکهای زیر را ببینید:
با احترام
لس آنجلس
از آقای سبحه، استاد احراری و سایت اطلاعرسانی فرش ایران مجدداً تشکر میکنیم.
|
واژه لاتین |
معادل فارسی |
تعریف |
|
solvent-system acid |
اسید سیستم حلالی |
ماده ای که کاتیون حلال را میدهد. |
|
solvent-system base |
باز سیستم حلالی |
ماده ای که آنیون حلال را میدهد |
|
amphiprotic substance |
ماده آمفی پروتیک |
ماده ای که میتواند به صورت یک اسید برونشتد عمل کند. |
|
neutralization |
خنثی کردن (شدن( |
واکنش بین یک اسید و یا باز |
|
hydrolysis |
آبکافت |
واکنش یک کاتیون یا یک آنیون با آب که PH را تحت تاثیر قرار میدهد. |
|
common ion effect |
اثر یون مشترک |
اثر ناشی از افزایش یک ترکیب روی یک سیستم در حال تعادل به طوری که ترکیب با ترکیب حاضر در سیستم ، در یک یون ، مشترک باشند. |
|
dissociation constant of water |
ثابت تفکیکی آب |
حاصلضرب غلظت +H و غلظت -OH در هر سیستم آبی در ۲۵ درجه سانتیگراد |
|
dissociation constant of acid |
ثابت تفکیک اسید |
ثابت تعادلی که به تعادل شامل یک اسید ضعیف و یونهای مشتق از آن در محلول آبی مربوط میشود. |
|
dissociation constant of base |
ثابت تفکیک باز |
ثابت تعادلی که به تعادل شامل یک باز ضعیف و یونهای مشتق از آن در محلول آبی مربوط میشود. |
|
degree of dissociation |
درجه تفکیک |
کسری از غلظت کل الکترولیت ضعیفی که در محلول آبی و در حال تعادل به شکل یونی باشد. |
|
acid –base indicator |
شناساگر اسید- باز |
ترکیبی که با تغییر PH محلول ، رنگ آن تغییر میکند. |
|
Hendrerson Hasselbalch equation |
معادله هندرسون – هاسل باخ |
معادله ای که محاسبه PH را میسر میسازد. {PH=PKa+Cog-{A-}/{HA که در آن ، PKa لگاریتم منفی ثابت تفکیک اسید ضعیفی است که برای تهیه بافر مورد استفاده قرار گرفته است. {-A} غلظت یونها و {HA} غلظت مولکولهای اسید ضعیف است. |
|
Titration Curve |
منحنی تیتراسیون |
نموداری که نشان میدهد چگونه PH یک محلول در حین عمل تیتراسیون تغییر مییابد. PH در برابر حجم باز یا اسید اضافه شده رسم میگردد. |
|
end point |
نقطه پایانی |
نقطه ای در تیتراسیون که شناساگر ، تغییر رنگ مییابد. |
|
equivalence point |
نقطه همارزی |
نقطه ای در تیتراسیون که مقدار همارزی از باز یا اسید به نمونه ای اسید یا بازی که تیتر میشود، اضافه میگردد. |
|
PH |
PH |
لگاریتم منفی (بر مبنای ۱۰) غلظت یونهای +H در محلول آبی |
|
PK |
PK |
لگاریتم منفی (بر مبنای ۱۰) ثابت تعادل |
|
POH |
POH |
لگاریتم منفی (بر مبنای ۱۰) غلظت یونهای -OH در محلول آبی |
|
amphoterism |
آمفوتریسم |
خاصیت هیدروکسید بعضی از فلزات که میتوانند هم به عنوان اسید عمل کنند و هم به عنوان باز. مواد آمفوتر در آب نامحلولند. |
|
salt effect |
اثر نمک |
افزایش انحلال پذیری موادی که کم محلولند. این افزایش به دنبال افزایش الکترولیت دیگر به محلول مشاهده میشود. |
|
instability constant |
ثابت ناپایداری |
ثابت تعادل برای تفکیکی کامل یون کمپلکس به کاتیون فلزی و لیگاند. عکس این ثابت ، ثابت تشکیل نامیده میشود. |
|
solubility product |
حاصلضرب انحلال پذیری |
ثابت تعادل برای سیستمی را گویند که شامل ماده ای کممحلول و در حال تعادل با محلول سیر شده نمکهایش است. این مقدار ثابت برابر حاصلضرب غلظت یونها است، بهطوری که غلظتها به توان عددی که همان ضرایب معادله شیمیایی موازنه شده است، رسیده باشند. |
|
Ionic product |
حاصلضرب یونی |
مقداری است که از جایگزینی غلظتهای پیشنهاد شده در عبارتی مشابه عبارت حاصلضرب انحلال پذیری بدست میآید. با مطابقت دادن غلظت یونها با مقادیر پیشنهادی ، مقدار حاصلضرب یونی با مقدار ksp مقایسه میشود تا معلوم شود رسوب تشکیل میگردد یا نه. اگر حاصلضرب یونی از ksp باشد، رسوب تشکیل خواهد شد. |
|
mole |
مول |
مقدار ماده خالصی که عده واحدهای مستقل اصلی آن ، دقیقا برابر عده اتمهای موجود در ۱۲g کربن ۱۲ است. مجموعه ای که شامل عدد آووگادرو واحد مستقل باشد. |
|
solvent |
حلال |
جزیی از یک محلول که بیشترین مقدار موجود در محلول را دارد یا حالت فیزیکی محلول را مشخص میکند. |
|
Concentration |
غلظت |
مقدار ماده حل شده در مقدار معینی از محلول یا حلال |
|
solved substance |
ماده حل شده |
ماده حل شده در حلال جزیی از یک محلول یا حلال. |
|
Product |
محصول |
ماده ای که در یک واکنش شیمایی تولید میشود. |
|
Chemical equation |
معادله شیمیایی |
نمایش یک واکنش شیمیایی با نمادها و فرمولهای عناصر و مواد مرکبی که در آن واکنش دخالت دارند. |
|
molarity |
مولاریته |
عده مولهای ماده حل شده در یک لیتر محلول |
|
reactant |
واکنش دهنده |
ماده ای که در واکنش شیمیایی مصرف میشود. |
|
titration |
تیتراسیون |
فرآیندی که در آن ، یک محلول استاندارد با محلولی با غلظت نامعلوم واکنش داده میشود تا غلظت محلول مجهول تعیین شود. |
|
precipitate |
رسوب کردن |
تشکیل یک ماده نامحلول (موسوم به رسوب) در مخلوط یک واکنش به حالت محلول |
|
Standard solution |
محلول استاندارد |
محلولی که غلظت ماده حل شده در آن ، دقیقا معین است. |
|
normality |
نرمالیته |
عده اکیوالانهای جسم حل شده در یک لیتر محلول |
|
salt |
نمک |
ترکیبی که از واکنش یک اسید و یک باز بدست میآید. این ترکیب شامل یک کاتیون از باز و یک آنیون از اسید است. |
|
acidic salt |
نمک اسیدی |
نمکی که از خنثی شدن ناکامل یک اسید چند پروتونی بدست میآید. آنیونهای این نوع نمکها ، یک یا چند هیدروژن یونش پذیر اسید اولیه را نگه داشتهاند. |
|
neutral salt |
نمک خنثی |
نمک حاصل از خنثی شدن کامل یک اسید چند پروتونی که در آن ، تمام پروتونهای اسید خنثی شده است. |
|
equivalent weight |
وزن همارز |
مقداری معین از هر ماده که بر اساس واکنش مورد بررسی ، به گونه ای محاسبه میشود که یک همارز از یک واکنش دهنده دقیقا با یک همارز از واکنش دهنده دیگر واکنش دهد. |
|
Hydronium ion |
یون هیدرونیوم |
یونی که از یک پروتون و یک مولکول آب تشکیل میشود و دارای فرمول +H۳O است. |
|
Theoretical yield |
بهره نظری |
بیشترین مقدار محصولی که میتوان از یک معادله شیمیایی بدست آورد و محاسبه آن با استفاده از نظریه استوکیومتری بر مبنای معادله شیمیایی واکنش باشد. |
|
percent yield |
بهره درصدی |
بهره واقعی تقسیم بر بهره نظری ضرب در ۱۰۰ |
|
actual yield |
بهره واقعی |
مقدار محصول بدست آمده از یک واکنش شیمیایی |
رنگبندی
با وجود شاخص بودن طرح فرشهای نایین، اگر هویت واقعی این فرش را از آن رنگ آمیزی آن ندانیم، نقض غرض کردهایم.
این نوع رنگ آمیزی که عموماً به مدد قابلیت رنگ های طبیعی و گیاهی و به دست رنگرزان ماهر نایینی بر این فرش حاصل می شود، کاملاً از رنگ آمیزی فرش های سایر نقاط ایران، به خصوص فرش های رنگین عشایری و روستایی و نقوش پر و رنگ آمیزی متراکم فرش های تبریز و حتی اصفهان قابل تشخیص است.
مشخصه های رنگ آمیزی فرش های نایین، که قسمت عمده ی شهرت خود را مدیون آن است، زمینه ی رنگی از نوع روشن و مات است که همراه با ظرافت و دقت در بافت به نقوش متراکم و پر از پیچش سنتی، آرامشی شگفت انگیز می دهد. اگر این کیفیت را یکی از دلایل اصلی نفوذ فرش نایین در بازارهای جهان بدانیم، شاید تعبیر روان شناسانه ی این امر آن باشد که رنگ های زیبا و آرامش بخش و رؤیا گونهی فرش نایین به نوعی در تعدیل هیجان های فرساینده ی زندگی امروز مؤثر است.
با توجه به این که فرش نایین فاقد قدمت، یا حداقل مدارک مستندی است که دلایل این گونه رنگ آمیزی را توجیه کند، می توان این کیفیت را مدیون آرامش حسرتانگیزی دانست که در فضای این شهر کوچک احساس می شود.
رنگرزی
فرش نایین از درخشان ترین مظاهر کاربرد رنگهای طبیعی و سنتی است و سهم بزرگی از شهرت خویش را مدیون این کیفیت است. با وجود این، باید اذعان کنیم که این فرش نیز، به دلایلی که دستاویز بسیاری از رنگرزان ناگزیر یا بی اطلاع است، در کارگاه ها و پاتیل های رنگرزی خویش را بروی انواع رنگ های شناخته و ناشناخته ی صنعتی گشوده است.
شیوهی رنگرزی با رنگ های طبیعی و سنتی با جزیی اختلاف، مشابه سایر مراکز قالیبافی است، که رنگرزی های سنتی دارند و با وجود برخی رنگ های شیمیایی که به صورت کمکی مصرف می شود، هنوز رنگ های طبیعی در منطقه غالب است. تعداد رنگ های مورد مصرف در فرش 11 رنگ اصلی و 4 رنگ فرعی، به شرح زیر است:
مواد اصلی طبیعی برای به دست آوردن رنگ، پوست انار، پوست گردو، روناس، اسپرک، برگ مو، قرمز دانه است و معمولاً رنگ نیل که صنعتی است برای رنگ های آبی و لاجوردی مصرف می شود. برای رنگ زرد از اسپرک و برای رنگ های سبز از اسپرک و نیل استفاده می شود. رنگ فیلی از پوست انار به دست می آید و رنگ نارنجی از ترکیب اسپرک با روناس حاصل می شود.
رنگ قرمز دانه در گذشته کاربری بسیار زیادی در فرش نایین داشته است و اکنون نیز تا حدودی، از آن به علت شهرتی که داشته استفاده می کنند. ماده ی کمکی در رنگرزی خامه های فرش، اسید استیک است (در گذشته از پوست لیمو، لیمو عمانی، و قره قوروت استفاده می شده است). زاج سفید برای دندانه به کار می رود. به علت گرانی و کمبود قرمز دانه، استفاده از رنگ های شیمیایی به صورت کمکی یا اصلی، برای به دست آوردن رنگ لاکی رایج شده است، و دور از منطق نمینماید که این زمان گرایش رنگ های شفاف و یاقوتی حاصل از قرمز دانه ی استفاده شده در فرش های گذشته ی نایین را به طرف قرمز قهوهای، ناشی از این امر بدانیم.
|
شیوه کاربرد رنگها در ترکیب رنگی قالی نایین | |
|
نام رنگ |
محل بکارگیری در ترکیب رنگی |
|
بژ (خاکی) سیر |
عمدتاً در بندها ونقوش و در نقشه های غلط به عنوان زمینه |
|
بژ (خاکی) روشن |
عمدتاً در حاشیه و بندها |
|
کرم (نخودی) |
زمینه قالی و بندها |
|
آبی روشن |
نقوش |
|
آبی سیر |
نقوش و زمینه قالی |
|
سرمه ای |
بندها و زمینه قالی |
|
قهوه ای |
بندها و نقوش |
|
فیلی (طوسی) |
بندها و نقوش |
|
عنابی |
بندها و نقوش |
|
لاکی |
زمینه قالی |
|
یشمی |
عمدتاً در نقوش و در نقشه های غلط به عنوان زمینه |
|
ماشی |
نقوش |
بر اساس جدول زیر تا حدودی شیوه رنگبندی قالی نایین مشخص می شود.
|
رنگ زمینه |
لچک |
ترنج |
حاشیه |
طره |
|
کرم |
گوشه لچک عنابی و لچک دوم سرمه ای |
عنابی و سرمه ای |
خاکی روشن |
خاکی سیر یا آبی سیر |
|
لاکی |
گوشه لچک کرم و لچک دوم آبی سیر یا سرمه ای |
کرم و آبی سیر |
کرم |
آبی سیر یا خاکی روشن |
|
سرمه ای |
گوشه لچک کرم و لچک دوم خاکی |
کرم و خاکی |
خاکی روشن |
خاکی سیر |
|
آبی سیر |
گوشه لچک خاکی روشن و لچک دوم عنابی |
خاکی روشن و عنابی |
کرم |
خاکی سیر |
|
یشمی |
گوشه لچک خاکی روشن و لچک دوم عنابی |
خاکی روشن و عنابی |
کرم |
خاکی سیر |
بر خود واجب میدانیم از آقای علی سنگآبادی برای طراحی
لوگوی وبلاگ هنر رنگرزی تشکر کنیم. ایشان لطف نموده و چند لوگو برای این وبلاگ طراحی نمودهاند که در حال حاضر در سربرگ وبلاگ یکی از چند طرح ارائه شده توسط ایشان قابل مشاهده است.
آقای سنگآبادی، متشکریم.
یک دوره آموزش رنگ سازی توسط آقای حمید رقمی در هفته سوم اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۸ دایر می گردد. این مطلب صرفاْ جهت اطلاع رسانی به علاقه مندان است و پی گیری آن را به عهده خود شما قرار می دهیم. آدرس، ایمیل و نشانی الکترونیک دایر کنندگان این کارگاه در پایان اطلاعیه قرار دارد.
اين دوره ها با هدف ارتقاء دانش و بخصوص تعميق آن در فارغ التحصيلان دانشگاهي دررشته های مرتبط و/یا شاغل در صنعت برگزارمی گردد.
ویژگی های دوره ها و کارگاه های آموزشی :
مشخصات دوره فعلي:
توضيحات :
كسب اطلاعات بيشتر و ثبت نام:
براي آگاهی از سرفصل های دوره، سایر موارد و ثبت نام تماس حاصل فرمائید .
|
ردیف |
نام فارسی |
فرمول شیمیایی |
|
1 |
آب اکسیژنه |
H2O2 |
|
2 |
اتانول |
C2H5OH |
|
3 |
اتیل اتر |
(C2H5)2O |
|
4 |
اتیلن دی آمین تترا استیک اسید |
C10H14N2NaO8.2H2O |
|
5 |
اتیلن گلیکول (اتیلن گلایکول) |
C2H6O6 |
|
6 |
استات آمونیم |
CH3COONH4 |
|
7 |
استات سدیم |
CH3COONa.3H2O |
|
8 |
اسید استیک |
CH3COOH |
|
9 |
اسید اگزالیک |
C2H2O4.2H2O |
|
10 |
اسید تارتاریک |
C4H6O6 |
|
11 |
اسید سیتریک |
C6H8O7.H2O |
|
12 |
اسید کلریدریک |
HCl |
|
13 |
اوره |
CH4N2O |
|
14 |
پرمنگنات پتاسیم |
KMnO4 |
|
15 |
تترا کلرید کربن |
CCl4 |
|
16 |
دی کرومات پتاسیم |
K2Cr2O7 |
|
17 |
دی کرومات سدیم |
Nr2Cr2O7.2H2O |
|
18 |
دی کلرو متان |
CH2Cl2 |
|
19 |
دی متیل فرمآمید |
C3H7NO |
|
20 |
دی متیل کتون |
CH3COCH3 |
|
21 |
سدیم دی تیونیت |
Na2S2O4 |
|
22 |
سولفات آلومینیم |
Al2(SO4)3.18H2O4 |
|
23 |
سولفات آمونیم |
(NH4)2SO4 |
|
24 |
سولفات آهن (زاج سیاه) |
FeSO4.7H2O |
|
25 |
سولفات پتاسیم |
KSO4 |
|
26 |
سولفات سدیم |
Na2SO4 |
|
27 |
سولفات مس (زاج سبز) (کات کبود) |
CuSO4.5H2O |
|
28 |
سولفات مضاعف آلومینیم پتاسیم (زاج سفید) |
AlK(SO4)2.12H2O |
|
29 |
کربنات سدیم |
Na2CO3 |
|
30 |
کربنات هیدروژن سدیم |
NaHCO3 |
|
31 |
کلرید قلع |
SnCl4 |
|
32 |
متا کرزول (متا کرسول) |
C7H8O |
|
33 |
متانول |
CH3OH |
|
34 |
نمک طعام (کلرید سدیم) |
NaCl |
|
35 |
هیدروکسید پتاسیم |
KOH |
|
36 |
هیدروکسید سدیم |
NaOH |
|
37 |
هیدروکسید کلسیم |
Ca(OH)2 |
صابون ها، نمک سدیم یا پتاسیم اسیدهای چرب هستند که از هیدرولیز (تجزیه در اثر حضور آب) اسیدهای چرب (چربیها و روغنها) در محیط قلیایی به دست میآیند. هر مولکول صابون از یک زنجیر هیدروکربنی بلند یا «دم» و یک کربوکسیلات یا «سر» تشکیل شده است. وقتی صابون در آب حل شود، یون سدیم یا پتاسیم از سر آن جدا میشود و سر مولکول بار منفی پیدا میکند.

صابون تمیز میکند، چون یک امولسیفایر (Emulsifier) خوب است. امولسیفایر به مادهای گفته میشود که باعث گردد ذرات یک مایع در یک مایع غیر قابل امتزاج با آن پخش شوند و یک امولسیون پایدار تشکیل گردد. چربی و روغن روی پوست (که چرک و کثیفی را به خود میگیرد) در شرایط عادی با آب مخلوط نمیشود، اما صابون کاری میکند که چربیها در آب حل شده و شسته شوند.
بخش آلی مولکول صابون طبیعی، یک مولکول قطبی با بار منفی است. انتهای گروه کربوکسیلات(-CO2-) آبدوست (Hydrophilic) است و از طریق پیوندهای یون - دو قطبی و هیدروژنی با مولکول های آب پیوند برقرار میکند. زنجیر هیدروکربنی بلند موجود در مولکول، غیر قطبی است. پس با مولکولهای آب، کاری ندارد (آب گریز، Hydrophobic). این زنجیرها از طریق نیروهای لاندن جذب یکدیگر میشود و گویچههایی مانند شکل زیر را پدید میآورند که اصطلاحاً مایسل (Micelle) نامیده میشود. هر مایسل، کرهی کوچکی است که از زنجیرهای هیدروکربنی تشکیل شده است و سطح آن را گروههای کربوکسیلات که بار منفی دارند، پوشاندهاند. این بارهای منفی باعث میشود که مایسلها همدیگر را دفع کنند و در آب معلق بمانند.

مولکولهای چربی و روغن غیر قطبیاند و در آب حل نمیشوند؛ به همین دلیل به بخش هیدروکربنی صابون متصل میشوند. یعنی در مرکز هر مایسل یک ذره چربی قرار دارد، که وقتی دست خود را با آب میشویید، همراه با آب از روی پوست پاک میشود.
با قدمت ترین پیگمنت سنتزی، سبز مس (استات) می باشد که در دو مدیفیکاسیون آبی تا سبز کمرنگ بازیک و سبز متمایل به آبی خنثی وجود دارد. آثار بهجا مانده ازاین پیگمنت روی نقاشیهای دیوارهای پمپئی یا شهر سوخته حاکی (شهری قدیمی در روم باستان) از تولید این پیگمنت در حدود 2000 سال پیش است. در مکتوبی از تئوفراست (Theophrast ،371-287 ق م ) فیلسوف و طبیعیدان یونانی و یکی از شاگردان ارسطو، تهیهی این ماده از تفالهی شراب و فلز مس تشریح شده است.
درقرون وسطی و عمدتاً در فرانسه برای تهیهی این پیگمنت، فلز مس را به شراب ترش شده (سرکه) آغشته کرده و در بشکه های چوبی و در زیر پهن اسب دفن میکردند ، سپس و با گذشت چندین ماه محصول را از روی فلز مس می تراشیدند. سبز مس در ادوار یاد شده هم بهصورت پیگمنت – واژهی (pigmentum)، لاتین و به معنی رنگ نقاشی می باشد- و هم به عنوان مادهی اولیه برای تهیهی «سبز شواینفورت» مورد استفاده قرارگرفته است. امروزه سبز مس تقریباً فاقد کاربرد است، مگر در مواردی که برای ترمیم و بازسازی نقاشیهای بهجا مانده از ادوار گذشته نیاز به آن باشد. سبز مس معمولاً و به غلط با پاتینا (patina) – گویا در فارسی به آن زنگار گفته می شود- اشتباه گرفته می شود، در صورتیکه پاتینا – به لحاظ ساختار شیمیایی - محصول مس اکسید شده در جو حاوی کربنات، سولفات و کلرید است و لایهای است محافظ برای فلز مس.

در حال حاضر و در صورت نیاز برای تهیهی سبز مس در یک پروسهی سه مرحله ای، از مس سولفات، آمونیاک 25% ، سدیم هیدروکسید و استیک اسید یخی (گلاسیال) (100%) استفاده میشود.
دقیقاً یک سال پیش به پیشنهاد استاد احمد زارع، وبلاگ هنر رنگرزی را به همراه تعدادی از دانشجویان نخستین ورودی رنگرزی (مهر 84)
دانشکدهی فرش اردکان (دانشکدهی هنر جهاد دانشگاهی یزد – شعبهی اردکان) افتتاح نمودیم.
طی این مدت 114 مطلب در وبلاگ قرار گرفت که سهم هر کدام از اعضای هیأت تحریریه در ارسال مطالب بهترتیب تعداد مطلب ارسال شده به شرح زیر است:
همچنین مطالب ارسالی بر اساس موضوع به ترتیب تعداد مطلب ارسال شده از قرار زیر میباشد:
در یک سال گذشته بیش از 6000 بار از این وبلاگ بازدید به عمل آمد که بهطور میانگین هر روز بیش از 16 بازدید انجام شده است. بیشترین بازدیدها به لحاظ هفتگی در روزهای شنبه و به لحاظ روزانه بین ساعات 11 تا 14 بوده است. از این تعداد بازدید 92.5% از ایران و 7.5% از سایر نقاط جهان به صفحات وبلاگ وارد شدهاند. از نظر نحوهی ورود بازدیدکنندگان، 15% بهشکل مستقیم، 45% بهواسطهی لینک (پیوند) ما در سایتهای دیگر و 40% هم از طریق موتورهای جستجو وارد وبلاگ گردیدهاند.بیشترین ورود از موتورهای جستجو با حدود 2500 ورود توسط Google بوده است.مهمترین کلمات کلیدی جستجو شده توسط بازدیدکنندگان عبارتند از:
پر بازدیدترین موضوعات بازدید شده در وبلاگ هنر رنگرزی به ترتیب تعداد بازدید به شرح زیر میباشد:
پر بازدیدترین مطلب ارسالی با حدود 100 بازدید، سرفصل دروس تخصصی گرایش رنگرزی – رشتهی فرش است.
مطالب درج شده در این وبلاگ (علیالخصوص مطالب اختصاصی نوشته شده توسط اعضای هیأت تحریریه) در سایتهای بسیاری درج گردیدهاند که مهمترین این پایگاهها عبارتند از:
همچنین از تاریخ 20 مهر 1387 ، گروه هنر رنگرزی نیز راهاندازی گردید که تا کنون 18 عضو جذب نموده است. هدف از راه اندازی این گروه، تعامل بیشتر دانشجویان، اساتید و دوستداران هنر فرش و رنگرزی میباشد.
با آرزوی تداوم فعالیتهای وبلاگ هنر رنگرزی و یاری رساندن هرچه بیشتر توسط شما عزیزان
الف – اثر مواد شيميايي بر الياف پشم :
اثر اسيد بر روي پشم:
اسيد غليظ و قوي مانند اسيد سولفوريك باعث هيدروليز و شكستن پيوندهاي پيتيدي - -CO-NH در زنجيره هاي پروتئيني پشم مي شود.![]()
گستردگي و دامنه هيدروليز توسط اسيد را نمي توان به طور دقيق مشخص نمود. در هر صورت شكستن اتصالات و پيوندهاي پيتيدي باعث كوتاه شدن زنجيره ها و كاهش استحكام الياف مي شود .
در كل اثر اسيد بر روي پشم به عواملي نظير : غلظت – دما – زمان – نوع اسيد بستگي دارد، به عنوان مثال : اسيد سولفوريك رقيق (10-5) درصد حتي در دماي بالا اثر چندان زيادي بر روي پشم ندارد به همين دليل، در عمليات كربونيزاسيون از اسيدسولفوريك رقيق استفاده مي شود و يا حتي در رنگرزي پشم با رنگهاي اسيدي يكنواخت شونده در دماي جوش تا (4) درصد اسيد نيز استفاده مي شود. (نكته: كربونيزه كردن، از بين ناخالصيهاي سلولزي پشم كه بوسيله اسيد انجام مي شود).
اسيد رقيق با گروههاي انتهايي و جانبي و زنجيره هاي پيتيدي واكنش داده و گروه هاي سولفات و سولفاميك ايجاد مي كنند. ايجاد اين گروهها باعث جذب نشدن رنگ در آن نواحي مي شود، بنابراين اگر عمل كربونيزاسيون بصورت نايكنواخت انجام داده شود احتمال رنگرزي نايكنواخت وجود دارد.
اسيد غليظ علاوه بر پيوندهاي پيتيدي ، پيوندهاي دي سولفيدي (اتصالات عرضي بين زنجيره ها) را نيز مي شكند . شكسته شدن اين پيوندها باعث افزايش حلاليت پشم در قليا مي شود.
اثر قليا بر روي پشم:
ميزان اثر قليا بر روي الياف پشم به غلظت – دما – زمان – نوع قليا بستگي دارد. به عنوان مثال:
قلياي ضعيف مانند كربنات سديم (na2co3) در دماي محيط براي شستشوي پشم ، همراه با صابون استفاده مي شود . البته اگر غلظت كربنات زياد باشد و مدت زمان واكنش نيز طولاني گردد ، ميزان آسيب وارده به پشم زياد خواهد بود.
محلول قلياي قوي خيلي غليظ (سود سوز آور 40-37درصد) در دماي محيط در مدت زمان كوتاه (5دقيقه) اثر تخريبي شديد بر روي پشم نشان نمي دهد ، بلكه فقط فلسهاي پشم را جدا مي كند از اين روش در حدود (40) سال قبل براي فلس زدايي استفاده مي شده است.
محلول سود سوز آور 5% در مدت زمان حداكثر 5 دقيقه در دماي جوش الياف پشم را حل مي كند ، زيرا در دماي بالا منافذ الياف باز مي شوند و مواد الياف شده و راحتتر الياف را تخريب مي كنند.در صورتي كه در دماي پايين اين تخريب كمتر است.بعد از انجام هر عمليات قليايي ، خنثي سازي با اسيداسيتيك ضروري است ، چون قلياي باقيمانده در مدت زمان طولاني به مغز الياف نفوذ كرده و باعث تخريب پشم مي شود.
بر اثر استفاده از قليا پشم زبر مي شود ، چرا كه چربي هاي آن توسط قليا هيدروليز خواهد شد .براي جبران اين مورد مواد نرم كننده (كاتيوني) به پشم اضافه مي نمايند.
صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ
رنگآمیزی خداوند است (که به مسلمانان رنگ فطرت ایمان و سیرت توحید بخشیده) و هیچ رنگی خوشتر از رنگ خدای یکتا نیست؛ و ما او را (بی هیچ شائبهی شرک) پرستش میکنیم.
سورهی بقره - آیهی 13۸
سال نو بر همه مبارک باد
چند روز پیش، بعد از مدتی که به کتابخانهی ملی مراجعه نکرده بودم، جهت گردآوری اطلاعات برای پایاننامه به آنجا رفتم؛ مقداری جابجایی و تغییر و تحول
در قسمت اداری کتابخانه به وجود آمده بود. طبق معمول برای جستجوی کتاب به قسمت کامپیوترها مراجعه کردم ولی هیچ برگهای که مخصوص نوشتن مشخصات کتاب برای امانت است وجود نداشت! وقتی که برنامهی «رسا» (برنامهی مخصوص جستجوی کتابهای کتابخانهی ملی) را باز کردم متوجه شدم برای امانت گرفتن کتابها باید شناسهی کاربری و رمز عبور را وارد کنم! جهت فعالسازی رمز عبور به قسمت عضویت هدایت شدم.
البته همانطور که بسیاری از اعضای کتابخانه میدانند، این نخستین بار نیست که یک چنین دستوراتی صادر میشود، دو سال پیش برای مدت کوتاهی به تمامی اعضای جدید، کارت عضویت پنج ساله داده میشد، پس از آن، عضویتها 6 ماهه شدند. مدتی اعتبار عضویت 3 ماهه شد، این اواخر هم، عضویتها 40 روزه و حتی 1 ماهه شد. مسئلهی اصلی، مدت زمان عضویت نیست، مسئله امکان استفادهی افراد معدودی از منابع موجود در این کتابخانه است. چرا باید فقط افرادی که مدرک ایشان، لیسانس به بالاست بتوانند از این امکانات استفاده کنند؟ آیا افراد عادی یا دانشجویان دورهی کاردانی و کارشناسی نباید اجازهی استفاده از منابع اطلاعاتی که نام ملی را به یدک میکشند داشته باشند؟ آیا دانشجویان اشاره شده و یا حتی افراد عادی نمیتوانند پژوهشهای قابل توجه داشته باشند؟ و هزاران آیا و چرای دیگر...
چون همیشه عادت داریم که به جای پاسخگویی، صورت مسئله را پاک کنیم، پس پیشنهاد میکنم که نام کتابخانهی ملی را تعویض کنیم و یا فقط واژهی ملی را از این نام، حذف نماییم؛ یا حتی آن را «کتابخانهی به اصطلاح ملی» بنامیم.
همه چیز حل شد... به همین سادگی
|
نام فارسی یا هندی |
نام علمی |
با دندانهی زاج سفید |
با دندانهی کات کبود |
با دندانهی زاج سیاه | |||
|
پوست انار |
Punica granatum |
|
|
| |||
|
نیل |
Indigofera tinctoria |
|
|
| |||
|
چوب ساج |
Tectona grandis |
|
|
| |||
|
Sarvan |
Dipterocarpaceae spp. |
|
|
| |||
|
Harda |
Terminalia chebula |
|
|
| |||
|
پوست بلوط (جفت) |
Quercus infectoria |
|
|
| |||
|
Cutch |
Acacia catechu |
|
|
| |||
|
Arjun ۱ |
Terminalia arjuna |
|
|
| |||
|
Arjun ۲ |
Terminalia arjuna |
|
|
| |||
|
Malabar nut |
Adhatoda vasika |
|
|
| |||
|
Babool |
Acacia nilotica |
|
|
| |||
|
قرمز دانه |
Karria lacca |
|
|
| |||
|
Kapik ۱ |
Dolichos Falcatus |
|
|
| |||
|
Kapik ۲ |
Dolichos Falcatus |
|
|
| |||
|
Himalayan rubhada |
Rheum Emodi |
|
|
|
منبع: SIR Naturals
مرکز ملی فرش از خانم «میشله ویپلینجر» ساکن آمریکا، دعوت به عمل آورده است که در اردیبهشت ماه سال 1388 جهت حضور در نمایشگاه فرش دستباف کیش
و همچنین برگزاری کارگاهی سه روزه در موزهی فرش تهران در زمینهی رنگ و رنگرزی حضور داشته باشند. با توجه به صحبتهایی که آقای قاسمنژاد با خانم دکتر دریایی و مهندس ویسیان داشتهاند، از شما دوستان تقاضا داریم مواردی که به نظر شما لازم است در این کارگاه عنوان شود را در بخش نظرات همین مطلب ثبت نمایید و یا از طریق ایمیل وبلاگ به اطلاع ما برسانید تا سریعاً به اطلاع این عزیزان رسیده و در برنامههای کارگاه ذکر شده قرار گیرد. لازم به ذکر است که همانطور که در ادامهی مطلب خواهید خواند، ایشان علاوه بر اطلاعاتی در زمینهی رنگرزی، متخصص طراحی دکوراسیون داخلی نیز میباشند.
بیوگرافی خانم میشله ویپلینجر
«میشله ویپلینجر»، یک متخصص رنگ بینالمللی، طراح پارچه و همچنین بومشناس (اکولوژیست) میباشد که در زمینهی فرآیند رنگرزی گیاهی هم صاحب نظر است. او با صنعتگران بومی که مهارتهای خود را از گذشتگان به ارث بردهاند کار کرده است. همراه با توجه وی به بازاریابی رنگ، از رنگهای با دوام طبیعی و مصنوعی جهت خلق پالتهای طراحی برای لوازم خانه و مُد (طراحی دکوراسیون داخلی) استفاده نمود. ایشان دارای 24 سال تجربه در زمینهی طراحی پارچه میباشند.
او با سازمان صنعتگران سنتی کشورهای آمریکایی (در آمریکای مرکزی و جنوبی) در قسمت توسعهی محصولات برای صنایع تجاری که جهت صادرات طراحی شدهاند، خدماتی انجام داده است. فلسفهی او، ابقا اعتبار فرهنگی در طی طراحی کالاهای مناسب جهت استفاده در بازارهای داخلی و خارجی است. ایشان دو کتاب به طبع رساندهاند: «رنگهای طبیعی برای صنعتگران آمریکا» که یک کتاب دستورالعمل دو زبانه در مورد رنگرزی طبیعی است و «Color Trends» که یک منبع اطلاعاتی در مورد مشاغل مرتبط با رنگ برای صنعتگران آمریکای شمالی است. او همچنین نمایشگاهی برای سازمان ایالات آمریکا در واشنگتن که محوریت آن در مورد صنعتگران آمریکا بوده است را ترتیب داد.
فعالیتهای اخیر خانم ویپلینجر شامل موارد ذیل میگردد:
وی برای پنج سال به عنوان یکی از اعضای هیأت مدیرهی گروه بازاریابی رنگ، خدمت نموده است و از سال 1993 یک از صاحبمنسبان آن میباشد. او همچنین نشانهای معتبر Colorlink و نشان ریاست جمهوری را برای تلاشهای خستگیناپذیر در کسب اعتبار جهانی CMG در زمینهی بازاریابی رنگ در منطقهی آسیا دریافت نموده است. خانم ویپلینجر، گسترهی وسیعی از طراحی دکوراسیون داخلی را توسعه بخشیده است؛ و مشاورههایی جهت محصولات با رنگهای طبیعی برای Aveda ، Origins ، Martha Stewart Living ، Esprit و Nature Conservancy (منابع طبیعی) ارائه داده است. در سال 1995، ایشان نائل به دریافت نشان ایالات متحده جهت «نظارت محیطی برای گسترش فرآیند رنگرزی طبیعی بومی در صنعت نساجی آمریکا» گردیدند.
برای اطلاعات بیشتر در مورد خانم «میشله ویپلینجر» میتوانید به سایت www.earthues.com مراجعه فرمایید.
دیروز و امروز ( سوم و چهارم اسفند ماه ۱۳۸۷ ) سومین دوره المپیاد کشوری فرش دستباف ایران برگزار شد. در این المپیاد که در دو بخش دانش آموزی و دانشجویی برگزار گردید،
۸۰ دانشجو و ۶۰ دانش آموز شرکت داشتند. دانش آموزان در سه گرایش رنگرزی، طراحی و بافت به رقابت پرداختند و دانشجویان علاوه گرایش های یاد شده، در گرایش مرمت هم شرکت داشتند. جایزه نفرات نخست، کمک هزینه ۵۰ درصدی شرکت در نمایشگاه دوموتکس سال آینده به همراه یک سکه تمام بهار آزدی... جایزه نفرات دوم، کمک هزینه شرکت در نمایشگاه بین المللی فرش کیش به همراه یک سکه تمام بهار آزادی... و جایزه نفرات سوم، یک سکه تمام بهار آزادی بوده است. نحوه آزمون برای بخش رنگرزی بدین شرح بوده است که در رور نخست، آزمون عملی رنگرزی سنتی انجام گرفته است و در روز دوم هم آزمون عملی رنگرزی شیمیایی به همراه آزمون تئوری که به صورت تستی انجام شده است.
دانشکده فرش اردکان هم ۴ شرکت کننده را برای این المپیاد معرفی نمود که نام و رتبه کسب شده آنان به شرح زیر می باشد:
به این دوستان تبریک گفته و آرزوی موفقیت روز افزون برایشان داریم.
نام اصلی کتاب، «رنگهای ایرانی؛ رنگرزی با رنگهای طبیعی به روایت استادان رنگرز» می باشد. نویسندهی آن خانم «شیرین صور اسرافیل» و ناشر هم «مؤسسهی تحقیقات فرش دستباف» است.
این کتاب در بهمن ماه 1378 چاپ شده و در 180 صفحه (که 20 صفحهی آن از جنس گلاسه و رنگی میباشد) تدوین گردیده است. در کتاب یاد شده، نویسنده ابتدا به شرح تاریخ رنگ و رنگرزی پرداخته و سپس در مورد ماهیت فیزیکی و شیمیایی رنگ توضیحاتی داده است. در بخشهای بعدی در مورد الیاف و رنگهای طبیعی و شیمیایی صحبت نموده و در آخر روشهای سنتی رنگرزی در ایران را تشریح کرده است. سرفصلهای کتاب به شرح زیر میباشد:
از این نویسنده کتاب های دیگری نیز به چاپ رسیده است، ازجمله: «فرش ایران»، «طراحان بزرگ فرش ایران»، «غروب زرین فرش ساروق»، «تاریخ منقوش فرش همدان»، «فرش نایین»، «فرش خوب، فرش بد، فرش استاندارد»، «فرش کرمانشاهان»، «فرش کردستان»، «فرش خراسان» و «نقش آفرینان». ایشان همچنین صاحب امتیاز فصلنامهی «نقش و فرش» هستند که این نشریه بیشتر شامل گزارشهایی با بزرگان و مسؤولان هنر – صنعت فرش دستباف و همچنین مقالات تفصیلی در زمینهی این هنر میباشد.
در سال 1928 کمپانی دوپنت یک برنامه ی تحقیقاتی اساسی را روی پلیمر ها به سرپرستی کاروترز آغاز کرد. دو سال پس از شروع تحقیقات گروه متخصصین توجه خود را به پلیمر های
تشکیل دهنده الیاف معطوف نمودند. موفقیت های اولیه در زمینه پلی استر بود . آنها با ترکیب کردن هگزا متیلن گلیکول و اسید آدیپیک یک استر تهیه نمودند که قابلیت خود پلیمر شوندگی و ایجاد یک زنجیر مولکول بلند و نیز خاصیت لیف شوندگی داشت.
به هر حال الیافی که از این پلی استر اولیه ساخته شدند خیلی محکم نبودند و مشکلات جدی فراهم نمودند به طوری که گروه تحقیقاتی تقریبا کار را متوقف نمودند. کاروترز با جانشین کردن هگزا متیلن دی آمین به جای هگزا متیلن گلیکول این مشکلات آنی را بر طرف نمود و با ترکیب کردن هگزا متیلن آمین با اسید آدیپیک ماده ی مقدماتی نایلون را به دست آورد.
H2N(CH2)6NHCO(CH2)4-CONH(CH2)6-NHCO(CH2)4COOH
این مولکول قابلیت خود متراکم شونده و تشکیل زنجیر بلند مولکولی با خواص لیف شوندگی داشت و نظر به تعداد اتم کربن که در مونومرهای آن وجود دارد نایلون 66 نآمیده می شود. این گروه تحقیقاتی تعداد کثیری از سایر پلیمر های نایلون از جمله آمینو کاپرویک اسید که قابلیت خود متراکم شوندگی و تشکیل ماده ی مقدماتی نایلون 6 را داشت مورد آزمایش قرار داد.
<-- H2N-(CH2)5-COOH + H2N-(CH2)5-COOH
H2N-9CH205CONH9CH2O5COOH --> H{NH(CH2)5CO}OH
این لیف به دلیل اینکه 6 اتم کربن در ساختمان اسید آمینه ها در آن وجود دارد نایلون 6 نامیده می شود. در آن زمان ساختن دی آمین ها و دی کربوکسیلیک اسید ها ساده تر و ارزان تر از آمینو اسید ها بود. به این علت نایلون 66 توسعه ی بیشتری یافت و اولین لیف پلیمر سنتز شده تجارتی بود که در سال 1938 در ویلمینگتون امریکا تولید گشت. در انگلستان این لیف ابتدا به وسیله کمپانی بریتیش نایلون اسپینرز ریسیده شد و لیف نایلون 66 تحت نام تجاری BRI- NYLON شهرت یافت .هنگامی که متخصصین در امریکا و انگلستان شدیدا روی توسعه نایلون 66 کار می کردند در اروپا نیز کارهای تحقیقاتی و پیشرفته در مورد نایلون ها جریان داشت. در سال 1937 یک کمپانی المانی برای ساختن نایلون 6 کاپرولاکتام را پلیمر کرد. گرچه نایلون 66 و 6 جز اولین الیاف پلی آمیدی بودند که به بازار عرضه شدند اما پلی آمید های دیگری نیز تهیه و به بازار عرضه شدند ریلسان که به نام نایلون 11 شهرت دارد در فرانسه تهیه گردید که ماده ی اولیه ی آن روغن کرچک بوده است.
برای مشاهده ی متن کامل روی ادامه ی مطلب کلیک کنید...
دكتر هرالد بومر یكی از فرش شناسان آمریكایی در مقالهای كه در خبرنامه فرش فروشان آمریكا منتشر كرده است، به بررسی مزایای رنگهای گیاهی پرداخته كه چكیده آن در پی میآید:
اساس زیبایی رنگهای طبیعی در چیست؟ چگونه شد كه ظهور رنگهای مصنوعی مجموعه رنگهای طبیعی را در صد سال گذشته برهم زد یا حتی از بین برد؟ آیا ما باید به دوران قبل از علمی شدن رجعت كنیم و قدرت اسرار آمیز رنگهای به دست آمده از گیاهان و حشرات را ـ آن گونه كه امروزه در بسیاری از جزوات منتشره درباره رنگهای گیاهی توصیه میشود ـ احیا كنیم؟ یا ما باید در جستجوی «روح طبیعت» برآییم تا پاسخی بر این سوالات بیابیم؟
رنگرزی با مواد رنگی طبیعی محدودهای نیست كه قوانین طبیعت دست رد به سینه ما بزند بلكه برعكس ما میتوانیم دلایل منطقی زیادی بیابیم كه حاكی از كیفیت عالی رنگهای طبیعی هستند. صنعت قالیبافی امروزه رنگهایی را به دست میدهد كه فقط از سه رنگ اصلی تشكیل شدهاند: آبی، قرمزو زرد. مخلوط كردن یك جفت از آنها در پاتیل رنگرزی، رنگهای ثانوی، بنفش، نارنجی و سبز به دست میدهد. مخلوط كردن هر سه رنگ اصلی ـ اگر نسبت خاصی انتخاب شود ـ رنگ سیاه یا مجموعه رنگهای زیادی از رنگهای مرتبه سوم مانند قرمزـ قهوهای، زرد ـ قهوهای و... میدهد.
اگر سه رشته نخ پشمی را كه با مواد رنگزای مصنوعی رنگ شدهاند كنار یكدیگر بگذاریم، اكثر شاهدان این تركیب سه رنگ اصلی آبی، قرمز و زرد را نا هماهنگ مییابند و آنها را تند، بسیار بد یا زننده توصیف میكنند. اما اگر سه رشته نخ پشمی را با روناس، نیل و پوست پیاز رنگ كنیم، اكثر شاهدان این تركیب، آبی نیل، قرمز روناس و زرد پیاز را هماهنگ احساس میكنند.
دلایل قانع كنندهای برای این تفاوت در قضاوت تركیب آبی، قرمز و زرد وجود دارد. اگر به قرمز روناس در نور آفتاب نگاه كنیم، علاوه بر «قرمز»، رنگ «زرد» و با شدت كمتر حتی «آبی» نیز به ذهن خطور میكند. میتوان گفت كه نور آفتاب از قرمز روناس نه تنها رنگ قرمز، بلكه رنگ زرد و آبی نیز ساطح میكند. همین موضوع در مورد آبی نیل و زرد پیاز صادق است. آبی نیل، حاوی عنصر قرمز و عنصر كوچكی از زرد است. زرد پیاز حاوی قرمز و مقدار اندكی آبی است. برای اثبات ادعایمان به تجربیاتی كه با مواد رنگی مصنوعی انجام دادهایم مراجعه میكنیم.
اگر بخواهیم از قرمز روناس تقلید كنیم. سه رنگ اصلی آبی، قرمز و زرد خالص را به رنگ قرمز، رنگ زرد و كمی رنگ آبی در پاتیل رنگ اضافه میكنیم. آن هماهنگی ای كه ما در تركیب روناس قرمز، نیل آبی و زرد پیاز احساس میكنیم از این واقعیت سرچشمه میگیرد كه این سه رنگ عناصری را از رنگهای همسایه در خود دارند. به عبارت دیگر میتوانیم بگوییم، ادغام رنگهای همسایه در داخل هر رنگ اثر هماهنگ كنندگی دارد. رنگهای طبیعی باعث گرایش به سیاه میشود كه خود از شدت رنگها كم میكند. مثلا حضور هر سه رنگ اصلی در آبی نیل به این معنا نیست كه آبی نیلی علاوه برمواد آبی شامل قرمز و زرد هم هست. در اینجا یك ماده یعنی نیل است كه مسوول رنگ آبی است. این مواد رنگی روی الیاف پشمی كه در مقابل نور آفتاب گرفته شده نه فقط رنگ آبی بلكه قرمز و زرد را بازتاب میدهد. فقط با نخ رنگ شده با رنگ طبیعی است كه میتوان رنگ تولید كرد.
تركیبی كه در ظاهر به شدت بدون هماهنگی به نظر میرسیدند، هر یك كیفیت خنثی كنندگی و ملایم كنندگی را در خود تجسم بخشیدهاند. ازطرف دیگر، مواد سه جزیی مدرن (رنگزاهای مصنوعی) هنگامی كه یكجا استفاده شوند، ساختار مولكولهای آنها صرفا همیشه رنگ خالص میدهند و فاقد كیفیت هماهنگ كنندگی و ملایم كنندگی هستند. از این رو امكان ندارد كه تعداد زیادی از رنگهای طبیعی را با مخلوط كردن این سه ماده رنگی مصنوعی ایجاد كرد. متاسفانه امروز استفاده از رنگزاهای طبیعی كم شده است و در بازار تلاش میكنند كه رنگها را با پهن كردن فرش هفتهها در مقابل آفتاب سوزان تصحیح كنند یا سعی میكنند با كوتاه كردن زمان قرار گرفتن خامهها در پاتیل رنگ و حمام رنگ از شدت رنگها بكاهند.
دلایل دیگری وجود دارد كه ثابت میكند چرا رنگهای طبیعی جذاب و زیبا هستند. ریشه روناس دارای تعداد زیادی رنگ مختلف است. براساس این ظرفیت گسترده از مواد رنگزا، ما میتوانیم طیف متنوعی از رنگها از قرمز تیره گرفته تا نارنجی و بنفش را تولید كنیم. شایان ذكر است كه دندانهها، تركیب آب به كاررفته، افزودههای رنگرزی و شیوه رنگرزی همگی نقش مهمی در این روند دارند. صدها تركیب متفاوت مواد رنگی مصنوعی قادر نخواهند بود كه این ردیف از رنگهای روناس قرمز را كه خود حاوی بسیاری از سایه رنگهای كوچك ـ كه چشم میتواند آنها را ثبت و از آنها لذت ببرد ـ ایجاد كند. متاسفانه آن از نظر تولید كنندگان این همه سایه رنگ اصلا مطلوب نیستند وآنها تك رنگ ثابت قرمز را نشانه كیفیت میدانند. یكی از ویژگیهای بارز رنگهای طبیعی رنگ پس ندادن آنهاست. پشم رنگ شده با قرمز روناس یا آبی نیلی كمتر كم رنگ میشوند.
رنگ زماني موجوديت دارد كه نور وجود داشته باشد...
نور و ماهيت آن :
از زمان ايساك نيوتن Isac Newtons به بعد ،حدوداً تا 200 سال متوالي يك درگيري شديد بين فيزيك دانان بر سر نور و محتواي آن درجريان بود ،عده اي طرفدار "تئوري موجي"(-امواج الكترومغناطيسي -)بوده وعده ديگر معتقد بودند كه نور متشكل از ذرات داراي جرم است،تا اينكه بالاخره اين مشاجره با "وساطت" ماكس پلانك(Max Plank) فروكش كرد.
ماكس پلانك وتئوري كوانتومي نور:
نور متشكل است از ذرات يا كوانت هاي نوري كه بصورت امواج الكترومغناطيسي منتشر شده و مسير خود را طي مي كند .با اين توضيح ما نور را به عنوان يك پديده با خصلت هاي دوگانه (Dual) تعريف مي كنيم . آن دسته از اثرات نور كه با پخش، انتشار، شكست و انعكاس نور در ارتباطند ،با تئوري امواج الكترومغناطيسي،و آن دسته از اثرات نور كه نمايانگر تأثيرمتقابل آن و ماده بر يكديگر هستند ،مانند تشعشع و جذب (Emission ,Absorption ) به بهترين نحو از ديدگاه تئوري ذره اي (Korpuskular) قابل توضيح وتشريح مي باشند.
رنگهاي طبيعي و تكامل آن درطول ميليون ها سال:
اهميت رنگهاي طبيعي وتكامل آنها درطول ميليون ها سال بسيار بيش از آن است كه فقط از نقطه نظر "رنگي" مورد مطالعه قرار گيرد،زيرا كه خورشيد به عنوان منبع انرژي درتمام عمليات بيولوژيكي در ارگانيسم ها بوده وبهره گيري از اين منبع انرژي عامل تعيين كننده براي جمع آوري وذخيره نور خورشيد وتبديل آن به انرژي شيميائي مي باشد. اين پروسه در طول سالهاي تكامل منجر به ايجاد و بهينه سازي رنگزاهاي طبيعي با اثرگذاري هاي مختلف گرديده است ، به طوريكه ميتوان گفت بدون بهره گيري از اين رنگزا ها و نقش فتوبيولوژيكي،بيوشيميائي وفيزيولوژيكي آنها ،حيات،آنگونه كه ما انرا مي شناسيم ناممكن مي بود! براي اثيات اين مدعي كافي است به نقش نورخورشيد در فتوسنتز توجه كنيم!
الف- رنگهاي "فيزيكي" :
رنگهاي "فيزيكي" به آندسته از رنگها گفته مي شود كه عامل پيدايش آن نور به عنوان امواج الكترومغناطيسي مي باشد با خصلت هائي كه برشمرده شد ،مانند رنگهاي رنگين كمان ،رنگهاي قابل مشاهده درهنگام غروب آفتاب در افق و......و همچنين رنگها ونقش هاي زيبا در پر طاوس ،پروانه ها و.....و رنگهاي موجود درصدف ها و نوع "دست ساز" آن يعني پيگمنت هاي صدفي .
ب-رنگهاي "شيميایي" :
رنگهاي با منشاء شيميایي آندسته از رنگها هستند كه دربوجود آمدن آنها نور به عنوان ذرات داري انرژي نقش آفريني ميكنند مانند كليه مواد رنگ دهنده اعم از پيگنت يا مواد رنگزا (به استثناء پيگمنت هاي صدفي).
ج-رنگهاي "شيميایي-فيزيكي" :
اين گروه از رنگها حاصل اختلاط دوگروه ذكر شده مي باشد ،آنگونه در طوطي مورد نظر مآ يعنی Trichoglossus haematodus وجود دارد. رنگ آبي در اين پرنده رنگي است فيزيكي ،يعني در اثر ويژيگي هاي الكترومغناطيسي نور (بدون جذب و بازتاب) موجوديت پيدا ميكند . رنگهاي زرد ،نارنجي و قرمز رنگهایي هستند شيميایي و در اثر وجود تركيباتي چون كارتينوئيد ها وموادي با ساختار پلي اِن بوجود آمده اندومهمتر ازاين دوگروه، رنگ سبز است كه حاصل اختلاط دو رنگ آبي (فيزيكي) و زرد (شيميایي) مي باشد.
به تمامی دوستداران رنگرزی سنتی پیشنهاد می کنم حتماْ اقدام به عضویت در گروه Natural Dyes کنند. این گروه به زبان انگلیسی فعالیت می کند و شما با عضویت در آن می توانید به منبع عظیمی از اطلاعات در قالب لینک، تصویر، فایل، مطلب، پست الکترونیکی و ... دسترسی داشته و همچنین اطلاعات خود را با گروه به اشتراک بگذارید.
ویژه کلیه دانشجویان کاردانی و کارشناسی ورودی ماقبل ۸۶ (۸۳ - ۸۴ - ۸۵ ) و کلیه فارغ التحصیلان رشته ی فرش دانشکده .
تاریخ برگزاری المپیاد - جمعه ۲۴ آبان ماه ساعت ۱۲:۳۰ الی ۱۳:۴۵
مواد درسی آزمون :
آزمون تئوری : ۹۰ امتیاز
آزمون عملی : ۳۰ امتیاز
درباره ی آزمون عملی : در صورت برگزیده شدن آثار هنری و کسب رتبه ممتاز در نمایشگاه فرشی که به این منظور برپا می گردد . تاریخ برگزاری نمایشگاه ۲ آذر ماه ( اطلاعات بیش تر در مورد نمایشگاه در اطلاعیه های بعدی اعلام می گردد . )
فعالیت های علمی و پژوهشی : ۲۰ امتیاز
معدل دانشجو تا کنون : ۱۰ امتیاز
جایزه المپیاد :
افراد گزینش شده ( بین ۲ تا ۳ نفر ) که رتبه برتر را کسب کرده اند پس از تایید صلاحیت عمومی آنها از طرف دانشگاه به سفارت آلمان جهت بازدید از نمایشگاه های دوموتکس هانوفر و هایمتکس فرانکفورت معرفی می گردند .
لازم به ذکر است ۸۰ درصد هزینه این سفر به عنوان جایزه المپیاد به آن ها تعلق خواهد گرفت .
مهلت ثبت نام برای شرکت در المپیاد :
از تاریخ ۸/۸/۸۷ لغایت ۱۵/۸/۸۷ هر روز از ساعت ۱۲ الی ۱۴ در دفتر امور فرهنگی دانشکده صورت می گیرد . ضمنا مبلغ ۵۰۰۰ ریال در هنگام ثبت نام از دانشجویان اخذ می شود .
فیلم رنگرزی سنتی در کارخانه رنگرزی کوچ که متعلق به برادران میری می باشد و در شیراز قرار دارد توسط تعدادی از دانشجویان رنگرزی ورودی مهر ۸۴ فیلمبرداری شده است که آقای عبدالحسین قاسم نژاد زحمت تدوین آن را هم به عهده داشته است. از دانشجویان دانشکده هنر (فرش) دعوت می شود برای مشاهده فیلم در روز چهارشنبه ۸/۸/۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۳۰ در کلاس ۱۰۳ حضور یابند.
گروه هنر رنگرزی
در فرهنگ سرخپوستان ناواهو، برای شفادهی بیماران را روی نقاشی های ماسه ای می نشاندند تا مجدداً چرخه ی حیات آنها به حالت تعادل برسد.
رنگ های این نقوش همگی از مواد معدنی موجود در همان منطقه به دست می آمد که آنها را پودر می کردند تا به حالتی شبیه ماسه های رنگی دست یابند، سپس آنها را روی ماسه های معمولی که برای پس زمینه ی نقاشی بود به کار می بردند. 4 رنگ در این نقاشی ها نماد 4 دوره در زندگی انسان است.
در پایان مراسم شفابخشی، این نقاشی ها نابود می شدند. برای این کار ابتدا ماسه ها را از سمت رنگ سفید (شرق) به وسط نقاشی می آوردند، سپس رنگ آبی (جنوب)، پس از آن زرد (غرب) و در آخر سیاه (شمال). این نابودی نقاشی به معنای بازگرداندن انرژی های طبیعت به دل زمین است و نوید حیاتی دوباره را می دهد.
برای تعامل بیشتر دانشجویان، اساتید و دوستداران هنر فرش و رنگرزی، گروهی با نام همین وبلاگ ایجاد شده است که با عضویت در این گروه امکان به اشتراک گذاری دانسته هایمان آسانتر می گردد. برای مشاهده ی گروه اینجا کلیک کنید. در صفحه ی اصلی گروه با کلیک روی گزینه ی Join This Group می توانید به عضویت گروه درآیید.
ابریشم همیشه در فرم کلاف رنگ می شود و شیوه ی رنگرزی اش Weighting Process نامیده می شود. ابریشم به مقدار زیادی دارای نمک های متالیک جاذب و دیگر اجزا (تانن، گلوکز و...)
با خواصی ویژه می باشد، در حالی که این اجزا هیچ آسیبی به درخشندگی لیف نمی رسانند. با این عمل مناسب در این روش می توان آن را تا چنان درجه ای سنگین کرد که از یک پوند (تقریباً نیم کیلوگرم) ابریشم خام 2 تا 3 پوند ابریشم رنگ شده و سنگین تولید کرد. این فرآیند سنگین سازی خیلی رایج است و 25 تا 50درصد وزن اضافه شده عادی است. با این وجود با انجام این عمل مخالفت های زیادی می شود. چون به خواص استحکامی لیف آسیب می رساند. ابریشم خالص دارای خاصیت ماندگاری بالایی است در صورتی که ابریشم سنگین شده با انبار شدن به تدریج پوسیده می شود.
ابریشم وحشی یا زمخت به سختی رنگرزی می شود و یک رنگ سیاه زیبا را فقط رنگرزهای معدودی می توانند روی لیف رنگ کنند. این نوع از ابریشم با رنگ های بازی به طور سریع و با رنگ های اسیدی هم نسبتاً خوب رنگ می شود. ابریشم پیچیده شده یا Mulberryاز نظر خواص رنگرزی شبیه به پشم عمل می کند، مخصوصاً این لیف با رنگ های اسیدی یا بازی بدون دندانه رنگ می شود و مشکلی برای ایجاد رنگ های متنوع و درخشان روی لیف وجود ندارد.
در حمام رنگرزی در دمای جوش، پشم پر رنگتر از ابریشم رنگ می شود، اما در دمای پایین افینیته ی نسبی معکوس است در دمای متوسط معمولاً دیده می شود که هر دو لیف (در مقایسه با سایر رنگ ها) مشابه عمل می کنند. ابریشم جز در مورد رنگ سیاه به ندرت با نیل یا رنگ های دندانه ای رنگرزی می شود. رنگرزی ابریشم سیاه شاخه ی خاصی از رنگرزی تجاری را تشکیل می دهد و نیازمند مهارت خاصی می باشد.
رنگرزی ابریشم مصنوعی (ویسکوز)
رنگرزی ابریشم مصنوعی که ذاتاً ساختمانی سلولزی دارد، شبیه به رنگرزی پنبه است اما تنوع ابریشم مصنوعی در این رابطه تفاوت قابل توجه ای با پنبه دارد. قدرت کششی بسیاری از ابریشم های مصنوعی وقتی خیس می شوند، پایین می آید. این موضوع امر مهمی در رنگرزی این الیاف محسوب می شود، اما در حرارت کم این دسته الیاف با رنگهای بازی بدون دندانه یا رنگ مستقیم به خوبی رنگ می شود.
بر اساس تئوری رنگ، سه رنگ اصلی وجود دارد که بقیه ی رنگ ها از ترکیب این سه رنگ به وجود می آیند. به رنگ های زرد ، آبی و قرمز رنگ های اولیه می گویند. از ترکیب هر دو رنگ از این رنگ ها، رنگ های ثانویه به وجود می آیند:
و بالا خره دایره رنگ دایره ای است که رنگ های درجه ی سوم نیز در آن وجود دارد. یعنی از ترکیب هر دو رنگ کنار همُ رنگ دیگری به وجود می آید. همانطور که می بینید رنگ های اولیه به صورت مثلث متساوی الاضلاع در دایره قرار می گیرند. به رنگ هایی که در این دایره روبروی هم قرار می گیرند رنگ های مکمل می گویند:
و به سه رنگ کنار هم رنگهای مشابه می گویند:
اینها ساده ترین حالت هایی است که می توان رنگ های هماهنگ را پیدا کرد. با این روش می توان رنگ های هماهنگ دیگری را نیز پیدا کرد.
اگر داخل دایره رنگ یک مستطیل یا مربع یا مثلث متساوی الاضلاع یا مثلث متساوی الساقین رسم کنید رنگ هایی که در رأس این اشکال قرار می گیرند رنگهای هماهنگ هستند.
برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به کتاب رنگ اثر ایتن
چکیده: در این بررسی تعدادی از تركیبات مهم گیاهی مانند تاننها، فلاونوئیدها، آنتراكینونها، كارتنوئیدها، پورفیرینها و بتالانینها مورد بررسی قرار گرفتند، سپس براساس حضور این تركیبات رنگده 130 نمونه گیاهی از 99 گونه گیاهی جمع آوری و در شرایط بهینه خشك گردیدند. از روش رنگرزی الیاف همزمان الیاف طبیعی با پودر یا جوشانده اندام گیاه، در حضور دندانه طبیعی در محیط اسیدی بهره گرفته شد، پس از پایان رنگرزی الیاف در سایه خشك و پایداری الیاف در برابر شستشو با آب معمولی، محیط بازی و اسیدی در دمای 50 درجه سانتیگراد به مدت یكساعت مورد بررسی قرار گرفت، پایداری الیاف در برابر نور براساس استاندارد ISO-150-B01:1989E) انجام شد. نتایج نشان داد از 1040 طیف حاصله از گیاهان مورد بررسی تمامی طیف ها در برابر شستشو پایداری بسیار خوبی داشتند. باتوجه به پایداری نوری الیاف در حدود 83% طیف های حاصله در این پژوهش را می توان در صنایع فرش بافی مورد استفاده قرار داد، مجموع ثبات رنگهای حاصله بر روی الیاف ابریشمی نسبت به الیاف پشمی بیشتر بود، با ثبات ترین طیفها با گیاهان حاوی تانن و آنتراكینون بخصوص در حضور حاصله برروی الیاف ابریشمی نسبت به الیاف پشمی بیشتر بود، فلاونوئید، پورفیرین و كارتنوئید رنگدهی چندانی نداشتند و در حضور دندانه سولفات مس و آهن ثبات بهتری نسبت به دندانه سولفات آلومینیوم و دی كرومات پتاسیم داشتند و بی ثبات ترین طیفها با گیاهان حاوی بتالانین حاصل شد، جلای رنگهای حاصله و یكنواختی رنگ الیاف با جوشانده اندام گیاهی محسوس تر از پودر گیاه رنگده بود.
برای مشاهده ی اصل مقاله با فرمت PDF اینجا کلیک کنید.
ايراني هستم با آرماني سبز ، كارم رنگ است و سر و كارم با رنگرزي خامه هاي قالي و تحقيق و پژوهش در كار رنگزري گياهي . هرگز راهيان فكريم در جاي ايران به من اين اجازه را نكرده اند كه به خاطر منافع مادي بهداشت جهاني را مورد تعرضقرار دهم آرمان سبز هرگز برايم اين اجازه نداده كه به خاطر منافع مادي انسانها را ازلذت وافر زيبايي پرستي وعشق ارگانيك و همزاد پنداري ،
خاكي بودن و اصيل بودن جدا نمايم از طبيعت الهام گرفته و در اوج تنهايي به دنيايي وارد مي شوم كه همه از اطمينان خاطر كارم و تماس با من نهايت ملاطفت و صداقت را داشته و مي خواهم آنقدر صادقانه در بطن تاريخ ملي وطنم برگردم و راه اجداد هنرمندم را با تحقيق و پژوهش بازشناسي نمايم كه اسم ارتجاع هم بدهند ، به آن افتخار كنم ، نه تنها من بلكه بعد از من راهيان ديگر نيز. انسانها با لوازم خانه شان انس مي گيرند ، چرا ؟ خيلي ها با فرش انس مي گيرند و با آن صحبت مي كنند. اين در بطن هنر شرق است . فرش فقط كالا نيست بلكه محصولي است كه در آن روح ، توسط اشكال و رنگها دميده شده ، روزي به اوج لذت مي برد و روزي آرام بخش جان است. فرشهاي اصيل با روح ايرانيان اصيل پيوند خورده و آنان دوستان همديگرند اين روح ايراني است كه از هيچ مي آفريند و بر آفريده خود كمال عشق ورزي را دارند. نمي دانم تا حالا اين امكان برايتان بوده كه مثلا از پوست انار رنگ دلخواه خود را كه مي پسنديد استخراج نماييد يا نه؟! پوست گردو چطور؟ اسپرك ، گل ماهور، شيرين بيان يا آجي بيان ، گل بابونه ، برگ توت، مازو ، هليله ، گندال ، ناز ، قراچوت ، چيچك ، برگ مو ، برگ اوكاليپتوس، برگ به، برگ انجير ، سماق ، پوست ليمو، شاه توت ، تفاله انگور ، برگ بنه ، برگ اقاقيا ، برگ اسفند ، لاله ، ضايعات دور ريز گل محمدي سوتي بيان ، ياغلي تيكان ، قار قار صابوني ، يورقون، شوران، گون، قوزچوپي ، هميشه چوان ، گل گاو زبان ، پوست بادام،برگ پسته،برگ سيب، گزنه و ... راه كه بيفتي ترس ات مي ريزد. راهي روستاهاي آذر شهر، بناب ،عجب شير مي شوم.بر هر كجا كه پا مي گذارم آشنائي هست مي دانند به دنبال چه هستم. هميشه پير زنان روستائي مرا به نام " پسرم " صدا مي كنند.اطلاعات لازم كسب مي شود. اگر لازم باشد كسي را جهت راهنمائي به محل رويش گياهان معرفي مي كنند.استقبال آنها مايه اطمينان خاطر است. در آلقو روستائي از شهرستان بناب راهنمائي شدم به وسمر جيق كه با آن در قديم زنان برلاي رنگ مو همراه با آب ماست رنگي درست مي كردند. گل گندم را به زبان محلي به آن چدق مي گويند كه مصرف رنگ خامه داشته را خارج از اطلاعاتم برايم معرفي نمودند.در روستاي جوان دره از روستاي عجب شير خانم پيزي طرز رنگ كردن با ناز را برايم آموخت كه همان پير زن نحوه رنگرزي با قاراچوب (چيچك) و چند رنگ ديگر كه در قديم با آنها خامه پالاس رنگ مي كردند. در روستاي دين آباد از توابع آذرشهر- روستاي زادگاهم-زن عمويم اولين بار گندل و ساري چوب و روناس را برايم آموخت به زبان ساده چوب و روناس را برايم آموخت به زبان ساده گفت و بعد من آن را با زبان علمي تطبيق دادم.
پيرمردي ازروستاي هرگلان در رابطه با پخت رنگ گياهي گفت: قديم نياز نبود، بازار نبوداگر مرد هستيد كار كنيد! كارخانه خدا بزرگتر از آن است كه در مغز شما جا بگيرد . گل ماهور يا همان (سيغر قوريوغو) يا شيرين بيان را خارج از داشته ايم معرفي كرد. آيا واقعا مغزهاي كوچك ما جهت شناختن كارخانه هاي رنگ خداوند نبوده است؟ واقعا در رابطه با علفها و ضايعات گياهي دورريزي كه نه غذاي انسان است و نه غذاي حيوان مطالعه نموده ايم. چرا اين كار را نكرده ايم؟مشخص است هرگز در رابطه با شناخت خود فكر نكرده ايم و تانسيلهاي خود را باور نداشته ايم و هميشه چشمانمان را به دهان بيگانگان دوخته ايم كه برايمان چه طور خوردن ، خوابيدن و فكر كردن ، رنگ كردن، يا كار نكردن را بياموزند.
روزي در برنامه " پنجه تو خوشلار" – برنامه اي كه در راديو به زبان آذري از راديو تبريز پخش مي شد، برنامه اي را دردست اجرا داشتيم كه من به عنوان كارشناس دعوت شده بودم يك نفر از افرادي كه از اهالي فرش بود زنگ زد و گفت : آقا برگ مو را از كجا بخريم .خيلي خنده دار بود گويا ايشان خارج از ايران زندگي ميكرد. من جواب ايشان را در برنامه بعدي با آمار و ارقام دادم.هنوز هم كه هنوز است از خود مي پرسم آيا واقعا اين شخص نميداند ده درصد كل انگور ايران در شهرستان ملكان آذربايجان توليد مي شود و مقدار برگ و انگور توليدي را اگر برابر هم بگيريم با برگ انگور لازم جهت رنگرزي كل خامه هاي قالي ايران كافي خواهد بود. بگذريم از تمام ايران و تمام انگورستانهاي آذربايجان.
ملتي كه خود را نشناسد هر روز مجبور است ديگران را تعريف نمايد.آيا تا بحال با فكر پژوهشگري به استانهاي كردنشين سفر كرده ايد. مشهد يا كرمان يا خوزستان يا كردستان چطور؟ استانهاي شمالي چطور؟پس چرا نمي نويسيم كه ما صاحب بزرگترين كمپانيهاي رنگ هستيم ولي همت استفاده از آنرا نداريم .چرا نميگذاريم دنيا با خيال راحت و اطمينان خاطر از منسوجات ما استفاده نمايد و از لطافت و هارموني و همخوني رنگهاي گياهي و روح لطافت و بهداشت ذاتي دنيا از ارتباط با ما آسوده خاطر مراوده نمايد.
و اما در ارتباط با رنگ فرش تبريز بهانه هاي خيلي زيادي است. تا دلتان بخواهد اما و اگر هست! ولي آيا آن 42 رنگ بنام فرش تبريز را من ساخته ام يا در قرن حاضر طبق فرمول آورده شده توسط فلان مسئول بي سواد(در اين رابطه)از خارج اسم گذاري شده؟ ما قرنهاست با اسم 1- كرم2- خاكي 3- نخودي 4- ساري5- شويدي 6- چناري7- ياشيل 8- يشمي 9- زيتوني 10- هوائي11- آبي 12- سرمه اي 13- كاهوئي14- نارنجي15- سوغاتي 16- قره 17قرمزي18- شرابي19- گميشي20- عنابي21- طوسي22- موشو23- طلائي24- قهوه اي 25- قيزلي 26- بيراقي 27-سوتگل 28-... آشنا بوده و از منابع داخلي مان آنها را رنگ نموده ايم. اينها رنگهاي تاريخي هستند نه من و نه شما و حتي دنيا نميتواند كتمان اين حقيقت باشد. حالا اگر هنر داريم رنگهاي بينابيني براي اين رنگهاي اصيل با مقداري اضافه درصد به 120 رنگ نمي رسيم؟
يك طراح فرش تبريز اگر از محدوديت رنگ در رنگرزي گياهي حرفي بزند بهتر است دفتر و دستكش را جمع نموده به دنبال كار ديگري برود تا آبروي خود و گذشتگان هنرمندش را نبرد .ساختار فعلي فرش تبريز زير مجموعه جديدي از سيستم ارباب رعيتي يك قاعده بقول بعضي آقايان قاعده دموكرات منشي دارد. اين ديدگاه زمينه اي فراهم كرده تا هر كس در هر روستائي كه حداقل امكان استفاده از چند بافنده را داشته ،شروع به دار زدن قالي كرده و با استعانت از بي مسئوليتي بخش دولتي در سرنوشت فرش تبريز و نا آگاهي توده ها آن كاري كه نمي بايست كرده اند. بخش دولت بجاي پرداختن به اصول فني و حفظ اصالت ، اكثرا شعار هاي ايده آليستي ، زود گذر و فصلي داده است. اين بخش كه مي بايست بر حفظ اصول فني ف جه از نظر مواد، چه رنگ و چه بافت توجه نمايد اما تابع بازار و منافع و سود و سرمايه گرديد و برنامه را كساني نوشتند كه نمي دانستند كاروان را به كجا مي برند! به جرات مي توان گفت كه در حال حاضر ما هيچ كمبودي نسبت به دوره صفويه نداريم بلكه فرش اصيل خود را توليد نميكنيم تا در بازارهاي جهاني رقيب نداشته باشيم. در صورتي كه يك برنامه دقيق آم.زشس كنترل –اجرا يا داشته باشيم خيلي از كساني كه اكنون در كار فرش اند، نخواهند توانست حتي از كوچك ترين امتحان موفق بيرون آيند.اين همه بازار و اين همه آدم بيكار از قبل فرش، بدون داشتن حتي كوچكترين اطلاعا ت و فقط و فقط چند نقشه و طرح وارد بازار مي شوند و تاجران واقعي و بافندگان مظلوم بايد در اين بين تاوان بي برنامگي و بي تدبيري بخش دولتي را بدهند. از طرفي با اعطاي وام ، آن هم اگر به قالي بافان داده شود چه خواهد شد؟ پول قرضي در دست افرادي كه آموزش استفاده از آن را ندارند، چه نتايجي بدنبال خواهد داشت؟! مغازه داري كه مجبور است براي يك دار قالي كه حداقل با چهار صد هزار تومان بر پا مي شود، 5 ميليون تومان فاكتور بسازد، اگر جريان ماليات و ماليات بر درآمد را بر اساس فاكتورهاي صادره اشخاص بدبخت در نظر بگيرند و كارمند بدبخت تر از آنها نيز ضمانت اين وام را نمايد ، فردا چه اتفاقي خواهد افتاد؟!چه پيامدي به بار خواهيم آورد با اين فاكتورهاي كاذب؟! چرا اينقدر كارهايمان با شعارهايمان متضاد هست؟ مثلا ما در يك دوره افتخار خواهيم كرد كه اتحاديه تولد كنندگان فرش دست باف آذر شهر 2000نفر عضو دارد! آيا اين افراد را چه چيزي در قالب اين اتحاديه ها بر توليد چه بوده است؟ آيا فقط شعار وام؟
جامعه را به كدام سو مي بريم ؟ چرا از كيفيت توليد كاسته و بر شعارهاي عوام فريبانه و نيز هزينه هاي بيت المال مي افزاييم؟! چرا اتحاديه هاي توليدي فرش در آذربايجان شرقي داشته باشند؟ سرنوشت اتحاديه هاي گذشته و تعاوني هاي مرتبط با فرش طي سالهاي گذشته را مرور كرده و با بررسي وضعيت آنها صادقانه قضاوت كنيم! در اكثر شهرستانها ، تعاوني ها و اتحاديه ها وضعيت جالب و مناسبي نداشته اند.
این فرش به مناسبت سال 2001 میلادی که به نام سال گفتگوی تمدن ها نامگذاری شده بود بافته شد. ابعاد آن 94x134 سانتی متر است. تعداد گره های آن 920 هزار گره با رجشمار 60 در 195 رنگ می باشد. 58 درصد الیاف به کار رفته در آن از نوع مرینوس و 42 درصد باقی مانده از جنس ابریشم است. در چهار گوشه ی این فرش نقش های مقبره ی کورش در ایران، آکروپولیس یونان، اهرام ثلاثه ی مصر و مترو پولیتن ایتالیا به نشانه ی 4 تمدن باستانی بافته شده است. نقش پرچم های 4 کشور یاد شده هم در فرش وجود دارد و کره ی زمین در مرکز فرش قرار دارد. در بالای نقش کره ی زمین عدد 2001 و زیر آن عبارت گفتگوی تمدن ها به زبان انگلیسی به زیبایی جلوه می کند. طراحی این فرش، 7 ماه به طول انجامیده و بافت آن در مدت 8 ماه توسط خانمها افسانه و سمانه طاهری از اهالی روستای دوزه ی جهرم فارس انجام شده است.
همان طور که میدانید حباب صابون از یک لایه ی نازک شفاف آب و صابون تشکیل شده است. این لایه ی نازک، الاستیک (یعنی کش مانند) است
و برای همین درست مثل لاستیک بادکنک موقع باد شدن کش میآید و فشار هوای درون آن بیشتر از فشار هوای محیط اطرافش میشود. حال فکر کنید یک شعاع نور به این بادکنک صابونی برخورد کند. لایه ی صابونی دو سطح دارد: سطح بیرونی و سطح درونی. این دو سطح خیلی خیلی به هم نزدیکند، چون لایه ی صابون هم خیلی خیلی نازک است. وقتی نور به سطح بیرونی برخورد می کند، بخشی از آن به چشم شما بازتابانده میشود. دلیل بازتاب نور، تفاوت چگالی هوا و چگالی لایه ی صابون است. نوری که بازتاب نشده از لایه ی صابون که شفاف است میگذرد و با برخورد به سطح درونی، دوباره مقداری از آن بازتاب میکند و به چشم شما میرسد. در نتیجه دو شعاع نور بازتاب شده به چشم شما برگشته اند. اما این دو نور کاملاً یکسان نیستند! نور دوم راه بیشتری را طی کرده و تا رسیدن به چشم شما زمان طولانی تری در راه بوده است. اما از هر لحاظ دیگری، به جز این اختلاف کوچک، دو نور مشابه هم هستند. این اختلاف کوچک برای رخ دادن یک اتفاق مهم کافی است. یعنی باعث میشود این دو نور که طول موج، فرکانس و سرعت یکسان دارند، با هم اختلاف فاز پیدا کنند.
رنگ نور، توسط طول موج آن تعیین میشود. مثلاً نوری با طول موج 550 نانومتر سبز است، 470 نانومتر آبی است و 600 نانومتر نوری نارنجی رنگ است. این عددها هم بسیار کوچکند ولی در حدود ضخامت لایه صابون هستند. نکته در این جاست که اگر تفاوت طول مسیر بین دو شعاع نور دقیقاً برابر نصف طول موج شان باشد، دیگر آنها را نخواهیم دید! چرا؟ چون هر موجی دارای یک سری قلهها و دره هاست که با تفاوت طول موج تکرار میشوند. وقتی تفاوت مسیر دو موج، درست نصف طول موج باشد، هر قله ای با یک دره برخورد میکند و همدیگر را خنثی میکنند. بنابراین اصلاً نوری نمی ماند که ما ببینیم. این همان «تداخل مخرب» است.
حالا به این موضوع فکر کنید که اولاً نور خورشید که سفید به نظر میرسد، در واقع مخلوطی از طول موج های بسیار و همه ی رنگ های طیف مرئی است. برای همین است که طلوع و غروب خورشید این همه رنگهای زیبا دارد،
چون اثرات تداخلی تحت تأثیر عوامل جوی زیادی است و باعث میشود گاهی این رنگ و گاهی رنگ دیگری ببینیم. اما همه ی این رنگ ها را میبینیم چون همه ی آنها در نور خورشید وجود دارند. اگر در اثر تداخل مخرب بعضی از رنگها حذف شوند، ما رنگ های دیگر را که غالباً به سمت قرمز گرایش دارند، میبینیم. در واقع اگر یکی از رنگ ها از طیف حذف شود، ما رنگ مکمل آن را خواهیم دید. مثلاً اگر آبی حذف شود ما زرد را خواهیم دید. پوسته ی حباب هم در اثر وجود رنگ های مکمل ناشی از تداخل است که اینقدر رنگی است.
زاویه ای که نور تحت آن به حباب برخورد میکند تعیین کننده ی طول مسیری است که شعاع دوم باید بپیماید، اما حباب گرد است و دائم حرکت میکند بنابراین طبیعی است که نور در زوایای مختلفی به آن برسد. پس بسته به نقطه ای از حباب که به آن نگاه میکنید، طول موج خاصی به خاطر تداخل ناپدید میشود و رنگ های دیگری باقی میماند که ما آنها را میبینیم. در ضمن ضخامت حباب صابون هم دایماً تغییر میکند چون آب موجود در آن بخار میشود. پس حتی اگر در یک نقطه به حباب نگاه کنید، باز هم رنگ های متغیری روی حباب میبینید. اگر پوسته ی حباب خیلی نازک شود، حتی کوچک تر از طول موج مرئی میشود و آن وقت دو شعاع نور در حالتی به هم میرسند که تقریباً همیشه باعث تداخل مخرب میشود. در این صورت هیچ بازتاب مرئی پدید نمی آید و حباب، سیاه به نظر میرسد. حالا به یک حباب صابون نگاه میکنید! وقتی بالای حباب، سیاه به نظر میرسد یعنی خیلی نازک شده است و به زودی ... بامب! خواهد ترکید.
خطوط متناوب نور و تاریکی روی این لایه ی صابون در واقع باندهای رنگی هستند که از بازتاب و تداخل نور پدید آمده اند این رنگ ها به ضخامت لایه ی صابون بستگی دارند. نظر شما چیست؟ آیا میشود از این راه برای اندازه گیری ضخامت لایه صابون استفاده کرد؟
از آنجا که با پیدایش خط، انسان در هنرهای دستی خود از این هنر (به شکل تزئینی) کمک گرفته است، می توان حدس زد که در فرشبافی نیز مورد استفاده داشته است.
اما به علت کم بودن عمر مفید پشم و پنبه در مجاورت هوا و غرسودگی سریع مواد اولیه، هیچ اثری مبنی بر این فرضیه باقی نمانده است. اولین نمونه ی خوشنویسی به جای مانده در فرش، خط کوفی است. البته ابداع این خط، قبل از ظهور اسلام بود؛ اما رواج آن در هنرهای دیگر و نیز در دیگر کشورها (از جمله ایران) در قرن های ابتدایی ظهور اسلام شکل گرفت.
پس از چندی خط نسخ ابداع شد و از رواج خط کوفی کاست. چون نوشتن با آن ساده بود؛ لذا اکثراً قرآن را با آن تحریر می کردند و کم کم به نام خط قرآنی مشهور شد. حالت خشک و محکم خط نسخ در مقابل خط کوفی که انواع بسیار و دلپذیری را در فرم تشکیل می داد، از یک طرف و متعادلتر بودن خط کوفی تزئینی با تکنیک بافت فرش از طرف دیگر، باعث شد این خط نتواند جای خط کوفی را در فرش بگیرد؛ ولی کم کم خط کوفی نیز به تزئینات صرف، معطوف شد و با نفوذ نقش گره (که هنوز در چین با نام گره سرنوشت مورد استفاده قرار می گیرد) در خط کوفی، این خط کاملاً با این نوع تزئین آمیخته شد و فقط همراه با فرم ها و تزئینات زیبا ( که بیشتر شبیه نقش بود تا خط) به شکل واگیره ای در حاشیه ها و متن فرش معمول شد. احتمالاً در دوران سلجوقیان و خوارزمشاهیان و بعد از حمله ی مغول و حتی تا اواخر دوره ی تیموریان، رونق داشت و به ترتیب در طول دوران های ذکر شده به جنبه ی تزئینی آن اهمیت بیشتری داده شد؛ تا آنجا که با ظهور بهزاد، در اواخر دوره ی تیموری، تقریباً تزئینات صرف از آن به جای مانده بود.، به حالت های قوس های اسپیرال وار و چرخش ها و پیچش های خاص تبدیل شد و از فرم خط های شکسته و مورب با پیچش های اندک خارج شد و زمینه ای فراهم شد تا کم کم به جای خط کوفی از گل ها و پیچش های ختایی و اسلیمی در حاشیه استفاده شود. از طرفی خط کوفی بنا به همنشینی کاملی که با گل و بته و دیگر اشیاء و طرح های تزئینی پیدا کرده بود، برای فرش مناسب تر به نظر می رسید. البته در فرش ایران از خطوط دیگری هم استفاده شد که بارزترین آن در دوره ی معاصر، خط نستعلیق است.
به طور کلی می توان نقش فرش های هر منطقه را در هنرهای زمان خود – به خصوص در تزئینات معماری، گچ بری، کاشیکاری و آجرکاری، نقاشی، خوشنویسی و ... و نیز نوع برخورد فرهنگی مردم هر منطقه با هنر زمان خویش را مورد تحقیق قرار داد. مثلاً تزئینات مساجد دوره ی صفویه را با فرش های این دوره مقایسه کرد.
هرگاه به هر دلیلی رنگ های طرح به زمینه ی سفید و کرم فرش های پشمی و کرکی سرایت کند و اصطلاحاً بدود، می توان آن را به کمک ماده ی شیمیایی هیدرو سولفیت دو سود
با کمی حوصله و دقت از زمینه ی فرش پاک کرد. بدین صورت که مقدار کمی از این ماده را در یک فنجان ماست ترش و آب گرم حل وسپس با یک قلموی نقاشی نسبتاً زبر، تمام قسمت های رنگ دویوه را به این محلول کاملاً آغشته می کنیم. مقدار هیدرو سولفیت به کار رفته تقریبی بوده و به تجربه بستگی دارد. ولی آنقدر باید به محصول اضافه شود که از آن بوی زننده ای استشمام شود و برای کاستن از زنندگی این بو می توان مقدار کمی جوش شیرین به محلول اضافه نمود. برای مطمئن شدن از قدرت رنگـبری محلول، ابتدا قسمت کوچکی از فرش را آزمایش می کنیم. در صورتی که نتیجه رضایت بخش بود، کار را به تمام قسمت های رنگ دویده توسعه می دهیم. در غیر این صورت با افزودن تدریجی مقادیر دیگری از هیدرو سولفیت، قدرت رنگـبری محلول را آنقدر افزایش می دهیم تا به نتیجه ی مورد نظر برسیم.
برای از بین بردن آب میوه، شیر، قهوه و چای و شکلات از آب ولرم و سرانجام برای محو کردن لکه های روغن و چربی از صابون و پاک کننده های خنثی (شامپو بچه) و سرکه ی سفید استفاده می شود. باید در نظر داشت که فرش ابریشمی را در منزل نباید لکه زدایی کرد، بلکه باید این امر مهم را به کارگاه های شستشوی حرفه ای و با تجربه سپرد. قبل از تمیز کردن لکه ها یا حتی شستشوی فرش در منزل می توان با یک آزمایش ساده به ثابت بودن یا نبودن رنگ فرش پی برد. به این صورت که یک پارچه ی پنبه ای (رنگ نشده) را خیس می کنید و به یک گوشه ی فرش آهسته می مالید. اگر پارچه آغشته به رنگ فرش گردید و رنگی شد توصیه می شود شستشوی فرش را به قالی شویان حرفه ای وا گذارید تا از در هم آمیختگی رنگ ها جلوگیری شود.
موادی که برای تمیز کردن فرش لازم است و معمولاً در هر خانه یافت می شود عبارتند از: پودرهای غیر قلیایی مانند شامپو بچه، شامپو فرش، سرکه ی سفید، برس نرم یا مودار، حوله یا پارچه ی پنبه ای بدون رنگ، سشوار، اتو، کاغذ لکه گیر و قطره چکان. در خاتمه یادآور می شود که باید روغن ریخته شده بر روی فرش را ابتدا با قاشق جمع آوری کرد، سپس پارچه ی سفیدی روی محل روغنی گذاشت و اتوی نیمه گرمی ررا بر روی پارچه کشید. بدین ترتیب روغن موجود، جذب پارچه خواهد شد. سپس باید با شامپو و آب ولرم لکه زدایی و به کمک سشوار و یا به کمک نور غیر مستقیم خورشید، پشت و روی فرش را خشک کرد.
الیاف پنبه در مرحله ای که تبدیل به پارچه می گردند، ابتدا به جهت آماده نمودن و برای به دست آوردن سلولز خالص و خارج کردن مواد زائد آن اقدام به پخت آن می نمایند
که این عمل در ماشین سر بسته یا سر باز انجام می گردد. در این مرحله با جدا شدن چربی و پکتین و همی سلولز از الیاف پنبه، قدرت جذب رطوبت و رنگ آن بالا می رود و در مرحله ی سفیدگری پنبه، پروتئین موجود در پنبه به صورت کلرانین در آمده و از آن جدا می گردد و برای جدا نمودن مواد کانی از ماشینی که عمل مکانیکی انجام می دهد، استفاده می شود. نا گفته نماند که در اثر پخت پنبه، حدود 5 تا 7 درصد از وزن آن کاسته می شود. بعد از پخت، پنبه با آب گرم و سپس با آب سرد به خوبی شستشو داده می شود و آنگاه برای خنثی نمودن مواد قلیایی اضافی سلولز با استفاه از اسید استیک این عمل انجام می گردد.
از عملیات دیگری که روی الیاف پنبه به جهت ایجاد درخشندگی و استحکام بیشتر انجام می شود، عمل مرسریزه یا مرسریزاسیون می باشد که از سود 28 تا 32 درجه استفاده می گردد. نخ مرسریزه شده از نظر ظاهری به جز درخشندگی تفاوتی با نخ معمولی ندارد. این عمل که به دو شکل مرسریزاسیون بدون کشش انجام می پذیرد برای اولین بار در سال 1844 میلادی به وسیله ی «جان مرسر» ابداع گردید. از دیگر خصوصیاتی که عمل مرسریزاسیون به دست می دهد، عبارتند از: استقامت بیشتر و استحکام و جذب رطوبت و رنگ بیشتر و همچنین تاب طبیعی الیاف که به صورت استوانه ای شکل در می آید، می باشد. دلیل این خاصیت این است که هر چه سطح جانبی الیاف صاف باشد، نور را بیشتر منعکس و متمرکز می نماید که در نتیجه به درخشندگی آن می افزاید. از دیگر دلایل خوب عمل مرسریزاسیون، می توان بالا رفتن قدرت جذب رنگ و رطوبت را نام برد (عملی که در مرحله ی رنگرزی الیاف پشمی به عنوان دندانه کردن از آن نام می برند). مرحله ی سفید نمودن پنبه به سه گونه انجام می گردد:
اهمیت عمل سفیدگری بدان جهت می باشد که پنبه هایی که رنگ طبیعی دارند، در برابر شستشو با محلول های قلیایی سفید می گردند. ماده ی مومی که در الیاف پنبه یافت می شود با موم و روغنی که رشته های پنبه در بر دارند، از نفوذ آب به داخل الیاف جلوگیری می کند و یکی از دلایلی که پنبه به دشواری آب خور شده و به سختی رنگ را جذب می نماید، وجود موم و چربی الیاف پنبه می باشد و مقدار رنگی هم که جذب الیاف می شود، پایا و ثابت نخواهد ماند. بنابراین قبل از عمل رنگرزی می بایست عمل سفیدگری را انجام داد.
برای مشاهده ی مقالات که با فرمت PDF می باشند باید برنامه ی Adobe Acrobat Reader یا یک برنامه ی مشابه روی کامپیوتر نصب باشد. برای استفاده از مقالات به دو روش می توان عمل نمود:
یک مدل سینتیکی تجربی جدید در رنگرزی اکریلیک با رنگزای کاتیونی
رنگرزی یك حمامه ی پارچههای پلیاستر و پنبه با مواد رنگزای دیسپرس جدید بر پایه نفتالیمید
اندازهگیری غلظت رنگ در محلولهای دو جزیی به روش مشتقی پیک تا پیک طیف نسبی
شبیهسازی محول لوکوی رنگزای خمی
سنتز رنگدانه ی قهوهای بر پایه ی اسپینل آهن، روی و كروم
|
ردیف |
عنوان کتاب |
نویسنده |
|
1 |
Natural Dyes & Home Dyeing |
Adrosko, Rita J. |
|
2 |
Observer's Book of Lichens, The |
Alvin, Kenneth L. |
|
3 |
Creative Spinning, Weaving & Plant Dyeing |
Anderson, Beryl |
|
4 |
Mother Natures Dyes & Fibers |
Bearfoot, Will |
|
5 |
Dyer's Companion, The |
Bemiss, Elijah |
|
6 |
North American Dye Plants |
Bliss, Ann |
|
7 |
Handbook of Dyes from Natural Material, A |
Bliss, Anne |
|
8 |
Hands on Dyeing |
Blumenthal, Betsy |
|
9 |
Lichens for Vegetable Dyeing |
Bolton, Eileen |
|
10 |
Early American Weaving & Dying |
Bronson, J. & R. |
|
11 |
DYES FROM NATURE |
Brooklyn Botanic Graden |
|
12 |
Gentle Dyes |
Brooks, C. & Higggins, C. |
|
13 |
Dyer's Garden, A |
Buchanan, Rita |
|
14 |
Craft of the Dyer: Color fm. Plants & Lichens of the NE |
Casselman, Karen L. |
|
15 |
Dye Plants and Dyeing |
Conner, John & Margaret |
|
16 |
Dye Pot, The 2 copies |
Davidson, Mary F. |
|
17 |
CRAFT OF NATURAL DYEING |
Dean, Jenny |
|
18 |
Dyes from Natural Sources |
Dyer, Anne |
|
19 |
Cochineal and the Insect Dyes |
Gerber, Frederick H. |
|
20 |
Investigative Method of Natural Dyeing..., The |
Gerber, Frederick H. |
|
21 |
Indigo & the Antiquity of Dyeing |
Gerber, Fredrich |
|
22 |
Dyer's Manual, A |
Goodwin, Jill |
|
24 |
Dyeing with Stecta Coronata |
Gordon, Flo Ann |
|
25 |
Natures Colors |
Grae, Ida |
|
26 |
Natural Dyes from Northwest Plants |
Green, Judy |
|
27 |
Colour Cauldron, The |
Grierson, Su |
|
28 |
Lichens, How to Know the |
Hale, Mason E. |
|
29 |
NAVAJO AND HOPI DYES |
Historic Indian Publishers |
|
30 |
Growing Herbs & Plants for Dyeing |
Jacobs, Betty |
|
31 |
Blue Traditions |
Katzenburg, Dena S. |
|
32 |
Natural Dye Plants & Processes |
Kramer, Jack |
|
33 |
Hawaii Dye Plants |
Krohn, Val Frieling |
|
34 |
Dyes from Lichens & Plants |
McGrath, Judy Waldner |
|
35 |
Fiber Dyeing: Immersion & Painting of Protein Fibers (Video) |
Menz, Deb |
|
36 |
Fiber Preparation & Multicolor Blending Techniques (Vdeo) |
Menz. Deb |
|
37 |
Barbara 'n Me - on lichening |
Merrill & Haight |
|
38 |
Natural Wool Dyes & Recipes |
Milner, Ann |
|
39 |
Indigo |
Museum of Intl. Folk Art |
|
40 |
I'd Rather Dye Laughing |
Neil, Jean |
|
41 |
Dyeing with Natural Dyes |
Palmer, Judi |
|
42 |
ALL ABOUT WOOL a Fabric Dic. & Swatchbook |
Parker, Julie |
|
43 |
Practical Treatise on Dyeing, A |
Partridge, William |
|
44 |
Homespun Textile Trad. of the Penn. Germans, The |
Penn. Hist. & Mus. Comm. |
|
45 |
America's Indigo Blues |
Pettit, Florence H. |
|
46 |
Dye Plants & Dyeing - A Handbook 3 copies |
Plants & Gardens |
|
47 |
Natural Plant Dyeing |
Plants & Gardens |
|
48 |
Into Indigo |
Polakoff, Claire |
|
49 |
Dictionary of Dyes & Dyeing, A |
Ponting, K. G. |
|
50 |
Mushrooms for Color |
Rice & Beebee |
|
51 |
Dyes from Plants |
Robertson, Seonaid |
|
52 |
Handbook of Timesaving Tables....... |
Roth, Schulz |
|
53 |
ART OF FIBER DYEING (VIDEO) |
Sitzman, Sandy |
|
54 |
Dyes & Fabrics |
Slouy, Joyce |
|
55 |
INDIGO MADDER AND MARIGOLD |
Van Stralen, Trudy |
|
56 |
New Dyer, The |
Vinroot/Crowder |
|
57 |
Ancient Dyes for Modern Weavers |
Weigle, Palmy |
این مطلب در ادامه ی مطلب قبلی عنوان شده است.
بیش از سه سال از آغاز به كار دولت نهم میگذرد و مردان اقتصادی دولت همچنان اصرار دارند سیاستهای ناكارآمد اقتصادی را ادامه دهند.
تغییر یكشبه تعرفه واردات كالا كه یاران احمدینژاد بدعتش را گذاردهاند، اگرچه در طول سه سال گذشته با جنجال تولیدكنندگان و تجار همراه بوده و بسیاری را به خاك سیاه نشانده و در مقابل جیب عدهای دیگر را یكشبه انباشته، اما همچنان نتوانسته مردان دولت نهم را به تسلیم وا دارد. در طول سه سال گذشته بسیاری از كالاها تجربه تلخ تغییر یكباره تعرفه را از سرگذراندهاند تا شرایط كسب و كار بیش از پیش برای سرمایهگذاران ناامن باشد. در این میان حتی اگر تمام سیاستگذاریهای اقتصادی نامطلوب خاص دولت در نظر گرفته نشود، تنها همین رویه در تغییر بیبرنامه تعرفه واردات كافی است تا سرمایهگذاران را فراری دهد و هیچ سرمایهداری حاضر نباشد برای خرید شركتهای دولتی پا به میدان بگذارد. همین دست سیاستگذاریهاست كه موجبشده سهام شركتهای دولتی روی دست دولت بماند و شبهدولتها مجبور به خرید سهامی شوند كه دولت در میان بخش خصوصی مشتری برای آن نمییابد. اینبار اما تغییر بیحساب و كتاب تعرفه واردات دامن صنعت نیمهورشكسته نساجی را گرفته تا بار دیگر نساجان ایرانی در تنگنا قرار گیرند.
حدود دوماه پیش نساجان ایرانی هنگامی كه محمولههای رنگشان پشت درهای گمرك ماند متوجه شدند كه وزارت صنایع و معادن بدون مشورت یا حتی اطلاع، تعرفه واردات رنگ را افزایش داده است. آنطور كه جمشید بصیری، دبیر انجمن نساجی میگوید ماجرا از این قرار است كه تعرفه بنا به پیشنهاد یك شركت داخلی تولیدكننده رنگ كه تنها ۵ درصد نیاز داخل را تامین میكند، افزایش یافته و ضربههایی را به صنعت نساجی و واحدهای چاپ و رنگرزی كشور وارد كرده است. بصیری با بیان اینكه تعرفه واردات رنگ نساجی دوماه پیش بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ درصد افزایش یافت، میگوید: این رشد تعرفه به پیشنهاد شركت الوانثابت كه مدتی است به بخش خصوصی واگذار شده، در زمان مدیركل سابق صنایع نساجی وزارت صنایع صورت گرفته است. وی میزان مصرف رنگهای نساجی را در كشور سالانه ۱۲ هزار و ۲۹۰ تن عنوان كرد و افزود: شركت داخلی تولیدكننده رنگ تنها ۵۹۵ تن از رنگ مورد نیاز كشور را تولید میكند و در نتیجه ۹۵ درصد نیاز كشور باید از طریق واردات تامین شود. به گفته بصیری تغییر تعرفه واردات رنگ بدون هماهنگی با فعالان صنعت نساجی و انجمن صنایع نساجی صورت گرفته و استمرار آن باعث افزایش قیمت تمامشده كارخانههای داخلی و تشدید ركود در فروش محصولات نساجی در رقابت با كالاهای وارداتی خواهد شد. وی متوسط میزان واردات رنگهای نساجی به كشور را در سالهای ۸۴، ۸۵ و ۸۶ حدود ۱۰ هزار و ۴۰۰ تن عنوان كرد و افزود: طی چهارماه اول امسال ۶۴۰ تن رنگ به كشور وارد شده است.
دبیر انجمن صنایع نساجی سهم رنگ در قیمت تمامشده محصولات نساجی را ۲ تا ۵/۲ درصد دانست و گفت: براساس تغییرات ایجادشده، تعرفه واردات رنگهای اسیدی و مستقیم از ۲۰ به ۳۰ درصد، رنگ رآكتیو از ۱۰ به ۳۰ درصد و خمیر پیگمنت از ۱۵ به ۳۰ درصد افزایش یافته است. البته پس از اینكه با مسوولان وزارت صنایع مذاكره كردیم، تازه متوجه شدند كه افزایش تعرفه غیركارشناسی بوده و در نتیجه مسوولان از كمیسیون ماده یك درخواست كردند كه تعرفه واردات رنگهای نساجی دوباره بررسی شود و تعرفهها به رقمهای قبلی بازگردد. با این حال بررسی روی تعرفه واردات رنگ در كمیسیون ماده یك مطرح نیست و این موضوع متوقف است. وی همچنین با بیان اینكه در حال حاضر آزمایشگاه موسسه استاندارد، دانشگاه امیركبیر، پژوهشكده رنگ و سیبا صلاحیت آزمایش رنگهای وارداتی و تولیدی را دارند، ادامه داد: این در حالی است كه گمرك واردكنندگان رنگ را به آزمایشگاه الوانثابت ارجاع میدهد. بصیری با اشاره به قدمت ۱۲۰ ساله صنعت نساجی در ایران و اشتغال مستقیم برای ۳۰۰ هزار نفر در این صنعت گفت: هماكنون ۱۰ هزار و ۲۵۰ واحد نساجی دارای پروانه بهرهبرداری در كشور فعالند كه رفع مشكلات این واحدها تاثیر قابل توجهی بر بهبود اقتصاد كشور خواهد داشت.
پیش از این نیز داستان بازی با تعرفهها در میدانهای دیگر اقتصادی نیز رخ داده بود. فعالان اقتصادی هنوز روزهایی را بهیاد دارند که تعرفه واردات تلفن همراه افزایش یکباره را تجربه کرد. پس از افزایش تعرفهها اخبار بسیاری در مورد واردات تلفن همراه از سوی برخی چهرههای شاخص با تعرفههای قبلی انتشار یافت صنعت نساجی نیز اکنون تجربه جدیدی را از سر میگذراند تجربهای که شاید اینبار هزینههای گزافی را به این صنعت تحمیل کند. مدیران کارخانههای نساجی پیش از این در جلسات نهادهایی همچون اتاق بازرگانی به بیان شکوائیههای خود از دولت پرداخته بودند. آنان در تکاپو بودند تا شاید با مذاکرات مدام ادامه حیات این صنعت را میسر سازند. اما شاید داستان رنگ و تعرفههای جدید آن سرنوشت جدیدی را برای این صنعت رقم زند.
دبیر انجمن صنایع نساجی با انتقاد از افزایش تعرفه واردات رنگ نساجی گفت: این تعرفه بنا به پیشنهاد یك شركت داخلی تولیدكننده رنگ كه تنها پنج درصد نیاز داخل را تامین میكند،
افزایش یافته و ضربههایی را به صنعت نساجی و واحدهای چاپ و رنگرزی كشور وارد كرده است. جمشید بصیری در جمع خبرنگاران با بیان اینكه تعرفه واردات رنگ نساجی دو ماه پیش بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ درصد افزایش یافت تصریح كرد: این رشد تعرفه به پیشنهاد شركت الوان ثابت كه مدتی است به بخش خصوصی واگذار شده، در زمان مدیركل سابق صنایع نساجی وزارت صنایع صورت گرفته است. وی میزان مصرف رنگهای نساجی را در كشور سالانه ۱۲ هزار و ۲۹۰ تن عنوان كرد و افزود: شركت داخلی تولیدكننده رنگ تنها ۵۹۵ تن از رنگ مورد نیاز كشور را تولید میكند و در نتیجه ۹۵ درصد نیاز كشور باید از طریق واردات تامین شود.
به گفته بصیری تغییر تعرفه واردات رنگ بدون هماهنگی با فعالان صنعت نساجی و انجمن صنایع نساجی صورت گرفته و استمرار آن باعث افزایش قیمت تمام شده كارخانههای داخلی و تشدید ركود در فروش محصولات نساجی در رقابت با كالاهای وارداتی خواهد شد. وی متوسط میزان واردات رنگهای نساجی به كشور را طی سالهای ۸۴، ۸۵ و ۸۶ حدود ۱۰ هزار و ۴۰۰ تن عنوان كرد و افزود: طی چهار ماه اول امسال ۶۴۰ تن رنگ به كشور وارد شده است.
دبیر انجمن صنایع نساجی سهم رنگ در قیمت تمام شده محصولات نساجی را ۲ تا ۵/۲ درصد دانست و گفت: براساس تغییرات ایجاد شده، تعرفه واردات رنگهای اسیدی و مستقیم از ۲۰ به ۳۰ درصد، رنگ رآكتیو از ۱۰ به ۳۰ درصد و خمیر پیگمنت از ۱۵ به ۳۰ درصد افزایش یافته است. وی با اشاره به درخواست وزارت صنایع از كمیسیون ماده یك برای بررسی تعرفه واردات رنگهای نساجی و بازگشت تعرفهها به رقمهای قبلی گفت: در حال حاضر بررسی بر روی تعرفه واردات رنگ در كمیسیون ماده یك مطرح نیست و این موضوع متوقف است.
وی همچنین با بیان اینكه در حال حاضر آزمایشگاه موسسه استاندارد، دانشگاه امیركبیر، پژوهشكده رنگ و سیبا صلاحیت آزمایش رنگهای وارداتی و تولیدی را دارند ادامه داد: این در حالی است كه گمرك واردكنندگان رنگ را به آزمایشگاه الوان ثابت ارجاع میدهد. بصیری با اشاره به قدمت ۱۲۰ ساله صنعت نساجی در ایران و اشتغال مستقیم برای ۳۰۰ هزار نفر در این صنعت گفت: هماكنون ۱۰ هزار و ۲۵۰ واحد نساجی دارای پروانه بهرهبرداری در كشور فعالند كه رفع مشكلات این واحدها تاثیر قابل توجهی بر بهبود اقتصاد كشور خواهد داشت.
به گزارش فارس، مظاهری، استاد دانشگاه امیركبیر نیز در این نشست با بیان اینكه رنگهای نساجی تولیدی توسط شركت الوان ثابت برای استفاده در خطوط تولید واحدهای چاپ و رنگرزی مناسب نیست گفت: خطوط قدیمی میتوانند از این نوع رنگ استفاده كنند ولی اكثر كارخانههای فعلی قابلیت استفاده از این رنگ را ندارند. به گفته وی تكنولوژی تولید برخی رنگهای تولیدی در داخل به ۱۰۰ سال پیش بر میگردد و اینگونه رنگها در دنیا كاربردی ندارند.