تصویر روبرو مربوط به یک نقاشی است که یک هنرمند کشمیری را در حال چاپ روی پارچه به روشی شبیه چاپ کلاقه ای نشان میدهد که ظاهراً برای تولید پارچه های چیت به کار می رفته است. توضیحات این نقاشی به صورت تقریبی و تا جایی که قابل خواندن بود به شرح زیر می باشد... (به جای کلماتی که خوانا نبود ستاره قرار داده شده است)
تصویر بالا
تشبیه چیت ساز و اسباب چیت سازی بنوشته مي آید چیت با جهات درشت یا منبت ساز (جهت یا جهات درشت)
گرفته با سن میلي که بر تخته گذاشته *** کج میکند شاگرد که گچ و صمغ زرد آلو را آب کرده در میان تقاره سفالی گذاشته
توری موي بطور لیقه در آن انداخته با *** (این کلمه احتمالاً همان مهری که در دست هنرمند و شاگردش است می باشد) که در دست دارد با هم دیگر عمل (یا حل) میارد
تصویر پایین
چپ بالا: چیت تیار شده بر چوب سبب خشک شدن انداخته
ظرف که درون آن *** *** *** ***
لگن که درون ان گچ (یا کلخ) و صمغ (یا صبغ) زرد الو عمل (یا حل) کرده
کند صمغ زرد الو ***
کلمه عمل کرده شد در گذشته نه چندان دور برای خوب مخلوط شدن دو ماده مانند آب و آرد به کار برده میشده در اینجا به نظر می آید منظور آن است که رنگ که شاگرد درست کرده بعد از مدتی خوب مخلوط شده و ادامه ی جمله... حتی امکان دارد مل کرده باشد و معنای کلمه ی مل یعنی پر کردن
چپ پایین: خم نیل که در گچ کرده ** رنگ نیل مي دهند
سنگ *** دسته (نوشته های گوشه ی تصویر نامشخص و ناقص است)
راست بالا: گرد *** *** که در یک قرع مسی رنگ جوش میدهند
چیت *** تیار بر *** گذاشته
راست پایین: موي
کند گچ
کند گچ
حال اگر بخواهیم ترجمه ی آن را به زبان ساده ی امروزی بنویسیم اینگونه می شود...
عکسی از یک چیت ساز و چگونگی چیت سازی
با لبه کاردکی که بر تخته گذاشته است *** ر ا کج میکند
شاگردش گچ و شیره ی زرد آلو را مخلوط کرده و در دیگی سفالی می ریزد
بعد که خوب این رنگ مخلوط شد رنگ را در دیگی مسی میجوشانند
بعد از آن پارچه را آویزان کرده تا خشک شود
و آنگاه آن را با میله ای به خمره ی رنگرزی می اندازند
ترجمه ی کلمات برای آنهایی که نمیدانند
چیت = نوعی پارچه
سن = لبه
میل = کاردک
صمغ یا صبغ = رنگ یا عصاره ی غلیظ
تقار = طقار یا دیگ کوچک یا طشت
میارد = می آورد
مل = پر کردن
با تشکر ویژه از General Parsaian برای توضیحات نسبتاً کاملی که در مورد این تصویر ارائه کردند، دوستانی که در مورد کتاب اصلی این نقاشی و همچنین مطالب نوشته شده در تصویر اطلاعاتی دارند لطفاً در بخش نظرات همین مطلب ما را یاری کنند.
برای مشاهده ی مقالات، روی عناوین آنها کلیک کنید...
تاریخچه ی رنگرزی در جهان (یاسمن چمن خورشید): تاریخ رنگرزی به طور دقیق مشخص نیست ولی «مرتضی راوندی» عقیده دارد انسانهای اولیه « پس از تهیه لباس، از خاک های رنگین یا عصاره گیاهان و میوه ها موادی به دست آوردند و جامه ها را با آن رنگ کردند و به این ترتیب لباس رنگی مخصوصی برای فرمانروایان درست شد و هنر رنگرزی نیز در خدمت بشر قرار گرفت.»
فرآیند رنگرزی ابریشم: ابریشم همیشه در فرم کلاف رنگ می شود و شیوه رنگرزی اش weighting process نامیده می شود.ابریشم به مقدار زیادی دارای نمکهای متالیک جاذب و دیگر اجزا (تانن،گلوکزو...)با خواصی ویژه می باشد، در حالی که این اجزا هیچ آسیبی به درخشندگی لیف نمی رسانند.
رنگرزی: یکی از عوامل موثردر ارتقای کیفیت قالی موضوع رنگرزی مواد اولیه آن است لذا ارایه مطالبی در رابطه با آموزش رنگرزی می تواند نقش موثری در ارتقای کیفیت و افزایش ارزش افزوده آن داشته باشد.
رنگرزی: موادی که در ایران برای رنگرزی بکار می رود توام با مهارت ها و شگردهای قدیمی است رنگرزی از عواملی است که در ساختمان و ترکیب کلی قالی ایران مهم بوده و در واقع اهمیت آن به اندازه پشم و بافت و طرح است.
رنگرزی پشم با مواد مازوجی: یکی از مهم ترین موارد رنگرزی با رنگ های طبیعی رنگرزی پشم با مواد مازوجی است ، اهمیت این موارد در چرمسازی نیز بسیار زیاد است.در پشم برای بدست آوردن زمینه های کدر و سیر همراه با دندانه آهن به کار می برند.
رنگرزی پشم: مواد رنگزای ری اکتیو بلحاظ ایجاد پیوند کوالانسی با عامل های آنیونی پشم و وزن مولکولی کم از ثبات شستشویی عالی و در عین حال فوق العاده شفاف هستند به همین دلیل این گروه به عروس مواد رنگزای شیمیایی مشهورند.
نگاهی به رنگرزی طبیعی از آغاز تاكنون: نقاشی رنگی بر روی دیوارها،۹ تا ۱۵ هزار سال قبل از میلاد در اسپانیا مشاهده شده است. این نقاشیها به وسیله رنگدانههای غیرآلی انجام شده و توانستهاند برای مدت بسیار طولانی دوام آورند.
كاربرد مواد رنگزا: اصطلاح رنگرزی تقریباً منحصر به صنایع نساجی می شود . رنگرزی به معنی رنگ كردن الیاف ، پارچه ، نخ ، و دیگر مواد نساجی می باشد كه هر كدام دارای كیفیتهای متفاوتی از یكنواختی و پایداری در برابر شستشو و در معرض محیط ممكن است میباشد.
قرمز دانه موجودی برای رنگرزی: رنگرزی طبیعی یکی از ارکان جا نشدنی هنر ایران زمین است و در این میان رنگ قرمز جایگاهی دیگر دارد این رنگ در فرشهای ایران زمین چونان ستاره ای می درخشد و شاید میتوان گفت جایگاهی ورای رنگهای دیگر برای خود دارد.
کوچکترین و در عین حال شفافترین مواد رنگزای اسیدی را گروه خود یکنواخت شده یا لولینگ تشکیل می دهند. عمده ترین ویژگیهای مواد رنگزای اسیدی یکنواخت شونده به شرح زیر است:
1. وزن مولکولی کمی دارند.
2. شفاف هستند.
3. عمده جذب و رمق کشی در دمای 55-40 درجه سانتیگراد انجام میگیرد.
4. از مهاجرت بالایی برخوردار بوده و با توجه به وزن مولکولی کم سریعاً به داخل لیف پشم نفوذ میکنند.
5. در دمای نزدیک به جوش بخشی از ماده رنگزا از لیف طرد گردیده و در نتیجه رنگرزی با این مواد نیاز به کنترل چندانی ندارد و وجه تسمیه نامگذاری این مواد رنگزا به همین خاطر است.
استفاده از مواد رنگزای اسیدی لولینگ به لحاظ ثبات بد شستشویی آنها برای رنگرزی خامه قالی به هیچ وجه توصیه نمی گردد. ولی متاسفانه اکثر کارگاه های رنگرزی بالاخص توسط افراد مبتدی از همین مواد برای رنگرزی خامه قالی استفاده می نمایند؛ رنگرزان دلیل استفاده از این مواد در کارگاه های رنگزری را سهولت رنگرزی با این مواد و عدم نیاز به کنترل آن می دانند. طرز تشخیص مواد رنگزای اسیدی لولینگ ذیلاً بیان شده است.
1. در دمای 50 -40 درجه بیشترین رمق کشی انجام میگرد.
2. در محیط اسیدی قوی (5/2-3 =PH ) جذب کامل شود.
3. در دمای جوش بخشی از ماده رنگزا طرد می گردد.
4. چنانچه کالای رنگ شده با مقداری کالای رنگ نشده در حمام قرار داده شود کالای رنگ نشده نیز کاملاً رنگی خواهد گردید!!!
استفاده از این گونه مواد رنگزا صرفاً برای مواقعی است که کالای مورد نظر بندرت شسته شود.
از ديرباز انسان از مواد مختلف موجود در طبيعت برای رنگرزی استفاده مي كرد.ابتدايي ترين رنگ برای بشر اوليه سياه و قرمز بوده است كه به دنبال اين شناخت ،انسان از خاك زرد به عنوان رنگ زرد و از خاك سرخ به عنوان رنگ سرخ و از زغال به عنوان رنگ سياه استفاده مي كرده است . پيشينه ی رنگ سازی در ايران قدمتی چند هزارساله دارد كه نقاشيهای ابنيه ی تاريخی و منسوجات به دست آمده از قديم گواه اين مدعاست . گذشته از آثار به جا مانده از دوران هخامنشی و ساسانی كه نشان دهنده ی مهارت ايرانيان در بافت و رنگرزی فرش و منسوجات مختلف است ، عصر صفويه اوج شكوفايی اين هنر در ايران است . 
رنگرزی در اين دوران شاد و متنوع بوده است .در برخی از مينياتورهای اين دوره قاليهايی با زمينة سبز يا زرد ديده مي شود كه نشان دهنده ی سابقه برخی از رنگ بندي های دوره ی صفوي ، مخصوصاً با زمينه ی زرد است كه البته امروزه هيچ پسنديده نيست ، زيرا متاسفانه در تاريخ معاصر ايران استفاده ازرنگهای تيره بيشتر شده است . اما با توجه به سوابق تاريخی و اين كه ملت ما بسيارشاد و اهل زندگی بوده است و با توجه به نقاشيها و نمونه های بازمانده از دوره ی صفوي ، در مي يابيم كه رنگ بندی قالی ايران مخصوصا از دوره ی صفوی به بعد تغييركرده و روز به روز تيره تر شده است . اقليم و پوشش گياهی ايران هم در تدارك رنگهای روشن كمك مي كرده است نه رنگهای تيره ، زيرا از مجموع گياهان رنگي ،تنها نيل كه در خوزستان كاشته مي شد، رنگ سرمه ای مي داد. رنگ سياه و قهوه اي تيره از آنجا كه با استفاده از دندانه های پوساننده تهيه مي شد، در قالی ايران چندان كاربردی نداشته است و اگر داشته در قاليهای پست بوده است . گياهان رنگی ايران همه رنگهای شاد ميدهند، حتی پوست گردو و حنا.
آشنايی با رنگدانه های گياهی و حيوانی بسته به قسمت رنگدار: قسمتهای رنگدار در گياهان مختلف ، متفاوت است . در بعضی از گياهان موادرنگی در ريشه ی آنها موجود است مانند روناس . در بعضی ديگر مواد رنگی در گل وجود دارد مثل اسپرك ، زعفران ، گندل و... برخی نيز در برگ آنها مانند نيل و توت و.... در برخی ديگر نيز در پوست ميوه ی آنهامانند انار، پياز و... و يا در پوست ساقه ی آنها موجود است مانند بلوط ، و برخی گياهان ،تمامی قسمتهای آنها رنگدار است بعنوان مثال تمامی قسمتهای سماق بخصوص ميوة آن دارای مواد رنگين است . همچنين از تمامی قسمتهای گزنه غير ريشه ی آن برای رنگرزی استفاده مي كنند.
«هانس ای دولف» در كتاب صنایع دستی كهن ایران بیان کرده است: «روناس در 3000 سال پیش از میلاد در درهﻯ سند در شهر «موهن جودارو» شناخته شده است و از آنجا نخست به خاورمیانه گسترش یافت.»1
در «تورات» و همچنین نوشته هایی كه از قبور فراعنه مصر به دست آمده است، مداركی در مورد رنگرزی با روناس وجود دارد. همچنین آثاری از رنگ قرمز حاصل از ریشه روناس در یکی از مقبره های مصری متعلق به 1400 سال پیش از میلاد مسیح یافت شده است. علاوه بر «تورات» در «بندهش» هم از این گیاه نام برده شده است؛ «هر چه را جامه به آن شاید رشتن ( یعنی رنگ کردن، ریسیدن، تافتن، تابیدن )، مانند سرکه و دار پرنیان و زردچوبه و روناس و نیل، رنگ خوانند.»2
در پاپیروس های مصری قرن سوم پیش از میلاد مسیح، نام این گیاه عنوان گردیده و در مورد آزمایشهای کنترل رنگ آن توضیحات زیادی آمده است. در یکی از پاپیروس های مصری در همین مورد مطلبی با این مضمون آمده است: «دانه هایی همراه با خمره ها. بوی نافذی دارد. دست های او با روناس به رنگ سرخ درآمده است، گویی که با خون آغشته شده است. مانند پرنده ای شکاری که خونین شده است، مانند اینکه گوشتش از زیر پوست نمایان شده است.»3
«دیوس کوریدس Dioscorides» ،فیزیکدان یونانی، آن را تولید کنندهﻯ رنگ قرمز دانسته است.«پلینی Pliny» ،طبیعیدان رومی، در این رابطه در کتاب «تاریخ طبیبعی» نوشته است: «دو گیاه دیگر هم وجود دارد... اولی روناس است، کاربرد آن برای رنگرزی پشم و چرم ضروری است. روناس ایتالیا با ارزش ترین آنهاست، مخصوصاً آنها که در حومهﻯ شهر می رویند؛ همچنین تقریباً در تمام شهرهای دیگر هم، به مقدار زیاد تولید می گردد. به صورت خودرو رشد می کند، ولی قابلیت کشت شدن هم دارند... ساقهﻯ آن خاردار و مفصل دار است، با پنج برگ که اطراف مفصل قرار گرفته اند. دانهﻯ آن قرمز است.»4
رنگرزان ایرانی و رومی آن را می شناختند؛ قبور یافت شده مربوط به قرون دوم و سوم میلادی در روم که در آنها پارچه های رنگ شده با نیل و روناس وجود داشتند، گواه همین مدعاست؛ ولی در دوره های بعدی و در زمان فرمانروایی رومیان استفاده از آن در اروپا از بین رفت، تنها مدرک به دست آمده، پارچه ای رنگ شده با روناس است که از گور ملکه «آرنگوندیس Arnegundis» در «سنت دنیس St. Denis» (565 تا 570 میلادی) در نزدیکی پاریس کشف شده است. در «حدودالعالم» آمده است: «و اندر دریای خزران ( یعنی دریای خزر رضوان ) دو جزیره است، یکی برابر دربند خزران است آن را جزیرة الباب خوانند از آنجا رومن خیزد که به همه جهان ببرند و رنگرزان از آن به کار برند.»5
همچنین «ابن حوقل» می نویسد: «و جزیرهﻯ بزرگ دیگری رو به روی رود کر و نزدیک باب است. این جزیره نیز بیشه ها و درختان و آبها دارد و از آن روناس به دست می آید و به همین سبب گروهی از شهر بردعه ( بردع ) بدانجا آمده، مدتی به تهیهﻯ روناس می پردازند، و آن را به ورهان و بردعه می برند و از آن بهره مند می شوند.»6
در گذشته در ژاپن هم از گیاه روناس ژاپنی برای تولید رنگ قرمز استفاده می شد، ولی به مرور زمان استفاده از آن ترک گشته است.
روناس در جنگهای صلیبی بار دیگر به اروپا آمد و به قرمز تركی معروف شد ، هلندی ها یكی از تولیدكنندگان روناس بودند، همچنین آثاری از گیاه روناس در یک کارگاه رنگرزی واقع در «یورک York» مربوط به قرن دهم میلادی یافت شده است.
«ویکتوریا افشار» عقیده دارد: «این بوته نخستین بار توسط سودا گران عرب به اسپانیا و برای دومین بار پس از قرون وسطی توسط اهالی جلفای اصفهان به اروپا برده شد.»7
بازرگانی ونیزی که در سال 913 ﻫ. ق. در ایران ساکن بوده است می نویسد: «در این شهر [خوی] رنگ سرخ لاکی به مقدار فراوان میسازند و آن را از ریشه های سرخی فراهم میکنند که در زیر زمین است و با بیل و کلنگ بیرون می آورند و سپس به هرمز میفرستند و از این ریشه ها برای ساختن و به کار بردن رنگ سرخ در غالب نقاط هندوستان بهره می جویند.»8 گیاه بیان شده همان روناس می باشد. «ویکتوریا افشار» می گوید: «صدور روناس از آذر بایجان به هندوستان به احتمال زیاد یا به دلیل کافی نبودن و یا پایین بودن کیفیت رنگ آنها بوده است.»9
«rose madder» یك رنگ هنری روی بشقابها توسط اساتید از زمان رنسانس تا كنون بوده است. «madder» نام تجاری روناس در اروپاست.
«شاردن Chardin» در سفرنامه اش به فراوانی این گیاه در ایران اشاره کرده و عنوان می کند که از این گیاه برای رنگرزی و نقاشی استفاده می شود. 10
به گفتهﻯ «ویكتوریا افشار» رنگ روناس در هر منطقه از ایران نامی متفاوت دارد، برای مثال به آذری «بویاخ» نامیده می شود که به معنی رنگ كردن خامهﻯ قالی است؛ در مناطق دیگر هم نامهای دیگری دارد که این امر نشان دهندهﻯ قدمت این رنگ در ایران و خاورمیانه است.
در وبلاگ هایی در این پست معرفی می کنم، میتونید مطالب زیادی در مورد رنگرزی، به خصوص رنگرزی طبیعی پیدا کنید که اکثر مطالب اونها،تجربه ی شخصی نویسندگان اون بلاگ ها هستش...
روش ساخت مرکب به صورت قرص یا پودر (مرکب خشک)
مرکب به صورت پودر یا قرص
فرمول شماره یک
پودر مازو
60 گرم
پودر زاج سبز
20 گرم
پودر کات کبود 1
گرم
پودر زاج سفید
4 گرم
پودر شکر
3 گرم
پودر کرم تار تار 10 گرم
این پودرها را مخلوط کنید و با
مقداری گلیسرین و آب (به نسبت یک
و دو) به صورت خمیر سفت درآورده و در قالبهای 15 گرمی بریزید
و خشک کنید. هر قالب برای تهیه نیم لیتر مرکب کافی
است.
فرمول شماره دو
نیگروزین(رنگ مشکی) 60 گرم
جوش شیرین
17 گرم
سید تارتاریک 16 گرم
صمغ عربی
12 گرم
آب به قدر کافی تا مخلوط به صورت گرانول(دانه های کوچک) درآید.
مرکب آبی خشک
آبی رزورسین 5 گرم
اسید اگزالیک 1 گرم
لاکتوز
14 گرم
این مقدار برای تهیه 20 قرص یک گرمی کافی
است.
مرکب بنفش خشک
متیل بنفش(بلودومتیل) 6 گرم
اسید اگزالیک 2 گرم
لاکتوز
12 گرم
برای تهیه 20 قرص یک گرمی.
مرکب قرمز خشک
اِاُزین
15 گرم
لاکتوز
5 گرم
برای تهیه 20 قرص یک گرمی.
·
منبع: ایران
شیمی
عنوان بالا، عنوان مقاله ای در زمینه ی استخراج رنگ نیل می باشد که چکیده ی آن را ترجمه کرده و در اختیار شما قرار داده ام. برای مشاهده ی اصل مقاله به صورت فایل PDF روی لینک مشاهده ی مقاله در پایان مطلب کلیک کنید.
چکیده:
Indigotera tinctoria linn و Baphicacanthus cusia brem گیاهانی هستند که به عنوان منابع طبیعی رنگ در شمال تایلند مورد استفاده قرار می گیرند. در مطالعه ای از روش هایی برای پیدا کردن شرایط بهینه برای استخراج مؤثر رنگ نیل از گیاهان گفته شده، استفاده گردید. و مواد شیمیایی تشکیل دهنده شامل مواد شیمیایی ترکیبات عمده آنها در آب از هر دو نوع گیاه استخراج گردید و روش های استخراجی توسعه یافته ای برای تولید رنگ های طبیعی قابل استفاده تهیه شد. استنباط می شود که بریدن مواد خام با تکه های کوچک و گذاشتن آنها در بسته های کتان، قبل از اینکه 24 ساعت در آب خیس شوند، بوی مطبوعشان را افزایش می دهد و برای از بین بردن ناخالصی ها مفید است. رنگ نیلی که از گیاه Baphicacanthus cusia brem تازه به دست آمده است، بیشترین مقدار نیل را در 24 ساعت می دهد. جداسازی مواد خام از طریق کروماتوگرافی سطحی و با استفاده از کلروفرم-هگزان-متانول با نسبت (1:4:7 v/v/v) به عنوان حلال های سیستم با دو رنگ اصلی آبی و قرمز که ارزش Rf آنها به ترتیب 0.69 و 0.46 می باشد، صورت می گیرد. ارزش Rf بالاترین جذب از اسپکتروکوپی ماوراء بنفش، قابل مشاهده می باشد و جذب مادون قرمز آن با طیف آبی رنگ که به استاندارد نیل شباهت دارد. به علاوه رنگ قرمز از Baphicacanthus cusia brem به دست می آید که خالص شده و توسط اسپکتروکوپی ماوراء بنفش با طیف 13C NMR و 1H NMR نشان داده که فرمول شیمیایی آن C16H10N2O2 می باشد و ساختار شیمیایی آن برای استاندارد Indirubin استفاده می شود.
رنگ قرمز از Indigotera tinctoria linn نیز خالص شده و Rf مشابهی دارد و جذب ماوراء بنفش و مادون قرمز آن مشابه استاندارد Indirubin می باشد. هر دو رنگ آبی و قرمز می توانند د رکلروفرم، محلول باشند؛ گرچه رنگ قرمز در متانول نیز حل می شود.
![]()
به کوشش شرکت سهامی فرش و شرکت چیدمان اُسکار، نمایشگاهی در محل کارخانجات شرکت سهامی آماده شده که در آن سعی شده بین فرش های دستباف و مبلمان مدرن، از نظر طرح و رنگ هماهنگی ایجاد شود که انصافاً هم در این کار موفق بوده اند. به گفته ریاست شرکت فرش، «تصور عموم مردم بر این است که فرش با طرح های سنتی فقط با چیدمان کلاسیک قابل هماهنگی است و این نمایشگاه با هدف پاک کردن این ذهنیت برگزار شده است.»
البته بیشتر فرش های به کار رفته در این نمایشگاه از نوع گبه هستند، ولی تعداد قالی های سنتی هم کم نیست. تعداد 30 تصویر از این نوع چیدمان در صفحه ای جداگانه قابل دسترسی می باشد که با کلیک بر روی لینک این بخش در پایین همین مطلب می توانید گوشه ای از این چیدمان ها را مشاهده نمایید.
چكيده:
افغانستان كشوري است آسيايي كه بيش از 300 سال از تاريخ استقلال آن نميگذرد.كشوري كه در آن فقر بيداد ميكند.بيش از 55/. از مردم اين كشور زير خط فقر زندگي ميكنند.در اين بين در حالي كه بسياري از مردم اين كشور به كشت تنباكو مشغولند عده اي ديگر در زمينه فرش گام برداشته اند كه البته با سرعت چشم گيري نيز در حال رشد در زمينه صادرات هستند.پرداختن به مسائل و دلايل فزوني صادرات فرش در اين كشور ، براي توليد كنندگان ايراني بسيار مهم ميباشد.
مقدمه:
شكي نيست كه افغانستان از لحاظ اقتصادي از فقيرترين كشورهاي دنيا محسوب ميگردد.مردم اين كشور در حالي با زندگي دست و پنجه نرم ميكنند كه سالها ناامني را تجربه كرده اند.اينك تحت تاثير فضاي جديد ايجاد شده توسط استعمارگران ، كارشناسان و روشنفكران با ايجاد انگيزه سعي در برقرار كردن آرامش و ايجاد توانمندي در ميان افغانها هستند.در اين فضاي ايجاد شده اقتصاد نقش مهمي ايفا نموده است به عقيده كارشناسان صنعت فرش در افغانستان كليدي است در احياي اقتصاد اين كشور. بررسي فرش افغانستان بدون در نظر گرفتن توليدات افغاني در پاكستان كه در سالهاي اخير توانسته است بخشي از بازارهاي جهاني را تسخير نمايد براي ايرانيان مهم مينمايد.
ايران كه در سالهاي اخير با حضور رقباي جديدي آشنا گشته اينك شايد بايد در انتظار قدرتمند ترين رقيب خود در آينده نزديك باشد.
آشنايي با فرش افغانستان و داستان صادرات :
گرچه به دلايل متعددي كه بر كسي پوشيده نيست در صورت بررسي تاريخ فرش افغانستان بايد از تاريخ فرش ايران بهره جست ميتوان با توجه به صفحات تاريخ از تاريخي كه به هر حال از ايران جدا نيست از آغاز تاريخ فرش افغان چنين گفت:
در كتاب تاريخ بيهقي چنين آمده كه به دستور سلطان محمود غزنوي براي برگزاري بزمي در غزنين آن مكان را با فرش پوشاندند.
نگارگري هاي مكتب هرات كه در آن زمان جزء قلمرو ايران بود نيز منبع موثقي براي آشنايي و بررسي صنايع دستي به خصوص فرش افغان است ، هنرمندان عرصه فرش در زمان گوركانيان هند به اين كشور مهاجرت ميكنند ، در دوران صفويان به دليل در گيري شاهان اين سلسله منطقه ي افغان از ياد ميرود.
پس از يورش نيروهاي شوروي و به دنبال آن هجوم هزاران آواره افغاني به سمت پاكستان افغانيهاي مهاجر به توليد فرش در اين كشور رو آوردند. پس از آن امروز همه توليدكنندگان و صادر كنندگان عمده در پاكستان فرشهاي طرح افغان را در برنامه هاي خود منظور نموده اندكه اين توجه باعث گشته تا امروزه 30% از صادرات فرش پاكستان مربوط به همين طرحهاي افغاني گردد.
زبان رسمي اين كشور فارسي دري است. مساحت اين كشور 652090 كيلومتر است كه در جهان مقام چهلم و در قاره آسيا جايگاه يازدهم را دارا ميباشد.44% از مردم افغانستان را افراد زير 14 سال تشكيل ميدهند.*
براساس سرشماري مقدماتي كميته ملي احصائيه كشور، جمعيت افغانستان در سال 85 24 ميليون نفر بوده است.
99% مردم افغانستان را مسلمانان تشكيل ميدهند كه حدود 80% آنان مسلمانان سني و 19% آنان شيعه هستند.
اساس اقتصاد مرد مردم افغانستان كشاورزي و دامداري است. عمده ترين محصول صادراتي اين كشور مرفين و ترياك است.
شكي نيست كه كشور مذكور از لحاظ اقتصادي يكي از فقير ترين كشورهاي جهان محسوب ميگردد كه عوامل مختلفي مانند جنگهاي داخلي و هجوم بيگانگان از آن جمله است اقتصاد افغانستان با روي كار آمدن حامد كرزي به عنوان رئيس جمهور اين كشور رو به جاده رشد قرار گرفته است. 55% مردم افغانستان زير خط فقر هستند.*
صنعت فرش در افغانستان كليدي است در احياي اقتصاد اين كشور حدود 3 درصد كل جمعيت اين كشور در حال بافت قالي هستند كه اين رقم زماني كه صنايع وابسته مانند توليد پشم ، پنبه ، طراحي فرش ، شتشو و ... را به آن بيفزائيم قابل افزايش است.
در سالعاي اخير حمايت دولت افغانستان را در اين هنر شاهد هستيم بيشترين در آمد صادرات فرش در سال 2005 ميباشد كه به 140 ميليون دلار رسيد.
براساس مطالعه انجام شده توسط آژانس توسعه بين المللي ايالات متحده اگر افغانستان ميتوانست آن بخش از صنعت خود را كه از اين كشور به پاكستان انتقال يافته را بازگرداند گسترش اين صنعت 2 برابر ميشد. براي سالها ميزان توليد فرش در افغانستان داراي بالاترين رتبه از لحاظ متراژ بوده است.با ورود طالبان به عرصه قدرت و شروع جنگها و خون ريزيهاي داخلي بافندگان فرش افغانستان به پاكستان هجوم آوردند. البته پس از دوره قدرت طالبان كه مصادف با سال 2001 ميلادي است حدود 60 % از افرادي كه در صنعت فرش حضور داشتند به افغانستان بازگشتند.
برگزاري نمايشگاه تخصصي فرش افغانستان در ژانويه 2007 در آتلانتاي ايالت متحده كه منجر به فروش 3 ميليون دلا در 3 روز ابتدايي نمايشگاه گشت از پر سر و صداترين اخبار اقتصادي دنيا در آن روزها بود.همين روزها يكي از منتقدين رسانه اي درباره اين نمايشگاه چنين نوشت: من هرگز چيزي شبيه آنچه در نمايشگاه فرش ژانويه هفته گذشته در آتلانتا ديدم را نديده بودم.چون اين نمايشگاه گروهي از مردم كه ميخواهند يكسري محصول را به فروش برسانند نبود،نمايشگاه گروهي از مردم بود كه ميخواهند دنيا را تغيير دهند. منتقد نمايشگاه افغان در ادامه نقد خود آورده است : نيازي نيست يك اقتصاد دان باشيد كه متوجه شويد كه اگر به دليل اينكه ما بيشتر محصولات توليد افغانستان را ميخريم موقعيت تجاري اين كشور بهبود يابد.شايد افغانها به جاي چيزهايي كه طي 25 سال گذشته اين كشور را دچار از هم گسيختگي كرده است به تجارت بيشتر توجه نشان دهند.توليد فرش بسيار ساده تر آسان تر و سودآورتر از توليد دارو يا درگيري در جنگ است.
كارلس گاتي يرز،وزير بازرگاني كه رياست هيات ايالت متحده را به عهده دارد ميگويد:«انتظار ميرود كه اين صنعت طي سالهاي آينده رشدي اساسي داشته باشد و رويداد ظهور مجدد افغانتان در بازار فرش جهاني حقيقتا لحظه اي تاريخي خواهد بود.»
سوزان همراك مان مير بخش اجراي عمليا بازسازي و سرمايه گزاري عراق و افغانستان در وزارت بازرگاني ميگويد:«ما درصدد كمك به افغانستان براي بازيابي هويتش هستيم تا كل توليد اين محصول را به آنجا بازگردانيم به طوري كه آنها بتوانند مهر كردن فرشها را بنام محصول افغانستان آغاز كنند.»
طبق اضهارات مشاور امور تجاري و نمايشگاهي افغانستان در ايران كه در نمايشگاه فرش كيش سال جاري در كيش سخن ميگفت سنتي بودن و خود رنگ بودن فرش هاي دستبافت افغان ، از مهمتري دلايل موفقيت فرش افغانستان در بازارهاي جهاني است.
وي در ادامه دليل صادرات فرش افغانستان را به علت ضعف در فرش ايران نميداند بلكه آن را نتيجه آرامش نسبي در چند سال اخير در افغانستان ذكر ميكند. مشاور امور تجاري و نمايشگاهي افغانستان در كيش كه گويا از وضعيت اين نمايشگاه بسيار خرسند بود با افتخار در گفتگوي خود چنين اضهار داشت كه فرش هاي افغاني با رنگهاي گياهي در بازارهاي خارجي مشتريان زيادي دارد و از سال 82 كشورهاي آمريكا ، كانادا و اتحاديه اروپا در اين زمينه امتيازاتي را براي افغانستان در نظر گرفتند كه معافيت مالياتي صدور هر كالايي از افغانستان از آن جمله است. شايد او كه با ديدن غرفه هاي كشورهاي ديگر در مقايسه با غرفه هاي افغاني به وجد آمده بود از حال خود بي خود گشته و در صحبتهاي خود با توليدكنندگان ايران چنين ميگفت:« قطعنامه هاي اخير بر عليه ايران و تحريم يكي از مهمترين كالاهاي صادراتي (فرش) باعث شده كه شما نتوانيد به آساني به امر صادرات بپردازيد ، از طرفي ماليات سنگين 40 درصدي يراي صادرات براي شما مقرون به صرفه نمي باشد. شما ميتوانيد از طريق افغانستان فرش هاي خود را صادر نماييد و به بازارهاي جهاني دست يابيد.»
البته صحبتهاي وي با توليد كنندگان حاكي از آن بود كه در نهايت برند افغانستان بر روي فرش هاي ايران نصب گردد ، اما گفتگوي وي با خبرنگار سايت خبري شركت سهامي فرش ايران خواننده را دچار تفكر ميكن كه آيا افغانستان ميخواهد به اصلي ترين رقيب خود در زمينه فرش به اين سادگي كمك نمايد؟ و يا افغانيها ميخواهند بلايي كه بر سر فرش خود پس از ورود به پاكستان مي آيد را بر سر فرش ما ويران نمايند.*
فرامرز خوشاب يكي از دانشجويان رشته فرش در تحقيقي با عنوان افغانستان ، چالش يا فرصت در چكيده تحقيق خود چنين ميگويد:«پاكستان با استفاده از فرشبافان افغان ، در حال بهره برداري از آنها در هنر_صنعت فرش دستبافت خود ميباشد. با توجه به كمك مادي و معنوي كشور ايران به كشور افغانستان در سالهاي قبل و بعد جنگ و دوران سازندگي ، اين پتانسيل و جود دارد كه با عقد يك قرارداد بلند مدت ميان دولت با كشور افغانستان اقدام به فعاليت در اين هنر- صنعت نمود و آن را تحت كنترل خود درآوريم و از سوء استفاده كشورهاي رقيب جلوگيري نماييم.»
حال اين سوال مطرح ميگرد كه آيا نويسنده در اين بخش از تحقيق خود شعار فرش ايران را فراموش كرده است ؟
مگر غير از اين است كه كالاي فرش ايران در دنيا با شعار هنر ايراني ، فرش ايراني به تبليغ و فروش دست زده است. حال بايد به همين سادگي شعار خود را كه بيانگر اصل و ريشه هنرمان است را زير پا گذاريم.پيشنهاد نويسنده در فضايي مطرح ميگردد كه متاسفانه بعضي از توليدكنندگان قمي دست به چنين كاري زده اند كه جاي بسي تامل دارد!
با نگاهي اجمالي به نظرات كارشناسان اقتصادي و همچنين كارشناسان امور صادرات فرش افغان و در نهايت بعضي از ايرانيان در ميابيم كه افغانها راهي بزرگ را در پيش گرفته و با سرعت سرسام آوري پا در جاده صادرات فرش گذاشته اند. حال به بررسي دلايل رشد صادرات فرش افغان خواهيم پرداخت.
مهمترين وارد كننده فرش افغان از نظر مقدار آسيا و از نظر ارزش اروپا است كه نشاندهنده آن است كه فرش هاي گران قيمت به سمت اروپا و فرشهايي با قيمت پائين تر به آسيا روانه شده است . آلمان ، سوئيس ، عربستان سعودي و كويت عمده وارد كنندگان فرش افغان ميباشند . سالانه شاهد افزايش تقاضاي مشتريان اروپايي از فرشهاي افغان هستيم .به عقيده كارشناسان انتظار روند تساعدي براي اين حجم از تقاضا و جود دارد. به راستي چه دلايلي باعث اين مهم گشته است؟
1.قيمت هر متر مربع فرش افغان بين 35 تا 100 دلار است . در واقع مهمترين دليل فروش فرش افغان قيمت پائين آن محسوب ميشود كه به عوامل زير مربوط ميگردد:
1-1 . پائين بودن قيمت بافنده مهمترين عامل كاهش قيمت فرش افغان ميباشد همان طور كه قبلا هم گفته شد 44 درصد از جمعيت افغانستان را افراد زير 14 سال تشكيل ميدهن . حجم انبوه بافندگان را در افغانستان كودكان و زنان تشكيل ميدهند. گفته ميشود دستمزد كودكاني كه به دليل فقر مشغول به بافت قالي هستند بسيار نا چيز و در بسياري از موارد بدون اجرت ميباشد. زنان نيز بخش عمده بافندگان هستند.با توجه به عقايد بومي و عدم توجه به نقش زن در جامعه فرش يكي از تنهاترين صنايعي ميباشد كه زنان در آن به امر توليد دست زده اند. استفاده از زنان بافنده كه البته تحت تاثير عوامل مختلف اجتماعي به بافت مشغولند يكي از دلايل كاهش قيمت فرش افغان ميباشد.
2-1 .آب و هواي مناسب در افغانستان موجب كشاورزي و دامداري پر رونق در اين كشور شده است . افغانستان از معدود كشورهايي است كه محصور در كوهستانها و خشكي ها است . مناطق مختلف اين كشور اغلب پوشيده از كوه است اما در جنوب و جنوب غربي مناطق پستي نيز وجود دارد. به همين دليل از مهمترين مشاغل افغانستان دامداري و كشاورزي است.پرورش انواع دام مانند گوسفند و بز بسيار رواج دارد و تعدادگوسفندان آن نزديك به 18 ميليون راس تخمين زده شده است. پشم توليد شده در اين كشور سالانه بيش از 27000 تن پشم نشسته و 14000 تن پشم شسته بوده است.پشم قره گل بهترين پشم افغان است.
پنبه نيز جزء كالاهاي صادراتي افغانستان است گر چه افغانستان از وارد كنندگان نخ هاي پنبه اي است اما ميزان پنبه تصفيه شده در سال 1980 در اين كشور 23000 تن بوده است.
ابريشم : اين الياف نيز در گذشته نه چندان دور در شهر مزار شريف توليد مي گشت اما با حضور طالبان در اين منطقه از رشد و توليد آن كاسته شد. به هر حال فرشهاي ابريشمي در افغانستان بسيار كم ديده ميشود.
3-1.رجشمار فرش افغانستان پايين بوده است . فرش هاي توليدي اكثرا بين رجشمار 15 تا 25 ميباشند ، اما بافندگان توان بافت فرشهايي با رجشمار بالاتر را نيز دارند. توليد فرشهايي با رجشمار پايين نيز نهايتا به كاهش قيمت مي انجامد.
4-1.پايين بودن سطح توقع توليد كنندگان و همچنين واسطه ها
2.استفاده از طر حاي اصيل افغاني
3. به كار بردن طر حهاي معروف ايراني كه البته به ندرت ديده ميشود.
4.استفاده از طرحهاي ابدايي و تلفيقي هم سو با نياز بازار مصرف
5.توليد فرشهايي با ابعاد كوچك ، فرشهاي افغان به ندرت از ابعا 69/3*50/3 بالاتر ميرود.
6.شركت در نمايشگاهها
1-6 . نمايشگاههاي معتبر بين المللي فرش مانند: دموتكس المان و دبي
2-6 . نمايشگاههايي كه منحصرا براي فرش افغان در نقاط نختلف دنيا برپا ميگردد.
7.امتياز معافيت مالياتي كشورهاي آمريكا،كانادا و اتحاديه اروپا كه در اين زمينه براي كشور افغانستان قائل شده اند.
8.برنامه ريزي و سازماندهي كل از طريق مسئولان كشوري ، در حال حاضر 30% از كالاها در قالب يك برنامه سازمان دهي شده تهيه ميشوند.
9.استفاده از رنگ و صداقت در گفتار . افغانها هنگام فروش فرشهايشان حتي اگر فرشي را كه قصد فروش آن را دارند اگر از رنگ شيميايي استفاده شده باشد حتما اين مطلب را به مشتري متذكر ميشوند.
1-9.در سالهاي اخير اوج استفاده از رنگهاي گياهي و سنتي در رنگرزي الياف افغاني مشاهده ميشود.پوست گردو ، رناس و نيل از عمده ترين رنگزاهاي اين كشور ميباشد.
2-9.استفاده از رنگهاي متنوع ،قرمز ، آجري ، آبي تيره و سبز كه خاص علاقه كشورهاي عربي و تا حدودي اروپايي ميباشد.
10.برگزاري كلاسهاي آموزشي براي بافندگان و ديگر افراد شاغل در زمينه فرش و استفاده از مدرسين اغلب ژاپني
11.حمايت دولت افغانستان از توليد كنندگان در جهت كاهش توليد ترياك
12.حضور بخش خصوصي به صورت عمده كه اكثرا پاكستاني ميباشند.
فرش افغانستان در 10 سال آينده:
خاطرمان آوريم سال 74 را كه سود صادرات فرش ايران در آن سال بالغ بر يك ميليلارد و هفتصد ميليون دلار شد.پس از آن با روند نزولي شديد صادرات هر سال بيش از سال گذشته مواجه شديم. علت اصلي اين امر را كارشناسان مربوطه عدم توجه به كيفيت فرش دانستند با توجه به پايين بودن قيمت فرش افغان و مستهلك بودن آنها و در نتيجه دارا بودن تاريخ مصرف پايين به نظر ميرسد فرش افغانستان با توجه به پيشرفت كشورهاي ديگر نتواند از جايگاه فعليش بالاتر رود چه بسا با حضور كشورهاي ديگر از جايگاه فعليش نيز پايين تر رود .از طرفي با توجه به عدم منابع مهم صادراتي مانند نفت ، در مقابل كشاوزي و دامداري بسيار مفيد به نظر ميرسد.صنعت و هنر فرش به شدت از سوي دولت آقاي حامد كرزي كه از مخالفان اصلي كاشت ترياك ميباشد مورد حمايت قرار ميگيرد.به عقيده عبدا... احراري توليد فرش در افغانستان توليدي بدون هدف و تفكر است و تحولي در آن وجود ندارد و بدون ارزش افزوده كه از آن به فله بافي ياد ميكند. احراري معتقد است كه اگر فرش افنستان بخواهد در آينده حداقل جايگاه خود را در بين توليد كنندگان حفظ نمايد بايد از فله بافي بپرهيزد.
نتيجه گيري:
با نگاهي بر مقاله شناخت سلايق و نيازهاي بازار جهاني فرش نوشته عبدا... احراري در ميابيم آلمان ، سوئيس از بزرگترين وارد كنندگان فرش ايران ميباشند از طرفي يشترين صادرات فرش افغان به همين دو كشور بوده است. اين مسئله زنگ خطري بزرگ براي فرش ايران است. توليد كنندگان بايد با درنظر گرفتن طرح و نقش ، اندازه ، مواد اوليه مناسب و بافت صحيح سعي در به دست آوردن كل اين بازار به نفع خود باشند كه در اين راه توليدكنندگان و كارشناسان محترم را به مطالعه مقاله اين جانب با عنوان دلايل افت صادرات فرش ايران توصيه مينمايم.
فرش افغانستان در صورتي كه بخواهد در دسته توليد كنندگان بزرگ فرش ايران قرار بگيرد بايد استراتژي توليد فرش خود را تغيير دهد و كالاهاي با كيفيت بالاتر و متمايز توليد نمايد چرا كه كشور پاكستان نيز از طرحهاي فرش افغان نسبتا با همان قيمت و كيفيتي بالاتر توليد مينمايد.
با توجه به مشكلات فراوان اقتصادي در افغانستان چنانچه روند صعودي امروز فرش افغان در سالهاي آينده نيز مشاهده گردد فرش افغان مي تواند به عنوان اولين كالاي سود آور اقتصادي اين كشور محسوب گردد و كشور مذكور را از پايين ترين ميزان ممكن خط فقر نجات دهد!!!
ورتهايم جمعيت شناس هلندي پس از مطالعات خود در اندونزي و مقايسه آن با ساير كشورها به اين نتيجه رسيد كه در جمعيت كشورهاي توسعه نيافته نسبت افراد كمتر از 15 سال به كل جمعيت حدود 40 % يا بيشتر از آن است.به موجب اين تست هر كشوري كه لااقل 40% افرادش كمتر از 15 سال داشته باشند جزو كشورهاي توسعه نيافته اقتصادي محسوب ميشوند.
*افغانستان يكي از 5 كشور اول زير خط فقر در جهان است.
* بيش از 90% فرشهاي افغاني براي برش ، شست و شو و كارهاي پاياني به پاكستان ارسال ميشوند.اين فرشها با برچسب محصول پاكستان به بازارهاي جهاني صادر ميگردند.
· فهرست منابع:
1. گفتگو با عبدا... احراري/خرداد 87
2. خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران
3. درسنامه جامع بهداشت ، منوچهر كريمي ، حسين انصاري
4. سايت شركت سهامي فرش ايران
5. روزنامه سرمايه
6. فرش و فرش بافي در افغانستان ، امير سليماني و مهديه مذهب راد
7. ماهنامه قالي ايران
8. تحقيق درسي اسكندر قاسم نژاد با عنوان : فرش افغانستان
9. تحقيق درسي فرامرز خوشاب با عنوان : افغانستان ، چالش يا فرصت
11. www.warrug.eu
13. www.rugart.org
هدف از جداسازی ، حذف مزاحمتها ، غلیظ کردن محلول مورد نظر و یا سایر موارد است. برای جداسازی از اختلاف در خصوصیات فیزیکی استفاده میشود، مثل فراریت ، حلالیت و ضریب تقسیم مواد و... در آنالیز و جداسازی مواد مختلف از تکنیکهای ویژهای برحسب نوع و ساختار مواد و مخلوطها استفاده میشود که برخی از آنها که معروف بوده و حائز اهمیت بیشتری هستند، در زیر میآوریم.![]()
تبلور
هدف از تبلور ، جداسازی ناخالصی از اجسام جامد است. در این روش ، ابتدا جامد ناخالص را در یک حلال گرم حل میکنند، سپس محلول را صاف میکنند. ناخالصیها در فاز مایع باقی میمانند. اگر تبلور طی چند مرحله صورت گیرد، به آن تبلور جزء به جزء میگویند. در این روش انتخاب حلال از اهمیت بالایی برخوردار است. اگر از تکنیک ذوب برای جداسازی ناخالصی از جامد استفاده شود، به آن تصفیه ذوب گویند.
این روش در جدا کردن ناخالصیهای ژرمانیم و اسید بتروییک کاربرد دارد. در این فرآیند ، ضریب تقسیم برابر با نسبت غلظت ناخالصی در فاز جامد به غلظت ناخالصی در فاز مایع است.
تقطیر
اگر هدف از تقطیر ، جداسازی یک مخلوط به اجزای بالا باشد، از تقطیر ساده برای جداسازی اجزاء استفاده میشود. اما اگر همه اجزاء فرار باشند، از تقطیر جزء به جزء برای جداسازی استفاده میشود. اگر یک مخلوط تولید آزئوتروپ کند، ( مثل آب و الکل) نمیتوان از روش تقطیر جزء به جزء ، اجزای آن را جدا کرد. برای جداسازی این مخلوط از روشهای تقطیر با بخار آب ، تقطیر در خلاء و تقطیر ناگهانی استفاده میکنند.
در تقطیر با بخار آب هیچگاه درجه حرارت تقطیر از نقطه جوش آب بیشتر نمیشود. ترکیباتی نظیر تولوئن ، اتیلن ، گلیسیرین و اسیدهای چرب از این طریق جدا میشوند. برای جلوگیری از تجزیه مایعاتی که دارای نقطه جوش بالایی هستند از تقطیر در خلاء استفاده میشود. با کاهش فشار ، نقطه جوش مایع کاهش پیدا میکند.
در تهیه آب آشامیدنی از آب دریا و تهیه آب مقطر نیروگاهها از تقطیر ناگهانی استفاده میشود. در این روش مایع بطور مداوم وارد و بخار بطور مداوم خارج میشود.
رسوب دادن
نوعی روش جداسازی است که اساس آن اختلاف حلالیت اجسام میباشد. یعنی جزیی که حلالیت کمتری دارد زودتر جدا میشود. با افزایش نیروی جاذبه سرعت تهنشین شدن افزایش پیدا میکند. عمل سانتریفوژ در واقع بر همین اساس است.
استخراج
اساس این روش ، اختلاف حلالیت یک جزء در دو حلال غیر قابل حل در یکدیگر است. اگر دو حلال غیر قابل استخراج ، مایع باشند، به این روش استخراج مایع ـ مایع گویند و اگر یک جسم جامد به وسیله یک حلال استخراج شود، به آن استخراج جامد ـ مایع گویند (مثل استخراج اسانسها ، عصارهها و روغن از دانههای گیاهی). عموما دو فاز مورد استفاده ، یکی آب است و دیگری یک حلال آلی.
مقداری از جسم در فاز آبی و مقداری نیز در فاز آلی میباشد. بازده استخراج با ضریب تقسیم نسبت مستقیم دارد. دوبار استخراج با حجم کمتر از حلال آلی همیشه موثر از یک بار استخراج با حجمی مساوی دو برابر حجم اول است. چون در حالت اول ، مقدار وزن ماده باقیمانده محلول در آب ، کمتر از حالت دوم خواهد بود.
کروماتوگرافی
اساس کروماتوگرافی ، جذب سطحی مواد و توزیع آنها در دو فاز میباشد. یکی از فازها ثابت و فاز دیگر متحرک است که نمونه مورد نظر در فاز متحرک جدا میشود. فاز ثابت یا جامد است و یا مایع و فاز متحرک یا مایع است و یا گاز . اگر فاز ثابت ، جامد و فاز متحرک ، مایع باشد، به آن کروماتوگرافی مایع ـ جامد ( LSC ) گویند. اگر فاز متحرک ، گاز و فاز ثابت ، جامد باشد، به آن کروماتوگرافی گاز - جامد ( GSC ) گویند. اگر فاز متحرک ، مایع و فاز ثابت نیز مایع باشد به آن کروماتوگرافی مایع ـ مایع LLC ) یا HPLC ) گویند و در نهایت اگر فاز متحرک ، گاز و فاز ثابت ، مایع باشد، به آن کروماتوگرافی گاز – مایع ( GLC یا ( VPC گویند.
در LSC ، جدا شدن بر اساس جذب سطحی یا تعریض یونها و یا تشکیل کمپلکس میباشد. در GSC اساس ، جداسازی جذب سطحی است. در LLC و GLC ، مواد بر اساس توزیع بین دو فاز جدا میشوند. پس کروماتوگرافی روشی برای جداسازی مخلوط بدلیل اختلاف تحرک آنها میباشد.
کروماتوگرافی LSC در واقع نوعی کروماتوموگرافی جذبی است که مواد بر اساس اختلاف در قابلیت جذب خود روی سطح جامد از یکدیگر جدا میشوند. در GSC نیز اساس جداسازی جذب سطحی فاز گاز روی سطح جامد است. از این روش برای خالص سازی گازها استفاده میشود.
کروماتوگرافی تبادل یونی
کروماتوگرافی تبادل یونی ، روشی است که در آن ، یونها بین یک محلول و یک فاز جامد ( رزین ) مبادله میشوند. این تبادل ، برگشت پذیر است. فاز جامد در آب ، غیر محلول بوده و دارای بنیانهای اسیدی و بازی باشد. نوع معدنی این مواد جامد ، ممکن است شبیه زئولیتها باشند و نوع جدید آنها از مشتقات ZrO2هستند و برای جداسازی فلزات قلیایی خاکی بکار میروند. رزینهای تبادل یونی ، منشا آلی دارند و از پلیمرهای با وزن مولکولی بالا ساخته میشوند.
تشکیل این رزینها بر اساس پلیمریزاسیون پلیاستیرن و وینیلبنزن استوار است. رزینها به دو نوع تعویض کننده آنیونی و کاتیونی تقسیم میشوند. هر کدام از این تعویض کنندهها به نوع بازی ضعیف و قوی و اسیدی ضعیف و قوی تقسیم میشوند.
· منبع: دانشنامه رشد
کروماتوگرافی (chromatoghraphy) ، در زبان یونانی chroma یعنی رنگ و grophein یعنی نوشتن است. پر کاربردترین شیوه جداسازی مواد تجزیهای کروماتوگرافی است که در تمام شاخههای علوم کاربردهایی دارد. کرماتوگرافی گروه گوناگون و مهمی از روشهای جداسازی مواد را شامل میشود و امکان میدهد تا اجزای سازنده نزدیک به هم مخلوطهای کمپلکس را جدا ، منزوی و شناسایی کند بسیاری از این جداسازیها به روشهای دیگر ناممکن است.![]()
اولین روشهای کروماتوگرافی در سال 1903 بوسیله میخائیل سوئت ابداع و نامگذاری شد. او از این روش برای جداسازی مواد رنگی استفاده کرد . مارتین و سینج در سال 1952 به پاس اکتشافاتشان در زمینه کروماتوگرافی جایزه نوبل دریافت کردند. کروماتوگرافی را به دلیل اینکه در برگیرنده سیستمها و تکنیکهای مختلفی است نمیتوان به طور مشخص تعریف کرد. اغلب جداسازیها بر مبنای کروماتوگرافی بر روی مخلوطهایی از مواد بیرنگ از جمله گازها صورت میگیرد. کروماتوگرافی متکی بر حرکت نسبی دو فاز است ولی در کروماتوگرافی یکی از فازها بدون حرکت است و فاز ساکن نامیده میشود و دیگری را فاز متحرک مینامند. اجزای یک مخلوط به وسیله جریانی از یک فاز متحرک از داخل فاز ساکن عبور داده میشود. جداسازیها بر اساس اختلاف در سرعت مهاجرت اجزای مختلف نمونه استوارند.
روشهای کروماتوگرافی
روشهای کروماتوگرافی را میتوان ابتدا بر حسب ماهیت فاز متحرک و سپس بر حسب ماهیت فاز ساکن طبقهبندی کرد. فاز متحرک ممکن است گاز یا مایع و فاز ساکن ممکن است جامد یا مایع باشد. بدین ترتیب فرآیند کروماتوگرافی به چهار بخش اصلی تقسیم می شود. اگر فاز ساکن جامد باشد کروماتوگرافی را کروماتوگرافی جذب سطحی و اگر فاز ساکن ، مایع باشد کروماتوگرافی را تقسیمی مینامند. هر یک از چهار نوع اصلی کروماتوگرافی انواع مختلف دارد:
1. کروماتوگرافی مایع – جامد
· کروماتوگرافی جذب سطحی
· کروماتوگرافی لایه نازک
· کروماتوگرافی تبادل یونی
· کروماتوگرافی ژلی
2. کروماتوگرافی گاز – جامد
3. کروماتوگرافی مایع – مایع
· کروماتوگرافی تقسیمی
· کروماتوگرافی کاغذی
4. کروماتوگرافی گاز- مایع
· کروماتوگرافی گاز – مایع
· کروماتوگرافی ستون مویین
مزیت روشهای کروماتوگرافی
با روشهای کروماتوگرافی میتوان جداسازیهایی را که به روشهای دیگر خیلی مشکل میباشند انجام داد. زیرا اختلافات جزئی موجود در رفتار جزئی اجسام در جریان عبور آنها از یک سیستم کروماتوگرافی چندین برابر میشود. هر قدر این اختلاف بیشتر شود قدرت جداسازی مواد بیشتر و برای انجام جداسازی مواد نیاز کمتری به وجود اختلافات دیگر خواهد بود.
مزیت کروماتوگرافی نسبت به ستون تقطیر این است که نسبتا آسان میتوان به آن دست یافت با وجود اینکه ممکن است چندین روز طول بکشد تا یک ستون تقطیر به حداکثر بازده خود برسد ولی یک جداسازی مواد کروماتوگرافی میتواند در عرض چند دقیقه یا چند ساعت انجام گیرد.
یکی از مزایای برجسته روشهای کروماتوگرافی این است که آنها آرام هستند. به این معنی که احتمال تجزیه مواد جداشونده به وسیله این روشها در مقایسه با سایر روشها کمتر است.
مزیت دیگر روشهای کروماتوگرافی در این است که تنها مقدار بسیار کمی از مخلوط برای تجزیه لازم است به این دلیل روشهای تجزیهای مربوط به جداسازی مواد کروماتوگرافی میتوانند در مقیاس میکرو و نیمه میکرو انجام گیرند.
روشهای کروماتوگرافی ساده سریع و وسایل مورد لزوم آنها ارزان هستند. مخلوطهای پیچیده را میتوان نسبتا به آسانی به وسیله این روشها به دست آورد.
انتخاب بهترین روش کروماتوگرافی
انتخاب نوع روش کروماتوگرافی بجز در موارد واضح (مانند کروماتوگرافی گازی در جداسازی مواد گازها) عموما تجربی است. زیرا هنوز هیچ راهی جهت پیش بینی بهترین روش برای جداسازی مواد اجسام مگر در چند مورد ساده وجود ندارد. در ابتدا روشهای سادهتر مانند کروماتوگرافی کاغذی و لایه نازک امتحان میشوند. زیرا این روشها در صورتی که مستقیما قادر به جداسازی مواد نباشند نوع سیستم کروماتوگرافی را که جداسازی مواد بوسیله آن باید صورت بگیرد، مشخص میکنند آنگاه در صورت لزوم از روشهای پیچیدهتر استفاده میشود. از فهرست زیر میتوان به عنوان یک راهنمای تقریبی استفاده کرد. در جداسازیهای مشکل وقتی که روشهای ساده فاقد کارایی لازم هستند روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HELC) می تواند جوابگو باشد.
|
مواد |
نوع کروماتوگرافی |
|
مواد شیمیایی مشابه |
کروماتوگرافی تقسیمی |
|
مواد شیمیایی غیر مشابه |
کروماتوگرافی جذب سطحی |
|
گازها و اجسام فرار |
کروماتوگرافی گازی |
|
مواد یونی و معدنی |
کروماتوگرافی تبادل یونی در ستون |
|
مواد یونی و غیر یونی |
کروماتوگرافی تبادل یون یا ژلی |
|
مواد زیستی و ترکیباتی با جرم مولکولی نسبی بالا |
کروماتوگرافی ژلی الکتروفورز |
· منبع: دانشنامه رشد
فرمول شماره یک«از خواجه میرعلی تبریزی خطاط معروف»
دوده نفت 10 درم
رنگ حنا 2 درم
زاج سیاه 10 درم
نوشادر 5/0 درم
مازوج 5 درم
صمغ درخت 35 درم
برگ مورد 2 درم
نبات مصری 5/1 درم
حنا 1 درم
زعفران 1 درم
اولاً مقدار هفت من آب صاف در دیگ سنگی کنند و بجوشانند که سه من و نیم بماند پس مازو و زاج و صمغ و برگ حنا هریکی را در ظرفی کنند و چندان آب بر سر هر یک بریزند که مغمور گردد و مازو را پیش از آنکه در آب برزیند بشکنند چنانکه هر یک پنج شش پاره شود و دوده را در خریطه ای از کرباس آب ندیده کرده در خمیر گرفته در تنور تافته بر سر خشتی نهند تا پخته شود آنگاه دوده و نوشادر را در هاون کنند و صمغ حل کرده را در آن ریزند. آن مقدار که مانند خمیر گردد و بسیار بکوبند. پس آب مازو و زاج و آب برگ حنا و مورد را صاف کرده با یکدیگر بیامیزند و در دیگ کنند و به آتش نرم بجوشانند و تجربه نمایند که چون بر کاغذ نویسند از روی دیگر نشر نکند و بعد از آن از دیگ بیرون آرند و اندک اندک از آن آب بر سر هاون ریزند و سحق کنند تا این تمام شود. پس آب زعفران و نبات مصری را در آب جوشیده حل سازند و صاف نموده در هاون ریزند و باز اندک اندک از همان آب جوشیده می ریزند و صلایه می کنند تا وقتی معلوم شد به کمال رسیده از هاونت بیرون آورند و بر حریر بپالایند و در ظرف چینی یا زجاجی کنند و به کار برند. این مدادی باشد که از کاغذ نرود هر چند به آب تر شود و شک نیست که هرچه صلایه کنند بهتر شود...
توضیح:
درم= در حدود 5/3 گرم
من = 3 کیلوگرم و یا وزن 3 لیتر آب خالص
مغمور= پوشیده از آب
خریطه= کیسه
سحق= ساییدن
صلایه= مالش دادن
بپالایند= صاف کنند
زجاجی= شیشه ای
مداد = مرکب
فرمول شماره دو (مرکب تحریر) «از کتاب تحفه کیم موسی تبریزی»
یک جزء مازو را کوبیده در آب خیسانده بجوشانند تا مهرا گردد. پس صاف نموده یک جزء زاج سیاه یک جزء دوده نفت و مساوی مجموع صمغ عربی اضافه نموده بجوشاننند تا یکسان شود و بسیار باید بر هم زد به حدی که بسیار غلیظ گردد پس به قدر احتیاج به آب رقیق کنند و اگر با مازو بجوشانند و بعد از آنکه به حد لایق رسد صاف نمایند بهتر است و باید دوده را در کیسه کاغذی پهن تو بر تو کرده کیسه را به خمیر گرفته در تنور خبازی یا در زیر خاکستر گرم گذارند تا خمیر پخته شود و به حد نیمسوز رسد و چربی دوده در کاغذ نفود نموده خالص گردد چه با اندک چربی مفسد مداد است.
توضیح:
مهرا= خوب و کامل پخته
خبازی= نانوایی
فرمول شماره سه (مرکب سیاه) «از خواجه جمال الدین یاقوت»
دوده 10 درم
مازو 20 درم
زاج 5 درم
نوشادر 5/0 درم
برگ مورد 5 درم
برگ حنا 5 درم
زعفران 1 درم
نبات مصری 5/0 درم
صمغ عربی 35 درم
روش تهیه: مانند فرمول شماره یک
فرمول شماره چهار «از مولانا صدرالشریعه ثانی عبیداله بن مسعود»
همسنگ دوده زاج است، همسنگ هر دو مازو، همسنگ هر سه صمغ است، آنگاه زور بازو
فرمول شماره پنج«از رساله خط آقا رضی قزوینی»
بستان دو درم دود چراغ بی نم، صمغ عربی در او فکن، چار درم مازو، سه درم نیم درم ترکی زاج، از بهر مرکیش بفرسای بهم
فرمول شماره شش
مازو سبز کوبیده 5/7 کیلو
زاج سبز 5 کیلو
پودر صمغ 10 کیلو
آب مقطر 80 لیتر
مازوها را نیمکوب کنید و در دیگ مسی محتوی 60 لیتر آب بریزید و سرپوش دیگ را بگذارید و مایع را به جوش بیاورید و تا سه ساعت حرارت را ادامه دهید و گهگاه به جای آب تبخیر شده مجدداً آب اضافه کنید. سپس دیگ را از روی آتش بردارید و بگذارید مایع ته نشین شود. مایع صاف را جدا نموده و تفاله ها را هم در پارچه محکمی ریخته و با فشار دست مایع محتوای آن را خارج و به مایع صاف شده اضافه کنید.در ظرف دیگر پورد صمغ را در آب به مقدار کم با حرارت حل کنید و آن را به ظرف محلول صاف شده بیافزائید و آنگاه در باقیمانده آب سولفات آهن را حل نموده و با بقیه مواد بیامیزید.
فرمول شماره هفت
مازوج کوبیده 900 گرم
زاج 30 گرم
پورد صمغ 300 گرم
آب 10 لیتر
پودر صمغ و مازوج را در 9 لیتر آب برای مدت 2 ساعت حرارت دهید و به جای آب تبخیر شده مرتباً آب اضافه کنید. سولفاتآهن را در یک لیتر آب حل نموده روی محلول اول بریزید، این محلول را بدون صاف کردن در یک بطری که دهانه آن کمی شل باشد بریزید و بگذارید تا سه هفته بماند(در تابستان دو هفته کافی است) و سپس قسمت صاف را در ظرف مناسب خالی کنید. ممکن است تمامی مواد را یکجا در ظرف ریخته و تا یک ماه به حال خود گذاشت و سپس صاف نمود. این مرکب را در جریان عمل باید در معرض هوا قرار داده و گهگاه آن را بهم زد و آزمایش نمود که زیاد سیاه نشود زیرا در این صورت سیلان آن کمتر خواهد شد و به هنگامی که محلول دارای رنگ مناسب شد باید سرپوش ظرف را مسدود نمود و گذاشت تا مرکب ته نشین شود وسپس قسمت صاف را در ظرفهای سفالی در بسته نگهداری نمود.
· منبع: ایران شیمی
مواد اولیه اصلی فرش دستبا ف عبارتند از پشم، پنبه، ابریشم که ذیلا اشاره ای به وضعیت جهانی آنها می نماییم:
1- پشم:
کشور ایران در میان کشورهای تولید کننده پشم در جهان رتبه چهارم را دارا می باشد.طبق آمار منتشره فائو FAO کشور ایران پس از 1- استرالیا 2- چین 3- نیوزیلند چهارمین تولید کننده پشم در دنیا می باشد.
براساس آمار و اطلاعات فائو میزان تولید پشم در 20 کشور عمده جهان که بالاترین میزان تولید پشم را دارا می باشند به شرح زیر می باشد:
میزان تولید پشم در 20 کشور عمده در سال 2005
|
رتبه |
کشور |
میزان تولید پشم واحد: تن |
|
1 |
استرالیا |
508791 |
|
2 |
چین |
400000 |
|
3 |
نیوزیلند |
230000 |
|
4 |
ایران |
75000 |
|
5 |
انگلستان |
60000 |
|
6 |
آرژانتین |
60000 |
|
7 |
هند |
51400 |
|
8 |
روسیه |
46000 |
|
9 |
سودان |
46000 |
|
10 |
ترکیه |
46000 |
|
11 |
آفریقای مرکزی |
44156 |
|
12 |
مراکش |
40000 |
|
13 |
پاکستان |
40000 |
|
14 |
اروگوئه |
37196 |
|
15 |
سوریه |
33650 |
|
16 |
قزاقستان |
29200 |
|
17 |
اندونزی |
24400 |
|
18 |
اسپانیا |
22000 |
|
19 |
فرانسه |
22000 |
|
20 |
ترکمنستان |
20000 |
2- پنبه:
میزان تولید پنبه در جهان در سال گذشته حدود 25 میلیون تن بوده است . بزرگترین مصرف کنندگان پنبه در جهان عبارتند از:1- چین 2- هند 3- پاکستان 4- ترکیه 5- آمریکا
بزرگترین واردکنندگان پنبه در جهان عبارتنداز:1-چین 2- ترکیه 3-بنگلادش 4-پاکستان 5-اندونزی
بزرگترین صادرکنندگان پنبه در جهان عبارتنداز:1-آمریکا 2-ازبکستان 3-هند 4-استرالیا 5-برزیل
میزان تولید پنبه در ایران سالانه بین 70 هزارتا 100 هزار تن است که عمدتا در داخل کشور مصرف می شود و با توجه به نیاز 120 هزار تنی کشور کمبود آن حدود 20 تا 30 هزار تن از خارج وارد می شود.در گذشته ایران یکی از صادر کننرگان پنبه بوده است.
میزان تولید پنبه در کشورهای عمده جهان (واحد:هزارتن)
|
رتبه |
کشور |
سال 2002-2003 |
سال 2003-2004 |
سال 2004-2005 |
سال 2005-2006 |
|
1 |
چین |
4921 |
4855 |
6314 |
5704 |
|
2 |
آمریکا |
3747 |
3975 |
5062 |
5201 |
|
3 |
هند |
2308 |
3048 |
4137 |
4180 |
|
4 |
پاکستان |
1698 |
1687 |
2426 |
2145 |
|
5 |
ازبکستان |
1002 |
893 |
1132 |
1208 |
|
6 |
برزیل |
847 |
1310 |
1285 |
1023 |
|
7 |
ترکیه |
910 |
893 |
904 |
773 |
|
8 |
سایر |
3783 |
4082 |
4953 |
4616 |
|
جمع |
|
19215 |
20742 |
26213 |
24852 |
مساحت زیر کشت پنبه در کشورهای مختلف جهان در سال جاری(واحد:هزار هکتار)
|
نام کشور |
مساحت زیر کشت هزار هکتار |
نام کشور |
مساحت زیر کشت هزار هکتار |
|
افغانستان |
50 |
مکزیک |
126 |
|
آرژانتین |
400 |
موزامبیک |
196 |
|
استرالیا |
200 |
نیجریه |
380 |
|
آذربایجان |
90 |
پاکستان |
3250 |
|
بنگلادش |
50 |
پاراگوئه |
210 |
|
بنین |
285 |
سودان |
150 |
|
برزیل |
950 |
سوریه |
212 |
|
بورکینا |
700 |
تاجیکستان |
255 |
|
برمه |
300 |
تانزانیا |
300 |
|
کامرون |
225 |
توگو |
100 |
|
چاد |
350 |
ترکیه |
700 |
|
چین |
5350 |
ترکمنستان |
600 |
|
ساحل عاج |
250 |
اوگاندا |
270 |
|
مصر |
240 |
آمریکا |
5187 |
|
یونان |
300 |
ازبکستان |
1427 |
|
هند |
9250 |
زامبا |
350 |
|
ایران |
106 |
زیمبابوه |
390 |
|
قزاقستان |
195 |
کل جهان |
34744 |
|
مالی |
540 |
|
|
3- ابریشم:
مصرف ابریشم در جهان سالانه حدود 125000 تن می باشد.کشور چین بزرگترین تولید کننده ابریشم در جهان است که حدود 69% تولید ابریشم در جهان متعلق به این کشور است.پس از آن هند با 15% تولید جهان در رتبه دوم قراردارد.
هند دومین تولیدکننده ولی اولین مصرف کننده ابریشم در جهان می باشد که سالانه حدود 25 تا 28000 تن ابریشم مصرف می نماید . معمولا میزان کمبود ابریشم خودرااز کشور چین وارد می کند.صادرات ابریشم از چین به هند طی 8 ماهه سال 2006 حدود 3/283 میلیون دلار بوده است.کره شمالی و ترکمنستان هر کدام 5/4 درصد از تولید جهانی را بعهده دارند.بزرگترین صادر کنندگان ابریشم در جهان :چین با 45%-هنگ کنگ با 2/3% و کره شمالی با 8/2% و بزرگترین وارد کنندگان ابریشم:ایتالیا با 3/15% -ژاپن با7/11%-هند با 8/8% و کره جنوبی با 7% در رده های بعدی قرار دارند
تولید ابریشم در جهان:
1- چین حدود 70 تا 80 هزار تن
2-هند حدود 15 تا 18 هزار تن
3- کشورهای CIS و روسیه مجموعا حدود 33000 تن
4-برزیل حدود 2500 تن
5- کره شمالی حدود 1250تن
6-تایلند و ویتنام هریک حدود 1100 تن
در ایران یطور متوسط سالانه حدود 700 تا 800 تن نخ ابریشم تولید می شود که میزان مصرف و نیاز کشور سالانه حدود 2000 تن است لذا کسری مورد نیاز از خارج عمدتا از کشورهای CIS و چین وارد می شود.مصرف عمده ابریشم در کشور ما درتولید فرش دستباف می باشد.
· منبع: شرکت سهامی فرش ایران
فرمول شماره یک
مازوج 135 گرم
میخک( پودر) 4 گرم
آب سرد 1200 گرم
سولفات آهن تصفیه شده 45 گرم
اسید سولفوریک خالص 2 گرم
نیل 30 گرم
مازوج را نیمکوب نموده و با پودر میخک در بطری که گنجایش کافی داشته باشد بریزید. آب را به حالت نیمگرم روی آن اضافه کنید و بگذارید تا چهل روز باقی بماند و هر روز آن را بهم بزنید و سپس از صافی محکم عبور دهید و در بطری مشابهی بریزید، سپس زاج را اضافه نمائید و ظرف را به شدت تکان بدهید و بالاخره نیل را وارد محلول نموده و کاملاً بهم بزنید و یک بار دیگر صاف کنید. مرکب که به این ترتیب به دست می آید دارای رنگ کاملاً ثابت خواهد بود. رنگ نیل آبی در کیفیت این ترکیب سهم بزرگی دارد و چنانچه از جنس نامرغوب بوده و یا مقدار آن کم یا زیاد شود در رنگ مرکب تاثیر قطعی خواهد گذاشت. به جای اسید سولفوریک می توان از نیل قرمز به مقدارخیلی کم استفاده نمود. در این صورت رنگ بسیار زیبائی به دست می آید. این مرکب را باید برای یک هفته به حال خود گذاشت و سپس قسمت صاف آن را جدا نمود.
فرمول شماره دو
اسید تانیک 225 گرم
اسید گالیک 75 گرم
آب مقطر 7/2 لیتر
اسید سولفوریک 12 سانتیمتر مکعب
این مواد را مخلوط نموده و به آن 300 گرم سولفات آهن اضافه کنید، سپس محلول را در ظرف لعالی برای مدت نیم ساعت بجوشانید و برای مدت دوروز کنار بگذارید و بعد صاف نمائید و حجم محلول را به 3 لیتر برسانید. این ترکیب را به نسبت یک بر چهار در آب حل نموده و رنگ مناسب به آن اضافه نمائید.
فرمول شماره سه
اسید تانیک 90 گرم
اسید گالیک 30 گرم
سولفات آهن 120 گرم
براده آهن 60 گرم
نیل 180 گرم
آب 4 لیتر
پودر میخک 30 گرم
سولفات آهن را در یک لیتر آب حل کنید. براده آهن را در دولیتر آب بریزید و بگذارید تا 24 ساعت بماند و در این مدت چند بار بهم بزنید، سپس قسمت صاف این محلول را روی ظرف محتوی سولفات آهن بریزید. در ظرف دیگر اسید گالیک و اسید تانیک را در یک لیتر آب سرد حل کنید و این محلول را روی مواد قبل اضافه کنیدو بهم بزنید، بعد نیل آبی و در پایان میخک را به محلول بیفزائید. این مجموعه باید در ظرف کاملاً دربسته تا یک هفته باقی بماند. به جای نیل می توان از آنیلین آبی اما به مقدار بسیار کمتر استفاده نمود.
مرکب آبی مایع
فرمول
رنگ آبی قابل حل در آب 4 گرم
صمغ عربی 16 گرم
آب 200 تا 300 سانتیمتر مکعب
مرکب سبز
فرمول
اسید پیکریک 8 گرم
آب جوش 180 سانتیمتر مکعب
اسید را در آب جوش حل و به محلول زیر اضافه کنید.
ایندیگوکارمین 30 گرم
آب 750 سانتیمتر مکعب
محلول صمغ عربی 60 سانتیمتر مکعب
مرکب قرمز
فرمول شماره یک
محلول استات آمونیم 30 سانتیمتر مکعب
آب 20 سانتیمتر مکعب
ایندیگوکارمین 2 گرم
مواد فوق را حل و صاف نموده و مقدار کمی محلول صمغ عربی به آن اضافه کنید.
فرمول شماره دو
کارمین 2 گرم
صمغ عربی 8 سانتیمتر مکعب
محلول آمونیاک 16 سانتیمتر مکعب
آب تا حجم مجموع برسد به 120 سانتیمتر مکعب
کارمین را در محلول آمونیاک حل و سپس صمغ و آب را اضافه کنید.
مرکب سفید
این مرکب را می توان بیشتر رنگ سفید نامید تا مرکب، به هر حال فرمول تهیه آن به این شرح است:
فرمول شماره یک
اکسید دو زنگ 8 گرم
لعاب صمغ 2 گرم
آب 25 سانتیمتر مکعب
فرمول شماره دو
براکس 1 قسمت
لاک 5 قسمت
آب 30 قسمت
اکسید دو زنگ 4 قسمت
اکسید دو زنگ را در محلول داغ براکس و لاک اضافه کنید.
مرکب نامرئی
کلرید نیکل 1 گرم
کلرید کبالت 1 گرم
آب مقطر 40 سانتیمتر مکعب
این مواد را حل و به عنوان مرکب مصرف کنید. بر حسب ظاهر کاغذ سفید است ولیکن در مقابل حرارت چراغ نفتی یا لامپ الکتریکی حروف نمایان و خوانا می شود.
· منبع: ایران شیمی
پوستر نمایشگاه شانزدهم که یادتان هست؟ چند تار کج و معوج و تعدادی گره ترکی و فارسی که در نهایت سادگی تکه فرشی را به کاتر بریده و در کنار این چله نشانده و پوستر مهمترین نمایشگاه فرش ایران را شکل دادند!!![]()
البته امسال خلاقیت فراوانی خرج شده و دفتینی هم به این مجموعه اضافه شده که چله های فرش پایین پوستر از آن بیرون آمده و باقی داستان هم که مثل پوستر قبلیست! یعنی واقعاً مرکز ملی فرش و وزارت بازرگانی توانایی بستن قرارداد با حتی یک دانشجوی گرافیک را هم ندارند که هم آن دانشجوی بی نوا بتواند گوشه ای از خرج تحصیلش را بدهد و هم وقت مدیران این سازمانها برای طراحی پوستر گرفته نشود؟!
اگر این قرارداد بسته شود همانطور که اشاره شد علاوه بر تولید کار، وقت مدیران هم آزاد می شود و می توانند گاهی تصمیمات سازنده تری برای هنر ملی سرزمنیمان داشته باشند. اگر هم علاقه ی آنها به کار در زمینه ی گرافیک بیشتر است – که مقداری هم با طراحی این پوسترها در آن تجربه کسب کرده اند – می توانند جای خود را به یک گرافیست بدهند تا او هم کمی در زمینه ی فرش تجربه به دست آورد. البته سالهاست که پایه ی صندلی غیر فرشی ها روی ترنج فرش جا خوش کرده و حتی برای جارو کشیدن و یا شستشو دادن فرش هم از آن بلند نمی شود.
کار گاه رنگرزی سنتی (1)
تعداد واحد : 3
نوع واحد : کار گاهی
پیش نیاز : اصول رنگرزی
هدف : آشنایی دانشجویان با مراحل رنگرزی طبیعی( سه رنگ اصلی قرمز ـ زرد ـ آبی )
سر فصل دروس :
ـ آشنایی دانشجویان با مواد رنگزای طبیعی روناس ـ پوست گردو ـ نیل ـ نیل شیمیایی و...
ـ آشنایی دانشجویان با نحوه کلاف بندی و آماده سازی آن برای رنگرزی .
ـ آشنایی دانشجویان با انواع دندانه ها ـ چگونگی به کارگیری آنها در رنگرزی ـ عمل دندانه چیست ؟ انواع دندانه های رنگی ـ تاثیر دندانه های رنگی بر شید رنگرزی
ـ شیوه دندانه دادن الیاف و بررسی نحوه عمل دندانه روی الیاف .
ـ آماده کردن حمام رنگرزی .
ـ محاسبات مربوط به رنگرزی (تهیه نسخه رنگرزی شامل محاسبه مقدار آب ـ مقدار رنگو ...).
ـ آشنایی با مراحل عملی رنگرزی ـ رنگرزی روی الیاف و تهیه شید های مختلف با استفاده از رنگ های مختلف.
ـ آشنایی با شیوه های مختلف دندانه دادن الیاف .
دندانه دادن الیاف قبل از رنگرزی
دندانه دادن الیاف همزمان با رنگرزی
دندانه دادن الیاف بعد از رنگرزی
کلیه موارد عملیات رنگرزی در این کارگاه به روش دندانه دادن الیاف قبل از رنگرزی انجام خواهد شد .
ارزیابی دانشجویان به صورت نمره حاصل از مجموع کار های عملی در طول ترم و آزمون کتبی و عملی در پایان ترم خواهد بود .
کار گاه رنگرزی سنتی (2)
تعداد واحد : 2
نوع واحد : کارگاهی
پیش نیاز : کارگاه رنگرزی سنتی ( 1)
هدف : آشنایی دانشجویان با مراحل عملی رنگرزی طبیعی (رنگ های ترکیبی )
سر فصل دروس :
ـ ادامه آشنایی با مراحل عملی رنگرزی ـ رنگرزی الیاف در شیوه های گوناگون با استفاده از ترکیب های مختلف دندانه و مواد رنگزای طبیعی .
ـ آشنایی دانشجویان با تاثیر قدرت رنگی بعضی از مواد رنگزای طبیعی بر روی یکدیگر ( قدرت جذب بیشتر و واکنش سریع آنها در رنگرزی نسبت به هم ).
ـ آشنایی دانشجویان با چگونگی ایجاد نا یکنواختی بر روی کالای رنگ شده ( دلیل آن )
* کلیه عملیات رنگرزی در این کارگاه به شیوه دندانه دادن الیاف همزمان با رنگرزی انجام خواهد شد .
* ارز یابی دانشجویان به صورت نمره حاصل از مجموع کار های عملی در طول ترم و آزمون کتبی و عملی در پایان ترم خواهد بود .
کار گاه رنگرزی سنتی (3)
تعداد واحد : 3
نوع واحد : کار گاهی
پیش نیاز : کار گاه رنگرزی سنتی (2)
هدف : آشنایی دانشجویان با مراحل رنگرزی
سر فصل دروس :
ـ ادامه آشنایی با مراحل رنگرزی ـ رنگرزی الیاف در شیوه های گوناگون با استفاده از ترکیب های مختلف دندانه و مواد رنگزای طبیعی .
( ادامه مطالب باقی مانده از کار گاه رنگرزی سنتی2)
کلیه عملیات رنگرزی در این کارگاه به روش دندانه دادن الیاف بعد از رنگرزی انجام خواهد شد .
ـ مقایسه شیوه های مختلف دندانه دادن الیاف رنگ شده به شیوه های مذکور از لحاظ شید رنگ ـ نا یکنواختی و ...
ارزیابی دانشجویان به صورت نمره حاصل از مجموع کار ها ی عملی در طول ترم و آزمون کتبی و عملی در پایان ترم خواهد بود .
کار گاه رنگرزی سنتی (4)
تعداد واحد : 3
نوع واحد : کار گاهی
پیش نیاز : کار گاه رنگرزی سنتی (3)
هدف : آشنایی دانشجویان با شیوه های مختلف رنگرزی و تحقیق و بررسی روی مواد رنگزای طبیعی مناطق مختلف کشور .
سر فصل دروس :
ـ تحقیق و پژوهش عملی دانشجویان با شیوه ها ی گو نا گون رنگرزی سنتی در مناطق مختلف کشور
ـ تحقیق و پژوهش عملی دانشجویان بر روی مواد رنگزای طبیعی مناطق مختلف کشور
ـ تحقیق و پژوهش عملی دانشجویان روی ثبات لازمه مواد رنگزای طبیعی.
( تعیین درجه ثبات نوری ـ شستشو ـ سایشی )
ارز یابی دانشجویان به صورت نمره حاصل از مجموع کارهای عملی و تحقیقی در طول ترم و آزمون کتبی و عملی در پایان ترم خواهد بود.
کار گاه رنگرزی شیمیایی (1)
تعداد واحد : 3
نوع واحد : کار گاهی
پیش نیاز : اصول رنگرزی
هدف : آشنایی دانشجویان با مراحل عملی رنگرزی (تهیه نسخه رنگرزی شامل محاسبه مقدار آب ـ مقدار رنگ ـ مقدار مواد تعاونی و ...)
ـ نحوه محلول کردن رنگ و بررسی دلایل آن .
ـ نحوه تهیه محلول رنگ 10 گرم در لیتر در آزمایشگاه .
ـ آشنایی با مراحل عملی رنگرزی ـ رنگرزی الیاف در سه رنگ اصلی قرمز و آبی و زرد و شیوه های مختلف آن .
*ارزیابی دانشجویان به صورت نمره حاصل از مجموع کار های عملی در طول ترم و آزمون کتبی و عملی در پایان ترم خواهد بود.
کار گاه رنگرزی شیمیایی (2)
تعداد واحد : 3
نوع واحد : کار گاهی
پیش نیاز : کارگاه رنگرزی شیمیایی 1
هدف : متأسفانه اهداف این درس یافت نشد.
*ارزیابی دانشجویان به صورت نمره حاصل از مجموع کار های عملی در طول ترم و آزمون کتبی و عملی در پایان ترم خواهد بود.
شیمی تجزیه و آزمایشگاه
تعداد واحد : 3
نوع واحد : نظری ـ عملی
پیش نیاز : شیمی عمو می و آزمایشگاه
هدف : آشنایی دانشجویان با اجزاء مواد شیمیایی و کاربرد آنها .
سر فصل دروس :
کلیاتی درباره حلال پدیده انحلال تفکیک الکترولیتها قانون اثر جرم تعادل های شیمیایی غلظت فعالیت و محاسبه ضریب فعالیت کاربرد روشهای آماری در ارزیابی نتایج آزمایشها انواع خطا ها و روش تنظیمی و اندازه گیری آنها .
اسید ها و بازها : فعالیت قدرت نسبی اسید ها و بازها مفهوم و محاسبه PH محلولهای بافر محاسبه PH محلولهای بافر شناسایی اسید و باز منحنی های خنثی شدن .
تعادلهای اکسیداسیون و احیاء : انواع شناساگر ها تشریح منحنی های تیتراسیون .
کمپلکسها : کلیاتی در باره کیگندها پایداری کمپلکسها محاسبه ثابتهای تعادل مشروط پدیده استفاده از استتار و حذف آن شناساگری کمپلکس متری و تاثیر عوامل مختلف بر فعالیت آنها تیتراسیونهای کمپلکس متری
واکنشهای رسوبی : حلالیت و حاصل ضرب حلالیت محاسبه حلالیت در سیستمهای چند تعادلی تا ثیر عوامل مختلف رسوبهای کلوئیدی ساختمان و جذب یون ها درسطح رسوبهای کلوئیدی بررسی دو پدیده هم رسوبی و ته نشینی انتخابی انواع رسوب دهنده های معدنی و آلی اصول گراویمتری .
مقدمه ای برروشهای تجزیه الکتروشیمایی : واکنشهای اکسیداسیون و احیاء پتانسیل الکترود ، پتانسیل استادندارد ، محاسبه پتانسیل تعادل محلولهای مختلف ، الکترود هیدروژن نرمال ، الکترود کالومل ، ثابتهای تعادل ، تعریف انواع پیلهای الکتروشیمیایی ، پتانسیل الکترود و اثر غلظت برآن ، الکترودهای شاهد ، روشهای مختلف تعادل پتانسیومتری ، سیستمهای الکترودی و تقسیم بندی الکترودها ، روشهای تیتراسیون پتانسیومتری کاربرد پتانسومتری در اندازه گیری های اکسیدی و احیائی کمپلکس متری اسید ،بازو رسوبی ، اندازه گیری PH و PHمتری ، الکترولیز و روشهای مختلف آن .
کولومتری : روشهای مختلف کولومتری و کاربردهای آن در تیتراسیون.
پلاروگرافی : اساس روش و دستگاههای مورد نیاز ، شدت جریانهای انتشار و حد ، جریان نتتکی ، پتانسیل نیمه موج و طرز استفاده از پلاروگرامهای ارزش خاص پلاروگافی از نظر تجزیه مواد معدنی و آلی .
آمپرومتری : اساس عمل و وسائل مورد نیاز ، روشهای مختلف ، کاربرد به عنوان روش شناسگر در اندازه گیری های مختلف و متوالی و مقایسه آمپرومتری با سایر روشهای تیتراسیون .
شیمی و تکنولوژی مواد رنگرزی و آزمایشگاه
تعداد واحد :3
نوع واحد : نظری ـ عملی
پیش نیاز : اصول رنگرزی
هدف : آشنایی دانشجویان با ساختار متشکله رنگ و مواد واسطه
سر فصل دروس :
ـ مقدمه ای شامل طبقه بندی رنگها بر حسب ساختمان شیمیایی و کاربرد آنها در نساجی .
ـ مقدمه ای بر مواد واسطه شامل مشتقات مستخرج از تقطیر قطران زغال سنگ و شرح واکنشهای سولفوتاسیون ، نیتراسیون ، هالوژناسیون و آمیناسیون .
ـ مواد رنگزا شامل رنگهای : اسیدی ـ آزوئکـ بازیک ـ مستقیم ـ دیسپرس دندانه ای ـ پگمنتها ـ خمی ـ گوگردی و رآکتیو.
ـ مقدمه ای بر خواص ثباتی رنگها در برابر عوامل مختلف.
تکنولوژی رنگ
تعداد واحد : 3
نوع واحد :نظری ـ عملی
پیش نیاز : شیمی و تکنولوژی مواد رنگرزی و آزمایشگاه
هدف : بررسی ماهیت فیزیکی و شیمیایی نور و رنگ و خواص آنها در صنعت .
سر فصل دوس :
مقدمه ای از نور شامل طبیعت نور و اصلاح نور ـ تعریف رنگ ـ منابع نوری طبیعی و مصنوعی ـ استاندارد کدن منابع نوری از طریق جسم سیله ـ جسم و دیدبان استاندارد ـ دیدبانها از کمبود تشخیص رنگ ـ اختلاط کاهشی و افزایش رنگ ـ سیستمهای رنگ منظم شامل مانسل و سی . آی . ئی .ـ توسعه و کاربرد سیستم سی .آی . ئی در صنعت ـ بررسی منابع نو و پدیده های تطابق جسم ـ تفسیر منابع نوری ـ پدیده های فلورسنس و فسفورسنس ـ متافاریزم و معادلات آن ـ مقیاسهای سفیدی و زردی مواد واسطه و مواد رنگزا و مربوطه ـ کنترل رنگ در صنعت توسط ماشینهای اندازه گیری هماهنگی و حدرواداری رنگ .
فیزیک الیاف و آزمایشگاه
تعداد واحد :3
نوع واحد : نظری ـ عملی
پیش نیاز : علوم الیاف و آزمایشگاه
هدف : شناخت علمی و عملی خواص مکانیکی و فیزیکی الیاف با در نظر گرفتن شرایط مختلف مراحل تولید .
سر فصل دروس :
بررسی کلی ساختمان و خواص فیزیکی الیاف با روشهای فیزیکی و استفاده از میکروسکوپ و اشعه ایکس برای بررسی ساختمان داخلی الیاف .
طول الیاف و روشهای اندازه گیری طول و تغییرات طولی الیاف .
ظرافت الیاف و روشهای اندازه گیری و مقایسه آنها.
وزن مخصوص و روشهای اندازه گیری و مقایسه وزن مخصوص و اثر رطوبت بر وزن مخصوص الیاف.
جذب متعادل رطوبت و تعاریف و مقایسه میزان رطوبت الیاف مختلف ، روشهای اندازه گیری.
تئوری مختلف جذب رطوبت .
ایجاد حرارت در اثر جذب رطوبت روشهای اندازه گیری و مقایسه الیاف مختلف.
تورم الیاف ، تعاریف اولیه و مقایسه الیاف مختلف.
خواص مکانیکی الیاف ، مقایسه منحنی های نیرو و با استرس ، ازدیاد طول نسبی الیاف مختلف ، روشهای مختلف اندازه گیری خواص مکانیکی در جهت طول الیاف ـ خواص مکانیکی در جهت های دیگر ـ خواص ویسکوالاستیکی خزش .
اثر طول نمونه دیگر پارامترهای اندازه گیری بر نتایج
قابلیت بازگشت الاستیک در الیاف ، روش اندازه گیری و مقایسه نتایج برای الیاف مختلف.
خواص حرارتی الیاف مختلف و تغییرات ساختمانی الیاف در اثر حرارت و ثبات حرارتی الیاف .
خواص الکتریکی .
فرش های چینی با روشنی و سادگی نقوش و با لحن سنگین رنگ های خود که کاملا آشکار است، جامعیت و آرامش خاصی را ارائه می دهند. از نظر رنگ و طرح، فرش های قدیمی چینی نشان دهنده ی جذابیت ویژه، توازن ذاتی و در عین حال جامعیت شگفت انگیزی نسبت به تمام هنرهای چینی می باشند. رنگ های فرش معمولا در نگاه اول تأثیرگذارتر از طرح آن هستند. آمیزش هماهنگی رنگ ها در فرش باعث مطلوبیت آن می شود، حتی اگر طرح جالب توجه نباشد. در حالی که رنگ نامناسب قوی ترین طرح ها را نیز ضایع می کند. کار رنگ ها، کاری هیجان انگیز و حساس است و تصور حساس رنگ، مثل حس دقیق موسیقی، موهبتی است که به انسان داده می شود.
آنان که رنگ های غنی فرش های ایرانی، اختلاط خیره کننده رنگ های فرش های قفقازی و سازگاری با نشاط رنگ های فرش های سمرقندی را می ستایند، به سختی می توانند طرح فرش های کلاسیک چینی را تحسین کنند. رنگ های فرش های ایرانی پایان ناپذیر است. در فرش قفقازی رنگ های بسیار متضاد و درخشان در کنار یکدیگر قرار می گیرند. طرح های برجسته و رنگ های سرخ و آبی خصیصه فرش های قدیمی ختنی است. از این ویژگیها چیزی در فرش های چینی قدیمی وجود ندارد، به ویژه در فرش های اولیه، چینی ها، خود را به چند رنگ محدود کردند. برخی اوقات فقط به دو رنگ بسنده کرده اند. ولی می دانستند که چگونه آنها را به کار برند. اما گرچه فقط دو رنگ وجود دارد، یعنی رنگ آبی زیبا در زمینه خاکستری زرد فام، ولی تأثیر لذت بخش خاصی را باعث می شود. در فرش هایی که سپس تولید شده اند، چینی ها به ترکیب رنگ های فرش افزوده اند. با این حال به طورکلی تصویر متفاوتی از فرش های شرق ظاهر شده است. چینی ها به انزوا و خلوت رنگ های خود وفادارمانده اند و از خودنمایی پرهیز کرده اند. رنگ همه جا حاضر و عنصر حاکم در طرح، رنگ آبی است که آن را آبی سلطانی می خواند. فرش پکنی غالبا با متنی از رنگ آبی تیره به فرش چینی سنتی، نزدیک تر باقی ماند. اما بیشتر فرش هایی که در شهر بندری "تیان جین" و اطراف آن بافته می شدند، دارای رنگ های روشن و جدید بودند که با گذشت زمان ملایم تر شدند. فرش های قدیمی ناحیه ی ختن به رنگ های تیره هستند در صورتی که قدیم ترین نمونه های فرش با پرز پشم و منسوب به کاشغر در مقایسه با نمونه های منسوب به ختن و یارکند رنگ های کم تر و سختی و خشکی بیشتری دارند. قرمزوآبی رنگ های غالب هستند. «قدیمی ترین فرش های ابریشمی چینی متعلق به قرن هفده و هجده هستند و معمولا دارای طرح ها و رنگ هایی از شرق ترکستان هستند.» (میلانسی 172،1999)
در قرن هفدهم میلادی، رقیبی برای رنگ آبی سیر پیدا شد، یعنی آبی روشن ویژه، که به رنگ آبی تخم پرنده سینه سرخ شناخته می شود. به نظر می رسد تمام رنگ های آبی در فرش های چینی قدیمی با نیل رنگ شده اند. نیل گیاهی است که در چین و بعضی نقاط آسیا می روید و می توان تمام پرده های رنگ آبی، از کم رنگ ترین تا تقریبا سیاه را به کمک آن تولید کرد. هنری که نیل به تنهایی دارد، این است که گرچه رنگ تولیدی آن با استفاده مداوم ممکن است، کم رنگ تر شود ولی رنگ آن، شفاف تر و زیبا تر می شود. فرش های چینی ثابت می کند که رنگ ها محو می شوند، ولی آبی، آبی می ماند.با وجود وفور رنگ آبی ذرفرش های اولیه چینی، به ندرت این رنگ درزمینه آن دیده می شود و عموما این رنگ در نقوش مطرح است. فقط در یک گروه مجزای فرش، نقوش وزمینه های آبی وجود دارد. چینی ها برای زمینه نقوش آبی، رنگ های قهوه ای،سفید،زرد و نوعی قرمز ویژه را به کار می برند.
رنگ قهوه ای ممکن است، موی طبیعی شتر یا پشم گوسفند باشد. در میان رنگ های قهوه ای رنگ شده، نمونه های حنایی، قهوه ای روشن، شنی و اخرایی به ویژه مطلوبند و رنگ مسی کم رنگ که تاجران فرش در پکن آن را « کو تونگ سی (ku tung se ) » می خوانند، نیز مورد تقاضاست. "کو" به معنی کهنه، "تونگ"، مسی و "سی" به معنی رنگ است. اما پرده های رنگ خرمایی و خرمایی مایل به قرمزکمتر مشاهده می شود، چون چینی ها رنگ های قهوه ای ملایم را ترجیح می دهند، اگر چه یک رنگ قهوه ای تیره نیز وجود دارد. این رنگ قهوه ای از ماده معدنی منگنز است که به تدریج پشم را می خورد و عارضه ناخواسته ای را به وجود می آورد، به گونه ای که نقاط قهوه ای، کنده شده و الگوی خاصی را ایجاد می کنند. رنگ سفید در هر پرده رنگ ممکن، ظاهر می شود. سفید خاکستری، سفید برفی، سفید چینی، سفید عاجی، سفید پوسته تخم مرغی و سفید کاغذی، رنگ زرد در پرده های کرمی، زرد عسلی، کهربایی و نارنجی دیده می شود. زرد لیمویی قبل از قرن 19م دیده نمی شود اما بعدا در فرش های جدید، رنگ نه چندان مناسب زرد مایل به سبز ظاهر می شود. رنگ زرد امپراتوری دارای جلای طلایی است وازانواع رنگ های طلایی، درخشان ترو زردتراست. رو دوزی های ابریشمی نمونه شاخصی است که رنگ زیبا و درخشانی دارد اما رنگ زرد امپراتوری نقش غالبی در دربار پکن داشته است. نوعی رنگ قرمز معروف لاکی که در فرش های ایرانی،رنگ معمول است در فرش های چینی متداول نیست. رنگ سیاه به ندرت استفاده شده، ولی هرگاه دیده شود رنگی مؤثراست. رنگ خاکستری در حاشیه بیرونی فرش ظاهر شده وازقرن 18به بعد حاشیه بیرونی آبی رنگ است.
رنگ سبز بسیار نادر است،گر چه غالبا در فرش های نوین ترکستان شرقی دیده می شود. بعضی متون به رنگ سبز در فرش های دوره"مینگ" اشاره دارند. « تهاجم رنگ های آنیلین به چین در پایان قرن 19نتایج ویرانگری داشت. این حادثه با تولید انبوه و تبدیل فرش به یک کالای صرفا صادراتی،فرش چینی را به عنوان یک شئ هنری از بین برد». ( لورنز104،1972) در اوایل قرن بیستم فرش بافی عمدتا در شهرهای بزرگ تر و درشرق چین انجام می شد. رنگ های آنیلین،باعث شده است که رنگ های درخشان جزو اصلی فرش های چینی مدرن باشند. در فرش های تاریخی، رنگ سبز به دوصورت دیده می شود. یک گروه رنگ سبزبازکه بیش از آبی،رنگ زرد در خود دارد که رنگ یشم را هدف خود قرار داده است. گروهی دیگر رنگ سبز زیتونی است. همچنین می تواند هردو حالت وجود داشته باشد، چون رنگ های فرش درمقابل نورمتغیرهستند و یک فرش ممکن است اگردرنور روزروشن، مشاهده شود رنگ سبزباز شفافی را بروز دهد و اگر در نور اندک باشد رنگ سبز پرده زیتونی خود را آشکار می سازد. چنین تغییرات رنگ، منحصر به رنگ سبز نیست. رنگ های فرش های شرقی با تغییر نحوه نوردهی برروی آن ها متفاوت به نظر می رسند. هر گاه نور در جهت خواب پرز به آن ها بتابد، رنگ ها همواره بازترمشاهده می شوند. به طور خلاصه رنگ هایی که غالبا در فرش های چینی وجود دارند به ترتیب فراوانی آن ها چنین بیان می گردند:آبی تیره، زرد، آبی روشن، زرد آلویی، عاجی، قهوه ای تیره، کرم، قرمزکهنه، سبز، قرمز میوه ای، قرمز خرمالویی، سفید-خاکستری، آبی کبود، هلویی، رنگ ماهی آزاد، قرمز مایل به قهوه ای، زرد مایل به سبز، آبی فیروزه ای، رزمسی و سیاه، همچنین رنگ های کهربایی،قهوه ای روشن و شنی را نیز باید به ترتیب فراوانی اضافه کرد و رنگ های قرمزمیوه ای، سفید-خاکستری، رنگ ماهی آزاد، بیش از رنگ سبز معرف ویژگی فرش چینی هستند.
· منبع:سامانیان،صمد، IRAN RUGS ،شماره 76
مهم ترین رنگ سرخ مورد مصرف دررنگ سازی «روناس» است که ازریشه بوته روناس بدست می آ ید. ریشه روناس از وقتی دو ساله شد مورد استفاده قرارمی گیرد. این گیاه در هفت سالگی دارای مقداررنگ بیشتری است و رنگ آن ارغوانی سیر است و هرچه گیاه جوانتر باشد رنگ آن به قرمزسفالینه ای می گراید.از دیگر رنگ های قرمز مایل به ارغوانی، رنگی است که ازریشه هوایی گیاه چوبه می گیرند. رنگ سرخ تند ویژه ای نیزازلاک بدست می آید که محصول فرعی صمغ لاک است.
یکی از رنگ های زرد، گل رنگ است که از گلبرگ خشک شده وکوبیده ی آن جهت ساخت زرد لیمویی استفاده می شود، ازدیگرزردها زرد زعفران است که ازکلاله زعفران بدست می آید که بسیارگران بوده وبیشتر برای ابریشم بکار می رود. یکی دیگرازانواع زرد، زردچوبه است که به آن زعفران هندی نیزمی گویند از شیره پوست انارنیززرد ملایمی بدست می آید. دیگر زردهای مورد استفاده دررنگرزی سنتی زردی است که ازگل میمون بدست می آید یا ازتوتهای کوهی نرسیده که مایل به نارنجی است. زرد«گندل» نیزاز گیاه«گندلاش» و زرد پاییزی ازبرگ مو بدست می آیند.
رنگ آبی، تقریبا منحصرا از«نیل» بدست می آید که ازبرگهای گیاه رنگ «وسمه» تولیدمی شود. دیگر آبیها برگ قیطران به رنگ ارغوانی-آبی که ازبرگ گیاه گرفته می شود و درصورت ثابت شدن بوسیله اوره، رنگ آبی فیروزه ای بدست می دهد.
سبزچینی ازدوگیاه از خانواده خولان بدست می آید. ازترکیب زرد گل میمون و «نیل» نیزسبزی بدست می آید که به سبز«نبی» معروف است.
از پوست گردو رنگ قهوه ای بدست می آید و اگراین قهوه ای مجددا با روناس رنگ شود رنگ شتری بدست می آید. رنگ شتری دیگرازپوست کوبیده اناروپوست بلوط بدست می آید. اگر الیافی را که قبلا با نیل سورمه ای کرده اند با ترکیب جوهرمازو و زاج زرد رنگ درست کنند رنگ مشکی سیربدست می آید.
ارامنه ای که در ایران به قالیبافی می پرداختند ، علاقه زیادی به رنگ های سیر با فام تیره داشتند. در زمان شاه عباس صفوی ،با توجه به این موضوع ، شاه دستور داد گیاه «گل شار» را که رنگ های سیر تولید می کند و خاص مناطق شرقی ایرانی است را به غرب (منطقه فریدن) آوردند تا ارامنه از آن استفاده کنند.![]()
در فرش های ارمنی - بر خلاف فرش های اصیل ایرانی – از رنگ صورتی استفاده شده است این رنگ معمولا از قرمزدانه ( که شیدهای صورتی روشن تا بنفش تیره را تولید می کند ) به دست می آید. گونه ای از قرمزدانه در ارمنستان یافت می شود که در منابع تاریخی از آن یاد شده است، برای مثال در «حدود العالم» آمده است : « دون شهری عظیم است و قصبه ارمنیه است ... از وی کرمی خیزد کی از وی رنگ قرمز کنند.۱ » «ابن حوقل» در «صوره الارض» در مورد همین شهر «دون» آورده است : « ... و قرمز رنگی سرخ است که بدان پارچه مرعزی ]همان پارچه کرکی [ و پشم را رنگ کنند و اصل آن از کرمی چون کرم ابریشم است که دور خود می تند.۲ » همچنین «مقدسی» در «احسن التقاسیم» و «یعقوبی» در«البلدان» در مورد قرمزدانه ی ارمنی توضیحاتی داده اند . در ارمنستان این رنگ را Vortan karmir می نامند.
همچنین ارامنه از رنگ قرمز دیگری که از گیاه «تورون» (مارنا) ] Toron (Marena) [ به دست می آید ، استفاده می کردند. امروزه در قالی های ارمنی باف از رنگ های قرمز روشن و آبی استفاده زیادی می شود، رنگ های طلایی و سبز هم معمولا به کار می روند ولی رنگ قهوه ای تیره به ندرت کار می رود.
1. به کوشش منوچهر ستوده، حدود العالم من المشرق الي المغرب، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1340 ، ص 159 .
2. ابن حوقل، صورة الارض، ترجمه جعفر شعار، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، تهران ، 1345 ، ص ۹۰ .
ای رنگرز بزرگ عالم
صنعتگر جنّ و دیو و آدم
گویند که سرخ و آبی و زرد
در رنگ بود دوای هر درد
این هر سه تو کرده ای پدیدار
در رونّاس و نیل و برگ هر دار
رونّاس تو قرمزیست زیبا
زینتگر نقش فرش و دیبا
بس زرد که کرده ای تو پنهان
در برگ گیاه های الوان
نیل تو که هست آبی نغز
با زرد گیاه می دهد سبز
این هر سه که رنگ های اصلیست
در دفتر رنگ هات فصلیست
ترکیب نموده ای بسی رنگ
در جانور و گیاه و هر سنگ
لعل و شبق و زمرّد و یشم
گردد خیره، ز دیدنش چشم
قرقاول و کبک و ببر و طاووس
با رنگ تو بر فلک زند کوس
با زرد تو ای جناب باری
گنجشک حقیر شد قناری
در جَفت بلوط و پوست گردو
صد رنگ نهاده ای چو جادو
در پوست انار یکّه و فرد
از سرخ و سیاه هست تا زرد
در کرم ضعیف ناتوانی
هشتی به ودیعت ارغوانی
قرمزدانه ایست نام آن کرم
یک گندم و بیش باشدش جرم
اما در رنگ فرش و قالی
خود دنیایی است فرد و عالی
تا رنگ پذیرد هر سپیدی
دندانه ی زاج آفریدی
در وصلت رنگ و پشم چون عاج
دلال محبت است این زاج
پس پایه ی آفرینش رنگ
نرمی گیاه و سختی سنگ
وین بلعجب اندرین نمایش
جان مایه ی رنگ و آب و آتش
ما را تو به هر طرف کشاندی
هر روز به مشغلی نشاندی
یک روز بز و الاغ تعلیف
یک روز کتاب و درس و تألیف
امروز که پیری است و سستی
رنگم کردی به چیره دستی
با عشق به رنگ زنده ام من
این هم کلکی ز توست ذوالمن
شعر از: سید عباس سیاحی