تبليغاتX
هنر رنگرزی
رنگ های فرش تبریز

ايراني هستم با آرماني سبز ، كارم رنگ است و سر و كارم با رنگرزي خامه هاي قالي و تحقيق و پژوهش در كار رنگزري گياهي . هرگز راهيان فكريم در جاي ايران به من اين اجازه را نكرده اند كه به خاطر منافع مادي بهداشت جهاني را مورد تعرضقرار دهم آرمان سبز هرگز برايم اين اجازه نداده كه به خاطر منافع مادي انسانها را ازلذت وافر زيبايي پرستي وعشق ارگانيك و همزاد پنداري ،فرش تبریز خاكي بودن و اصيل بودن جدا نمايم از طبيعت الهام گرفته و در اوج تنهايي به دنيايي وارد مي شوم كه همه از اطمينان خاطر كارم و تماس با من نهايت ملاطفت و صداقت را داشته و مي خواهم آنقدر صادقانه در بطن تاريخ ملي وطنم برگردم و راه اجداد هنرمندم را با تحقيق و پژوهش بازشناسي نمايم كه اسم ارتجاع هم بدهند ، به آن افتخار كنم ، نه تنها من بلكه بعد از من راهيان ديگر نيز. انسانها با لوازم خانه شان انس مي گيرند ، چرا ؟ خيلي ها با فرش انس مي گيرند و با آن صحبت مي كنند. اين در بطن هنر شرق است . فرش فقط كالا نيست بلكه محصولي است كه در آن روح ، توسط اشكال و رنگها دميده شده ، روزي به اوج لذت مي برد و روزي آرام بخش جان است. فرشهاي اصيل با روح ايرانيان اصيل پيوند خورده و آنان دوستان همديگرند اين روح ايراني است كه از هيچ مي آفريند و بر آفريده خود كمال عشق ورزي را دارند. نمي دانم تا حالا اين امكان برايتان بوده كه مثلا از پوست انار رنگ دلخواه خود را كه مي پسنديد استخراج نماييد يا نه؟! پوست گردو چطور؟ اسپرك ، گل ماهور، شيرين بيان يا آجي بيان ، گل بابونه ، برگ توت، مازو ، هليله ، گندال ، ناز ، قراچوت ، چيچك ، برگ مو ، برگ اوكاليپتوس، برگ به، برگ انجير ، سماق ، پوست ليمو، شاه توت ، تفاله انگور ، برگ بنه ، برگ اقاقيا ، برگ اسفند ، لاله ، ضايعات دور ريز گل محمدي سوتي بيان ، ياغلي تيكان ، قار قار صابوني ، يورقون، شوران، گون، قوزچوپي ، هميشه چوان ، گل گاو زبان ، پوست بادام،برگ پسته،برگ سيب، گزنه و ... راه كه بيفتي ترس ات مي ريزد. راهي روستاهاي آذر شهر، بناب ،عجب شير مي شوم.بر هر كجا كه پا مي گذارم آشنائي هست مي دانند به دنبال چه هستم. هميشه پير زنان روستائي مرا به نام " پسرم " صدا مي كنند.اطلاعات لازم كسب مي شود. اگر لازم باشد كسي را جهت راهنمائي به محل رويش گياهان معرفي مي كنند.استقبال آنها مايه اطمينان خاطر است. در آلقو روستائي از شهرستان بناب راهنمائي شدم به وسمر جيق كه با آن در قديم زنان برلاي رنگ مو همراه با آب ماست رنگي درست مي كردند. گل گندم را به زبان محلي به آن چدق مي گويند كه مصرف رنگ خامه داشته را خارج از اطلاعاتم برايم معرفي نمودند.در روستاي جوان دره از روستاي عجب شير خانم پيزي طرز رنگ كردن با ناز را برايم آموخت كه همان پير زن نحوه رنگرزي با قاراچوب (چيچك) و چند رنگ ديگر كه در قديم با آنها خامه پالاس رنگ مي كردند. در روستاي دين آباد از توابع آذرشهر- روستاي زادگاهم-زن عمويم اولين بار گندل و ساري چوب و روناس را برايم آموخت به زبان ساده چوب و روناس را برايم آموخت به زبان ساده گفت و بعد من آن را با زبان علمي تطبيق دادم.

پيرمردي ازروستاي هرگلان در رابطه با پخت رنگ گياهي گفت: قديم نياز نبود، بازار نبوداگر مرد هستيد كار كنيد! كارخانه خدا بزرگتر از آن است كه در مغز شما جا بگيرد . گل ماهور يا همان (سيغر قوريوغو) يا شيرين بيان را خارج از داشته ايم معرفي كرد. آيا واقعا مغزهاي كوچك ما جهت شناختن كارخانه هاي رنگ خداوند نبوده است؟ واقعا در رابطه با علفها و ضايعات گياهي دورريزي كه نه غذاي انسان است و نه غذاي حيوان مطالعه نموده ايم. چرا اين كار را نكرده ايم؟مشخص است هرگز در رابطه با شناخت خود فكر نكرده ايم و تانسيلهاي خود را باور نداشته ايم و هميشه چشمانمان را به دهان بيگانگان دوخته ايم كه برايمان چه طور خوردن ، خوابيدن و فكر كردن ، رنگ كردن، يا كار نكردن را بياموزند.

روزي در برنامه " پنجه تو خوشلار" – برنامه اي كه در راديو به زبان آذري از راديو تبريز پخش مي شد، برنامه اي را دردست اجرا داشتيم كه من به عنوان كارشناس دعوت شده بودم يك نفر از افرادي كه از اهالي فرش بود زنگ زد و گفت : آقا برگ مو را از كجا بخريم .خيلي خنده دار بود گويا ايشان خارج از ايران زندگي ميكرد. من جواب ايشان را در برنامه بعدي با آمار و ارقام دادم.هنوز هم كه هنوز است از خود مي پرسم آيا واقعا اين شخص نميداند ده درصد كل انگور ايران در شهرستان ملكان آذربايجان توليد مي شود و مقدار برگ و انگور توليدي را اگر برابر هم بگيريم با برگ انگور لازم جهت رنگرزي كل خامه هاي قالي ايران كافي خواهد بود. بگذريم از تمام ايران و تمام انگورستانهاي آذربايجان.

ملتي كه خود را نشناسد هر روز مجبور است ديگران را تعريف نمايد.آيا تا بحال با فكر پژوهشگري به استانهاي كردنشين سفر كرده ايد. مشهد يا كرمان يا خوزستان يا كردستان چطور؟ استانهاي شمالي چطور؟پس چرا نمي نويسيم كه ما صاحب بزرگترين كمپانيهاي رنگ هستيم ولي همت استفاده از آنرا نداريم .چرا نميگذاريم دنيا با خيال راحت و اطمينان خاطر از منسوجات ما استفاده نمايد و از لطافت و هارموني و همخوني رنگهاي گياهي و روح لطافت و بهداشت ذاتي دنيا از ارتباط با ما آسوده خاطر مراوده نمايد.

و اما در ارتباط با رنگ فرش تبريز بهانه هاي خيلي زيادي است. تا دلتان بخواهد اما و اگر هست! ولي آيا آن 42 رنگ بنام فرش تبريز را من ساخته ام يا در قرن حاضر طبق فرمول آورده شده توسط فلان مسئول بي سواد(در اين رابطه)از خارج اسم گذاري شده؟ ما قرنهاست با اسم 1- كرم2- خاكي 3- نخودي 4- ساري5- شويدي 6- چناري7- ياشيل 8- يشمي 9- زيتوني 10- هوائي11- آبي 12- سرمه اي 13- كاهوئي14- نارنجي15- سوغاتي 16- قره 17قرمزي18- شرابي19- گميشي20- عنابي21- طوسي22- موشو23- طلائي24- قهوه اي 25- قيزلي 26- بيراقي 27-سوتگل 28-... آشنا بوده و از منابع داخلي مان آنها را رنگ نموده ايم. اينها رنگهاي تاريخي هستند نه من و نه شما و حتي دنيا نميتواند كتمان اين حقيقت باشد. حالا اگر هنر داريم رنگهاي بينابيني براي اين رنگهاي اصيل با مقداري اضافه درصد به 120 رنگ نمي رسيم؟

يك طراح فرش تبريز اگر از محدوديت رنگ در رنگرزي گياهي حرفي بزند بهتر است دفتر و دستكش را جمع نموده به دنبال كار ديگري برود تا آبروي خود و گذشتگان هنرمندش را نبرد .ساختار فعلي فرش تبريز زير مجموعه جديدي از سيستم ارباب رعيتي يك قاعده بقول بعضي آقايان قاعده دموكرات منشي دارد. اين ديدگاه زمينه اي فراهم كرده تا هر كس در هر روستائي كه حداقل امكان استفاده از چند بافنده را داشته ،شروع به دار زدن قالي كرده و با استعانت از بي مسئوليتي بخش دولتي در سرنوشت فرش تبريز و نا آگاهي توده ها آن كاري كه نمي بايست كرده اند. بخش دولت بجاي پرداختن به اصول فني و حفظ اصالت ، اكثرا شعار هاي ايده آليستي ، زود گذر و فصلي داده است. اين بخش كه مي بايست بر حفظ اصول فني ف جه از نظر مواد، چه رنگ و چه بافت توجه نمايد اما تابع بازار و منافع و سود و سرمايه گرديد و برنامه را كساني نوشتند كه نمي دانستند كاروان را به كجا مي برند! به جرات مي توان گفت كه در حال حاضر ما هيچ كمبودي نسبت به دوره صفويه نداريم بلكه فرش اصيل خود را توليد نميكنيم تا در بازارهاي جهاني رقيب نداشته باشيم. در صورتي كه يك برنامه دقيق آم.زشس كنترل –اجرا يا داشته باشيم خيلي از كساني كه اكنون در كار فرش اند، نخواهند توانست حتي از كوچك ترين امتحان موفق بيرون آيند.اين همه بازار و اين همه آدم بيكار از قبل فرش، بدون داشتن حتي كوچكترين اطلاعا ت و فقط و فقط چند نقشه و طرح وارد بازار مي شوند و تاجران واقعي و بافندگان مظلوم بايد در اين بين تاوان بي برنامگي و بي تدبيري بخش دولتي را بدهند. از طرفي با اعطاي وام ، آن هم اگر به قالي بافان داده شود چه خواهد شد؟ پول قرضي در دست افرادي كه آموزش استفاده از آن را ندارند، چه نتايجي بدنبال خواهد داشت؟! مغازه داري كه مجبور است براي يك دار قالي كه حداقل با چهار صد هزار تومان بر پا مي شود، 5 ميليون تومان فاكتور بسازد، اگر جريان ماليات و ماليات بر درآمد را بر اساس فاكتورهاي صادره اشخاص بدبخت در نظر بگيرند و كارمند بدبخت تر از آنها نيز ضمانت اين وام را نمايد ، فردا چه اتفاقي خواهد افتاد؟!چه پيامدي به بار خواهيم آورد با اين فاكتورهاي كاذب؟! چرا اينقدر كارهايمان با شعارهايمان متضاد هست؟ مثلا ما در يك دوره افتخار خواهيم كرد كه اتحاديه تولد كنندگان فرش دست باف آذر شهر 2000نفر عضو دارد! آيا اين افراد را چه چيزي در قالب اين اتحاديه ها بر توليد چه بوده است؟ آيا فقط شعار وام؟

جامعه را به كدام سو مي بريم ؟ چرا از كيفيت توليد كاسته و بر شعارهاي عوام فريبانه و نيز هزينه هاي بيت المال مي افزاييم؟! چرا اتحاديه هاي توليدي فرش در آذربايجان شرقي داشته باشند؟ سرنوشت اتحاديه هاي گذشته و تعاوني هاي مرتبط با فرش طي سالهاي گذشته را مرور كرده و با بررسي وضعيت آنها صادقانه قضاوت كنيم! در اكثر شهرستانها ، تعاوني ها و اتحاديه ها وضعيت جالب و مناسبي نداشته اند.

|+| نوشته شده در  87/06/31  ساعت 23:54  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: رنگ و رنگبندی در فرش  | 

معرفی تابلو فرش گفتگوی تمدن ها به مناسبت روز گفتگوی تمدن ها (30 شهریور)

این فرش به مناسبت سال 2001 میلادی که به نام سال گفتگوی تمدن ها نامگذاری شده بود بافته شد. ابعاد آن 94x134 سانتی متر است. تعداد گره های آن 920 هزار گره با رجشمار 60 در 195 رنگ می باشد. 58 درصد الیاف به کار رفته در آن از نوع مرینوس و 42 درصد باقی مانده از جنس ابریشم است. در چهار گوشه ی این فرش نقش های مقبره ی کورش در ایران، آکروپولیس یونان، اهرام ثلاثه ی مصر و مترو پولیتن ایتالیا به نشانه ی 4 تمدن باستانی بافته شده است. نقش پرچم های 4 کشور یاد شده هم در فرش وجود دارد و کره ی زمین در مرکز فرش قرار دارد. در بالای نقش کره ی زمین عدد 2001 و زیر آن عبارت گفتگوی تمدن ها به زبان انگلیسی به زیبایی جلوه می کند. طراحی این فرش، 7 ماه به طول انجامیده و بافت آن در مدت 8 ماه توسط خانمها افسانه و سمانه طاهری از اهالی روستای دوزه ی جهرم فارس انجام شده است.

  • منبع: قالی ایران، شماره 31 و32، ص 22.
|+| نوشته شده در  87/06/30  ساعت 22:2  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: فرش و دستبافته ها  | 

حلزون ارغوانی

فنیقی ها اولین بار در 1000 سال پیش از میلاد مسیح این رنگ را کشف کردند، که منشأ آن شهر «تایر Tyr»، پایتخت فنیقی هاست. از این رنگ با عنوان  «ارغوانی تایری Tyrian purple»حلزون ارغوانی هم یاد شده است و  از دو نوع حلزون دریایی به نامهای «مورکس Murex» و «پورپوریا Purpurea» به دست می آید. غده ای مجاور حفرهﻯ تنفسی آنها وجود دارد که این رنگ را ترشح می کند. برای به دست آوردن 1 گرم از این رنگ باید حدود 5000 حلزون استفاده شود که همین امر  و همچنین سختی فرآوری آن باعث بالا بودن قیمت آن بوده است.

افسانه ای یونانی «هرکول»، قهرمان اسطوره ای یونان را کاشف این رنگ می داند؛ او هنگامی که سگش یک حلزون را خورد و دهانش ارغوانی شد، این موضوع را فهمید. به تازگی در جزیرهﻯ «کرت Crete» تعداد بسیار زیادی صدف حلزون از گونهﻯ «مورکس Murex» یافت شده است که بر اساس این شواهد تصور می شود، «مینوها Minoans»ی ساکن در «کرت Crete» کاشف این رنگ باشند نه فنیقی های «تایر Tyr».

تکه هایی از لباسی ارغوانی از یک آرامگاه یونانی به دست آمده است. یونانی ها از این رنگ به عنوان یک رنگ سلتنطی استفاده می کردند؛ در ایران هم برای لباس پادشاهان از ارغوانی استفاده می شد. تا قرن هفدهم میلادی در ایرلند هم این رنگ به عنوان رنگی پادشاهی شناخته می شد. در یونان از ریشهﻯ گیاهی به نام «الکانت»، برای رقیق کردن و گاهی کلاً به جای این رنگ استفاده می شد.

«پلینی Pliny»، طبیعی دان رومی در قرن اول میلادی، در مورد استفادهﻯ این رنگ توسط مصریان در 1500سال پیش از میلاد مسیح توضیحاتی را آورده است. در همین زمینه، پاپیروس هایی از مصر به دست آمده که رنج های یک رنگرز -  که با این رنگ کار می کرده است -  را به زبان شعر و با خط هیروگلیف بیان کرده است.

«پلوتارک Plutarch »، مورخ یونانی، از 5000 تالانت ( هر تالانت برابر 260 کیلوگرم است ) پارچه ارغوانی که توسط سپاهیان «اسکندر Alexander» در سال 331 پیش از میلاد از «شوش Susa» به غارت رفته نامبرده است. این پارچه ها که 190 سال عمر داشتند، هنوز رنگ خود را به خوبی حفظ کرده بودند. ارزش این پارچه ها با مقیاس امروزی، بالغ بر 6 میلیون دلار بوده است. در قرن چهارم میلادی، در زمان امپراتوری «آگوستوس Agustus» بر روم، لباسی به وزن 1 پوند که با رنگ حلزون ارغوانی رنگ شده باشد، ارزشی معادل 20,000 دلار کنونی داشته است.

  1. جهانشاهی افشار-  ویکتوریا- « فرایند و روشهای رنگرزی الیاف با مواد طبیعی »-  انتشارات دانشگاه هنر-  تهران- 1380.
  2. ژوله -  تورج -  « پژوهشی در فرش ایران » -  انتشارات یساولی -  تهران -  1381.
  3. نصیری -  محمد جواد -  « سیری در هنر قالیبافی ایران » -  ناشر: مؤلف -  تهران -  1372.
  4. دین -  جنی -  ترجمه: کریمشاهی -  کورش -  « رنگ وحشی » -  مرکز ملی فرش ایران -  تهران -  1385.
|+| نوشته شده در  87/06/29  ساعت 14:51  | توسط یاسمن چمن خورشید  | موضوع: رنگزاهای حیوانی  | 

رنگ های روی حباب صابون از کجا می‌آیند؟

همان طور که می‌دانید حباب صابون از یک لایه ی نازک شفاف آب و صابون تشکیل شده است. این لایه ی نازک، الاستیک (یعنی کش مانند) استرنگ های حباب و برای همین درست مثل لاستیک بادکنک موقع باد شدن کش می‌آید و فشار هوای درون آن بیشتر از فشار هوای محیط اطرافش می‌شود. حال فکر کنید یک شعاع نور به این بادکنک صابونی برخورد کند. لایه ی صابونی دو سطح دارد: سطح بیرونی و سطح درونی. این دو سطح خیلی خیلی به هم نزدیکند، چون لایه ی صابون هم خیلی خیلی نازک است. وقتی نور به سطح بیرونی برخورد می کند، بخشی از آن به چشم شما بازتابانده می‌شود. دلیل بازتاب نور، تفاوت چگالی هوا و چگالی لایه ی صابون است. نوری که بازتاب نشده از لایه ی صابون که شفاف است می‌گذرد و با برخورد به سطح درونی، دوباره مقداری از آن بازتاب می‌کند و به چشم شما می‌رسد. در نتیجه دو شعاع نور بازتاب شده به چشم شما برگشته اند. اما این دو نور کاملاً یکسان نیستند! نور دوم راه بیشتری را طی کرده و تا رسیدن به چشم شما زمان طولانی تری در راه بوده است. اما از هر لحاظ دیگری، به جز این اختلاف کوچک، دو نور مشابه هم هستند. این اختلاف کوچک برای رخ دادن یک اتفاق مهم کافی است. یعنی باعث می‌شود این دو نور که طول موج، فرکانس و سرعت یکسان دارند، با هم اختلاف فاز پیدا کنند.اختلاف فاز نورها

رنگ نور، توسط طول موج آن تعیین می‌شود. مثلاً نوری با طول موج 550 نانومتر سبز است، 470 نانومتر آبی است و 600 نانومتر نوری نارنجی رنگ است. این عددها هم بسیار کوچکند ولی در حدود ضخامت لایه صابون هستند. نکته در این جاست که اگر تفاوت طول مسیر بین دو شعاع نور دقیقاً برابر نصف طول موج شان باشد، دیگر آنها را نخواهیم دید! چرا؟ چون هر موجی دارای یک سری قله‌ها و دره هاست که با تفاوت طول موج تکرار می‌شوند. وقتی تفاوت مسیر دو موج، درست نصف طول موج باشد، هر قله ای با یک دره برخورد می‌کند و همدیگر را خنثی می‌کنند. بنابراین اصلاً نوری نمی ماند که ما ببینیم. این همان «تداخل مخرب» است.

حالا به این موضوع فکر کنید که اولاً نور خورشید که سفید به نظر می‌رسد، در واقع مخلوطی از طول موج های بسیار و همه ی رنگ های طیف مرئی است. برای همین است که طلوع و غروب خورشید این همه رنگهای زیبا دارد، نورهای مرئی و نامرئیچون اثرات تداخلی تحت تأثیر عوامل جوی زیادی است و باعث می‌شود گاهی این رنگ و گاهی رنگ دیگری ببینیم. اما همه ی این رنگ ها را می‌بینیم چون همه ی آنها در نور خورشید وجود دارند. اگر در اثر تداخل مخرب بعضی از رنگها حذف شوند، ما رنگ های دیگر را که غالباً به سمت قرمز گرایش دارند، می‌بینیم. در واقع اگر یکی از رنگ ها از طیف حذف شود، ما رنگ مکمل آن را خواهیم دید. مثلاً اگر آبی حذف شود ما زرد را خواهیم دید. پوسته ی حباب هم در اثر وجود رنگ های مکمل ناشی از تداخل است که اینقدر رنگی است.

 زاویه ای که نور تحت آن به حباب برخورد می‌کند تعیین کننده ی طول مسیری است که شعاع دوم باید بپیماید، اما حباب گرد است و دائم حرکت می‌کند بنابراین طبیعی است که نور در زوایای مختلفی به آن برسد. پس بسته به نقطه ای از حباب که به آن نگاه می‌کنید، طول موج خاصی به خاطر تداخل ناپدید می‌شود و رنگ های دیگری باقی می‌ماند که ما آنها را می‌بینیم. در ضمن ضخامت حباب صابون هم دایماً تغییر می‌کند چون آب موجود در آن بخار می‌شود. پس حتی اگر در یک نقطه به حباب نگاه کنید، باز هم رنگ های متغیری روی حباب می‌بینید. اگر پوسته ی حباب خیلی نازک شود، حتی کوچک تر از طول موج مرئی می‌شود و آن وقت دو شعاع نور در حالتی به هم می‌رسند که تقریباً همیشه باعث تداخل مخرب می‌شود. در این صورت هیچ بازتاب مرئی پدید نمی آید و حباب، سیاه به نظر می‌رسد. حالا به یک حباب صابون نگاه می‌کنید! وقتی بالای حباب، سیاه به نظر می‌رسد یعنی خیلی نازک شده است و به زودی ... بامب! خواهد ترکید.

خطوط متناوب نور و تاریکی روی این لایه ی صابون در واقع باندهای رنگی هستند که از بازتاب و تداخل نور پدید آمده اند این رنگ ها به ضخامت لایه ی صابون بستگی دارند. نظر شما چیست؟ آیا می‌شود از این راه برای اندازه گیری ضخامت لایه صابون استفاده کرد؟

|+| نوشته شده در  87/06/28  ساعت 13:1  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: نور و منابع نوری  | 

خط و خوشنویسی در قالی ایران به مناسبت روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریار (27 شهریور)

از آنجا که با پیدایش خط، انسان در هنرهای دستی خود از این هنر (به شکل تزئینی) کمک گرفته است، می توان حدس زد که در فرشبافی نیز مورد استفاده داشته است. تابلو فرش وان یکاداما به علت کم بودن عمر مفید پشم و پنبه در مجاورت هوا و غرسودگی سریع مواد اولیه، هیچ اثری مبنی بر این فرضیه باقی نمانده است. اولین نمونه ی خوشنویسی به جای مانده در فرش، خط کوفی است. البته ابداع این خط، قبل از ظهور اسلام بود؛ اما رواج آن در هنرهای دیگر و نیز در دیگر کشورها (از جمله ایران) در قرن های ابتدایی ظهور اسلام شکل گرفت.

پس از چندی خط نسخ ابداع شد و از رواج خط کوفی کاست. چون نوشتن با آن ساده بود؛ لذا اکثراً قرآن را با آن تحریر می کردند و کم کم به نام خط قرآنی مشهور شد. حالت خشک و محکم خط نسخ در مقابل خط کوفی که انواع بسیار و دلپذیری را در فرم تشکیل می داد، از یک طرف و متعادلتر بودن خط کوفی تزئینی با تکنیک بافت فرش از طرف دیگر، باعث شد این خط نتواند جای خط کوفی را در فرش بگیرد؛ ولی کم کم خط کوفی نیز به تزئینات صرف، معطوف شد و با نفوذ نقش گره (که هنوز در چین با نام گره سرنوشت مورد استفاده قرار می گیرد) در خط کوفی، این خط کاملاً با این نوع تزئین آمیخته شد و فقط همراه با فرم ها و تزئینات زیبا ( که بیشتر شبیه نقش بود تا خط) به شکل واگیره ای در حاشیه ها و متن فرش معمول شد. احتمالاً در دوران سلجوقیان و خوارزمشاهیان و بعد از حمله ی مغول و حتی تا اواخر دوره ی تیموریان، رونق داشت و به ترتیب در طول دوران های ذکر شده به جنبه ی تزئینی آن اهمیت بیشتری داده شد؛ تا آنجا که با ظهور بهزاد، در اواخر دوره ی تیموری، تقریباً تزئینات صرف از آن به جای مانده بود.، به حالت های قوس های اسپیرال وار و چرخش ها و پیچش های خاص تبدیل شد و از فرم خط های شکسته و مورب با پیچش های اندک خارج شد و زمینه ای فراهم شد تا کم کم به جای خط کوفی از گل ها و پیچش های ختایی و اسلیمی در حاشیه استفاده شود. از طرفی خط کوفی بنا به همنشینی کاملی که با گل و بته و دیگر اشیاء و طرح های تزئینی پیدا کرده بود، برای فرش مناسب تر به نظر می رسید. البته در فرش ایران از خطوط دیگری هم استفاده شد که بارزترین آن در دوره ی معاصر، خط نستعلیق است.

به طور کلی می توان نقش فرش های هر منطقه را در هنرهای زمان خود – به خصوص در تزئینات معماری، گچ بری، کاشیکاری و آجرکاری، نقاشی، خوشنویسی و ... و نیز نوع برخورد فرهنگی مردم هر منطقه با هنر زمان خویش را مورد تحقیق قرار داد. مثلاً تزئینات مساجد دوره ی صفویه را با فرش های این دوره مقایسه کرد.

  • منبع: قاسمی نژاد، عبدالله، «نقش خط در قالی ایران»، قالی ایران، شماره 35 و 36، ص 7.
  • تصویر: قالیکده
|+| نوشته شده در  87/06/27  ساعت 12:20  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: فرش و دستبافته ها  | 

زدودن لکه و رنگ از فرش

هرگاه به هر دلیلی رنگ های طرح به زمینه ی سفید و کرم فرش های پشمی و کرکی سرایت کند و اصطلاحاً بدود، می توان آن را به کمک ماده ی شیمیایی هیدرو سولفیت دو سودزدودن لکه و رنگ از فرش با کمی حوصله و دقت از زمینه ی فرش پاک کرد. بدین صورت که مقدار کمی از این ماده را در یک فنجان ماست ترش و آب گرم حل وسپس با یک قلموی نقاشی نسبتاً زبر، تمام قسمت های رنگ دویوه را به این محلول کاملاً آغشته می کنیم. مقدار هیدرو سولفیت به کار رفته تقریبی بوده و به تجربه بستگی دارد. ولی آنقدر باید به محصول اضافه شود که از آن بوی زننده ای استشمام شود و برای کاستن از زنندگی این بو می توان مقدار کمی جوش شیرین به محلول اضافه نمود. برای مطمئن شدن از قدرت رنگـبری محلول، ابتدا قسمت کوچکی از فرش را آزمایش می کنیم. در صورتی که نتیجه رضایت بخش بود، کار را به تمام قسمت های رنگ دویده توسعه می دهیم. در غیر این صورت با افزودن تدریجی مقادیر دیگری از هیدرو سولفیت، قدرت رنگـبری محلول را آنقدر افزایش می دهیم تا به نتیجه ی مورد نظر برسیم.

برای از بین بردن آب میوه، شیر، قهوه و چای و شکلات از آب ولرم و سرانجام برای محو کردن لکه های روغن و چربی از صابون و پاک کننده های خنثی (شامپو بچه) و سرکه ی سفید استفاده می شود. باید در نظر داشت که فرش ابریشمی را در منزل نباید لکه زدایی کرد، بلکه باید این امر مهم را به کارگاه های شستشوی حرفه ای و با تجربه سپرد. قبل از تمیز کردن لکه ها یا حتی شستشوی فرش در منزل می توان با یک آزمایش ساده به ثابت بودن یا نبودن رنگ فرش پی برد. به این صورت که یک پارچه ی پنبه ای (رنگ نشده) را خیس می کنید و به یک گوشه ی فرش آهسته می مالید. اگر پارچه آغشته به رنگ فرش گردید و رنگی شد توصیه می شود شستشوی فرش را به قالی شویان حرفه ای وا گذارید تا از در هم آمیختگی رنگ ها جلوگیری شود.

موادی که برای تمیز کردن فرش لازم است و معمولاً در هر خانه یافت می شود عبارتند از: پودرهای غیر قلیایی مانند شامپو بچه، شامپو فرش، سرکه ی سفید، برس نرم یا مودار، حوله یا پارچه ی پنبه ای بدون رنگ، سشوار، اتو، کاغذ لکه گیر و قطره چکان. در خاتمه یادآور می شود که باید روغن ریخته شده بر روی فرش را ابتدا با قاشق جمع آوری کرد، سپس پارچه ی سفیدی روی محل روغنی گذاشت و اتوی نیمه گرمی ررا بر روی پارچه کشید. بدین ترتیب روغن موجود، جذب پارچه خواهد شد. سپس باید با شامپو و آب ولرم لکه زدایی و به کمک سشوار و یا به کمک نور غیر مستقیم خورشید، پشت و روی فرش را خشک کرد.

  • منبع: قطبی، بهزاد، «چگونه از قالی خود مراقبت کنیم»، فصلنامه ی تخصصی فرش، سال دوم، شماره 4، صص 36 و 37.
|+| نوشته شده در  87/06/26  ساعت 23:12  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: فرش و دستبافته ها  | 

عملیات قبل از رنگرزی الیاف پنبه

الیاف پنبه در مرحله ای که تبدیل به پارچه می گردند، ابتدا به جهت آماده نمودن و برای به دست آوردن سلولز خالص و خارج کردن مواد زائد آن اقدام به پخت آن می نمایندالیاف پنبه ی رنگرزی شده که این عمل در ماشین سر بسته یا سر باز انجام می گردد. در این مرحله با جدا شدن چربی و پکتین و همی سلولز از الیاف پنبه، قدرت جذب رطوبت و رنگ آن بالا می رود و در مرحله ی سفیدگری پنبه، پروتئین موجود در پنبه به صورت کلرانین در آمده و از آن جدا می گردد و برای جدا نمودن مواد کانی از ماشینی که عمل مکانیکی انجام می دهد، استفاده می شود. نا گفته نماند که در اثر پخت پنبه، حدود 5 تا 7 درصد از وزن آن کاسته می شود. بعد از پخت، پنبه با آب گرم و سپس با آب سرد به خوبی شستشو داده می شود و آنگاه برای خنثی نمودن مواد قلیایی اضافی سلولز با استفاه از اسید استیک این عمل انجام می گردد.

از عملیات دیگری که روی الیاف پنبه به جهت ایجاد درخشندگی و استحکام بیشتر انجام می شود، عمل مرسریزه یا مرسریزاسیون می باشد که از سود 28 تا 32 درجه استفاده می گردد. نخ مرسریزه شده از نظر ظاهری به جز درخشندگی تفاوتی با نخ معمولی ندارد. این عمل که به دو شکل مرسریزاسیون بدون کشش انجام می پذیرد برای اولین بار در سال 1844 میلادی به وسیله ی «جان مرسر» ابداع گردید. از دیگر خصوصیاتی که عمل مرسریزاسیون به دست می دهد، عبارتند از: استقامت بیشتر و استحکام و جذب رطوبت و رنگ بیشتر و همچنین تاب طبیعی الیاف که به صورت استوانه ای شکل در می آید، می باشد. دلیل این خاصیت این است که هر چه سطح جانبی الیاف صاف باشد، نور را بیشتر منعکس و متمرکز می نماید که در نتیجه به درخشندگی آن می افزاید. از دیگر دلایل خوب عمل مرسریزاسیون، می توان بالا رفتن قدرت جذب رنگ و رطوبت را نام برد (عملی که در مرحله ی رنگرزی الیاف پشمی به عنوان دندانه کردن از آن نام می برند). مرحله ی سفید نمودن پنبه به سه گونه انجام می گردد:

  1. سفید کردن با هیپو کلرید سدیم
  2. سفید کردن با آب اکسیژنه
  3. سفید کردن با مواد احیا کننده مانند هیدرو سولفیت

اهمیت عمل سفیدگری بدان جهت می باشد که پنبه هایی که رنگ طبیعی دارند، در برابر شستشو با محلول های قلیایی سفید می گردند. ماده ی مومی که در الیاف پنبه یافت می شود با موم و روغنی که رشته های پنبه در بر دارند، از نفوذ آب به داخل الیاف جلوگیری می کند و یکی از دلایلی که پنبه به دشواری آب خور شده و به سختی رنگ را جذب می نماید، وجود موم و چربی الیاف پنبه می باشد و مقدار رنگی هم که جذب الیاف می شود، پایا و ثابت نخواهد ماند. بنابراین قبل از عمل رنگرزی می بایست عمل سفیدگری را انجام داد.

  • منبع: جابری، علی محمد، «لزوم شناخت و بررسی مواد اولیه در فرش»، فصلنامه ی تخصصی فرش، سال اول، شماره 3، صص 35 و 36.
  • تصویر: Flickr
|+| نوشته شده در  87/06/25  ساعت 11:0  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: تکنیک های رنگرزی  | 

چند مقاله رنگرزی

برای مشاهده ی مقالات که با فرمت PDF می باشند باید برنامه ی Adobe Acrobat Reader یا یک برنامه ی مشابه روی کامپیوتر نصب باشد. برای استفاده از مقالات به دو روش می توان عمل نمود:

  1. با کلیک بر روی عنوان هر مقاله، آن را مستقیماً در پنجره ی مرورگرخود مشاهده کنید.
  2. روی عنوان مقالات راست کلیک کرده و گزینه ی Save Target As… را انتخاب نموده و مقاله را دانلود کنید.

یک مدل سینتیکی تجربی جدید در رنگرزی اکریلیک با رنگزای کاتیونی

رنگرزی یك حمامه ی پارچه‌های پلی‌استر و پنبه با مواد رنگزای دیسپرس جدید بر پایه نفتالیمید

اندازه‌گیری غلظت رنگ در محلول‌های دو جزیی به روش مشتقی پیک تا پیک طیف نسبی

شبیه‌سازی محول لوکوی رنگزای خمی

سنتز رنگدانه ی قهوه‌ای بر پایه ی اسپینل آهن، روی و كروم

|+| نوشته شده در  87/06/24  ساعت 11:4  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: مقالات، کتب و نشریات  | 

کتاب هایی در زمینه ی رنگرزی به زبان لاتین

ردیف

عنوان کتاب

نویسنده

1

Natural Dyes & Home Dyeing

Adrosko, Rita J.

2

Observer's Book of Lichens, The

Alvin, Kenneth L.

3

Creative Spinning, Weaving & Plant Dyeing

Anderson, Beryl

4

Mother Natures Dyes & Fibers

Bearfoot, Will

5

Dyer's Companion, The

Bemiss, Elijah

6

North American Dye Plants

Bliss, Ann

7

Handbook of Dyes from Natural Material, A

Bliss, Anne

8

Hands on Dyeing

Blumenthal, Betsy

9

Lichens for Vegetable Dyeing

Bolton, Eileen

10

Early American Weaving & Dying

Bronson, J. & R.

11

DYES FROM NATURE

Brooklyn Botanic Graden

12

Gentle Dyes

Brooks, C. & Higggins, C.

13

Dyer's Garden, A

Buchanan, Rita

14

Craft of the Dyer: Color fm. Plants & Lichens of the NE

Casselman, Karen L.

15

Dye Plants and Dyeing

Conner, John & Margaret

16

Dye Pot, The 2 copies

Davidson, Mary F.

17

CRAFT OF NATURAL DYEING

Dean, Jenny

18

Dyes from Natural Sources

Dyer, Anne

19

Cochineal and the Insect Dyes

Gerber, Frederick H.

20

Investigative Method of Natural Dyeing..., The

Gerber, Frederick H.

21

Indigo & the Antiquity of Dyeing

Gerber, Fredrich

22

Dyer's Manual, A

Goodwin, Jill

24

Dyeing with Stecta Coronata

Gordon, Flo Ann

25

Natures Colors

Grae, Ida

26

Natural Dyes from Northwest Plants

Green, Judy

27

Colour Cauldron, The

Grierson, Su

28

Lichens, How to Know the

Hale, Mason E.

29

NAVAJO AND HOPI DYES

Historic Indian Publishers

30

Growing Herbs & Plants for Dyeing

Jacobs, Betty

31

Blue Traditions

Katzenburg, Dena S.

32

Natural Dye Plants & Processes

Kramer, Jack

33

Hawaii Dye Plants

Krohn, Val Frieling

34

Dyes from Lichens & Plants

McGrath, Judy Waldner

35

Fiber Dyeing: Immersion & Painting of Protein Fibers (Video)

Menz, Deb

36

Fiber Preparation & Multicolor Blending Techniques (Vdeo)

Menz. Deb

37

Barbara 'n Me - on lichening

Merrill & Haight

38

Natural Wool Dyes & Recipes

Milner, Ann

39

Indigo

Museum of Intl. Folk Art

40

I'd Rather Dye Laughing

Neil, Jean

41

Dyeing with Natural Dyes

Palmer, Judi

42

ALL ABOUT WOOL a Fabric Dic. & Swatchbook

Parker, Julie

43

Practical Treatise on Dyeing, A

Partridge, William

44

Homespun Textile Trad. of the Penn. Germans, The

Penn. Hist. & Mus. Comm.

45

America's Indigo Blues

Pettit, Florence H.

46

Dye Plants & Dyeing - A Handbook 3 copies

Plants & Gardens

47

Natural Plant Dyeing

Plants & Gardens

48

Into Indigo

Polakoff, Claire

49

Dictionary of Dyes & Dyeing, A

Ponting, K. G.

50

Mushrooms for Color

Rice & Beebee

51

Dyes from Plants

Robertson, Seonaid

52

Handbook of Timesaving Tables.......

Roth, Schulz

53

ART OF FIBER DYEING (VIDEO)

Sitzman, Sandy

54

Dyes & Fabrics

Slouy, Joyce

55

INDIGO MADDER AND MARIGOLD

Van Stralen, Trudy

56

New Dyer, The

Vinroot/Crowder

57

Ancient Dyes for Modern Weavers

Weigle, Palmy

|+| نوشته شده در  87/06/23  ساعت 17:2  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: مقالات، کتب و نشریات  | 

تعرفه‌ای كه یك نفر یك‌شبه تغییرش داد

این مطلب در ادامه ی مطلب قبلی عنوان شده است.

بیش از سه سال از آغاز به كار دولت نهم می‌گذرد و مردان اقتصادی دولت همچنان اصرار دارند سیاست‌های ناكارآمد اقتصادی را ادامه دهند. رنگتغییر یك‌شبه تعرفه واردات كالا كه یاران احمدی‌نژاد بدعتش را‌ گذارده‌اند، اگرچه در طول سه سال گذشته با جنجال تولیدكنندگان و تجار همراه بوده و بسیاری را به خاك سیاه نشانده و در مقابل جیب عده‌ای دیگر را یك‌شبه انباشته، اما همچنان نتوانسته مردان دولت نهم را به تسلیم وا دارد. در طول سه سال گذشته بسیاری از كالاها تجربه تلخ تغییر یكباره تعرفه را از سرگذرانده‌اند تا شرایط كسب و كار بیش از پیش برای سرمایه‌گذاران ناامن باشد. در این میان‌ حتی اگر تمام سیاست‌گذاری‌های اقتصادی نامطلوب خاص دولت در نظر گرفته نشود، تنها همین رویه در تغییر بی‌برنامه تعرفه واردات كافی است تا سرمایه‌گذاران را فراری دهد و هیچ سرمایه‌داری حاضر نباشد برای خرید شركت‌های دولتی پا به میدان بگذارد. همین دست سیاست‌گذاری‌هاست كه موجب‌شده سهام شركت‌های دولتی روی دست دولت بماند و شبه‌دولت‌ها مجبور به خرید سهامی شوند كه دولت در میان بخش خصوصی مشتری برای آن نمی‌یابد. این‌بار اما تغییر بی‌حساب و كتاب تعرفه واردات دامن صنعت نیمه‌ورشكسته نساجی را گرفته تا بار دیگر نساجان ایرانی در تنگنا قرار گیرند.

حدود دوماه پیش نساجان ایرانی هنگامی كه محموله‌های رنگ‌شان پشت در‌های گمرك ماند متوجه شدند كه وزارت صنایع و معادن بدون مشورت یا حتی اطلاع، تعرفه واردات رنگ را افزایش داده است. آنطور كه جمشید بصیری، دبیر انجمن نساجی می‌گوید ماجرا از این قرار است كه تعرفه بنا به پیشنهاد یك شركت داخلی تولید‌كننده رنگ كه تنها ۵ درصد نیاز داخل را تامین می‌كند، افزایش یافته و ضربه‌هایی را به صنعت نساجی و واحد‌های چاپ و رنگرزی كشور وارد كرده است. بصیری با بیان اینكه تعرفه واردات رنگ نساجی دوماه پیش بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ درصد افزایش یافت، می‌گوید: این رشد تعرفه به پیشنهاد شركت الوان‌ثابت كه مدتی است به بخش خصوصی واگذار شده، در زمان مدیركل سابق صنایع نساجی وزارت صنایع صورت گرفته است. وی میزان مصرف رنگ‌های نساجی را در كشور سالانه ۱۲ هزار و ۲۹۰ تن عنوان كرد و افزود: شركت داخلی تولید‌كننده رنگ تنها ۵۹۵ تن از رنگ مورد نیاز كشور را تولید می‌كند و در نتیجه ۹۵ درصد نیاز كشور باید از طریق واردات تامین شود. به گفته بصیری تغییر تعرفه واردات رنگ بدون هماهنگی با فعالان صنعت نساجی و انجمن صنایع نساجی صورت گرفته و استمرار آن باعث افزایش قیمت تمام‌شده كارخانه‌های داخلی و تشدید ركود در فروش محصولات نساجی در رقابت با كالاهای وارداتی خواهد شد. وی متوسط میزان واردات رنگ‌های نساجی به كشور را در سال‌های ۸۴، ۸۵ و ۸۶ حدود ۱۰ هزار و ۴۰۰ تن عنوان كرد و افزود: طی چهارماه اول امسال ۶۴۰ تن رنگ به كشور وارد شده است.

دبیر انجمن صنایع نساجی سهم رنگ در قیمت تمام‌شده محصولات نساجی را ۲ تا ۵/۲ درصد دانست و گفت: براساس تغییرات ایجادشده، تعرفه واردات رنگ‌های اسیدی و مستقیم از ۲۰ به ۳۰ درصد، رنگ رآكتیو از ۱۰ به ۳۰ درصد و خمیر پیگمنت از ۱۵ به ۳۰ درصد افزایش یافته است. البته پس از اینكه با مسوولان وزارت صنایع مذاكره كردیم، تازه متوجه شدند كه افزایش تعرفه غیركارشناسی بوده و در نتیجه مسوولان از كمیسیون ماده یك درخواست كردند كه تعرفه واردات رنگ‌های نساجی دوباره بررسی شود و تعرفه‌ها به رقم‌های قبلی بازگردد. با این حال بررسی روی تعرفه واردات رنگ در كمیسیون ماده یك مطرح نیست و این موضوع متوقف است. وی همچنین با بیان اینكه در حال حاضر آزمایشگاه‌ موسسه استاندارد، دانشگاه امیر‌كبیر، پژوهشكده رنگ و سیبا صلاحیت آزمایش رنگ‌های وارداتی و تولیدی را دارند، ادامه داد: این در حالی است كه گمرك وارد‌كنندگان رنگ را به آزمایشگاه الوان‌ثابت ارجاع می‌دهد. بصیری با اشاره به قدمت ۱۲۰ ساله صنعت نساجی در ایران و اشتغال مستقیم برای ۳۰۰ هزار نفر در این صنعت گفت: هم‌اكنون ۱۰ هزار و ۲۵۰ واحد نساجی دارای پروانه بهره‌برداری در كشور فعالند كه رفع مشكلات این واحد‌ها تاثیر قابل توجهی بر بهبود اقتصاد كشور خواهد داشت.

پیش از این نیز داستان بازی با تعرفه‌ها در میدان‌های دیگر اقتصادی نیز رخ داده بود. فعالان اقتصادی هنوز روزهایی را به‌یاد دارند که تعرفه واردات تلفن همراه افزایش یکباره را تجربه کرد. پس از افزایش تعرفه‌ها اخبار بسیاری در مورد واردات تلفن همراه از سوی برخی چهره‌های شاخص با تعرفه‌های قبلی انتشار یافت صنعت نساجی نیز اکنون تجربه جدیدی را از سر می‌گذراند تجربه‌ای که شاید این‌بار هزینه‌های گزافی را به این صنعت تحمیل کند. مدیران کارخانه‌های نساجی پیش از این در جلسات نهادهایی همچون اتاق بازرگانی به بیان شکوائیه‌های خود از دولت پرداخته بودند. آنان در تکاپو بودند تا شاید با مذاکرات مدام ادامه حیات این صنعت را میسر سازند. اما شاید داستان رنگ و تعرفه‌های جدید آن سرنوشت جدیدی را برای این صنعت رقم زند.

  • منبع: آفتاب - به نقل از روزنامه ی کارگزاران
|+| نوشته شده در  87/06/22  ساعت 13:20  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: رنگ در سایر هنرها و صنایع  | 

رشد تعرفه واردات رنگ قیمت تولید كارخانه های نساجی را افزایش میدهد

دبیر انجمن صنایع نساجی با انتقاد از افزایش تعرفه واردات رنگ نساجی گفت: این تعرفه بنا به پیشنهاد یك شركت داخلی تولید‌كننده رنگ كه تنها پنج درصد نیاز داخل را تامین می‌كند،الیاف رنگ شده افزایش یافته و ضربه‌هایی را به صنعت نساجی و واحد‌های چاپ و رنگرزی كشور وارد كرده است.  جمشید بصیری در جمع خبرنگاران با بیان اینكه تعرفه واردات رنگ نساجی دو ماه پیش بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ درصد افزایش یافت تصریح كرد: این رشد تعرفه به پیشنهاد شركت الوان ثابت كه مدتی است به بخش خصوصی واگذار شده، در زمان مدیركل سابق صنایع نساجی وزارت صنایع صورت گرفته است.  وی میزان مصرف رنگ‌های نساجی را در كشور سالانه ۱۲ هزار و ۲۹۰ تن عنوان كرد و افزود: شركت داخلی تولید‌كننده رنگ تنها ۵۹۵ تن از رنگ مورد نیاز كشور را تولید می‌كند و در نتیجه ۹۵ درصد نیاز كشور باید از طریق واردات تامین شود.

به گفته بصیری تغییر تعرفه واردات رنگ بدون هماهنگی با فعالان صنعت نساجی و انجمن صنایع نساجی صورت گرفته و استمرار آن باعث افزایش قیمت تمام شده كارخانه‌های داخلی و تشدید ركود در فروش محصولات نساجی در رقابت با كالاهای وارداتی خواهد شد.  وی متوسط میزان واردات رنگهای نساجی به كشور را طی سالهای ۸۴، ۸۵ و ۸۶ حدود ۱۰ هزار و ۴۰۰ تن عنوان كرد و افزود: طی چهار ماه اول امسال ۶۴۰ تن رنگ به كشور وارد شده است.

دبیر انجمن صنایع نساجی سهم رنگ در قیمت تمام شده محصولات نساجی را ۲ تا ۵/۲ درصد دانست و گفت: براساس تغییرات ایجاد شده، تعرفه واردات رنگهای اسیدی و مستقیم از ۲۰ به ۳۰ درصد، رنگ رآكتیو از ۱۰ به ۳۰ درصد و خمیر پیگمنت از ۱۵ به ۳۰ درصد افزایش یافته است.  وی با اشاره به درخواست وزارت صنایع از كمیسیون ماده یك برای بررسی تعرفه واردات رنگ‌های نساجی و بازگشت تعرفه‌ها به رقم‌های قبلی گفت: در حال حاضر بررسی بر روی تعرفه واردات رنگ در كمیسیون ماده یك مطرح نیست و این موضوع متوقف است.

وی همچنین با بیان اینكه در حال حاضر آزمایشگاه‌ موسسه استاندارد، دانشگاه امیر‌كبیر، پژوهشكده رنگ و سیبا صلاحیت آزمایش رنگهای وارداتی و تولیدی را دارند ادامه داد: این در حالی است كه گمرك وارد‌كنندگان رنگ را به آزمایشگاه الوان ثابت ارجاع می‌دهد.  بصیری با اشاره به قدمت ۱۲۰ ساله صنعت نساجی در ایران و اشتغال مستقیم برای ۳۰۰ هزار نفر در این صنعت گفت: هم‌اكنون ۱۰ هزار و ۲۵۰ واحد نساجی دارای پروانه بهره‌برداری در كشور فعالند كه رفع مشكلات این واحد‌ها تاثیر قابل توجهی بر بهبود اقتصاد كشور خواهد داشت.

به گزارش فارس، مظاهری، استاد دانشگاه امیركبیر نیز در این نشست با بیان اینكه رنگهای نساجی تولیدی توسط شركت الوان ثابت برای استفاده در خطوط تولید واحد‌های چاپ و رنگرزی مناسب نیست گفت: خطوط قدیمی می‌توانند از این نوع رنگ استفاده كنند ولی اكثر كارخانه‌های فعلی قابلیت استفاده از این رنگ را ندارند.  به گفته وی تكنولوژی تولید برخی رنگهای تولیدی در داخل به ۱۰۰ سال پیش بر می‌گردد و اینگونه رنگها در دنیا كاربردی ندارند.

|+| نوشته شده در  87/06/22  ساعت 13:15  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: رنگ در سایر هنرها و صنایع  | 

نگاهی به فیلم «فرش باد» به مناسبت روز سینما (21 شهریور)

«فرش‌ باد» فیلم‌ عجیبی‌ است. شاید از آن‌ رو كه‌ پس‌ از مدت‌ها دست‌ روی‌ نكاتی‌ گذاشت‌ كه‌ دیگر داشتیم‌ آن‌ها را فراموش‌ می‌كردیم، و چیزهایی‌ را یادآوری‌ كرد كه‌ به‌شدت‌ از یاد برده‌ بودیم؛ این‌كه‌ فرهنگ‌ بزرگ‌ ایرانی‌ چقدر مورد توجه‌ دیگران‌ استصحنه ای از فیلم «فرش باد»‌ و این‌كه‌ اراده‌ و تصمیم‌ ایرانی‌ هر ناممكنی‌ را ممكن‌ می‌كند، و این‌كه‌ عشق‌ ایرانی‌ و دیگرخواهی‌ خاص‌ ایرانی‌ها چقدر ممكن‌ است‌ لطیف‌ و كارساز باشد.

«فرش‌ باد» تماشاگر را درگیر خود می‌كند. گرچه‌ قهرمان‌ رویین‌تن‌ ندارد، یك‌ فیلم‌ حماسی‌ و غرورآفرین‌ است. قهرمان‌ «فرش‌ باد»، یك‌ فرش‌ است؛ فرشی‌ كه‌ با بسیج‌شدن‌ عده ی زیادی‌ در زمان‌ بسیار كمی‌ بافته‌ می‌شود تا روح‌ همسر مرد ژاپنی‌ كه‌ طراح‌ فرش‌ بوده، در فرش‌ بی‌نظیر ایرانی‌ جاودانه‌ شود. قطعاً تماشاگر «فرش‌ باد» پس‌ از دیدن‌ فیلم‌ احترامی‌ عمیق‌ برای‌ این‌ محصول‌ فرهنگی‌ قایل‌ خواهد بود و این‌ در وانفسای‌ فرهنگی‌ امروز ایران‌ دستاورد بزرگی‌ است.

«فرش‌ باد» فیلم‌ عشق‌ است؛ عشق‌ همسر ماكاتو به‌ فرش، عشق‌ ماكاتو به‌ همسر فقیدش، عشق‌ اكبر و زنش، عشق‌ روزبه‌ به‌ ساكورا، عشق‌ مرد همسایه‌ به‌ ماه‌باجی، عشق‌ روزبه‌ به‌ اسبش‌ كیمیا، و بالاخره‌ عشق‌ همه ی این‌ها به‌ فرش. روزبه‌ گرفتار عشقی‌ كودكانه‌ و معصومانه‌ به‌ ساكورا دخترك‌ كم‌حرف‌ ژاپنی می‌شود. این‌ رابطه ی عاشقانه‌ به‌تدریج‌ پررنگ‌ می‌شود و به‌ موازات‌ بافته‌شدن‌ فرش‌ اوج‌ می‌گیرد. روزبه‌ می‌داند كه‌ فرش‌ هر چقدر زودتر بافته‌ شود و بافت‌ آن‌ به‌پایان‌ رسد او زودتر ساكورا را از دست‌ خواهد داد، ولی‌ او نیز برای‌ اتمام‌ این‌ كار تلاش‌ می‌كند چون‌ می‌داند جدایی‌اش‌ از ساكورا محتوم‌ است، و می‌داند آنچه‌ ساكورا را خشنود می‌كند بافته‌شدن‌ فرشی‌ است‌ كه‌ مادر از دست‌رفته ی ساكورا طراح‌ آن‌ بوده‌ است.

«فرش‌ باد» فیلمی‌ است‌ در تكریم‌ محبت‌ ایرانی. ساكورا كودك‌ ژاپنی‌ كه‌ تازه‌ مادرش‌ را از دست‌ داده‌ است‌ در مقابل‌ هر ابراز محبتی‌ مقاومت‌ می‌كند و گارد می‌گیرد. او از این‌كه‌ دیگران‌ به‌ او محبت‌ كنند و او را ببوسند ابا دارد. او در دامن‌ جامعه ی خشك‌ و تكنولوژیك‌ امروز ژاپن‌ رشد كرده؛ جایی‌ كه‌ پدران‌ و مادران‌ فرصت‌ ابراز محبت‌ به‌ فرزندانشان‌ را ندارند. و اینك‌ ساكورا به‌ جمع‌ خانواده‌ای‌ سنتی‌ در شهری‌ سنتی‌ پیوسته‌ است. به‌تدریج‌ ساكورا با فریبا همسر اكبر ارتباطی‌ لطیف‌ برقرار می‌كند و به ‌تدریج‌ مقاومتش‌ در قبال‌ محبت‌ دیگران‌ می‌شكند. او حتی‌ پس‌ از آن‌كه‌ بازی‌ شورانگیز اكبر را با كودكان‌ می‌بیند، به‌هنگام‌ خواب‌ از پدرش‌ می‌خواهد كه‌ برای‌ او اسب‌ شود، و سپس‌ سرش‌ را روی‌ پای‌ پدر می‌گذارد. پدر نیز او را می‌بوسد؛ چیزی‌ كه‌ شاید پیش‌ از این‌ میان‌ آن‌ دو اتفاق‌ نیفتاده‌ بود، و این‌ یعنی‌ پیروزی‌ محبت‌ ایرانی‌ بر جامعه ی تكنولوژیك‌ ژاپنی‌ و پیداشدن‌ یك‌ عنصر گم‌شده‌ در فرهنگ‌ ملت‌ ژاپن.

«فرش‌ باد» یك‌ فیلم‌ كاملاً ایرانی‌ است. نه‌ فقط‌ به‌ خاطر هشتی‌ و پنج‌دری‌ و بهارخواب‌ و حوض‌ و تاق‌ و پتوی‌ مخملی‌ و حیاط‌ بزرگ‌ و اتاق‌های‌ دلباز، كه‌ به‌خاطر روح‌ بلند و خیرخواه‌ آدم‌هایش، به ‌خاطر حمیت‌ و همت‌ و پای‌مردی‌ قهرمانانش، و به‌خاطر بزرگی‌ حماسه‌ای‌ كه‌ آفریدند.

در «فرش‌ باد» آدم‌های‌ منفی‌تر داستان‌ هم‌ وقتی‌ پای‌ فرش‌ به‌ میان‌ می‌آید، دل‌ و دین‌ و عقل‌ و هوش‌ به‌ باد می‌دهند. مرادخان‌ كه‌ آثار باستانی‌ را خراب‌ می‌كند و میراث‌ فرهنگی‌ را به‌ خارجی‌ها می‌فروشد، در لحظه‌ای‌ كه‌ برای‌ وضو به‌ حیاط‌ می‌آید و می‌بیند كه‌ بافنده‌ قالی‌ به‌ خواب‌ رفته‌ است، خود ادامه ی كار را برعهده‌ می‌گیرد.

«فرش‌ باد» حكایت‌ مراوده ی فرهنگی‌ است‌ میان‌ دو ملت. دو فرهنگ‌ كاملاً متفاوت‌ برای‌ مدتی‌ كوتاه‌ كنار هم‌ قرار می‌گیرند و ناخودآگاه‌ میان‌ آدم‌ها تبادل‌ فرهنگی‌ اتفاق‌ می‌افتد. آن‌ها با مقایسه ی تفاوت‌ها و گاه‌ تضادها و توجه‌ به‌ نقاط‌ اشتراك‌ فرهنگ‌هایشان‌ به‌ تعامل‌ فرهنگی‌ می‌رسند و گویی‌ فرهنگی‌ تازه‌ برای‌ آنان‌ پا می‌گیرد. این‌ به‌ هم‌ رسیدن‌ دو فرهنگ‌ در فیلم، در ارتباط‌ میان‌ روزبه‌ و ساكورا نمود بیرونی‌ و عینی‌ پیدا كرده‌ و شكوفا شده‌ است.

«فرش‌ باد» گه‌گاه‌ دچار اضافه‌گویی‌ هم‌ می‌شود و گاه‌ قصه‌های‌ كوچك، قصه‌ را چندخطی‌ می‌كنند. فصل‌هایی‌ نظیر بیماری‌ پدر روزبه، فصل‌ عروسی، حضور روحانی، نازایی‌ فریبا، و بی‌توجهی‌ مرادخان‌ به‌ میراث‌ فرهنگی، بیش‌ از حد لازم‌ رنگ‌ و لعاب‌ پیدا كرده‌اند و با داستان‌ محوری‌ چندان‌ مرتبط‌ نیستند، و از آن‌جا كه‌ گرهی‌ از داستان‌ باز نمی‌كنند، تأكید روی‌ آن‌ها زاید به‌نظر می‌رسد.

ولی‌ در لحظاتی، به‌خصوص‌ در فصول‌ آغازین، ایجاز دل‌پذیری‌ به‌چشم‌ می‌آید. مثلاً دخترك‌ كه‌ پس‌ از مرگ‌ مادرش‌ مات‌ و مبهوت‌ نشسته‌ است، با یك‌ حركت‌ كوچك‌ دست‌ مانع‌ می‌شود كه‌ پیرمرد نقشه ی قالی‌ را ببرد، و سپس‌ تصویر به‌ چهره ی ماكاتو كات‌ می‌شود و بعد ماكاتو و ساكورا را در فرودگاه‌ مهرآباد می‌بینیم.

«فرش‌ باد» به‌ طنز توجه‌ ویژه‌ای‌ كرده‌ است‌ و این‌ ستودنی‌ است. فیلم‌ در لحظات‌ بسیاری‌ تماشاگر را به‌ خنده‌ وامی‌دارد و لحظات‌ هوشمندانه‌ای‌ نیز در این‌ میان‌ خلق‌ شده‌ است. تلفیق‌ گاه‌به‌گاه‌ جملات‌ ایرانی‌ و ژاپنی‌ توسط‌ ماكاتو و اكبر و هم‌چنین‌ ابراز عشق‌ عجیب‌ و غریب‌ روزبه‌ به‌ ساكورا كه‌ با كنار هم‌ گذاشتن‌ چند كلمه ی ژاپنی‌ پدید آمده‌ طنز نابی‌ را به‌همراه‌ دارد؛ آن‌جا كه‌ روزبه‌به‌ خیال‌ خود به‌ ساكورا می‌گوید «دوستت‌ دارم» ولی‌ به‌واقع‌ با شیطنت‌ اكبر در یاد دادن‌ كلمات‌ به‌ روزبه، جمله‌ به‌ «من‌ تو رو می‌خورم» تبدیل‌ شده‌ است. لحظات‌ شیرین‌ دیگری‌ نیز با كمك‌ شخصیت‌های‌ مرادخان، پیرمرد عاشق‌پیشه ی همسایه، روحانی‌ و به‌ خصوص‌ اكبر خلق‌شده‌ كه‌ فیلم‌ را خوشایندتر كرده‌ است. فیلم‌ لحظات‌ تكان‌دهنده ی بسیاری‌ هم‌ دارد: آ‌نجا كه‌ ماكاتو برای‌ خشك‌كردن‌ كلاف‌های‌ خیس‌ نخ رنگ‌شده‌ با حالتی‌ مصمم‌ همچون‌ شمایلی‌ اسطوره‌ای، صلیب‌وار پشت‌ وانت‌ ایستاده‌ است؛ صحنه‌ای‌ كه‌ ساكورا با دیدن‌ بیماری‌ پدر روزبه‌ ،برای‌ شفای‌ او نیز درنای‌ كاغذی‌ درست‌ می‌كند (كاری‌ كه‌ برای‌ مادر خود انجام‌ داده‌ بود)؛ و صحنه ی بریده‌شدن‌ حاشیه ی فرش‌ به‌ نشانه ی اتمام‌ بافت‌ قالی‌ و پیدا شدن‌ ساكورا از پشت‌ آن، كه‌ از برجسته‌ترین‌ لحظات‌ فیلم‌اند. ولی‌ شاه‌كار «فرش‌ باد» در لحظات‌ آخر فیلم‌ رقم‌ می‌خورد. صحنه‌ای‌ كه‌ دوربین‌ روی‌ دو گره‌ عاشقانه ی ساكورا و روزبه‌ در حاشیه ی فرش، زوم‌ می‌كند، از تكان‌دهنده‌ترین‌ و مؤثرترین‌ صحنه‌هایی‌ است‌ كه‌ من‌ تاكنون‌ در فیلم‌های‌ عاشقانه‌ دیده‌ام. آن‌ لحظه ی ناب‌ و شورانگیز به‌ تمام‌ درام‌های‌ عاشقانه‌ و پرآب‌ و رنگ‌ این‌ روزها می‌ارزد. نمی‌دانید چرا؟!

نمی‌دانم‌ چرا در لحظاتی‌ احساس‌ كردم‌ چشمان‌ متعجب‌ و شگفت‌زده ی ماكاتو و ساكورا برایم‌ آشناست. خودمان‌ایم، از این‌ نگاه‌ها ترسیدم‌ چون‌ گاه‌ خودم‌ هم‌ نگاهم‌ به‌ آن‌ها شبیه‌ بود. گاه‌ خود ما ایرانی‌ها آن‌قدر با فرهنگ‌ سنتی‌ و ملی‌مان‌ غریبه‌ می‌شویم‌ كه‌ از دیدن‌ بعضی‌ چیزها كه‌ روزگاری‌ در كوچه‌ و بازار و در میان‌ مردم‌ ما فراوان‌ به‌ چشم‌ می‌آمد، شگفت‌زده‌ می‌شویم. داریم‌ چهار نعل‌ از بعضی‌ چیزها دور می‌شویم. افسوس!

|+| نوشته شده در  87/06/21  ساعت 12:6  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: فرش و دستبافته ها  | 

رنگ های مستقیم

علت اینکه این رنگ ها را مستقیم نامیده اند این است که این کلاس رنگی اولین کلاسی بود که قابلیت رنگرزی الیاف پنبه به صورت مستقیم را دارا بود. رنگرزی با این رنگ به دقت فراوانی نیاز دارد زیرا رنگ مستقیم از یکنواختی خوبی هنگام رنگرزی برخوردار نیست.

اين دسته از رنگها داراي گروهها و عوامل قطبي مانند عوامل اسيدي و بازي هستند و با استفاده از اين گروهها ، رنگ با الياف ترکيب مي‌شود. براي رنگرزي پارچه با اينگونه رنگها فقط کافي است که پارچه را در محلول آبي و داغ رنگ فرو ببريم. اسيد پيکريک و ماريتوس زرد از جمله اين رنگها هستند. هر دو رنگ ، اسيدي بوده و با گروههاي آمينه الياف پروتئيني ترکيب مي‌شوند. نايلون نيز که يک پلي‌آميد است، با اين رنگها قابل رنگرزي است. این رنگها بدلیل داشتن گروههای اسید سولفونیک یا نمکهای سدیم آنها به رنگهای اسیدی شباهت دارد و بطور کلی ، از ترکیبات سولفونه شده آزو می‌باشند. این رنگها مستقیما برای رنگرزی الیاف سلولزی بکار گرفته می‌شود. اما برای الیاف پروتئینی شرایط ویژه‌ای لازم است. این رنگ ها دارای ثبات ضعیف تا متوسط در روی پشم هستند و معمولاً پشم را در حمام خنثی یا اسیدی ضعیف رنگ می کنند.  مهمترین این سری رنگها عبارتند از :

  • رنگهای مستقیم منو آزو مانند دی‌آزوامین اسکارلت B
  • رنگهای مستقیم دی‌آزو
  • رنگهای مستقیم تریس آزو مانند قهوه‌ای دی‌آزو
  • رنگهای مستقیم تترا آزو

ماهیت اتصال مولکولهای رنگ به الیاف عمدتا پیوند هیدروژنی است که بین هیدروژن گروه  OH الیاف سلولزی با گروههای NH2O — OH و NH = NH موجود بر روی رنگهای مستقیم برقرار می‌شود. با افزایش دما تمایل رنگ پذیری الیاف ،کاهش می‌یابد.

رنگینه های مستقیم در حمام به صورت ذرات مجتمع وجود دارند. ان امر باعث کاهش میزان رنگ پذیری الیاف خواهد شد زیرا اولاَ بزرگ بودن ذرات باعث کاهش سطح تماس بین لیف و رنگ می شود و دوماَ منافذ الیاف آنقدر بزرگ نیست که بیش از 2 یا 3 مولکول مجتمع شده به آن نفوذ کنند. با افزایش دمای حمام تا c°90 الی c°100 هم مولکولهای رنگ به صورت تکی در می آیند و هم منافذ لیف بازتر می شود و ورود رنگ به لیف آسانتر می گردد.

در رنگرزی با رنگ های مستقیم با افزایش زمان رنگرزی، رنگ کالا یکنواخت تر خواهد شد ولی نباید زمان آنقدر زیاد باشد که رنگ مستقیم تجزیه گردد. همچنین با افزایش L : R سرعت رمق کشی کم می شود که این امر نیز به یکنواختی بهتر، کمک می کند.

نمک در رنگرزی با این رنگ ها اولاَ بار سطحی منفی سلولز را خنثی کرده و امکان جذب سطحی رنگ را افزایش می دهد، دوماَ امکان رنگرزی یکنواخت را فراهم می کند. با افزایش غلظت رنگ، مقدر نمک نیز باید زیادتر شود. نمک همچنین باعث کاهش حلالیت رنگ می شود، در نتیجه در هنگام رنگرزی باید به این نکته نیز توجه شود. در مورد حلالیت این رنگ ها ذکر این نکته ضروری است که رنگینه های با حلالیت بالاتر در فرآیند رنگرزی به L : R پایینتری نیاز دارند. همچنین با افزایش PH محیط، سرعت رنگرزی افزایش می یابد.

برای رنگرزی با رنگ های مستقیم بر روی الیاف ابریشم بهتر است از صابون (Detergent) استفاده شود. صابون دارای یون های مثبت (هیدروفیل) و منفی (هیدروفوب) می باشد که یونهای منفی، گروه بزرگتر هستند. در هنگام رنگرزی بهتر است از صابون های نانیونیک یا آنیونیک استفاده شود زیرا صابون های کاتیونیک باعث کاهش رمق کشی می شوند در حالی که صابون های آنیونیک به جذب بیشتر رنگ کمک می کنند؛ چون تعداد گرو های جاذب الرطوبه الیاف ابریشم کمتر از پشم می باشد، استفاده از صابون های آنیونیک سرعت نفوذ رنگ را افزایش می دهند. وجود صابون در حمام باعث می شود که پس از اتمام عملیات رنگرزی و در هنگام استفاده از محصول ابریشمی، اصطکاک بین الیاف ابریشم و بدن کم شود؛ به عبارت دیگر باعث کاهش الکتریسیته ساکن می شود. به طور کلی ابریشم، هادی الکتریکی خوبی نمی باشد.

  • منابع
  1. خواجه مهریزی، محمد، «جزوه ی درسی اصول رنگرزی»، ۱۳۸۵.
|+| نوشته شده در  87/06/20  ساعت 16:39  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: رنگ های شیمیایی  | 

کروماتوگرافی را ببینید

با استفاده از آدرس زیر میتوانید به خوبی دو روش کروماتوگرافی را مشاهده کنید. برای مشاهده باید برنامه ی Flash Player را نصب کرده باشید. در پایان هر مرحله باید روی دکمه ی Play کلیک کنید تا مرحله ی بعد را ببینید.

مشاهده ی آزمایش های کروماتوگرافی

|+| نوشته شده در  87/06/19  ساعت 13:44  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: شیمی برای رنگ  | 

رنگ و لعاب در کاشی

لعابها طیف وسیعی از ترکیبات آلی و معدنی را در بر می‌گیرند. لعاب مربوط به سرامیک معمولا مخلوط شیشه مانندی متشکل از کوارتز ، فلدسپار و اکسید سرب (PbO) است. کاشی سنتیاین اجزا را پس از آسیاب شدن و نرم کردن به صورت خمیری رقیق درمی‌‌آورند. آنگاه وسیله سرامیکی مورد نظر را در این خمیر غوطه‌ور کرده و پس از سرد و خشک شدن ، آن را در کوره تا دمای معین حرارت می‌دهند. پس از لعاب دادن روی چینی ، روی آن مطالب مورد نظر را می‌نویسند و یا طرح مورد نظر را نقاشی می‌کنند و دوباره روی آن را لعاب داده و یک بار دیگر حرارت می‌دهند. در این صورت وسیله مورد نظر پرارزش‌تر و نوشته و طرح روی آن بادوام‌تر می‌شود. لعابها در انواع زیر وجود دارند:

لعاب بی‌رنگ: این نوع لعاب که برای پوشش سطح چینی‌های بدلی ظریف بکار می‌رود، بی رنگ و شفاف است و از مخلوط کلسیم و سیلیس و خاک چینی سفید تهیه می‌شود.

لعاب رنگی: برای رنگ آبی از اکسید مس (Cu2O) ، برای رنگ زرد از اکسید آهن (FeO) و برای رنگ سبز از اکسید کروم (Cr2O3) ، برای رنگ زرد از کرومات سرب و برای رنگ ارغوانی از ارغوانی کاسیوس استفاده می‌شود.

لعاب کدر: این نوع لعاب که برای پوشش چپنی‌های بدلی معمولی بکار می‌رود و از مخاـوط SnO2 , PbO , SiO2 , Pb3O4 ، نمک و کربنات سدیم تهیه می‌‌شود که آن را پس از ذوب کردن ، سرد کردن و پودر کردن ، در آب به صورت حمام شیر در می‌آورند و شیئ لعاب دادنی را در آن غوطه‌ور می‌کنند.

|+| نوشته شده در  87/06/18  ساعت 13:32  | توسط یاسمن چمن خورشید  | موضوع: رنگ در سایر هنرها و صنایع  | 

فرش بهارستان

ناحیه ای در غرب ایران وجود داشته كه شامل دو شهر بوده است، یكی در ساحل چپ و دیگری در ساحل راست دجله. شهری كه در ساحل چپ بنا شده بود سلوكیه نامیده می شد و نقطه ی مقابل آن را در ساحل راست دجله، تیسفون یا تیسبون می گفتند. این شهر وسیع پایتخت ساسانیان و مجموعه ای از كاخ های عظیم بود كه توسط انوشیروان ساخته شده كه خود شامل هفت شهر آباد و نزدیك به هم بوده این مجموعه را به زبان پهلوی شهر یستان می گفته اند سریانی ها آن را «ما حوزه ملكا» یعنی بعضی از شهرهای شاهنشاه می نامیدند و عربها پس از شكست ایرانیها به آن مدائن نام دادند مدائن جمع مدینه و به معنی عام شهر است.

مطمئناً در كاخ هایی با این عظمت، وسایلی هم ساخته و تدارك داده می شد كه در خور عظمت این كاخ ها باشند؛ از جمله فرشی برای سر سرای كاخ سفید كسری - كه یكی از كاخ های پر شكوه و مشهور آن بوده كه به روایت فردوسی ساختمان آن قریب به هفت سال طول كشید و برای ساختن آن از مهندسین و معماران ایرانی و رومی استفاده شده بود - به دستور خسرو انوشیروان سفارش داده شد. ابعاد و مساحت این فرش عظیم را مورخین در اندازه های مختلف ذكر كرده اند. برای مثال: در فرهنگ دكتر معین آمده است كه بیش از 350متر طول داشته است. در تاریخ طبری سه روایت بیان شده كه طول این فرش 45 قدم و عرض آن 90 قدم بوده است؛ دومی روایت شصت ذراع در شصت ذراع و در روایت سوم مساحت آن را یك جریب ذكر می كنند. در مقالات گوناگون و میرخواند در روضه الصفا و در كتاب فرش ایران اثر شیرین صوراسرافیل و نیز در كتاب ادواردز و درمقاله ای درمجله میراث ایران، مساحت این فرش 900 مترمربع ذکر شده است. تورج ژوله معتقد است كه شصت گز در شصت گز گسترده یك گریب بوده. بلعمی می گوید 300 رش بالا اندر و شصت رش پهنا داشته و پروفسور كاراباسك نیز مساحت آنرا شصت متر مربع ذكر می كند. با توجه به ابعاد گوناگون از این فرش، فرم این فرش مطمئناً تغییر خواهد كرد! هم مستطیل و هم مربع.

جنس نخ های آن از ابریشم، پشم، گلابتون، طلا و نقره ذکر شده که با هزاران قطعه جواهر مرصع تزئین شده بود. این فرش را از آن نظر بهارستان می گویند که شكل باغ داشته و در زبان فارسی نقشه آن به بهارستان و گلستان و گلزار و امثال آن مشهور است كه با توجه به اسنادی كه وجود دارد این فرش را می توان اولین فرش چهار باغی دانست كه بیانگر چهار قسمتی آن است. در توصیف این فرش كه نظریه های متفاوتی وجود دارد این گونه آمده كه ترنج این فرش حوض آبی بوده و مرغابی در وسط حوض نشسته و در متن آن خیابان ها و جدول های آب با آب نماهایی بافته شده بود و شهرها از میان باغستان های خرم می گذشتند كه كشتزار های سرسبز و باغچه هایی پر میوه آنرا فرا گرفته بودند. شاخ و برگ درختان سرسبز و با انواع غنچه و شكوفه و گلهای بی خار و پرندگان تزئین شده بوده كه همه از زر و سیم ناب و گوهر های رنگارنگ متناسب با فصل بهار بودند. در تهیه این چنین تابلوی بدیع و بی نظیری، برای هر طرحی متناسب با رنگش گوهری انتخاب شده بود به طوری كه مروارید جهت نشان دادن سنگ ریزه های ته جوی های آب، از طلا جهت نشان دادن خاك و از جواهرات بلورین برای نمایاندن رنگ آب استفاده شده. تنه و شاخه ی درختان از طلا و نقره و برگها از زمرد و گلها از ابریشم و میوه ها را با سنگهای قیمتی و گرانبها و رنگارنگ نشان داده بودند. به نوشته ی دهخدا، هجده ارش (9متر) از آن فرش به جواهر غیر مكرر، مزین بود. از ویژگی های آن فرش بی نظیر و بی مانند و گرانبها این بوده كه 24 استاد و هنرمند به مدت 8 سال روی آن كار می كردند و دیگر اینكه با توجه به این گفته ها وزن این فرش را بیش از 2 تن تخمین زده اند. از طرفی دیگر می گویند داری برای فرشی با چنین خصوصیاتی نمی توانسته وجود داشته باشد چون از نظر ادواردز درختی با این ارتفاع وجود نداشته است (كه با توجه به بودن تخت جمشید و تاج محل و غیره... برای این گفته ها جای شک نیست)...

برای مشاهده ی متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  87/06/16  ساعت 23:12  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: فرش و دستبافته ها  | 

ویژگی های کارگاه های رنگرزی سنتی در کاشان

اکثر رنگرزخانه های سنتی شهر کاشان از یک یا چند چهار طاقی متصل به هم تشکیل شده است.وسعت کارگاه ها و همچنین نوع آرایش داخلی آن اعم از دیوار چینی معمولی کارگاه رنگرزی سنتی در کاشان(به صورت سفت کاری) با کاهگل و یا سفید کاری و یا سقفهای تزیین یافته به کاربندی و غیره، رابطه ی مستقیم با بضاعت و توانایی مالی صاحب رنگرزخانه دارد. به این معنی که یک رنگرز ساده با بضاعت مالی اندک به یک کارگاه با سفت کاری معمولی اکتفا کرده و دیگری که متمول تر بود تا حد توانایی به آرایش داخل کارگاه خود پرداخته است.قدمت بنای کارگاه های رنگرزی همزمان با قدمت بازار کاشان یعنی از حدود حکومت زندیه است که البته تغییر و تبدیل هایی در دوران های مختلف در آن رخ داده است. وجود چاه نیمه عمیق قدیمی و حوضچه های شست وشوی مواد رنگ شده و همچنین حیاط مانندی فضای بدون سقف در کنار کارگاه ها از دیگر ویژگی های محل فعالیت رنگرزان است. فرورفتگی های میان هر دو ستون در اکثر کارگاه های رنگرزی که امروز جای اجاق و پاتیل مسی رنگرزی خامه است ، در گذشته جای قرار گرفتن خمره های رنگرزی با نیل طبیعی (غیر آماده) بود. علت جایگزین شدن اجاق و پاتیل رنگرزی به جای خمره های سفال قدیمی تحولی است که حدود نود سال قبل در ابزار حرفه ی رنگرزی به وجود آمد.(کارگاه های رنگرزی خامه ی قالی در گذشته ، کارگاه های رنگرزی اجناس شعر بافی بودند که تغییر کاربری دادند). از دیگر قسمت های کارگاه ، پلکان قدیمی متصل به پشت بام است که در انتقال خامه ی رنگ آمیزی شده به پشت بام و خشک کردن آن (در فصل سرما و اعتدال) نقش به سزایی دارد. در فصل تابستان و گرما خامه های رنگ شده را در حیاط مجاور کارگاه خشک می کنند. 

رنگرزخانه های شهر کاشان در محدوده ی بافت قدیمی آن و اکثرا در کنار بازار اصلی شهر قرار دارند. علت تمرکز رنگرزی ها در محدوده بازار و مرکز داد و ستد شهر به آن علت است که رنگرزان نباید از مرکز اصلی مراجعین بازار که عموما دست اندر کار امر تولید قالی هستند؛ دور باشند. مراکز تجمع کارگاه های رنگرزی به ترتیب اهمیت عبارت اند از : «بازارچه صباغ ها»، «بازارچه درب زنجیر»، «بازار مسگرها»، «بازار یانخل»، «بازارچه ضرابخانه»، «محله قبرستان درب باغ»، «بازار گذرنو»، «بازارچه میانچال»، «محله درب یلان»، «کوی سر پله»، «کوچه دمقاچی ها»، «گذر بابا ولی»، «محله طاهر و منصور» و «کوی پاقپان».

  • منبع: محمد ابوالفضلی، فناوری سنتی رنگرزی تار و پود قالی در کاشان.
|+| نوشته شده در  87/06/15  ساعت 23:46  | توسط یاسمن چمن خورشید  | موضوع: رنگرزی سنتی  | 

مواد رنگزای راکتیو

نام این مواد رنگزا از کلمه Reactive به معنای واکنش پذیر کرفته شده است و علت این نامگذاری به علت ایجاد واکنش شیمیایی بین این دسته از مواد رنگزا و الیاف مورد رنگرزی است. مواد رنگزای راکتیو حتی با آب و یا رطوبت هوا نیز واکنش داده و هیدرولیز می شوند. بنابراین، هنگام استفاده از این مواد رنگزا باید تا حد امکان L : R حمام پایین باشد.استفاده از آب نرم در رنگرزی با مواد رنگزای راکتیو الزامی است؛ زیرا این مواد رنگزا با سختی های موجود در آب واکنش داده و رسوب می کنند. در مواردی که آب نرم در اختیار نباشد هنگام رنگرزی از یک ماده سختی گیر آب استفاده می شود. پس از تحقیقات بسیار، شرکت ICI مواد رنگزای راکتیو را به دو دسته تقسیم کرد:

  1. مواد رنگزای راکتیو نوع سرد
  2. مواد رنگزای راکتیو نوع گرم

مواد رنگزای راکتیو نوع سرد دارای فعالیت شیمیایی بالایی هستند. بنابراین، در درجه حرارت های پایین برای رنگرزی کالا به کار می روند. در حالی که مواد رنگزای راکتیو نوع گرم دارای فعالیت شیمیایی کمتری بوده و در نتیجه در درجه حرارت های بالاتر مورد استفاده قرار می گیرند. مواد رنگزای راکتیو اولیه نوع سرد با نام پروسیون اِم (Procion M) و مواد رنگزای راکتیو نوع گرم با نام پروسیون اِچ (Procion H) به بازار عرضه شدند.

بعدها تولید کنندگان دیگر انواع مختلفی از مواد رنگزای راکتیو را ساخته و دسته بندی های متفاوت دیگری برای آن قائل شدند.

مواد رنگزای راکتیو به صورت پودر هستند و باید از انبار کردن این مواد رنگزا به حالت پودر در محیط های گرم و مرطوب و نگهداری آنها در ظروف سر باز پرهیز کرد. این دسته از مواد رنگزا در حالت محلول به علت هیدرولیز شدن در آب باید بلافاصله مصرف شوند و نباید آنها را بیش از چند روز به حالت محلول نگه داشت. همچنین از اضافه کردن قلیا به محلول ها تا زمان مصرف باید پرهیز کرد زیرا پایداری محلول های ماده رنگزا در PH های قلیایی و در محیط های با درجه حرارت بالا کم است. بعضی از کارخانجات سازنده مواد رنگزای راکتیو برای پایداری بیشتر این مواد رنگزا، مقدار کمی اسید به آن می افزایند.

رنگهای راکتیو به علت ایجاد اتصالات محكم كووالانسی با لیف از ثــبـاتهای بسیار خوبی برخوردارند. رنگهای راکتیو بیشتر روی سلولز استفاده می شوند اما قابلیت مصرف در رنگرزی الیافی مانند نایلون، پشم و ابریشم را نیز دارند. ایــن رنگها محبوبیت بـالایـی در صنعت دارند، كـــه ناشی از خصوصیـات ثباتی آنهاست. این رنگها دارای یك یا چند گروه راکتیو می باشند كـــه با لیف واكنش داده و پیوند برقرار می كنند ایــن واكنش ها میتوانند با جدا شـــدن (استخلاف) مولكولهای هالوژن از مولكول رنگ و یا افزایش مولكول رنگ از طریق باز شـــدن یك یا چند پیوند دوگانه آن به لیف با شـــد. رنگهای راکتیو در ابتـدا بایـد جذب لیف شـــده و سپس در آن تثبیت شوند، عــمــل تثـبیـت از طریـق قلیـا صورت می گیرد. هر چه تعداد گروه های فعال لیـف و رنگ بیشتر با شـــد واكنش قوی تـر خواهد بود، ضمن ایــن كـــه نوع گروه های فعال هم مهم است، مثلا عنـصر F از Cl قوی تر است.

در رنگرزی با رنگینه های راکتیو، عوامل فعال در محیط قلیایی با گروه هیدروكسیل لیف به صورت شیمیایی پیوند می خورد، اما ایــن خطر نیز وجود دارد كـــه عوامل فعال رنگینه ها با گروه هیدروكسیل آب وارد واكنش شـــده و با آن پیوند شیمیایی برقرار كند كـــه در ایــن صورت رنگینه به حالت غیر فعال در آمده و دیگر نمی تواند با گروه هیدروكسیل لیف پیوند شیمیایی تشكیل دهد، به عبارت دیگر رنگینه هیدرولیز می گردد. در رنگرزی با رنگینه های راکتیو باید به ایــن مساله توجه زیادی گردد و تا حد امكان مقدار هیدرولیز به حداقل رسانیده شود. رنگینه های هیدرولیز شـــده به الیاف اتصالی نداشته و در شستشو از الیاف جدا شـــده و كاهش عمق رنگ را باعث می شود. جهت جداكردن مولكولهای رنگینه هیدرولیز شـــده و تركیب نشـــده از الیاف ، بعد از رنگرزی به شستشوی مؤثری با آب جوش و دترجنت نیاز است. در رنگرزی به روش نیمه مداوم و مداوم باید به زمان ثــبـات رنگینه در محیط قلیـائی تـوجه شود و رنـگینـه بیـش از آن در حـمـام قلیـائی باقـی نــماند تا میــزان رنـگ هیدرولیـز شـــده به حداقـل ممكن كاهش یابد. در مورد راندمان رنگرزی با رنگهای راكتیو باید گفت، كـــه بدست آوردن راندمان %100 در رنگرزی با ایــن رنگــها امكان پذیر نیــست، عـلل مختـلفی می توانند موجب بروز ایــن مساله باشند، كـــه در زیر به آنها اشاره شـــده است:

  1. عدم جذب كامل رنگ توسط لیف
  2. كامل نشدن واكنش بین رنگ و لیف
  3. تبدیل شدن رنگ به حالت غیر فعال در اثر هیدرولیز
  4. گسستن پیوندهای بین رنگ و لیف در مرحله تثبیت
  • منابع
  1. قرنجیک، کمال الدین،علی ابراهیمی معتمد، صابر رشتاک، «رنگرزی»، شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران، تهران، ۱۳۸۱.
  2. خواجه مهریزی، محمد، «جزوه ی درسی اصول رنگرزی»، ۱۳۸۵.
|+| نوشته شده در  87/06/15  ساعت 13:18  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: رنگ های شیمیایی  | 

برخی اصطلاحات متداول درصنعت قالیبافی همدان

قالی همدانآریش :   نخ تار ، چله ، ریشه

ارقاج یا ارقج :    نخ پود ضخیم

اریش کش : کسی که کار چله کشی را انجام می دهد

دارچرخان :   کسی که فرش بافته شده را می گرداند

اوستا (استاد) :   کسی که کار کارگردانی را انجام می دهد.

کوُجو :   چوبی که برای جداسازی نخهای زیردار در تارها به کار می رود ( گُرد)

پشت گرد- دال آقاجی :    تخته باریکی که بالای کوجو بین تارهای زیرورو قرار می گیرد و کار آن جلو وعقب بردن تارهاست

دار وکل (دارکول) :    دستگاه دار قالی بافی

قلاب :    وسیله برای گره زدن و بریدن اضافات نخ پشمی

قیچی :     وسیله ای برای گرفتن پرزهای اضافی

دفه – دفتین (کرکت) :    وسیله ای برای کوبیدن ارقاج و پود نازک بر روی گره ها ( معمولاً دو نوع دفه سبک و سنگین استفاده می شود.)

ایلمه :    گره

سیخ :    وسیله ای برای کشیدن پود در بین تارها

شانه :    برای باز کردن پیچ نخهای پشمی بعد از گره زدن

وینه (اورنگ):     تکه ای از قالی که به عنوان نقشه مورد استفاده قرار گرفته و نقش آن در قالی در حال بافت تکرار می شود.

سیخ- سیرکَ (کیه،سیرک):   سفت و شل شدن قسمتهائی از قالی

سره داشتن :   افقی نبودن بالا و پائین قالی اهل شده ، باشِ دار

شان :     شانه داشتن ، کج بودن قالی از بندها

چاله پرکن :     بافنده بهتری که قسمتهای بدون نقش را می بافد

نقشه خوان :     کسی که نقشه را برای سایر بافندگان می خواند

گِلِنگ – رگ – رج :    ردیفهای ایلمه در یک چارک (26 سانتی متر معادل ¼ رج)

لوپیچ – قراق :     ناحیه کناری فرش به تعداد 10 ایلمه که معمولا به رنگ زمینه فرش بافته می شود

وره – گوه :    تکه ای چوب که برای سفت کردن تارها در دار چوبی به کار می رود

دست :     بافتن یک ردیف گره در عرض قالی

یک پو(پود) :     قالی یک پود

دوپو :     قالی دو پود

هردست پود :    در هر ردیف یک پود مستقیم (ارقاج) و یک پود نازک عبور داده می شود

خرسک :    فرش ضخیم و بدون نقشة اصلاح شده

پرداختچی :    کسی که فرش تمام شده را پرداخت می کند

میخ کشی – قالی سیخ کنی :     مرحله ای ترمیمی در فرش که برای رفع جمع شدگی و سره فرش صورت می گیرد

|+| نوشته شده در  87/06/14  ساعت 12:50  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: فرش و دستبافته ها  | 

دندانه ها در رنگرزی سنتی

دندانه ها موادی هستند که برای تثبیت و رنگ پذیری  بیشترالیاف استفاده می شوند.روش عمل آنها به اینصورت است که با بوجود آوردن منافذی در سطح الیاف باعث نفوذ بیشتر رنگ کات کبودبه الیاف می شود و بطور کلی برای جذب بیشتر رنگها و تثبیت آنها از دندانه ها باید استفاده کنیم چون حتّی رنگ های طبیعی بدون استفاده از دندانه ها جذب الیاف نشده و رنگرزی الیاف با این رنگ ها بدون استفاده از دندانه ها از ثبات کافی برخوردار نخواهد بود و در نهایت دندانه ها جذب بیشتر و بهتر رنگها را فراهم می کنند. دندانه ها بطور کلی به دو دسته ی معدنی و نباتی تقسیم می شوند:

  1. دندانه های نباتی: این دندانه هااز قسمت های مختلف بعضی از گیاهان تانن دار بدست می آیند.تانن در پوست و میوه تعداد زیادی از گیاهان مخصوصا پوست درختان بلوط و سماق موجود است.تانن یا به صورت طبیعی در گیاهان وجود دارند یا به صورت پاتولوژیک بر اثر نیش حشرات ایجاد می شوند  که در این حالت  به آنها مازو می گویند از مازو ها برای تهیّه ی رنگ های سیر استفاده می شوند.
  2. دندانه های معدنی: این مواد اغلب املاح فلزّات قابل ترکیب هستند که برخی از آنها رنگی و برخی از آنها بدون رنگ هستند.دندانه های فلزّی رنگی شامل : املاح کروم،مس، کُبالت و دندانه های بی رنگ، شامل املاح آلومینیوم، قلع، روی و نیکل می باشند. دندانه های معدنی  در حمام رنگرزی با رنگ ها، ترکیب شیمیایی بین رنگ و الیاف برقرار  می کنند وموجب می شوند رنگ به داخل الیاف نفوذ نماید و تثبیت شود.

به طور کلی در ایران، زاج ها مهمترین مواد دندانه ای می باشند که به صورتهای زاج سفید، زاج سبز و زاج سیاه یافت می شوند.

انواع زاج:

  1. زاج سفید: سولفات مضاعف پتاسیم و آلومینیوم می باشد که در آب حل می شود ولی در الکل حل نمی شود و انواع محتلفی دارد و استفاده از آن در ایران از قدمت زیادی برخوردار می باشد.استفاده بیش از حد آن در رنگرزی باعث در هم رفتگی و چسبندگی پشم ها می گردد. هنگام استفاده از زاج سفید بهتر است که در صورت امکان از آب سنگین استفاده نشود، چون آب سنگین باعث رسوب آن شده و قدرت زاج را کاهش می دهد. و بخاطر همین هنگام رنگرزی با زاج سفید و استفاده از آب سنگین بهتر است از کروم دوتارتر استفاده شود.
  2. زاج سیاه(سولفات مضاعف آهن): از این نوع  زاج در مواردی که بخواهیم  رنگ دلخواه تیره (سیه و موشی) باشد استفاده می کنیم چئن باعث تیره شدن رنگ ها می شود. این نکته را باید مورد توجه قرار داد که هنگام مصرف زاج سیاه، مصرف آن باید کم و مدت زمان توقف در حمام رنگرزی باید کوتاه باشد.
  3. زاج سبز:به زاج آهن یا سولفات آهن به علّت رنگ سبزی که دارد زاج سبز گویند،از آن برای تهیه ی  رنگ های سبز استفاده می شود.

سایر دندانه های معدنی:

  1. کات کبود یا سولفات مس:یکی از دندانه های رنگی می باشد که از آن برای تهیه ی رنگ های بنفش کم رنگ  استفاده  استفاده می شود یکی از عیوب آن این است که مقاومت الیاف را کاهش می دهد و در هنگاه استفاده از آن باید دقّت کرد.
  2. قلع: این ماده به صورت کلرو استانوکه پودر سفید رنگی است موجود می باشد و برای رنگهایی که در مایه ی زرد و نارنجی هستند استفاده می شوند. این دندانه موجب زبری و شکنندگی الیاف می شود و در هنگام استفاده از آن باید به این امر توجه نمود.
  3. کروم:مهمترین دندانه ی رنگهای مصنوعی می باشد  در طبیعت بصورت کانی کروم آهن موجود است.

انواع دندانه ی کروم عبارتست از:

دندانه ی کروم شیرین،دندانه کروم ترش، دندانه ی کروم احیا شده که نوع اول و سوم از اهمیّت بیشتری برخوردار هستند.همه ترکیبات کروم مانند بیکروماتها(بیکروماتهای سدیم و پتاسیم)و کروماتهای سدیم رنگین هستند.

انواع دندانه دادن به طور کلی به سه روش انجام می شود:

  1. دندانه دادن توأم با رنگرزی
  2. دندانه دادن پس از رنگرزی
  3. دندانه دادن پیش از رنگرزی

در بین 3 روش فوق دندانه دادن پیش از رنگرزی، متداول ترین نوع دندانه دادن است به این صورت که ابتدا  الیاف را دندانه و سپس رنگ می کنند.

|+| نوشته شده در  87/06/13  ساعت 19:26  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: مواد کمکی، تعاونی و دندانه ها  | 

نقش رنگ در طراحی داخلی

رنگ ها می توانند به شیوه های مختلف تاثیراتی بنیادین در زندگی بر جای گذارند که از جمله مهم ترین آنها می توان به تاثیر آنها بر احساسات اشاره کرد. جهانی که انسان در آن زندگی می کند، متشکل از هزاران رنگ و تونالیته های مختلفی است که موجودات و اشیا را برای ما نقش رنگ در طراحی داخلیجذاب تر و حتی به گونه ای معنوی، عمیق تر نشان می دهند. هر کدام به سبب ویژگی های شیمیایی و روانشناسانه ای که دارا هستند، منبع مهمی از انرژی، در جهت فزونی سلامت و نشاط روح و روان در انسان ها به شمار می روند. جهانی تک رنگ، با تونالیته های محدودی را با طبیعت اطراف خویش مقایسه کنید و یا خود ساکن شهری سیاه و سفید بدانید، بدون هیچ کنتراستی و هیجانی. معنای زندگی تغییر یافته و سردی و مردگی بر همه جا حاکم می شود. فضایی بی روح و عاری از هر جنب و جوشی که تشنه جرعه ای رنگ است. مساله رنگ به سبب تاثیرات مهم روانشناسانه اش، در مقوله شهر و فضاهای معماری امری مهم به شمار می رود؛ تا بدانجا که تخصصی با عنوان رنگ بندی و رنگ شناسی فضاهای شهری در بین هنرمندان مطرح شده است. هماهنگی در رنگ مثل هماهنگی در نت های موسیقی است و از اهمیت ویژه ای در ایجاد هارمونی مناسب و چشم نواز به مانند قطعه موسیقی برخوردار است.

برای رسیدن به اهدافی همچون کارکرد مناسب، زیبایی بصری، هارمونی فضایی، و تأثیر محیطی و روانی مؤثر و مثبت در طراحی داخلی، مستلزم استفاده هماهنگ، منسجم، معنی‎دار و زیبا از عناصر طراحی است. در یک طرح مطلوب همه عناصر و اجزاء در نسبت به تاثیرات کیفی و معنایی که به فضا اعمال می کنند در ارتباطی تنگاتنگ با هم قرار دارند. بر این اساس، موفقیت هر طرح بستگی کامل به چگونگی ترکیب عناصر و الگوهای سه‎بعدی فضا دارد. تجربه سالیان دراز کار با رنگ ثابت کرده است که رنگ ها نیز مثل انسان ها، از جهات مختلف با یکدیگر مرتبط اند و سلیقه ها و صفات مشترکی دارند و یا برعکس ناهموان و متضاد یکدیگرند. شاید تصور کنید که نارنجی و سرخ متضاد همند، در حالی که در دایره رنگ کنار هم قرار می گیرند و دارای هارمونی هستند. خریدن یک دایره رنگ، که در آن نحوه ارتباط رنگ ها و چیدمان آنها و رنگ های مکمل مشخص شده است و در اکثر فروشگاه های لوازم هنری وجود دارد، با ارزش است تا قبل از خریدن زرد گریپ فوروتی و سبز زیتونی برای رنگ کردن اتاق خواب، نگاهی به آن بیندازیم.

رنگ بندی اتاق ها و استفاده از مصالحی که بتواند خصوصیات رنگی و بافت مورد نظر ما را برآورده سازد بسیار مهم و در عین حال قدرت اعمال نفوذ بر تغییرات کالبدی فضا را نیز داراست؛ کارهایی که برای تعدیل و تقسیم بندی دیواره های رنگی انجام می گیرند می تواند به عنوان ایده ای برای تعیین کالبد فیزیکی فضای نیز عمل کند و جنبه های کاربردی طراحی را با معیارهای زیباشناختی همراه سازیم. به عنوان مثال مساله روشنایی و استفاده از نور طبیعی در طراحی یک اتاق بسیار مهم است ولی نحوه کنترل نور، انتخاب رنگ و مصالحی که نور را از خود عبور می دهند به خلاقیت و قدرت طراح در ایجاد هماهنگی که وی بین کارکرد روشنایی اتاق و مطلوبیت فضا بستگی دارد.

استفاده از چرخه رنگ، روشی مطمئن برای یافتن رنگ های متناسب با رنگ مورد نظر ماست. چرخه رنگ متشکل از دوازده رنگ است که سه رنگ قرمز، زرد و آبی در آن رنگ های اولیه و رنگ های میان آنها به عنوان رنگ های ثانویه شناخته می شوند. هر رنگ در این چرخه می تواند با رنگ های کناری خود که رنگ های هم خانواده اش محسوب می شوند و همچنین رنگ مقابلش که رنگ مکمل آن است به خوبی ترکیب شده نتیجه ای زیبا و موزون بیافریند. استفاده از رنگ های هم خانواده که در چرخه رنگ در کنار هم قرار گرفته و به اصطلاح همسایه هستند ترکیبی ملایم و هماهنگ را ایجاد می کند که نگاه بیننده را به راحتی از یکی به دیگری رهنمون می شود. استفاده از یک رنگ با میزان کمی از رنگ مکمل آن چنانچه به درستی و در اندازه های صحیح صورت گرفته باشد نتیجه ای درخشان و چشمگیر می آفریند و بر جذابیت مجموعه رنگی حاضر می افزاید و مانع غالب شدن کامل یک رنگ بر فضای اتاق می شود.

چنین عواملی در انتخاب رنگ برای بناها، دکوراسیون داخلی و مبلمان فضا، رویکرد های مختلفی را در طراحی ایجاد می کند. رنگ یکی از عوامل تعیین کنند سبک و سیاقی است که بدان طریق با محیط پیرامون خود ارتباط بر قرار می کنیم و بیشتر از هر عامل مستقل دیگری می تواند فضای کسالت بار و یکنواخت اطراف را به مکانی روح بخش مبدل سازد. عوض کردن رنگ دیوار ها می تواند بیش از تغییر مبلمان یا حتی ساختار یک اتاق، نتایج چشم گیری به بار آورد. تا کنون خانه های بسیاری به رنگ بژ و کرمی و تنالیته های آن رنگ آمیزی شده اند و رنگ استاندارد معمول برای خانه های جدید مگنولیایی است اما باید تصور نمود که در شرایط مختلف اجتماعی و به خصوص اقلیمی، چگونه باید از این رنگ ها استفاده کرد و یا دیوار هایی به رنگ های ملایم و نامحسوس مثل استخوانی، برای زندگی کردن بسیار مناسبند؛ اما ایجاد کنتراست در آنها با انتخاب رنگ های خاص در لوازم جانبی منزل و روکش ها و رومبلی ها باعث روح بخشی به فضا می شود.

برای آنکه بتوانیم ارتباطی درست میان طبیعت خود با دکوراسیون داخلی خانه برقرا سازیم، باید بیاموزیم که ترس از متفاوت بودن با سایرین را از خود برانیم؛ مشکلی که امروزه بسیار با آن در گیریم و بسیاری از طراحی های معماری و داخلی را تحت الشعاع قرار می دهد. نمی توان در جامعه ای سیاه و سفید، تفکری رنگی داشت و فردایی بهتر را تصور کرد. غالبا خود را در حصاری از رنگ هایی به تحمیل عرف و جامعه «معقول» و «بی روح» و بی رمق قرار می دهیم، رنگ هایی که مانع از بروز احساسات و نمایان شدن خود واقعی ما می گردد.به منظور کمک برای ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین در محیط زندگی خود و بهره گیری هر چه بهتر از رنگ ها، لازم است اطلاعات گسترده تری درباره ارتباطات فردی خویش با رنگ ها نایل شویم و مواردی را درک کنیم که علاقه مندی یا بیزاری به رنگ های خاص را در مورد ما آشکار می سازد. با بذل توجه بیشتر به قدرت رنگ ها در خانه های خود ممکن است از آنچه به واسطه این کار نمایان می شود به شکلی خوشایند یا ناخوشایند غرق حیرت شویم. رسیدن به ترکیب رنگ مناسب در اتاق، لباس و یا هر مورد دیگر، نه فقط جلب توجه می کند که حالتی از اطمینان و آرامش را نیز القا می کند.

کار موثر با رنگ بیش از همه به تحریک حس خلاقیت نیازمند است. به دست آوردن یک ترکیب رنگ مناسب که درست با منظور و هدف فرد، منطبق باشد خود به نوعی «آفرینش» محسوب می شود.برای بدست آوردن چیدمانی مناسب از رنگ ها در فضاهای داخلی گام های اولیه زیر ضروری است:

  1. آن مطلبی را که با زبان رنگ می خواهید به بیننده بگویید در اندیشه خود آماده داشته باشید.
  2. یک رنگ اصلی که سخن گوی پر قدرتی برای بیان آن مطلب باشد، پیدا کنید.
  3. رنگ های دیگری که در اطراف آن می چینید، باید در هماهنگی کامل باشد.
  4. آنگاه به عنوان یک رهبر طرح وارد شده و این بار سلیقه هنری خود را در چیدن این ابزار های فنی دخالت دهید.

به کاربردن رنگ در فضاها و یا مبلمانی ساده معمولا نیازمند مهارت زیاد و گران قیمت نیست. یک طراح معماری خوب می تواند بسیاری از نیاز های محرک روانی با استفاده از مطالبی که گفته شد و اندکی خلاقیت در جهت رفاه مصرف کنند گان به کار گیرد؛ مخصوصابه وسیله گوناگونی و اجتناب از تک رنگ بودن.

|+| نوشته شده در  87/06/12  ساعت 16:7  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: رنگ در سایر هنرها و صنایع  | 

رنگرزی هنر نیست!!!!!!!

مدتی بود که تعدادی از دوستان پیشنهاد می کردند که به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مراجعه و کارت هنرمندی دریافت کنم. از مزایای این کارت می توان به استفاده از تسهیلات سازمان، ویژه ی هنرمندان و همچنین دریافت وام های بلند مدت با بهره ی کم اشاره کرد.رنگرزی هنر نیست! بالاخره رفتم و بعد از کلی این اتاق، آن رفتن و دیدن افراد مختلف، گفتند که سازمان، کارت هنرمندی صادر نمی کند بلکه درجه ی هنری می دهد؛ درجه ی 1 تا 5 که درجه ی 5 معادل دیپلم و درجه ی 1 معادل دکتراست... البته به گفته ی یکی از مسؤولین سازمان، برای این کار باید ابتدا پرونده تشکیل داد، سپس در نوبت، منتظر ماند – که گویا در حال حاضر، افرادی هستند که بیش از 3 سال است که در نوبت قرار دارند - ، پس از آن به سازمان فرا خوانده شده و نمونه کارها را به اساتید حاضر در جلسه نشان داده و به پرسش های ایشان پاسخ داد. البته ناگفته نماند که در جلسه ی مذکور، نماینده ی وزارت علوم نیز حضور خواهد داشت. پس از اتمام این مراحل، درجه ی هنری مطابق با قدرت هنری شما اعطا می شود که از این مدرک می توان برای تدریس در دانشگاه، آموزشگاه و مدارس استفاده کرد. مدرک مذکور مورد تأیید رسمی وزارت علوم است.

از این مسؤول پرسیدم که برای حرفه ی رنگرزی چه چیزهایی به عنوان نمونه کار محسوب می شوند؟ آیا ارائه ی آلبوم های رنگرزی کفایت می کند؟ در پاسخ گفتند که در این سازمان به رشته های طراحی، بافت و مرمت درجه ی هنری داده می شود ولی در مورد رنگرزی مطمئن نیستم! سپس در تماس با مقامی بالاتر در سازمان مشخص شد که رنگرزی، جزء هنرهای رسمی سازمان جهت ارائه ی درجه ی هنری نمی باشد! یعنی به طور خلاصه رنگرزی هنر نیست!!!!!!!

در اینجا این پرسش مطرح است که اگر رنگرزی هنر نیست، چرا در بسیاری از سایت ها و منابع معتبر هنری ایران که بسیاری از آنها زیر نظر میراث فرهنگی هستند همواره مطالبی به رنگرزی اختصاص دارد؟ نمونه ی بارز آن سایت مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی است. با یک جستجوی ساده در این سایت به تعداد زیادی مطلب در مورد رنگرزی بر می خوریم که تعداد قابل توجهی از آنها فقط و فقط مربوط به رنگرزی است. البته این سایت فقط به عنوان یک نمونه و به دلیل اینکه ارتباط بیشتری با میراث فرهنگی داشت معرفی شد، سایت ها و منابع هنری معتبر دیگری وجود دارد که در آنها از رنگرزی به عنوان یک هنر، سخن به میان آمده است.

پرسش دوم این است که اگر رنگرزی مربوط به فرش است و مسائل آن فقط باید در مرکز ملی مطرح شود، چرا در سازمان میراث فرهنگی از سایر گرایش های مربوط به فرش – همانطور که قبلاً گفته شد – به عنوان هنر یاد می شود؟ (البته منظور این نیست که هنرهای طراحی، بافت و مرمت فرش از هنر های سازمان میراث فرهنگی حذف شود.)

پرسش سوم اینکه اگر گرایش رنگرزی فرش جزء زیر شاخه های هنر نیست و رشته ای فنی - مهندسی محسوب می شود، چرا در کنکور سراسری در گروه آزمایشی هنر قرار دارد؟ مگر گرایش های رشته های مختلف هنری، توسط همان وزارت علومی که نماینده شان در سازمان میراث فرهنگی – و جلسات اعطای درجه ی هنری – حضور دارد، تصویب نمی شود؟

البته کسانی که در این رشته تحصیل کرده اند، به این مسئله واقفند که در کنار دروس اصلی و پایه ی هنر، دروس مختلف شیمی را به عنوان واحدهای تخصصی خود می گذرانند و از این جهت شباهت بسیار زیادی با رشته های مهندسی وجود دارد؛ ولی نباید از این مسئله غافل شد که اصلی در هنرهای سنتی وجود دارد که طبق آن «استفاده از فناوری های نو تا آنجا که به اصل و اساس هنر سنتی آسیبی نرساند، قابل قبول می باشد.» این عبارت سخن من نیست، بلکه در بسیاری از سخنرانی ها، مقالات و کتب صاحب نظران هنر های سنتی ذکر شده است. همچنین طبق گفته ی اساتید دانشگاهی رشته ی فرش، گرایش رنگرزی با هدف احیای حرفه ی رنگرزی سنتی – که در آن از رنگزاهای طبیعی و نه شیمیایی استفاده شود – ایجاد شده است؛ در حال حاضر در تدریس این رشته از فناوری های روز جهت بهبود کیفیت و سرعت تولید استفاده می شود و مواد رنگزای مورد استفاده همان موادی است که هزاران سال است از آنها استفاده می شود و الیاف رنگ شده ی نهایی اگر بهتر از الیاف رنگ شده به روش های سنتی نباشد، دست کمی هم از آنها ندارد؛ که این مسئله نشانگر عدم نقض اصل گفته شده است.

اهالی فن می دانند که حصول رنگ های یکسان از رنگزاهای طبیعی که در شرایط غیر یکسان آب و هوایی تولید شده اند، کاری بسیار مشکل است. حال اگر به دست آوردن رنگ های مشابه، برای مثال از دو نوع روناس که دارای شرایط رشد متفاوت هستند هنر نیست، پس چه نامی دارد؟ آیا این کار فقط با داشتن دانش ممکن است؟

برای روشن شدن مطلب، فرض کنید که شما تمامی کتب آموزش طراحی را مطالعه کرده و از لحاظ تئوری با تمامی اصول طراحی آشنا هستید ولی تا به حال هیچ وقت آن را به شکل عملی انجام نداده اید، آیا توانایی این را دارید که اسبی را در حال پرش در حالی که سوارکار آن در حال سقوط از اسب می باشد، به طور دقیق و طبیعی طراحی کنید؟ در این حالت شما دانش طراحی را دارید ولی هنر تصویر کردن آن هنوز در شما به وجود نیامده است. در مورد رنگرزی هم همین حالت وجود دارد؛ دانستن روش رنگرزی برای رنگ نمودن الیاف، کافی نیست و شما باید تمام زیر و بم های آن را بدانید تا بتوانید رنگ مورد نظر را در نهایت شباهت به نمونه ی اولیه و بهترین یکنواختی ممکن به دست آورید. رنگ های طبیعی مانند رنگ های شیمیایی نیستند که کارخانه ی تولید کننده ی آن همیشه فرمول یکسانی را برای تولید رنگ به کار برد و شما فقط با دانستن فرمول و گراف رنگرزی به رنگ نمودن  الیاف بپردازید (در رنگرزی شیمیایی داشتن دانش آن تقریباً کافی است و با کمی آزمایش می توان به نتیجه ی دلخواه رسید)؛ ولی شرایط رشد متفاوت رنگزاهای طبیعی در تولید شید رنگ نهایی آنها تأثیر به سزایی دارد. این فقط یکی از پیچیدگی های رنگرزی طبیعی است.

در نهایت... هنر، به دست آوردن رنگ های مشابه از رنگزاهای متفاوت است. هنر، ترکیب رنگ های گوناگون و به دست آوردن رنگی جدید است. هنر، رنگ کردن یکنواخت خامه های قالی است. هنر، تولید تعداد نامحدودی شید رنگی، فقط از یک رنگزاست. هنر، به دست آوردن رنگی با ثبات است. هنر، رنگ کردن خامه ایست که 2500 سال، رنگ خود را بر پازیریک حفظ می کند. حال آیا واقعاً رنگرزی هنر نیست؟!

|+| نوشته شده در  87/06/11  ساعت 18:32  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: متفرقه  | 

الوان(دست فروشی ابریشم)

چند وقت قبل که برای عکاسی از بازار فرش قم به این شهر سفر کرده بودم منظره ای جالب رو دیدم من تو زندگیم همه جور دست فروشی رو دیده بودم اما دست فروشی ابریشم در کنار خیابون رو ندیده بودم اگه گذرتون به این بازار در این شهر افتاد دیدن زنان بافنده ای که درحال خرید از دست فروشان ابریشم هستند رو از دست ندید چون قطعا براتون جالبه این هم همون ابریشما هستن!

|+| نوشته شده در  87/06/10  ساعت 10:59  | توسط محسن زین العابدینی  | موضوع: الوان (بخش تصاویر)  | 

سیستم انتخاب رنگ چرخه ای به روش اصلی - مکمل و مشابه - متضاد

ردیف چهارم هر گروه رنگ ، فرضا شماره 4 از گروه اول که رنگ اصلی قرمز است، باحرکت به سمت عقربه ساعت، می‌کوشند تا اندک اندک و با درهم‌آمیختگی بیشتر با زرد از رنگ اصلی خود دور و به رنگ اصلی بعدی که زرد است نزدیک‌شود (‌زرد شماره 36) در این چرخه رنگ هر رنگ اصلی پس از 3 پرش ، ضمن ترکیب تدریجی با رنگ اصلی بعدی ، بالاخره جای خود را به رنگ اصلی بعدی می‌دهد، که در این مورد زرد شماره 36 است. به همین ترتیب زرد با سه پرش ضمن آمیختن با آبی بالاخره جای خود را به آبی شماره 68 می‌دهد و آبی نیز به نوبه خود با 3 پرش ضمن آمیختن با قرمز ، سرانجام به همان قرمز شماره 4 می‌رسد.

سیستم انتخاب رنگ چرخه ای

به این ترتیب در اولین و دومین گامی که قرمز برای نزدیکی به زرد بر‌می‌دارد، هنوز قرمز غالب است و به همین دلیل این دو رنگ را مشابه رنگ اصلی می‌گویند. همچنین دومین و سومین گامی که آبی به سمت قرمز برمی‌دارد،‌ به این دلیل که کاملا به قرمز نزدیک می‌شود، بازهم مشابه قرمزگویند. پس از هر رنگی درچرخه رنگ با دو رنگ سمت راست و دو رنگ سمت چپ خود مشابه خوانده می‌شود،‌ با این تفاوت که نخستین رنگ چسبیده به رنگ اصلی را مشابه نزدیک و دومین رنگ را مشابه دور می‌خوانیم.

به همین ترتیب است رنگهای متضاد هر رنگ که 3 پرش لازم را برای نزدیکی به رنگ بعد انجام داد،‌بالاخره به رنگ اصلی بعد یعنی متضاد خود می‌رسد و از آنجا که اولین مشابه این متضاد نیز بسیار به آن نزدیک است، پس هر رنگی با ردیف چهارم و پنجم پس از خود متضاد خوانده می‌شود. در اینجا نیز ردیف چهارم متضاد نزدیک وردیف پنجم را متضاد دور می‌گوییم.

ستون مقابل هر رنگ ،‌که با آن رنگ همقطر قرار می‌گیرد، در چرخه رنگ مکمل آن رنگ نامیده شده است. شما می‌توانید پرشهای بین دو رنگ اصلی را که در اینجا فقط 3 پرش است به بی‌شمار پرش بدل کنید. همچنان که می‌توانید درجات سایه‌های سیاه (‌shade) هر رنگ را ، که در اینجا فقط با سه پله نمایش داده شده و درجات سایه‌های روشن(tint)‌ هر رنگ را ، که در اینجا با چهار پله آمده، به تعداد بسیار بیشتری افزایش دهید. چرخه رنگ فقط یک الگوی محدود برای بیان نمایش امکانات ایجاد تنوع در هر رنگ است، نه نهایت امکان آن .

|+| نوشته شده در  87/06/09  ساعت 22:32  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: رنگ و سیستم های رنگی  | 

رنگرزی سنتی

ابزار و مواد مورد نیاز در رنگرزی سنتی عبارتند از :

  1. ظرف (پاتیل) یا حمامی كه عملیات رنگرزی و دندانه كردن در آن صورت می گیرد و باید از جنس ضد زنگ و مقاوم در برابر حرارت باشد. معمولاً از ظروف استیل یا مسی استفاده می شود.پاتیل های رنگرزی سنتی
  2. ترازو برای توزین
  3. ترمومتر برای اندازه گیری دمای حمام رنگرزی
  4. همزن كه معمولاً از جنس چوب است و برای هم زدن الیاف در حمام رنگرزی به كار می رود.
  5. ظروف شیشه ای مدرج مانند بشر و... برای اندازه گیری و برداشتن اسیدها و قلیاها.
  6. نمك های فلزی چون زاج سفید، زاج سبز، زاج سیاه، دی کرومات سدیم، کلرید قلع و ...
  7. مواد قلیایی مانند سود و آمونیاك و ....
  8. اسیدها مانند اسید تارتاریك، اسید لاكتیك، اسید اگزالیك، اسید استیك، اسید سیتریك و همچنین ممكن است از اسیدهای معدنی مانند اسید سولفوریك و اسید کلریدریک نیز استفاده شود. در گذشته به جای اسید لاكتیك از "دوغ" استفاده می شد.
  9. آب كه به دلیل استفاده مداوم در رنگرزی، باید از شرایط و خواص لازم برخوردار باشد.

مكانیزم جذب و نگهداری مواد رنگزای طبیعی توسط لیف

در استفاده از رنگینه های طبیعی از آنجایی كه در این رنگینه ها گروه های فعال جهت تشكیل پیوند با لیف در هنگام رنگرزی كالای پشمی و ابریشمی یا وجود ندارد یا اثرشان ضعیف می باشد، در اكثر مواقع جهت جذب بیشتر و تثبیت بهتر رنگینه روی كالا نیاز به یك ماده واسط می باشد و آن را اصطلاحاً دندانه یا Mordant گویند. یك دندانه در واقع یك فلز با ظرفیت حداقل دو می باشد كه در تشكیل پیوند شیمیایی بین رنگینه و لیف نقش بسیار مؤثری را ایفا می كند. دو نوع پیوند اساسی بین رنگینه- دندانه از یك طرف و دندانه- لیف از طرف دیگر به طور همزمان به وقوع می پیوندد كه این دو نوع پیوند در مقایسه با پیوندهای یونی، واندروالس و هیدروژنی بسیار محكم تر می باشند.

یكی از این پیوندها، پیوند كووالانسی می باشد كه دندانه با گروه های هیدروكسیل كه هم در لیف (پشم و ابریشم) و هم در ماده رنگزای طبیعی وجود دارد، برقرار می كند و دیگری پیوند كئوردینانس می باشد كه از طریق گروه های الكترون دهنده چون اكسیژن متصل به كربن از طریق پیوند دوگانه (گروه كربونیل) ایجاد می گردد. در نتیجه تشكیل این پیوندها كمپلكس رنگی حاصل می شود كه اصطلاحاً آنرا لاك (Lake ) گویند. مجاور بودن گروه های مذكور جهت تشكیل حلقه های پنج و شش ضلعی كه از ثبات بالایی برخوردارند، به پایداری كمپلكس حاصله كمك كرده و در نتیجة این مهم، رنگینه دارای ثبات شستشویی بالایی در روی لیف خواهد بود.

از تركیبات متداولی كه به عنوان دندانه استفاده می شود می توان به سولفات مضاعف پتاسیم و آلومینیوم (زاج سفید)، سولفات آهن (زاج سیاه)، سولفات مس (زاج سبز)، كلرید قلع و دی كرومات پتاسیم اشاره نمود.

بر حسب تقدم و تأخر عمل رنگرزی و عمل دندانه دادن، رنگرزی با مواد رنگزای طبیعی به سه طریق ممكن است صورت پذیرد:

  • اول رنگرزی، سپس دندانه كردن الیاف رنگرزی شده
  • اول دندانه دادن و سپس رنگرزی
  • عمل دندانه و رنگرزی توأم. در این روش كلاف ها را در حمام محتوای دندانه، رنگینه و مواد كمكی ریخته و یك روز بعد برای شستشو بیرون می آورند.

مراحل رنگرزی

خیساندن كلاف: كلاف پشمی یا ابریشمی را در حمام یا پاتیل آب گرم (30 تا40 درجه) برای 2 ساعت خیس می كنند، سپس آب كلاف را گرفته و در آب 30 تا 35 درجه همراه با مقدار كافی پاك كننده می شویند. پس از آن مجددا آبگیری كرده و با آب معمولی می شویند و پس از مرحله آبگیری خشك می كنند.

دندانه كردن پشم: ظرف حمام را گرم كرده و در آن آب می ریزند و در دمای 70 درجه سانتی گراد دندانه را اضافه كرده، بعد از 20 دقیقه كلاف شسته شده و نمدار را داخل حمام كرده و یك ساعت با دمای 80 درجه سانتی گراد ( برای ابریشم 70 درجه سانتی گراد ) قرار می دهند. قابل ذكر است كه زمان لازم برای دندانه های مختلف، متفاوت است. مثلا" دندانه كردن با زاج سیاه وقت كمتری لازم دارد.

رنگرزی: حمام رنگ را آ ماده كرده و كلاف های شسته و دندانه شده را به حمام رنگ وارد می كنند. دمای حمام را به تدریج به جوش رسانده و به مدت یك ساعت كلاف ها در رنگ می جوشند و هر 5 دقیقه كلاف را با چوب همزن در رنگ غوطه می دهند. بر اثر تبخیر حجم محلول رنگ كم می شود، بنا براین با اضافه كردن مقداری آب جوش محلول را همواره در 20 تا 30 برابر وزن كلاف نگه می دارند.

پس از اتمام زمان ( یك ساعت )، جوشاندن را متوقف كرده و می گذارند تا حمام رنگ به مرور سرد شود سپس كلاف ها را خارج كرده، اول با آب نیمه گرم و سپس با آب معمولی و سرد شسته و آبگیری می كنند و در مجاورت هوای خشك قرار می دهند.

ثبات رنگ

بنابه تعریف ثبات رنگی یک رنگینه عبارتست از: مقاومت رنگی خامه قالی رنگرزی شده در مقابل عوامل مختلف چون شستشو، نور، سایش و حلال های شیمیایی که در طول عمر مفید خود با آن مواجه می شود. هنگامی که یک خامة قالی رنگ شده در معرض عوامل مذکور قرار می گیرد، یک یا چند تغییر ممکن است، اتفاق افتد. از نقطه نظر کالای رنگرزی شده به تنهایی ممکن است اختلاف در عمق رنگی، در فام رنگی و یا در شفافیت صورت پذیرد. علاوه بر این تحت شرایط مشخص مثلاً شستشو، بخش های سفید کالا ممکن است رنگی شده و بخش های رنگی نیز به دلیل مهاجرت رنگینه از نقاط دیگر به آنها دارای رنگ جدیدی گردند. این پدیده تحت عنوان لکه گذاری شناخته می شود. لذا ثبات رنگ خامه فرش دستباف به مقاومت این قبیل تغییرات تحت شرایط مشخص شناخته می شود.

اکثر رنگینه های طبیعی دارای ثبات نوری از ضعیف تا متوسط هستند و این در حالی است که رنگینه های شیمیایی دارای محدوده وسیعی از ثبات ها یعنی از ضعیف تا عالی می باشند.

ثبات نوری یک خامه رنگرزی شده به عوامل داخلی چون ساختار شیمیایی رنگینه، حالت فیزیکی رنگینه، غلظت رنگینه، ماهیت خامه رنگرزی شده و خلاصه نوع دندانه مورد استفاده بستگی دارد.

ساختار شیمیایی یک مولکول رنگینه به دو بخش تقسیم می شود: بخش اصلی یا کروموفور رنگینه که رنگین بودن ملکول رنگینه به آن بستگی دارد و بخش دوم که خصلت کاربردی و یونی بودن رنگینه را باعث می گردد که به عنوان گروه های آکسوکروم شناخته می شوند. به طور کلی کروموفور و بخش اصلی رنگینه ثبات نوری یک رنگینه را تعیین می کند و گروههای آکسوکروم بمراتب اثرات کمتری را در این مهم ایفا می نمایند. آنالیز مواد رنگزای طبیعی فهرست شده در کتاب مرجع رنگ نشان می دهد که تقریباً 50 درصد از کل مواد رنگزای طبیعی از خانواده فلاونوئیدها بوده و مابقی از خانواده آنتراکینون، نفتوکینون و ایندیگوئیدها می باشند. ترکیبات فلاونوئیدها دارای ثبات نوری بالایی بوده ولیکن رنگینه های آنتراکینون و ایندیگوئیدها دارای ثبات های نوری عالی هستند. البته قابل ذکر است که ثبات نوری رنگینه های آنتراکینون با افزایش استخلاف گروه های هیدروکسیل در ملکول رنگینه کاهش می یابد. همچنین بزرگی ساختار می تواند ثبات نوری را بهبود بخشد.

حالت فیزیکی رنگینه معمولاً مهتر از ساختار شیمیایی می باشد و به طور کلی هر چه تجمع ملکولی رنگینه در لیف بیشتر باشد، ثبات نوری رنگینه بیشتر است. در مطالعاتی که Cox - Crews در سال 1987 روی سرعت رنگ پدیدگی بعضی از رنگینه های طبیعی انجام داد مشخص گردید که سرعت رنگ پریدگی روناس و اسپرک دندانه داده شده با فلزات آلومینیوم و قلع مشابه بیشتر رنگینه های شیمیایی در ابتدا زیاد ولی بعد از مدتی با شیب کمتر به صورت ثابت ادامه دارد. همچنین مشاهده شد که سرعت رنگ پریدگی ایندیگو و قرمزدانه دندانه داده شده با فلزات آلومینیوم و قلع با سرعت ثابت اتفاق می افتد.

ثبات نوری خامه فرش دستباف رنگرزی شده معمولاً با افزایش غلظت رنگینه در لیف افزایش می یابد.

ساختار شیمیایی و پارامترهای فیزیکی لیف می تواند روی ثبات نوری خامه رنگرزی شده تأثیر گذار باشد. به عنوان مثال کومینگ و همکارانشان رنگ پریدگی روی الیاف پنبه را به اکسید شدن سلولز نسبت می دهند، در حالی که الیاف پروتئینی مثل پشم، کرک و ابریشم خاصیت احیائی دارند.

نیل (ایندیگو) روی پشم نسبت به پنبه دارای ثبات نوری بیشتری است در حالی که روناس رفتاری برعکس دارد.

ثبات نوری رنگینه های دندانه ای همچنین به نوع دندانه و روش دندانه دادن بستگی دارد. زیرا در هنگام دندانه دادن کمپلکس های متفاوتی با انواع دندانه ها ممکن است تشکیل شود که اینها از نظر مقاومت نسبت به نور با یکدیگر متفاوت هستند. همچنین خود فلز می تواند اثرات کاتالیزوزی مثبت یا منفی روی تخریب نوری رنگینه داشته باشد. در مطالعاتی که Cox - Crews روی 18 نوع رنگینه زرد طبیعی انجام داد مشخص گردید که تاثیر دندانه حتی از ساختار خود رنگینه روی ثبات نوری مهم تر است. همچنین او نتیجه گرفت که تغییرات رنگی (رنگ پریدگی) نمونه های پشمی رنگرزی شده و دندانه شده با فلزات قلع و آلومینیوم نسبت به فلزات مس، کروم و آهن خیلی بیشتر است.

عوامل خارجی همچون منبع نوری، شدت نور، دما، رطوبت و آلودگی محیط نیز می تواند روی رنگ پدیدگی یک کالای رنگرزی شده مؤثر باشد.

ماهیت نور تابیده شده و نوع منبع نوری عامل خیلی مهم در رنگ پدیدگی می باشد. رنگینه های بی ثبات با تابش نور مرئی کم رنگ می شوند در حالی که رنگینه های با ثبات نوری بالا تحت تابش اشعه ماورای بنفش رنگ خود را از دست می دهند. اشعه ماورای بنفش فاکتور بسیار مهم در رنگ پدیدگی بوده که تأثیر آن روی رنگینه های زرد و نارنجی بیشتر است.

تحت شرایط عادی تابش نور، دما و رطوبت هر دو می توانند روی سرعت رنگ پدیدگی کالای نساجی (خامه فرش دستباف) تأثیر داشته باشند. به عنوان مثال کاهش درصد رطوبت از 65 به 25 باعث کاهش شدید در رنگ پریدگی می گردد.

آلودگی محیط چون حضور دی اکسید گوگرد و اکسیدهای نیتروژن و ازون در هوا می توانند با رنگینه ها حتی در غیاب نور واکنش دهند.

حضور بعضی مواد کمکی در لیف که هنگام رنگرزی یا قبل و بعد از رنگرزی روی خامه فرش آورده شده اند ممکن است روی رنگ پریدگی موثر باشند. به طوریکه وجود موادی چون نشاسته فرآیند رنگ پریدگی را تشدید میکند. و بالعکس عملیات بعدی ابریشم با اسید تانیک خواص ثباتی بعضی از رنگینه های طبیعی را بهبود می بخشد.

در مطالعاتی که Cristea و همکارش به منظور بهبود ثبات نوری رنگینه های طبیعی روی پنبه انجام دادند مشخص شد که استفاده از ویتامین C و اسید گالیک که به عنوان مواد آنتی اکسیدان و جاذب اشعه ماورای بنفش هستند می توانند ثبات نوری رنگینه های روناس، اسپرک و وسمه را بهبود بخشند.

|+| نوشته شده در  87/06/06  ساعت 15:18  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: رنگرزی سنتی  | 

گلیم عنبران هنر سرزمین تالش

گلیم عنبران یکی از زیباترین هنرهای بشری است که از پیشینیان به یادگار مانده و کانون این هنر دیرین جزیره تالش نشین عنبران در استان اردبیل می باشد گلیم عنبرانکه با گذر تولیدات آن از مرزهای کشور نامی شایسته در اقصی نقاط جهان بدست آورده است. ماده اولیه ی این محصول هنری پشم خالص اکریلیک و نخهای پنبه ای بوده که با دستان هنرمند زنان و دختران عنبرانی ضمن رعایت الزامات فنی، ذوق و خلاقیت هنری برگرفته از محیط اطراف را در خود منعکس می نماید. آنچه مهم است اینکه هنر مردمان تالش زبان، جنبه ای کاملاً خود جوش داشته و از مرحله ی تهیه ی مواد اولیه، بافت تا فروش کاملا به صورت سنتی انجام می گیرد که جذابیت آنرا در عصر صنعت و رایانه دو چندان می نماید؛ تا جایی که در کنار خیابانها و جاده های آستارا به تالش شاهد نمایش زیبای این دستبافته های هنری هستیم.

انواع گلیم عنبران:

مسند: این نوع گلیم در اندازه های 1 متر در 2 متر و 100 سانتی متر در 50 سانتی متر بافته می شوند که نوع بزرگتر آن برای روفرشی، رومبلی و نیز تزیین اتاق کاربرد داشته و اندازه ی کوچکتر آن برای جانمازی و نیز روی صندلی یا رومیزی به کار میرود. ویژگی متمایز انواع فوق، داشتن دیدی دو طرفه می باشد که برخلاف فرش و تابلو فرش، هنگام آویختن در هر جایی پشت و روی آن معلوم نشده و زیبایی هایش از هر دو سو قابل رویت است. همین ویژگی منحصر به فرد توجه اساتید فن را به سوی مسند عنبران جلب نموده و تحقیقات زیادی بر روی این محصول هنری انجام گرفته است.

مفرش: در روزگاران گذشته که کوچ یکی از ضروریات زندگی انسان به شمار میرفت برای بسته بندی لحاف و تشک و نیز سایر اثاثیه ی منزل، مفرشهایی بافته میشد که کمک بسیاری به جریان حمل اثاث می نمود. به جهت تغییرات شیوه زندگی این محصول از گردونه ی تولید خارج شده اما ماندگاران گذشته با علاقمندی و شوق تمام به یادگاری نزد اهل عنبران مورد احترام و عزت هستند.

در حال حاضر گلیم های عنبران به شکل محصولاتی نظیر زیر تلفنی، کیف دخترانه، وسایل آشپزخانه، دستیگره ی آشپزخانه، دمکش برنج، جای سیخ و جامدادی هم تولید می شوند.

ویژگی های خاص گلیم عنبران:

سادگی: در دنیای پر تلاطم امروزی که پیچیدگی های فراوانی بر زندگی مردم مستولی شده، سادگی آن هم مبتنی بر اصالت وطنی جذابیت های زیادی را برای گلیم عنبران قلم زده است.

ارزانی: هنرمندان کم توقع و عاشق هنر اصیل آباء و اجدادی خود، گلیم عنبران را با قیمتی ارزان به بازار مصرف عرضه می دارند که تولید خانگی و داشتن حالت سرگرمی، هرگونه هزینه ی بالا سری را از این محصول مبرا ساخته و مشتری می تواند با هزینه ای مورد قبول به این بافته ی هنرمندان عنبران دست یافته و زینت بخش خانه ی خود باشند.

زیبایی: ترکیب رنگ های نشأت گرفته از طبیعت زیبای عنبران، دلربایی خاصی را به زمینه های گلیم عنبران بخشیده. گاه گل های وحشی کوه های تالش، هستل و سبلان و زمانی دیگر سبزه ها و درختان باغ های این باغشهر را به نمایش گذاشته؛ گهگاهی حیوانات اهلی و وحشی را به تصویر کشیده و سنتهای زندگی تالش را یادآور می شود.

بومی بودن و خودکفایی: استقلال زیباترین و خوشایندترین کلمه ایست که هر ایرانی آرزوی دست یابی به آن را در دل داشته و خودکفایی و عدم وابستگی، دروازه ی رسیدن به این آرزوست گلیم عنبران به عنوان کالایی با ارزش و جهان پسند می تواند بدون کوچکترین وابستگی به خارج در مقابل غول بیکاری قد علم کرده و ادامه ی حیات دهد.

ترکیب عاطفه و هنر: زنان هنرمند عنبران ضمن اشتغال به این کار، وظیفه ی مادری را نیز به عهده دارند که هنگام بافت گلیم و مسند، زمزمه هایی از محبت را به زبان زیبای تالشی به نو باوگان خود عرضه میدارند. زیباترین جلوه ی این شکوه هنگامیست که مادر، با دستان خود گلیم بافته و با پاهایش گهواره ی بچه را تکان داده و لالایی های تالشی را بر زبان جاری می سازد.

|+| نوشته شده در  87/06/05  ساعت 14:53  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: فرش و دستبافته ها  | 

دنیای رنگ‌ها

از کهن‌ترین ایام، توجه انسان به رنگ از مهمترین مسائل زندگی و فکری بشر بوده است. چرا که انسان از زمان به‌کارگیری رنگ بر پیکره و اندام خویش و دیگر ادوات و وسایل زندگی متوجه شدالیاف رنگ شده که می‌تواند از طریق رنگ‌ها جان دوباره‌ای به پیرامون اطراف خود ببخشد و برای رسیدن به این اهداف با تعمق و کنکاش و بررسی عمیق، هر روزه یافته‌های ذهنی و فکری خود را یادداشت می‌نمود و با به‌کارگیری این یافته‌ها زمینه پیدایش علم رنگ و رنگ‌شناسی پدید آمد که دانش رنگ به علت مشاهدات دقیق و استنادبه استدلال‌های عقلی و تمرینات فکری و با آزمایش‌های مختلف رونق و اعتبار گرفت که ارزش اساسی این اعتبار مدیون تفکرات و نظریه ارسطو می‌باشد که وی را پدر علم رنگ‌شناسی می‌نامند. روند تکامل نگرش رنگ حسب نظریه ارسطو قرن‌ها ادامه داشت تا اینکه در سال 1676 میلادی با تحول علم فیزیک توسط نیوتن نظریه جدیدی پایه‌گذاری شد که وی توانست اجزای نور سفید خورشید را به رشته‌هایی از رنگ تجزیه نماید و آن را طیف نامید که از آن هفت رنگ حاصل می‌گردید. امروزه دانش نوین رنگ با بیان این مطلب که اگر نور خورشید شامل فقط یک نوع اشعه بود در دنیا یک رنگ وجود داشت در صورتی که هر شی‌ای اشعه‌های رنگ خودش را در مقایسه با دیگر اشیا به‌طور گسترده انعکاس می‌دهد که این وفور نور انعکاس یافته باعث شناخت رنگ آن شی می‌گردد.

دسته‌بندی‌رنگها

رنگ‌ها به دو دسته قابل تقسیم می‌باشند:

  1. اول رنگ‌های اصلی که شامل قرمز، آبی و زرد هستند.
  2. دسته دوم رنگ‌های ثانوی یا میانگین یا ترکیبی هستند که با عمل ترکیب می‌توان انواع آنها را تولید نمود. رنگ‌ها هرچه بیشتر با هم ترکیب شوند به همان نسبت میزان ناخالصی آنها افزون‌تر و با شدت کمتری بروز می‌کنند. با توجه به دانش امروزی بر اثر تابش نور سفید خورشید به هر جسم و یا ماده با توجه به نوع ساختمان و جنسیت ماده و نیز حالت سطح آن پدیده‌ای روی می‌دهد که بازتاب آن به سه حالت ذیل قابل شرح خواهد بود؛

2.1.    اگر تمامی پرتوهای تابیده شده پخش گردد در این حالت جسم سفید به نظر می‌رسد.

2.2.    اگر تمام پرتوها جذب شوند در این حالت جسم سیاه به نظر می‌رسد.

2.3.    اگر قسمتی از پرتوها به‌طور انتخابی جذب شوند و قسمت دیگر پخش گردند در این حالت جسم رنگی به نظر می‌رسد.

خانواده رنگ‌ها هم به سه دسته تقسیم می‌شوند:

  1. رنگ‌هایی که از خانواده قرمز هستند به رنگ‌های گرم معروفند.
  2. رنگ‌هایی که از خانواده آبی هستند به رنگ‌های سرد معروفند.
  3. رنگ‌هایی که از ترکیب قرمز و آبی و یا از انواع خاکستری و سیاه و سفید به‌وجود می‌آیند به رنگ‌های خنثی معروفند.

رنگ‌ها کلا به دو گروه تقسیم می‌شوند:

1.       ‌رنگ‌های طبیعی که با استفاده از رنگدانه‌های طبیعی پدید می‌آیند به سه دسته قابل تقسیم می‌باشند.

1.1.    رنگ‌های گیاهی

1.2.    رنگ‌های حیوانی

1.3.    رنگ‌های معدنی

2.       ‌رنگ‌های شیمیایی یا مصنوعی: حدود صد سال پیش دانشمندی به نام پرکین اولین رنگ‌ مصنوعی را از تقطیر ذغال سنگ به دست آورد که بعدها با تنوع و گسترش تولیدات رنگ مصنوعی این رنگ‌ها جای خود را در بازار مصرف باز کردند و انواع مختلف دارند.

  • منبع: آفتاب (به نقل از روزنامه ی رسالت - شمس‌الله قبادی)
|+| نوشته شده در  87/06/04  ساعت 14:51  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: مقالات، کتب و نشریات  | 

سیستم رنگ استاندارد فرش (Chromatone)

اطلس رنگ کروماتون (Chromatone) بهترین راهکار برای تولید کنندگان فرش به منظور ایجاد رنگبندی های متفاوت و متنوع می باشد. نمونه ی اطلس رنگ کروماتوناین مجموعه به عنوان یک استاندارد بین المللی، به طور مشخص برای صنعت فرش تهیه شده است. این مجموعه شامل 1080 سطح مقطع نخ (Pom) است که به صورتی آشنا و ملموس برای تمامی تهیه کنندگان فرش، رنگرزی شده است. هر Pom دارای کد رنگی مخصوص به منظور شناسایی و سفارش آن رنگ می باشد. این کدهای رنگی 6 رقمی، زبان بین المللی مشترکی را میان تولید کنندگان، مشتریان و مصرف کنندگان به وجود می آورد.اطلس رنگ کروماتون با پیاده شدن بر روی سطوح مقطع نخ ها، اثرات رنگ را علاوه بر سطح دسته نخ در عمق آن نیز نشان می دهد. سیستم رنگی کروماتون بر مبنای سه رنگ اصلی قرمز، زرد و آبی است که رنگ های میانی از آنها به دست می آید. سیستم مرجع کروماتوگرافی (اطلس) دارای 1080 رنگ می باشد که به صورت سیستماتیک به 45 فام رنگی با 24 سطح رنگی پایه تقسیم بندی می گردد. رنگ های موجود در اطلس رنگ کروماتون به طور عملی قابل تشخیص توسط چشم انسان بوده و می توانند در طراحی و تولید به کار روند.

لازم به ذکر است که این اطلس رنگی در ایران توسط شرکت بوریا از انگلستان وارد شده و توزیع می گردد؛ همچنین کدهای رنگی کروماتون توسط نرم افزار طراحی بوریا – که برای طراحی فرش به کار می رود – پشتیبانی می گردد.

|+| نوشته شده در  87/06/03  ساعت 21:32  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: رنگ و رنگبندی در فرش  | 

هفدهمین نمایشگاه فرش دستباف ایران

سفر از قزوين به تهران به منظور عكاسي كه اين روزها تبديل به يك عادت شده است برايم كمي عادي شده.اما يك سال منتظر روز افتتاحيه نمايشگاه فرش بودم تا بتونم از افتتاحيه عكاسي كنم اما عجله بيش از حد براي به موقع رسيدن عكسها به دفتر نشريه كم مونده بود به قيمت جونم تموم بشه به هر حال اون حادثه خطرناك در اتوبان و زيبايي بيش از حد نمايشگاه كه مرا بيش از اندازه در نمايشگاه نگه داشت دلايلي بود كه نتونستم به موقع برسم شايد قسمت اين بود تا زير عكسها نام وبلاگ www.rang84.blogfa.com بياد و بالاخره شروعي باشه براي گذاشتن عكسهايم درباره فرش كه از مدتها پيش قرار بود اين كار انجام بشه.

اسم بخش عكسها رو با اجازه دوستان ميذارم الوان.

­­
|+| نوشته شده در  87/06/03  ساعت 12:5  | توسط محسن زین العابدینی  | موضوع: الوان (بخش تصاویر)  | 

معرفی رشته ی کارشناسی فرش

تا چندي پيش در ايران به هنر بسيار ظريف و زيبا ي فرش تنها به صورت يک حرفه نگاه مي شد; هنري که نسل به نسل به صورت سنتي و استاد- شاگردي منتقل مي گرديد. به عبارت ديگر کمتر کسي در اين زمينه مطالعه، تحقيق و پژوهش انجام داده بود و يک مرکز دانشگاهي براي آموزش، حفظ و حراست و پيشرفت اين هنر اصيل ايراني و سرمايه ملي وجود نداشت. اما خوشبختانه در دهه هفتاد به همت وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، رشته کارشناسي فرش در برخي از دانشکده هاي هنر مراکز آموزش عالي ارائه گرديد; رشته اي که مي تواند موجب رشد و اعتلاي هنر و صنعت فرش کشورمان گردد. در اين رشته دانشجو درباره تاريخچه فرش، جامعه شناسي فرش، انواع بافت، ابزار بافت، طراحي، رنگ و الياف فرش اطلاعات لازم را به دست مي آورد. براي مثال، در فرش دستي سه نوع الياف طبيعي پشم، ابريشم و نخ به کار مي رود که دانشجوي کارشناسي فرش، با اين الياف و نحوه تکنولوژي هر يک از آنها به صورت علمي آشنا مي شود; يعني ريسندگي و رنگرزي اين الياف را مي آموزد. همچنين دانشجوي اين رشته با فرش هاي مناطق مختلف جغرافياي ايران که از نظر الياف، بافت، طرح و رنگ متفاوت است، آشنا مي گردد. البته لازمه کسب اين دانش، اطلاع از جامعه شناسي نقاط مختلف ايران است. براي مثال، در قالي کاشان بيشتر از رنگ هاي قرمز و سرمه اي استفاده مي شود. اما در قالي تبريز رنگ هاي بژ، کرم ومسي کاربرد دارد و اين تفاوت رنگ به دليل تفاوت محيطي و جغرافيايي شهرها و مناطق ياد شده است.

در کل رشته کارشناسي فرش داراي پنج گرايش مرمت و تکميل، طراحي، رنگرزي بافت و ساير زير انداز ها است، که گرايش مرمت و تکميل بيشتر به تکنولوژي فرش مي پردازد; يعني دانشجو با الياف، رنگ، رنگرزي شيميايي و سنتي، انواع بافت، دارکشي فرش، انواع گره ( که نماد فرش است)، نحوه حفظ کيفيت و ابعاد فرش و مرمت فرش آشنا مي شود و در گرايش  طراحي، دانشجو درباره انواع مختلف نقش هاي قالي هاي ايراني اطلاعات گسترده تري به دست مي آورد و درباره طراحي قالي و تا حدودي گليم آموزش مي بيند. در گرايش رنگرزي دانشجو با نحوه رنگرزي شيميايي و سنتي آشنا مي شود و در زمينه شيمي تجزبه، تکنولوژي رنگ و شيمي و تکنولوژي مواد رنگرزي اطلاعاتي به دست مي آورد. در گرايش بافت نيز دانشجو به طور تخصصي تر به بافت قالي مي پردازد و انواع گره ها و بافت  قالي را آموزش مي بيند. در گرايش ساير زير اندازها نيز دانشجو بافت گليم، سوماک، زيلو، گبه و ساير زيرانداز ها را آموزش مي بيند و با نحوه مرمت گليم، جغرافيا و نقوش نمادهاي گليم و ساير زيراندازهاي سنتي ايران آشنا مي شود.

توانايي هاي لازم :

دانشجوي اين رشته بايد فردي خلاق، نوآور و علاقه مند به هنر و صنعت فرش باشد. دانشجويي که بدون هدف رشته کارشناسي فرش را انتخاب کرده باشد، پس از فارغ التحصيلي جايگاهي در صنعت فرش نخواهد داشت، در نقطه مقابل نيز دانشجوياني هستند که با علاقه و پشتکار بسيار به اين رشته آمده اند و به دنبال آموزش و بهبود کيفيت هنر فرش هستند و قدم هاي موثري نيز در اين زمينه برداشته اند.همچنين کارشناس فرش بايد از تاريخ هنرهاي دستي و بومي، بخصوص هنر فرش بافي آگاهي داشته باشد وبه ياري ذوق هنري، طرح هايي ارائه دهد که هم از اصالت بومي و هم از نوآوري برخوردار باشد.

 موقعيت شغلي در ايران :

در کشور ما، هيچ کالايي از نظر ارزش افزوده مشابه فرش نيست. زيرا از يک سو، مواد اوليه فرش در ايران تهيه مي شود و از سوي ديگر، فرش دست بافت ايراني در بازارهاي جهاني داراي ارزش مادي بسيار زيادي است.
به همين دليل در حال حاضر، بسياري از مراکز خصوصي و دولتي هستند که به دنبال فارغ التحصيلان اين رشته مي گردند که در زمينه طرح، رنگ و بافت مهارت و خلاقيت داشته باشند. عده اي از فارغ التحصيلان نيز به عنوان مشاور بازرگانان فرش فعاليت مي کنند يا خودشان در زمينه توليد فرش يا صادرات فرش سرمايه گذاري کرده و در اين زمينه فعاليت مي کنند و بالاخره تعداد قابل توجهي نيز اين هنر را در مراکز کار و دانش آموزش مي دهند.

درس هاي اين رشته در طول تحصيل :

دروس مشترک در گرايش هاي مختلف فرش :

شيمي عمومي، هندسه نقوش در هنرهاي سنتي ايران، هنر در تمدن اسلامي، آشنايي باهنر در تاريخ، کارگاه طراحي پايه، تاريخ فرش، عکاسي، جامعه شناسي فرش، آشنايي با هنرهاي سنتي ايران، کارگاه بافت قالي، شناخت و ارزيابي فرش دست بافت، اصول رنگرزي، کارگاه طراحي سنتي، آشنايي با مواد اوليه و ابزار، کارگاه مرمت و نگهداري قالي، کنترل کيفي استانداردهاي فرش، پژوهش در فرش ايران، جغرافياي فرش، سير تحول و تطور نقوش و نمادها در هنرهاي سنتي، علوم الياف، ريسندگي، زيبايي شناسي فرش ايران، اقتصاد فرش ايران.

دروس تخصصي گرايش طراحي :

کارگاه طراحي گليم و ساير زيراندازها، بررسي طرح ها و نقوش قالي ايران، کارگاه طراحي قالي، کارگاه نگارگري، کارگاه رنگ و نقطه، شناخت انواع مختلف نقوش قالي هاي ايراني .

دروس تخصصي گرايش مرمت و تکميل :

آشنايي با اصول غبارگيري و شستشوي فرش، بررسي طرح ها و نقوش قالي ايران، کارگاه بافت گليم، کارگاه بافت قالي، مرمت و نگهداري گليم و ساير زيراندازها، مرمت قالي، شناخت مواد ويژه مرمت قالي، کارگاه رنگرزي سنتي، کارگاه رنگرزي شيميايي

دروس تخصصي گرايش رنگرزي:

کارگاه رنگرزي سنتي، کارگاه رنگرزي شيمايي، شيمي تجزيه و آزمايشگاه، شيمي و تکنولوژي مواد رنگرزي و آزمايشگاه تکنولوژي رنگ، فيزيک الياف و آزمايشگاه.

دروس تخصصي گرايش ساير زيراندازها:

کارگاه بافت گليم، کارگاه بافت سوماک، کارگاه بافت زيلو، کارگاه بافت گليم هاي يک رو، کارگاه بافت گبه  و ساير قالي هاي ايلياتي، کارگاه بافت طراحي گليم و ساير زيراندازها، کارگاه مرمت و تکميل انواع گليم و ساير زيراندازها، جغرافياي گليم و ساير زيراندازها، بررسي نقوش ونمادها در گليم و ساير زيراندازهاي سنتي ايران، پژوهش در نقش و رنگ گليم و ساير زيراندازهاي ايران.

 

|+| نوشته شده در  87/06/02  ساعت 16:28  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: متفرقه  | 

درد دل گزارشی نمایشگاه هفدهم فرش دستباف

بیشتر از 13 ، 14 دوره ی نمایشگاه فرش دستباف تهران رو به خاطر میارم، البته دوره های اول چون سن و سال کمی داشتم خانواده ام من رو با خودشون می بردند و  چیز زیادی از اون دوره ها یادم نیست؛ ولی بعد از چند دوره به مرور، رفتن به نمایشگاه فرش دستباف تهران به یک برنامه ی عادی سالیانه در تقویم شخصیم تبدیل شد. هفدهمین نمایشگاه فرش دستباف ایراننمایشگاهی  که در گذشته بین المللی بود و با هدف معرفی فرش ایرانی به جهان برپا شده بود که واقعاً هم موفق بود, این موفقیت از استقبال فروشندگان و مشتریان خارجی به خوبی مشخص بود. اما چند سالیه که نمایشگاه، داخلی شده و دیگه از اون خارجی هایی که برای هنر ما ، نسبتاً بیشتر از خود ما ارزش میگذارند خبر چندانی نیست. البته در این مطلب قصد نقد یا به زیر سؤال بردن نمایشگاه رو ندارم، چون وجود همین نمایشگاه داخلی فرش دستباف هم در این وانفسای گرایش به کفپوش های ماشینی غنیمته.

از این مسائل که بگذریم، چیزی که امسال زیاد به چشم می خورد، عرضه ی گلیم به میزان فراوان بود. همون طور که میدونید در بازارهای بین المللی کفپوش ها امروزه بعد از فرش ماشینی، بیشترین میزان فروش مربوط به گلیمه که چند دلیل داره؛ یکی این که نسبت به قالی قیمتش کمتره، در ضمن گرایش به طرح ها و نقوش شکسته در غرب زیاد شده و دکوراسیون های داخلی بر مبنای همین نوع نقوش و با توجه به هنرهای اصیل چیده میشه. به غیر از گلیم، فروش گبه هم نسبت به گذشته در جهان بیشتر شده که دلایل اون هم مشابه با دلایلیه که برای گلیم گفته شد. نمایشگاه امسال هم پر بود از گبه با طرح و رنگ های متنوع. مسئله ی قابل توجه در نمایشگاه امسال این بود که تولید کننده ها بالاخره از سلیقه ی روز دنیا با خبر شدن و راضی شدن که تولیداتشون رو در زمینه ی قالی با پشم های خود رنگ افزایش بدن؛ همین طور طرح ها با رنگ های محدود و نزدیک به هم، افزایش پیدا کرده بود. از اون گذشته فرش های نو با ظاهر کهنه (کهنه نما) هم یه بخشی از نمایشگاه رو به خودشون اختصاص داده بودن. البته امیدوارم گرایش به تولید قالی های خود رنگ یا با رنگ های محدود و یا کهنه نما خیلی زیاد نشه و در حدی که کفایت کنه باقی بمونه، چون این نوع از قالی ها یه کم با ذائقه ی ایرانی غریبه است و شخصاً دوست ندارم که فرهنگ و فلسفه ی پست مدرنیسم در تار و پود فرش ایرانی هم رسوخ کنه؛ باز هم تأکید میکنم که این نوع از تولیدات برای جذب بازارهای خارجی و معدود مشتریان داخلی لازم و ضروریه ولی تولید و ارائه ی داخلی بیش از حد اون باعث تغییر تدریجی سلیقه ی ایرانی میشه؛ پس بگذاریم که این کالای فرهنگی، همچنان فرهنگ ایرانی رو با رنگ های بی بدیلش کف خونه هامون پهن کنه.

از نکات جالب نمایشگاه امسال، انبوه تولیدات ابریشمی نفیسه که نمیدونم با این گرونی، حذف تدریجی سوبسیدها (یارانه ها)، تورم اساسی و بالتبع کاهش خریدار، آیا به صرف تولید کننده ها هست یا نه؟! البته خبر دارم که پارسال یه مشتری ایرانی مقیم آمریکا اومد یه قالیچه ی ابریشمی 4 میلیون تومنی برای جلوی لونه ی سگش خرید، تا کرد، گذاشت تو چمدونش و رفت؛ اگر هنوز هم از این مشتریای  - واقعاً نمیدونم بگم خوش ذوق یا بی ذوق – پولدار پیدا بشه خوب حتماً میصرفه که ببافن.

اما صحبت اصلی و پایانی... چند سال پیش بود که رنگ های شیمیایی جدید اومدن و خودشون رو قاطی یه هنر اصیل کردن و یکی از نقاط قوت فرش ایرانی دچار تزلزل شد. طوری شده بود که دیگه موقع خرید کسی در مورد ذات رنگ به کار رفته در قالی ها از فروشنده سؤال نمی کرد؛ اما دوباره یه مدتیه که استفاده از رنگ طبیعی در تولید فرش تبدیل به یک ارزش شده و در تبلیغات فروشنده ها هم عباراتی نظیر رنگ 100% گیاهی، رنگ های طبیعی و مشابه این زیاد دیده میشه. البته بعضی ها هم این وسط زیر آبی میرن و از دانش کم خریدار سوء استفاده میکنن و با دلایل عجیب و غریب ثابت میکنن که رنگ فرش هاشون طبیعیه، در حالی که اگه کمی دقت کنیم میبینیم که رنگه داره فارسی رو با لهجه ی آلمانی حرف میزنه. به هر حال این وظیفه ی دوستان دانشجوی شاغل به تحصیل در رشته ی فرش و نساجی با گرایش رنگرزی هست که روش های رنگرزی سنتی رو به قدری بهبود ببخشن که استفاده از رنگ های طبیعی کم هزینه تر بشه تا تولید کننده ها هم راغب به استفاده از این نوع رنگ ها باشن.

|+| نوشته شده در  87/06/01  ساعت 23:41  | توسط سید جواد حسینی  | موضوع: همایش، جشنواره و نمایشگاه ها  | 

 
فهرست عناوین مطالب

نوشته های پیشین